موضوع ۱۱۳: خروجی صداقت.
صفت بعدی الصَّادِقِين است؛ صداقت، صدق برعکس کذب است، به قول العین خلیل.
در آدم صادق ناراستی نیست. در اصل صدق؛ یعنی قلب، زبان و عمل انسان با هم موافق باشند و با واقعیت بیرون هم مطابقت داشته باشند. صداقت اعتماد میآورد، ما در زندگی به شدت به اعتمادسازی نیاز داریم.
ممکن است یک شخص بتواند با یک دروغ، حُقه، خیانت و مخ زدن یک لذت یا منفعت خوبی را به طرف خودش جذب کند، ولی صداقت دارد و آن لذت و منفعت را حق خودش نمیداند دیگر اصلا به طرف، فکر و حسش نمیرود و کاملا احساسات و افکارش را مدیریت میکند و البته این یکی از سختترین کارهاست.
ممکن است یک آقایی از یک دختر خانم خوشش بیاید، ولی اگر صداقت داشته باشد به خانوادهی دختر (که دختر متعلق به آنهاست و در آن خانواده متولد و بزرگ شده) مراجعه میکند و ماجرای دوست داشتن دخترشان را با آنها مطرح میکند. و اگر با یک ترفندی مستقیما با خود دختر ارتباط گرفت و خانواده را دور زد دیگر آن شخص راست و صادق نیست.
فروشنده نسبت به مشتری هم به همین شکل باید صداقت داشته باشد. اینگونه که عیب و عیوب جنسش هر چه که باشد؛ از خانه و ماشین گرفته تا یک دکه باید به مشتری بگوید. اگر هم یک فروشنده وجود دارد در یک دکهای باید به مشتری بگوید.
صادق بودن هم صبر میخواهد؛ زیرا ممکن است با صداقت خیلی از منافع را از دست بدهیم، ولی اشکالی ندارد چرا؟ زیرا «ذَالِكَ مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَاللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآب قُلْ أَؤُنَبِّئُكُمْ بِخَيْرٍ مِنْ ذَالِكُمْ»
برای کسی که از دست میدهد؛ «لِلَّذِينَ اتَّقَوْا عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَار…»، آن پنج پاداشی که الله عزوجل برای شخص در نظر گرفته است.