موضوع ۴۰۰: دعوت ولی به سوی چه کسی؟!
کتاب آسمانی و دین خدا به انسان اعتبار میدهد، وقتی شخص با اعتبار و قدرت خدایی در جامعه جایگاه و قدرت پیدا کرد امکان دارد یکی از این دو اتفاق بیفتد یا آن شخص قدرت و اعتبار برایش لذت بخش میشود و هدف اصلی که برایش تعریف شده فراموش میکند و در لابلای این خدمتگزاری برای مردم و برای دین خدا، برای خودش هم کسب هویت و اعتبار میکند، برای خودش هم دکانی میزند در این مجال و از مقبولیتش بین مردم سوء استفاده میکند..
برای حفظ منافع و جایگاهش به مردم خط میدهد و شهوت، ریاست طلبی و حکمرانی در آن قوی میشود، اگر این شد میشود: «ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ كُونُوا عِبَادًا لِّي مِن دُونِ اللَّهِ» و مردم به جای اینکه خدا را مقدس و محور بدانند، کاری میکند که خودش را یعنی آن عالم را مقدس و محور بدانند و یک کلام آن شخص بین مردم خدایی میکند که میشود هم معنای سوره مبارکه توبه آیه ۳۱: «اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَالْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا إِلَهًا وَاحِدًا لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ سُبْحَانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ» یهودیان و نصارا به جای الله، عالمان دینی و راهبانشان را به خدایی گرفتند و همچنین مسیح پسر مریم، درحالی که امر نشده بودند جز اینکه فقط الله را بندگی کنند، هیچ معبودی جز الله وجود ندارد پاک و منزه هست از آنچه که به او شرک میورزند.
پس اینکه شخصی به این جایگاه برسد و خودش را به عنوان محور قرار بده و مردم را به سمت خودش دعوت بدهد، این کار شاقی نیست، لازم نیست که مردم حتماً برایش سجده کنند، برایش رکوع کنند، به هیچ عنوان! همین که به جای خدا محور قرار بگیرد، همین که برای اعتبار خودش، برای حفظ اعتبار و منافعش مردم را امر و نهی کند و برنامه بریزد این خودش یعنی؛ «كُونُوا عِبَادًا لِّي مِن دُونِ اللَّهِ» این یک مطلب که متاسفانه در طول تاریخ آنهایی که اهل دین و اهل سواد کتاب آسمانی بودند این کارها را انجام دادند، تا حالا و تا روز قیامت هم خواهد بود و الان هم در جامعه امکان دارد وجود داشته باشد.
موضوع دوم که حالا ممکن است اتفاق بیفتد برای شخصی که از اعتبار خدایی قدرت و اعتبار پیدا کرد ممکن است که چی؟ که همچنان کارگزار و خدمتگزار مردم باقی بماند، رسالت اصلیش را فراموش نکند، به مسیر اصلی یعنی؛ مسیر توحید مردم را سوق بدهد و هرچی از مردم میخواهد، برای خدا میخواهد، برای خودش نمیخواهد، بعدش به مردم میگوید حالا من مسیر درست را به شما معرفی کردم، حالا دیگر خودتان بروید خدایی زندگی کنید، عالم و دانشمند بشوید، مرشد و خدمتگزار خلق بشوید، اگر این گفت این اصل است و میشود
«وَلَـكِن كُونُوا رَبَّانِيِّينَ» هیچ بشری جز این حق ندارد به مردم بگوید، این را باید به مردم بیان کند، حالا چطور شما بروید ربانی بشوید؟ اینها را بعد توضیح میدهیم که ربانی یعنی چی؟ چطور بروید؟ بر چه مبنا و بر چه اساسی؟ بر مبنای کتاب خدا همانجور که یاد گرفتید و همانجور که به مردم یاد دادید و همانجور که درس خواندید؛ این میشود: «بِمَا كُنْتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتَابَ وَبِمَا كُنْتُمْ تَدْرُسُونَ» یعنی اینقدر شما دیگر یاد گرفتید و یاد دادید و درس خواندید که میفهمید که نباید سر گردن بندگان خدا بشینید و بندگان خدا را به سمت خودتان بکشانید، اینقدر دیگر درس خواندید و بلد هستید و اگر بعد از آن همه سواد و درس و مطالعه کتاب آسمانی باز مردم را به سمت خودتان دعوت دادید دیگر آنجا انگار که شما هیچ درس و کتابی نخواندید، حتی اگر کلمه به کلمه آن حفظ کرده باشید و حافظ کتاب آسمانی باشید، ولی دیگر شما هیچ کتابی اصلاً درس نخواندید، شما اصلاً چیزی یاد نگرفتید، پس کسی که کتاب آسمانی را یاد گرفت حتماً روی هواهای خودش خط قرمز میکشد،..
روی خواسته خودش، روی خودش و منافع خودش خط ضربدر با رنگ قرمز میکشد و همه مردم را به سمت الله سوق میدهد «وَلَكِنْ كُونُوا رَبَّانِيِّينَ بِمَا كُنْتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتَابَ وَبِمَا كُنْتُمْ تَدْرُسُونَ» البته قرائتهای دیگر هم در این آیه هست که تفاوتش ان شاء الله خدمت شما بیان میکنیم.