موضوع ۴۶۵: از بنای کعبه تا مقام ابراهیم
اسماعیل علیه السلام بزرگ میشد، جوان شد و با دختری از همان قبیله ازدواج کرد؛ قبیلهی جرهم، پیامبر ابراهیم علیه السلام یک چند سالی باز بیرون از مکه رفت، دنبال مأموریتهایی بود که الله به او سپرده بود، هراز گاهی به خانوادهاش سر میزد، یکبار که آمد فرزندش اسماعیل را دید و به او گفت:
ای اسماعیل الله مأموریتی به من سپرده کمکم میکنی؟
جواب داد: صد درصد.
گفت: الله به من فرمان داده که آنجا یک جای خاصی به او نشان داد، دستش را دراز کرد اشاره کرد گفت: آنجا قرار است برای الله خانهای بنا کنم و اشاره کرد به محل کعبهای که الان هست و شروع کردند، اسماعیل سنگ میآورد و ابراهیم بنا میکرد، دیوارها بالا میرفت، یک مقدار که بنای کعبه بالا رفت دعا کرد:
«رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ» (بقره/۱۲۷)
ابراهيم دعا مىكرد و اسماعیل آمين میگفت، خدایا از ما بپذیر که تو شنوای دانایی! خب حالا تا اینجا بیاییم بشمریم چند تا نشانههای ابراهیم علیه السلام در این شهر مشاهده کردیم، آب زمزم، سعی بین صفا و مروه که البته قبل از بعثت پیغمبر صلی الله علیه وسلم مردم این را انجام میدادند، سعی را انجام میدادند، سکونت قبیلهی جرهم و تأسيس شهر مكه، عربى بودن زبان اهل مكه كه اسماعيل عربى را از آنها ياد گرفت و فرزندانش که رسیدند تا به قریش و الان همچنان ادامه دارد، قربانی بعد خانهی کعبه که دارد بنا میشود، وقتی دیوارها بالا رفت دیگر دست ابراهیم علیه السلام بالاتر از آن نمیرسید و سنگی آوردند و پیغمبر ابراهیم علیه السلام روی آن سنگ میایستاد و دیوارها را بالا میبرد که به آن سنگ مقام ابراهیم گفته میشود، جای ایستادن پیغمبر ابراهیم علیه السلام.
در حین کار به صورت معجزه آسا پای پیغمبر ابراهیم علیه السلام تا قوزک رفت، داخل سنگ نفوذ کرد و روی آن حک شد،
جای پای پیغمبر ابراهیم تا قوزک داخل سنگ سخت رفت و آنجا جای پایش ماند و از معجزهی الله آن سنگ تا حالا حفظ شده با وجودی که این همه دشمن دارد، از یهودیان، از مشرکان، از ملحدان، ولی چند هزار سال گذشته و هنوز باقی مانده و الان قابل مشاهده هست و وقتی که حجاج میروند، آنجا، جای پای ابراهیم علیه السلام را روی آن سنگ که نقش بسته میبینند و همین خودش میشود:
«فِيهِ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِيمَ»