موضوع ۳۲: جایی که میتونیم ۲۰ باشیم اجازه نداریم ۱۵ باشیم.
«إِيَّاكَ نَعْبُدُ» جملهی بیروحی نیست، بلکه در زندگی ما فعال است و روزانه با ما کار دارد.
«إِيَّاكَ نَعْبُدُ» برنامههایش را طوری چیده که ما را تغییر دهد، اگر صفت استبداد، خشم، بدخلقی، کلهشقی، پولپرستی، لجبازی و… در ما وجود دارد، به دو طریق میخواهد این خصوصیات بد را از ما بگیرد:
۱. با زبان خوش (وعده به بهشت). ۲. با تهدید (وعده به جهنم).
و ما را از فرومایگی در بیاورد، تا نه برای خودمان خطر آفرین باشیم نه برای دیگران. البته بستگی به خواسته و ارادهی خود ما دارد تا خودمان نخواهیم که تغییر کنیم خدا ما را تغییر نمیدهد:
«إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ» خداوند حال و وضع هیچ ملتی را تغییر نمیدهد، مگر اینکه آنان احوال خود را تغییر دهند.(الرعد/۱١)
وقتی که تغییر کردیم و از اوصاف منفی فاصله گرفتیم، تبدیل به یک آدم معمولی میشویم، ولی آدم معمولی بودن جالب نیست، عبودیت خداوند ما را به جایی میرساند که تبدیل به شخصی مفید شویم و استعدادهای ما را شکوفا میکند.
مثلاً شخصی استعداد خوبی دارد، میتواند دانشگاه در فلان رشته درس بخواند و برای جامعه مفید باشد، مشکلات مالی و خانوادگی هم ندارد، منتهی از روی تنبلی میخواهد وارد فلان کار آزاد شود که خلاف جهت استعدادش است؛ اینجا آیه «وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ» و «إِيَّاكَ نَعْبُدُ» وسط میآید و میگوید:
«تو آفریده شدی که الله را بندگی کنی و بندگی الله در این قسمت زندگی تو این است، استعدادی که الله به تو داده شکوفا کنی، تو که میتوانی ۲۰ بشی اجازه نداری ۱۵ زندگی کنی.
«لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا مَا آَتَاهَا» الله هیچکس را جز به اندازه توانایی که به او داده مکلف نمیکند. (الطلاق/۷)
(مَا آَتَاهَا)ی شما این است که استعدادت را شکوفا کنی و در قبالش مسئولیت داری، این یک مثال بود.
پیام این آیه در تمام ابعاد زندگی وجود دارد، جایی که میتوانیم ۲۰ باشیم، حق نداریم ۱۵ باشیم.
مثلاً : وقتی میتواند اخلاقمان ۲۰ باشد حق نداریم با اخلاق ۱۵ با مردم رفتار کنیم.
مثلاً آقای خانه زحمت میکشد، ولی وضع مالیش خوب نمیشود که تقاضاهای خانم را برآورده کند، خب خانم خانه درک میکند و از زحمات آقا هر چند که به خواستههایش نرسیده، تشکر میکند و برای همین داشتههایی که خدا به آنها داده خدا را شکر میگوید.
بر عکسش هم صادق است؛ خانم خانه چقدر در خانه میچرخد، حواسش به همه چیز است؛ حواسش هست که سفرهی غذا آماده میشود، حواسش هست که لباسها شسته میشود، خانه تمیز است، اگر آقا قرار بود برای اینها خدمتکار استخدام کند باید سالی ۱۰ تا ۲۰ میلیون پول میداد. در ۱۰ سال میشد ۱۰۰ تا ۲۰۰ میلیون باید خرج میکرد،
البته بازهم یه غریبه هیچ وقت نمیتواند مثل خانم خانه شود. اینها برای پخت و پز بود، مهر و محبت و از خودگذشتگیهای خانم هم قابل قیمتگذاری نیست!! آقا اینها را درک میکند و از خانمش تشکر میکند و با کمک کردن از او حمایت میکند. این همان اخلاق ۲۰ که عبودیت الله به ما یاد میدهد و این اخلاق در همه جا وجود دارد، مثلا جماعت یک مسجد نسبت به امام جماعتشان، مردم یک شهر نسبت به امام جمعهشان، شهروندان به نسبت رفتگران زحمتکش!!
و اینگونه است که اخلاقهای زیبا و نیکوی اجتماعی در زیر سایهی عبودیت الله ایجاد میشود.