موضوع ۲۹۰: از خلاقیت تا خلق.
در مورد «و رسولاً الی بنی اسرائیل» صحبت کردیم که پیغمبر عیسی میگوید من پیغمبری به سوی بنی اسرائیلم؛ یعنی دین ایشان به مثل پیامبر موسی دین مستقلی نبوده؛ پیامبر موسی علیه السلام هرکس مردم زمانه خودش اگر دین پیامبر موسی را میشنید می بایست به او ایمان میآورد.
«أَنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ بِآَيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ» دست خالی نیامدم، برای شما نشانه آوردم. در این مورد هم صحبت کردیم که پیامبرعیسی به مردم میگوید و در ادامه آن نشانهها را میشمرد؛
«أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِ اللَّهِ»: «أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ» برایتان خلق میکنم؛ اصل کلمه خلق به معنای اندازه گیری و تدبیر و نظم و نوآوری هست به قول مفردات راغب
حالا آن نوآوری بدون سابقه و بدون استفاده از امکانات واسطهای اگر باشد مخصوص الله میشود؛ مثل خلق زمین و آسمان، خلق انسان، حیوانات و هر چیزی که وجود دارد، چون نه قبلاً کسی آن را ساخته و نه هم امکانات اولیه وجود داشته، ولی اگر قبلش کسی آن را ساخته و مواد اولیهاش وجود داشته آن دیگر نوعی از خلقه، ولی بیشتر شبیه به هنر و خلاقیت است؛
این نوع دوم از عهده ما آدمها بر میاد، ما خیلی چیزها را سر هم میکنیم و از خیلی مواد اولیه چیزهای دیگر استفاده میکنیم و یک چیز جدیدی را به دست میآوریم که به آن میگوییم خلاقیت؛ «أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ» که عیسی دارد میفرماید ازنوع دوم است؛ یعنی خاک موجوده، آب هم موجوده با هم مخلوط میشود،
گِل میشود (من الطین) حالا گِل حالت میگیرد و به شکلهای مختلف میشود درآورد که میشود به شکل پرنده درآورد و پیامبر عیسی آن گِل را اندازهگیری میکرد خیلی خوب و هنرمندانه به شکل پرنده در میآورد (کهیئه الطیر) خب بعدش چی؟ ب
عدش (فانفخ فیه) من در آن فوت میکنم، بعد از فوت (فیکون طیرا باذن الله) آن گل تبدیل به پرنده میشود (به اذن الله) واقعاً آن گل راست راستی تبدیل به پرنده میشد و زنده میشد پرواز میکرد جون میگرفت نفس میکشید و میشد یک پرنده کاملاً واقعی سبحان الله!