دانلود فایل تصویری  دانلود فایل صوتی 

موضوع ۲۸۵: کار درست را درست انجام دادن.

الله به عیسی علیه‌السلام کتاب و حکمت یاد می‌دهد. حکمت چیه که عیسی آموزش می‌بیند. حکمت از ریشه حَکَمَ هست و به قول ابن درید صاحب جمهرة اللغه و البته بیشتر کتاب‌های لغت به معنای منع و جلوگیری هست، چون حکمت از این که کار خراب شود جلوگیری می‌کند در نتیجه کار محکم می‌شود وقتی کار خراب نشد محکم می‌شود.

محکم هم از ریشه حَکَمَ هست حکمت اگر بخواهیم تعریف بکنیم می‌توانیم بگوییم تصرف مناسب در موقعیت مناسب، انجام کارِ مناسب در موقعیتِ مناسب، کلام مناسب در موقعیتِ مناسب، رفتارِ مناسب در موقعیتِ مناسب، حتی یه لبخندِ مناسب در موقعیتِ مناسب، اظهارِ نظرِ مناسب در موقعیتِ مناسب، قضاوتِ مناسب در موقعیتِ مناسب، حتی کسی را می‌خواهیم نصیحت کنیم یا مشورت می‌دهیم، نصیحت و مشورتِ مناسب در موقعیتِ مناسب؛

کلاً هر چیزی هر حالتی هر رفتاری و هر گفتاری باید با مقتضای حال ما مطابقت داشته باشد و این جور زندگی کردن فضل خداست خیلی تلاش و خود مدیریتی می‌خواهد و البته هر کس تلاش کرد خدا هم به او می‌دهد. در سوره مبارکه بقره آیه ۲۶۹ می فرماید: «يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشَاءُ»به هر کس خواست حکمت می‌دهد

«وَمَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْرًا كَثِيرًا» و هر کس به او حکمت داده شد پس خیر و خیرات فراوانی نصیبش شده «وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ» و جز خردمندان کسی متوجه این قضیه نمی‌شود؛ یعنی این قضیه که در این آیه بیان شده جز آدم‌های باهوش و زرنگ کسی متوجه اهمیتش نمی‌شود.

حکمت خیلی مهمه یا بخواهیم به عبارت دیگر حکمت را توضیح دهیم این است که آدم کار درست را درست انجام بدهد. این موضوع مهمه به همین خاطر داریم بیشتر به آن می‌پردازیم.

یه وقتی آدم کار خودش را درست و بی عیب انجام می‌دهد، ولی اصل آن کار که انجام می‌دهد درست نیست؛ مثلا به یک نفرِ بزرگ و عاقل می‌خواهد به زور نمازخون بار بیاورد، به زور با حجابش کند و البته موفق هم می‌شود. چرا؟

چون درست آن تنبیه‌ها را انجام می‌دهد و پیاده می‌کند، آن شخص هم از روی ترس و اجبار نمازش را می‌خواند، حجابش را رعایت می‌کند، اما به این حکمت نمی‌گویند، آن شخص حکیم نیست، چون اصلِ کارش درست نیست، ولی یه وقتی کار درسته ولی درست انجامش نمی‌دهد؛ مثلا می‌خواهد دوستیِ بین دو نفر را حفظ کند، ولی طوری صحبت می‌کند، کارهایی انجام می‌دهد که رابطه‌ی بین آن دو نفر بدتر خراب می‌شود، این شخص هم حکیم نیست،

پس کار درست را درست انجام دادن حکمت می‌شود.