موضوع ۲۳۳: دردسرهای کرامات دروغین.
کلمه کرامات را همه شنیدیم. کرامات؛ کارهای خارقالعادهای است که الله در قبال بندگان صالحش انجام میدهد و به این شکل آنها را تکریم میکند؛ مثل مریم که الله با دادن رزق و روزی بیواسطه به او تکریمش کرد.
البته معجزه هم کارهای خارقالعاده است؛ ولی معجزه یک مقدار با کرامات فرق میکند، معجزه ویژه پیغمبران است و پیغمبران با معجزات پیغمبریشان را اثبات میکنند..
ولی کرامات ویژه پیغمبران نیست؛ مؤمنین و انسانهای باتقوا هم در هر زمان و در هر مکانی ممکن است برایشان پیش بیاید و کرامات داشته باشند؛ ولی معنایش این نیست که هرکس مؤمن واقعی است، حتماً باید کرامات داشته باشند، نه، خیلی از آدمهای مؤمنی هستند که در طول عمرشان هیچ کراماتی را نمیبینند. البته شاید برای بعضیها هم این طور بهتر باشد؛ چون ممکن است شخصی یک کرامتی از خودش ببیند و یک آدم کم ظرفیتی هم باشد، به خودش مغرور شود، دچار غرور و خودبینی شود و اگر دچار غرور شد دیگر کارش تمام است.
پس کسی بهتر است که حریص بر کرامات نباشد وخودش را به خاطر نداشتن کرامات ناراحت نکند. عرض کردیم کرامات وجود دارد؛ همانطور که معجزات وجود دارد و حق است و به آن ایمان داریم، اما متاسفانه خیلی جاها خرافات را به اسم کرامات به خورد مردم میدهند؛ مثلاً فلان سید یا فلان شخص خیلی صالح است، وَلِیُﷲ است، فلان و فلان کرامات دارد یا در زمان قدیم داشته و خیلی قصهها از قدیم در مورد مردم نقل میکنند، در حالی که ممکن است همه دروغ باشد.
آدمهایی آمدند و کرامات تراشی کردند و به دروغ به خیلیها نسبت دادند یا ممکن است طرف با جنّ در ارتباط بوده، کارهای عجیب و غریب جنیها را به اسم کرامات به شخص نسبت دادند. این ممکن است اتفاق بیفتد، پس ما نباید زود باور باشیم، خرافات و قصههای اثبات نشده را نباید به اسم کرامات بپذیریم.
واقعاً این کراماتتراشیها مشکلات زیادی برای مردم ایجاد کردهاند، سبب دردسرهایی شده؛ سبب شده که مردم به آن شخص یا بچههای آن شخص اعتقاد پیدا کنند و بعد بروند به طرف دعانویسی و تعویذ نویسی و طلب شفا و خیلی مشکلات دیگر که از آن اشخاص میخواهند برایشان حل کنند.
اینها یعنی شرک و جهان مسیحیت چطور شد که به شرک دچار شد؟
وقتی که همین کرامات را از مریم دید و بعد از فرزندش عیسی دید. مسیحیان با دیدن این کرامات به مریم اعتقاد پیدا کردند، به عیسی اعتقاد پیدا کردند و مریم پرست و عیسی پرست شدند. نتیجه آن تثلیث و سه خدایی شد.