﴿وَلَا يَأْمُرَكُمْ أَن تَتَّخِذُوا الْمَلَائِكَةَ وَالنَّبِيِّينَ أَرْبَابًا أَيَأْمُرُكُم بِالْكُفْرِ بَعْدَ إِذْ أَنتُم مُّسْلِمُونَ﴾
و شما را فرمان نمیدهد که ملائکه و پیامبران را به عنوان اربابان بگیرید آیا شما را به کفر دستور میدهد بعد از این که تسلیم شدهاید؟ (۸٠)
موضوع ۴٠۵: الوهیت از جاده ربوبیت عبور میکند!
این آیه در ادامه آیه قبل است و آن را تکمیل میکند. در آیه قبل صحبت از الوهیت بود که پیامبران اجازه ندارند به مردم بگویند «کونوا عباداً لی» بندگان و نوکران من باشید و این آیه در مورد ربوبیت صحبت میکند میگوید که اجازه ندارند به مردم بگویند: «أَن تَتَّخِذُوا الْمَلَائِكَةَ وَالنَّبِيِّينَ أَرْبَابًا» که ملائکه و پیامبران را اربابان خودشان قرار بدهند، پس بحث رب است و کلاً زیربنای الوهیت ربوبیت است؛ یعنی آدم اول کسی را به عنوان رب خودش میپذیرد بعد او را بندگی میکند. خودمان هم در سجده میگوییم: «سبحان ربی الاعلی» پذیرفتیم که ربمان است حالا برای او سجده میکنیم در رکوع میگوییم «سبحان ربی العظیم» پذیرفتیم که ربمان است و برای او رکوع میکنیم.
در سوره فاتحه میگوییم: «الحمدلله رب العالمین» پذیرفتیم که ربالعالمین است به همین خاطر حمد و ثنایش را میگوییم و کلاً الوهیت، بندگی و پرستش از جاده ربوبیت عبور میکند به همین خاطر دوتا آیه پشت سر هم آمده تا این موضوع را کامل کند. بحث الوهیت و ربوبیت را بعد از این که گفت: کسی حق ندارد مردم را به بندگی بکشد، مطرح کرد. کسی هم حق ندارد خودش را رب مردم معرفی کند؛ زیرا اگر رب معرفی کرد کمکم بساط بندگی هم فراهم میشود.