﴿فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَأَنْبَتَهَا نَبَاتًا حَسَنًا وَكَفَّلَهَا زَكَرِيَّا كُلَّمَا دَخَلَ عَلَيْهَا زَكَرِيَّا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِنْدَهَا رِزْقًا قَالَ يَا مَرْيَمُ أَنَّى لَكِ هَذَا قَالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَرْزُقُ مَنْ يَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ﴾
پروردگارش او را پذیرفت؛ پذیرفتن خیلی خوب و او را رشد داد؛ رشد دادنی شایسته؛ و کفالتش را به زکریا سپرد. هر زمان زکریا در محراب بر مریم وارد میشد، غذایی نزد او میدید. گفت: ای مریم! این از کجا برای تو آمده است؟! مریم میگفت: آن از نزد الله است. به هرکس بخواهد بیحساب روزی میدهد. (۳۷)
موضوع ۲۲۷: عنایت الله نسبت به دو بانو.
ابتدا یک نظری به آیات قبل بیندازیم:
در آیه ۳۳ خدا عزوجل بیان فرمود: که الله آدم و نوح و آلابراهیم و آلعمران را برگزیده است.
آیه ۳۴ میفرماید: که اینها جدا از هم نیستند و آدم و نوح و آلابراهیم و آلعمران از نسل و ذریه همدیگر هستند.
در آیه ۳۵ تاریخچه برگزیده شدن آلعمران را بیان میکند که اولِ اول داستان از کجا شروع شد؟ از آن زمان که زن عمران نذر کرد فرزندش آزاد برای الله باشد.
در آیه ۳۶ از وضع حمل زن عمران خبر میدهد و بعد از وضع حمل وقتی متوجه میشود فرزندش دختر است با تمام خوشبینی و با تمام وجود نذرش را ادا میکند، پای نذرش میایستد و دخترش را هم به همان جهت نامگذاری میکند؛ مریم که معناش قبلا ذکر کردیم.
جالب است که در آیه ۳۶، دوازده بار کلماتی ذکر شده که ویژه مونث است، از این دوازده مورد، ۹تا درمورد مریم است و ۳ تا درمورد مادرش، زن عمران: «فَلَمَّا وَضَعَتْ»: مادر مریم است «وَضَعَتْهَا»: ضمیر “هَا” اشاره دارد به مریم. «قالَتْ»: مادر مریم را دارد میگوید. «رَبِّ إنّي وَضَعْتُ»: مادر مریم را دارد میگوید «وَضَعْتُهَا»: دوباره “هَا” برمیگردد به مریم. «اُنْثی»: مریم است. «وَاللهُ أعْلَمُ بِما وَضَعَتْ»: یا در قرائتی دیگر «بِما وَضَعْتُ»: که باز مادر مریم است که مریم را دنیا آورده. «وَ لَیسَ الذَکَرُ کَالاُنْثی»: دارد مقایسه میکند به صورت کلی بین زن و مرد و اینجا
مدنظر مریم است از کلمه” اُنثی”. «وَ إنّي سَمَّیْتُها مَریَم»: دوباره “هَا” به مریم برمیگردد و مریم نیز اسم خودش ذکر شده است. «و إنّي اُعیذُها»: دوباره مریم است. «اُعیذُها بِکَ و ذُریَّتَها»: دوبارهذ”هَا” به مریم برمیگردد
این ۱۲مورد، خودتان هم لطف کنید روی آیه دقت کنید به این ضمیرهايی که ذکرشده است.
در آیه سی و هفتم مجدد ۹ بار درمورد مریم صحبت میکند:
«فَتَقَبَّلَها»: “هَا” مریم است «رَبُّها»: دوباره “هَا” منظور مریم است. «بِقَبولٍ حَسَنٍ وَ أنبَتَهَا»: دوباره “هَا” در انبَتَها مریم است. «أنبَتَها نباتاً حسناً و کَفَّلَها»: دوباره “کَفَّلَها” مریم است. «زَکَریّا کُلَّما دخلَ علیها»: مریم است. «زَکَریّا المِحرابَ وجدَ عندَها»: عندها “ها” به مریم برمیگردد . «رزقاً قالَ یمَریَمُ»: اسم خود مریم ذکر کرده است.«أنّی لَکِ»: ضمیر “کِ” دوباره مریم است. «هذا قالتْ»: مریم جواب میدهد «هوَ مِنْ عِنْدِ الَّلهِ إنَّ اللَّه یَرْزُقُ مَنْ یَشَاء بِغَیرِ حسابٍ»: که اینها همان جواب مریم است
پس در دو آیه بیش از ۲۰ بار اسم و ضمیر دارد اشاره میکند
- برای دوتا خانم از جنس بشر و إلّا میشد با دو سه تا اسم و اشاره اصل ماجرا را بیان کند و مختصرش کند، ولی خدا عزوجل بیش از ۲۰ بار دارد اسمشان را و ضمیری که به خودشان برمیگردد ذکر میکند و اینها عنایت الله را نسبت به این دو خانم میرساند.
فراموش نکنیم که الله صحبت میکند، صحبت الله میدانیم چقدر ارزشمند است
- که در مورد آدم اینجوری صحبت کند، الله دارد بندهنوازی میکند و در مورد مریم و مادرش مفصل صحبت میکند و آیه از عنایت الله نسبت به این دو بانو موج میزد.