موضوع ۲۶۱: نتیجهی قانت بودن.
«يَا مَرْيَمُ اقْنُتِي لِرَبِّكِ»
ای مریم برای پروردگارت فرمانبری کن.«اقْنُتِی» از ریشه قَنَتَ به معنای اطاعت کردن است (به نقل از العین فراهیدی و معجم مقاییساللغه ابن فارس) و ثبات و دوام در آن است.
کسی با یکبار و دوبار قانت نمیشود، باید روی فرمانبری دوام داشته باشد.
«اقْنُتیِ لِرَبِّكِ»؛ یعنی از پروردگارت فرمانبری کن همان پروردگاری که تو را آفریده و پرورش داده است.
ربوبیت اللَّه را مطرح میکند؛ زیرا ربوبیت مبنای فرمانبری است اگر انسان قانت شود چه میشود؟ اگر آدم قانت شود نتیجه این میشود که انسان از دل خودش آن جاهایی که مخالف امر پرودگارش است دست میکشد، تصمیماتش بر اساس فرمانهای اللَّه انجام میشود
دیگر از روی لجبازی و دقدلی برای خنک کردن دلش نمیآید طرف مقابل را (رقیبش را) حذف بکند یا نمیآید شخصیتش را ترور بکند یا اذیتش بکند، نمیآید ضربهای به شخص بزند که دوباره نتواند از جای خودش بلند شود.
اینها را قبل از اقدام به هر کاری ابتدا فکر میکند آیا خدا به انجام چنین کارهایی اجازه داده، اگر اجازه نداده پس هیچ وقت آنها را انجام نمیدهد. میبیند خدا به چه کارهایی اجازه یا دستور داده همانها را انجام میدهد بعد وقتی دستور خدا را انجام داد و از دل و هوای خودش دست کشید حرص و جوش هم نمیخورد، خودخوری نمیکند.
شاید تصور بکنیم قانت بودن کار آسانی است و از عهدهی هر کسی برمیآید، ولی خیر اینگونه نیست خیلی مواقع مواردی جلوی پای آدم میآید که حسد آدم را برمیانگیزد یا حرص و میل در آدم ایجاد میکند، منفعتهایی جلوی آدم میآید
موارد شهواتزایی جلوی آدم سبز میشود که میخواهد به آنها برسد وقتی سر صحنه برسد و در آن موقعیت واقع شود آن زمان میفهمد که فرمانبری اللَّه و کنترل خواسته دل به همین سادگیها هم نیست خیلی ایمان و وجدان و انسانیت میخواهد؛ پیامبر زکریا را دیدیم وقتی آن همه پیشرفت مریم را دید خودش هم از خدا خواست تا خدا به او هم عنایت بکند نیامد نسبت به مریم حسودی نکرد.
این اخلاق أنبياء است اصلاً دین خدا میخواهد همه آدمها را اینگونه بسازد، ولی کسی که طبق دین خدا ساخته نشده وقتی پیشرفت دیگران را میبیند حالش بد میشود، بعد از آن شخص متنفر میشود فقط میخواهد جلوی پیشرفتش را بگیرد و هر کاری که میتواند به خاطر شکستش انجام میدهد پس اینکه ملائکه به مریم میگویند: «يَا مَرْيَمُ اقْنُتِي لِرَبِّكِ» جمله بسیار مهمی است.