دانلود فایل تصویری دانلود فایل صوتی
موضوع ۲۷۷: مخاطب رَبِّ.
«قَالَتْ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي وَلَدٌ» چطور ممکن است که من بچهدار شوم؟ گرچه ملائکه دارند با مریم صحبت میکنند، ولی مورد خطاب مریم الله است:
«رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي وَلَدٌ» و دارد به الله میگوید پروردگارا! ای پروردگار من! چطور ممکن است که من بچهدار شوم؟ اینیک نظریه،
نظریه دیگری هم است که میگوید: مورد خطاب خدا نیست، ملائکه است؛ بقول ابن عاشور در تحریر و تنویر میگوید: «رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي وَلَدٌ» خطاب به ملائکه است و «رَبِّ» برای تحصر و تعجب است، چون کلاً این صحنه مریم دارد با ملائکه صحبت میکند و مورد خطابش هم ملائکه است، ولی از بس تعجبش زیاد است، با این ادبیات صحبت میکند.
اول میگوید: «رَبِّ» خدایِ من، پروردگار من. این ادبیات در زبان فارسی و انگلیسی و خیلی زبانهای دیگر وجود دارد که موقع تعجب یا حسرت اول میگوید: خدای من! و بعد صحبتش را با آن شخص انجام میدهد. مثلا: خدای من تو کُشتیش! جوجه دستش گرفته و فشار میدهد.
یا یک هدیهی خیلی ارزشمند و دوست داشتنی از کسی گرفته، باورش نمیشود که همچین هدیهای به او داده: خدای من! این واقعا مال من است؟ برای من خریدیش؟!!
خب مریم هم به همین شکل با تعجب میگوید: خدای من! چطور ممکن است من بچه دار شوم من که ازدواج نکردم؟ دارد به ملائکه میگوید و بعد ملائکه به او جواب میدهند: «قَالَ كَذَالِكِ اللَّهُ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ» درست است شما ازدواج نکردی، ولی الله هر چه بخواهد خلق میکند.
خب این قضیه این را میرساند که توجه و التجاب به درگاه الله موقع پریشانی در ذات انسانها وجود دارد، به ودیعت گذاشته شده، شما هم اگر دقت کنید خیلی از مواقعِ حساس ناخواسته اول جمله اسم الله را میگویید و بعد آن مطلبتان را بیان میکنید.