موضوع ۱۴۰: چرا خیلیها از بدی کار میدونن اما باز انجام میدن؟
آیه نوزده و بیست یک آسیب فکری و ایمانی که از همه چیز مهمتر است را مطرح کرد و با یک پرسش آن را ریشهیابی کرد. ریشه که مشخص شد راهحلش هم مشخص میشود. این مسئله در تمام آسیبهای اجتماعی صادق است. مثلا میدانید که عشقورزی و فرزند با ادب و فرهیخته داشتن چه قدر در زنگی مشترک مهم است.
ارتباط ناصحیح از طریق دوست پسر یا دوست دختر قبل از ازدواج یا بعد از ازدواج در اکثر موارد مانع عشقورزی بین زن و شوهر میشود. یعنی یک زندگی طولانی مدت خالی از آسایش و حس خوشبختی. طبق آمار هم از هر پنج مورد از همچین خانوادههایی که ارتباط دارند، یک موردش به طلاق منجر میشود و نتیجه فرزند طلاق یک معضل اجتماعی است. اکثر فرزندان طلاق هم برای کل جامعه تهدید و مصیبت هستند.
چه قدر بودند دزدها، معتادها و افراد با جرایم دیگر که فرزند طلاق بودند متاسفانه. البته این هم هست که بعضیها هر چند که فرزند طلاق هستند، ولی با یک شخصیت بسیار خوب و مثبت و شخص مفید در جامعه حضور دارند و زندگی میکنند. ما برای همه احترام قائلیم اینها را نادیده نمیگیریم، اما بنا بر آمار ما داریم صحبت میکنیم.
متاسفانه بعد آن چهار خانوادهای که به هر دلیل به طلاق منجر نشده حالا به خاطر مهریه بالا یا فشار اجتماعی یا فشار خانواده به هر دلیلی به طلاق منجر نشده و زندگیشان ادامه پیدا کرده، بچههایی که در این فضای ناامن و بیروح بزرگ میشوند هم وضع چندان خوبی ندارند. حالا همان پدر و مادرها که در سن جوانی مهر و محبتشان را ریختند پای دوست جنس مخالف، وقتی پیر میشوند دیگر خبری از آن دوست نیست فقط در جوونی از آنها سوء استفاده شده و بعد گرفتار میشوند زیر دست همان بچههایی که خودشان بزرگ کردند. چون بچهها در فضای خوبی بزرگ نشدند، پدر و مادر با هم عشق و محبت نداشتند..
چون بینشان خیانت بوده، خب اینها کم و بیش همه ما در شبکههای اجتماعی شنیدیم و میدانیم. فعالان اجتماعی هم به مردم آگاهی میدهند، ضررهای دوست پسری و دوست دختری را بیان میکنند. منتها کسی که انجامش میدهد آگاهی دارد و انجامش میدهد فکر میکند ضررش برای دیگران است..خودش جان سالم به در میبرد.