﴿فَإِنْ حَاجُّوكَ فَقُلْ أَسْلَمْتُ وَجْهِيَ لِلَّهِ وَمَنِ اتَّبَعَنِ وَقُلْ لِلَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَالْأُمِّيِّينَ أَأَسْلَمْتُمْ فَإِنْ أَسْلَمُوا فَقَدِ اهْتَدَوْا وَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلَاغُ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ﴾
پس اگر در مقابل تو به محاجه و ستیز برخاستند، بگو: من چهره خود را در برابر الله تسلیم ساختم به همراه کسانی که از من تبعیت کردند. و به اهل کتاب و درس نخواندهها بگو: آیا تسلیم شدید؟ پس اگر تسلیم شدند، قطعا هدایت یافتهاند و اگر پشت کردند، پس وظیفه تو تنها ابلاغ است و الله نسبت به بندگان بیناست. (۲۰)
موضوع ۱۳۷: آیه ۲۰ سوره مبارکه آلعمران
«مُحاجَّه» از ریشه «حَجَجَ و حَجَّ» به معنای حجت و دلیل آوردن است. البته اصل «حَجَّ» از باب مفاعله «حاجه، یُحاجُّ، مُحاجَّه» و عمل دو طرفه را میرساند. یعنی دو حجت با هم مقابله میکنند. رسول الله صلی الله علیه و سلم دلیل میآورد. آنها هم در مقابل دلیل میآورند. این میشود «فإن حاجّوکَ»
معمولا از کلمه «محاجه» هم زمانی استفاده میشود..
که اختلاف نظر شدید باشد و هیچ کدام نخواهد حرف طرف مقابل را بپذیرد. دلیل آوردن اهل کتاب چون برخواسته از «بغیاً بینهم» بود، هیچ نتیجهای نمیداد. کسی که بنای اولش گذاشته بر نفرت و عدوان و مخالفت، هزار دلیل هم اگر بیاورید، او هزار و یک دلیل میآورد، چون پذیرش حق دل پاک می خواهد. آنها نمیخواهند بپذیرند. پس باید هر چه زودتر این زنجیره قطع شود.
به همین خاطر فرمود:
«فَقُلْ أَسْلَمْتُ وَجْهِيَ لِلَّهِ وَمَنِ اتَّبَعَنِ» من چهره خودم را در برابر الله تسلیم کردم، یعنی من نمیخواهم ادامه بدهم. من تسلیم الله شدم و آنهایی که از من تبعیت کردند، حالا شما چه؟ «وَقُلْ لِلَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَالْأُمِّيِّينَ أَأَسْلَمْتُمْ» به اهل کتاب و درس نخوندهها بگو شما چه؟ آیا شما هم تسلیم میشوید؟ اگر تسلیم شدید که خدا را شکر، ولی اگر نشدید دیگر من وظیفهام را در قبال شما انجام دادم.