موضوع ۴٠۸: تفاوت رفتاری بین ذوالقرنین و فرعون.
در سرشت انسان گذاشته شده که وقتی کسی به او خدمتی کرد (یک خدمت مهم و سرنوشتساز) دوست دارد نسبت به او احترام ویژهای داشته باشد، نسبت به او ارادت پیدا میکند و از میان انسانها کسانی که قدرت استقلال، تفکر و تحلیلشان پایینتر است، آنها حتی آمادگی پیدا میکنند تا با شیوه غیر ارزشی از آن صاحب نعمت و امکانات تشکر کنند، حتی حاضر هستند مهتری و آقایی او را بر سر خودشان بپذیرند و خودشان چاکر و نوکر او باشند. متأسفانه هم اکثریت مردم این گونهاند، ولی قرآن کریم میآید به صاحب امکانات میگوید شما حق ندارید در ازای خدماتی که در حق مردم انجام میدهید آنها را به بندگی خودتان بگیرید و دقیقا فرق انسانهای مؤمن و غیر مؤمن همین است. اصلا خدا، دین، جهان آخرت، ثواب، کسب رضای الله و همه اینها که گذاشته شده برای همین است که کسی که خدماتی برای مردم برای ثواب و کسب رضای خدا و برای بهشت انجام بدهد دست از سر مردم بردارد، مردم را به ازای خدماتی که انجام میدهد به بردگیاش نکشد تا مردم آزاد باشند و عزتمندانه زندگیشان را بکنند، پس تا دین و آخرت و خداباوری نباشد امکان دارد مردم به بردگی کشیده شوند و دقیقا توحید و دین و قرآن آمده تا به نفع مردم باشد تا مردم را از بردگی آزاد کند.
شما میتوانید فرعون و ذوالقرنین را با هم مقایسه کنید؛
مثال شخص مؤمن و غیر مؤمن، ذوالقرنین که مومن بود در سوره مبارکه کهف آیه ۸۳ که از شرق تا غرب زمین میرفت و سفر میکرد و خدا میداند چه خدماتی برای مردم انجام میداد خصوصا آنجایی که قرآن میگوید: مردم را از شر یأجوج و مأجوج نجات داد با آن سد آهنین که کشید، با آن مهندسی بالایی که انجام داد بعد از آن خدمت بزرگ فرمود: «قَالَ هَذَا رَحْمَةٌ مِنْ رَبِّي» (کهف/٩٨) این کاری که انجام دادم رحمتی از جانب الله بود من کارهای نبودم، ولی از آن طرف فرعون را ببینید موسی را نکشته، بزرگش کرده، البته این کار هم به زور زنش بوده که موسی را نکشت و بعد میگوید: «قَالَ أَلَمْ نُرَبِّكَ فِينَا وَلِيدًا وَلَبِثْتَ فِينَا مِنْ عُمُرِكَ سِنِينَ» (شعرا/۱۸) مگر ما تو را بزرگ نکردیم، ما تو را بزرگ کردیم و تو چند سال از عمرت پیش ما بودی؛ یعنی حالا که ما تو را بزرگ کردیم حالا دیگر خلاف ما عمل نکن از من فرمان ببر چرا تابع من نمیشوی؟ ببینید این خدمت را انجام داده و بعد انتظار اطاعت و فرمانبری و بردگی را از او دارد و پیامبر موسی علیهالسلام اینگونه جوابش را میدهد؛ «وَتِلْكَ نِعْمَةٌ تَمُنُّهَا عَلَيَّ أَنْ عَبَّدتَّ بَنِي إِسْرَائِيلَ» (شعراء/۲۲) آیا این منتی است که تو بر من میگذاری که در مقابل بنی اسرائیل را به بردگی کشیدی؛ یعنی تو کودکان را میکشتی (کودکان بنی اسرائیل را) و اگر نمیکشتی که من دست تو نمیرسیدم من پیش مادرم بزرگ میشدم. تو کودکان را کشتی که آنها را به بردگی خودت بگیری حالا از ترس اینکه مرا بکشی من را در دریا انداختند و رسیدم به دست تو و بزرگم کردی. حالا این منّت است، منتی است که داری سرم میگذاری و در مقابل آن همه بنیاسرائیل را به بردگی گرفتی. این را ببینید و کلاً داستانهای پیامبران در قرآن و مخالفین پیغمبران و کافران و ملأ بزرگان قومهای مختلف که در قرآن آمده آنها را بررسی و مقایسه بکنیم تا مشخص شود که کسی که ایمان دارد در مقابل خدماتی که انجام میدهد چه رفتاری دارد و آن کسی که ایمان ندارد در مقابل خدماتی که دارد انجام میدهد چه رفتاری از خودش بروز میدهد.