دانلود فایل تصویری دانلود فایل صوتی پرسش و پاسخ صفحه
تلاوت این صفحه:
صفحه ۲۸۵
«وَإِمَّا تُعْرِضَنَّ عَنْهُمُ ابْتِغَاء رَحْمَةٍ مِّن رَّبِّكَ تَرْجُوهَا فَقُل لَّهُمْ قَوْلاً مَّيْسُورًا»(إسراء/۲۸)
و هرگاه از آنها اعراض کردی به خاطر جستجوی رحمتی از جانب پروردگارت که به آن امید داری پس به آنها بگو گفتاری آسان شده.
بعد از اینکه بیان فرمود در مورد حق خویشاوندان، حق یتیمان، بینوایان، که مواظب آنها باش در کنار خودت در زندگی یک گوشه چشمی به آنها داشته باشی، آنها را فراموش نکنی؛ خب خیلی وقتها امکان دارد آنها به آدم رو بزنند برای یک کمکی یک قرضی یک مشکلی حالا اگر نتوانستی که خواستهی آنها را اجابت کنی وَإِمَّا تُعْرِضَنَّ عَنْهُمُ یعنی اقبال نکردی نتوانستی آن خواستهشان را اجابت کنی، آن مبلغی که مثلاً از تو قرض خواستهاند به ايشان بدهی که البته ابْتِغَاء رَحْمَةٍ مِّن رَّبِّكَ تو برای خودت یک برنامهریزی کردی برای مثلاً سرمایهگذاری مثلاً برای یک کاری که میخواهی انجام بدهی برایت مهم است و دنبال یک پروژهی دیگر هستی و چون تو الآن برنامهات را بستی و امید داری که آن برنامه به ثمر برسد، آن مشکل حل بشود، یک چیزی را میخواهی بسازی کامل کنی یا یک سرمایهگذاری که برایت بازدهی خوبی داشته باشد، اینها همهاش میشود «ابْتِغَاء رَحْمَةٍ مِّن رَّبِّكَ تَرْجُوهَا» امید داری که به بار بنشیند به ثمر بنشیند آن کار خودت و الآن نمیتوانی آن سرمایه را از دست خودت بیرون بکنی به آنها بدهی. یک وقتی در زندگیات اینجوری پیش آمد که البته خیلی هم زیاد پیش میآید حالا میفرماید «فَقُل لَّهُمْ قَوْلاً مَّيْسُورًا» با آنها به شکل خوب و درست حرف بزن. چون وقتی جواب “نه” میدهی به یک نفر که الآن نمیتوانید کمکش بکنید امکان دارد که یک مقدار از نظر روحی روانی به او فشار بیاید، آن کلام برایش سنگین بشود ولی کلام سخت و سنگین را میفرماید آسان بکن. «مَّيْسُورًا» یعنی کلام آسان شده يعنی یک جوری با آنها صحبت بکن که خودش البته یک مهارت است که آنها احساس سنگینی و سرخوردگی و اینها نکنند. بعد ناراحتی هم پیش نیاید و به آنها به آینده امید بده.
حالا به چه شکل صحبت بکنی؟ به هزار شکل، به هزار سلیقه واگذار شده، هر کسی بنا بر توان خودش ولی صحبتت را آسان بکن و صحبتت را جوری قرار بده که آنها را بگذاری در نوبت بعد از اینکه آن مسئله یا آن پروژهات به ثمر رسید حالا دیگر به آنها کمک بکنی. واقعاً هم کمک بکنی، وعدهی سر خرمن نباشد.
«وَلاَ تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلَى عُنُقِكَ وَلاَ تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَّحْسُورًا»(إسراء/۲۹)
و تو دستت را بر گردنت قفل نکن و آن را هم کاملاً گشاده نساز که بعد از آن بنشینی در حالی که سرزنش میشوی و همه چیز را از دست دادی، دست خالی جای خودت باقی بمانی.
خب دارد بیان میکند حتی وقتی میخواهی به کسی کمک بکنی هم باید مدیریت شده باشد. چون بعضی وقتها ما نمیتوانیم یک کار مهمی که دوست داریم انجام بدهیم یا به کسی که دوست داریم کمک بکنیم، چرا؟ چون که قبلش بیرویه پول و مال از دستمان بیرون کردیم بدون برنامهریزی. به همين خاطر میفرماید تو دستت را اولش، به گردنت نبند يعنی انگار دست بسته شده و دراز نمیشود، نمیشود دراز کرد، قفل شده. اینجا بسته شده کنایه از این است که اصلاً دستت دراز نمیکنی به کسی چیزی بدهی، یعنی خسیس نباش.
و از آنور وَلاَ تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ کاملاً دستت را باز نکن. اینجا کف دست کامل وقتی باز باشد، گشادهدست باشی بیش از حد، دیگر چیزی در کف دستت گیر نمیکند، هر چه بیاید میافتد پایین و کنایه دارد از اینکه بیرویه و بدون برنامه همینجور خرج کنی همینجور بدهی بخشش کنی. میگوید این کار انجام نده. حالا به نسبت چه کسی؟ به نسبت غریبهها و خاصتاً آنچه که در صفحهی قبل بیان فرمود از قوم و خویشان، یتیمان، بینوایان. یعنی با هیجان و احساسات بذل و بخشش نکن. منطقی بذل و بخشش بکن. یعنی با فکر باشد با اراده باشد. این کار هم انجام نده. «فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَّحْسُورًا که اینجور نشود که فردا آنقدر کمک کردی و الآن برای نیاز ضروری زندگیت پول نداری. دکتر میخواهی بروی، یکی از عزیزانت بیمار شده پول نداری، چرا؟ چون که هر چه داشتی دیروز دادی رفت. حالا سرزنش میشوی. هم آنها سرزنشت میکنند بر تو حق دارند اعضای خانواده، همسرت، حتی خودت پشیمان هستی. «مَلُومًا» پشیمان شدی و خودت را سرزنش میکنی، خودخوری میکنی که من چرا چنین کاری انجام دادم، آن موقع من احساساتی شدم و اینقدر پول از دست دادم کمک کردم و الآن خودم گرفتارم و همینجور خودت را سرزنش میکنی، این میشود مَلُومًا. و مَّحْسُورًا دیگر دستت به جایی نمیرسد، از همه جا مانده و از همه جا رانده، دست خالی نشستی، هیچ کاری نمیتوانی انجام بدهی چون قدرت اقتصادیات به صفر رسیده. پس این کار را انجام نده. حتی آن بذل و بخششات هم باید برنامهریزی شده باشد.خب سورهی اسراء است که داریم میخوانیم. چیزی که رسولالله صلالله علیه وسلم رفت به آسمانها. یکسری نکات اخلاقی است که انسان را به بالا میبرد ولو که نکات خیلی ظاهراً ظریف و ریزی باشد ولی این نکات خیلی تأثیر دارد در ایمان شخص، آرامش شخص.
«إِنَّ رَبَّكَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاء وَيَقْدِرُ إِنَّهُ كَانَ بِعِبَادِهِ خَبِيرًا بَصِيرًا»(إسراء/۳۰)
بدون شک که پروردگارت رزق و روزی را گشاده میکند برای هر کس که بخواهد، و آن را کم میکند، بی شک که او به نسبت بندگانش بسیار آگاه و بینا است.
خب از نظر رزق و روزی یک نفر ناامید بشود یا یک نفر خیلی بیتوجه باشد میفرماید به پروردگار تو است که رزق و روزی را برای هر کس بخواهد زیاد میکند. پس بخیل نباش که شاید فقیر بشوی، دستت به بخشش و کمک به دیگران نرود. خدا رزق و روزی را فراوان میکند پس ریسک کن پس عطا کن بخشنده باش. و از آنور هم بیبرنامه نباش که خدا هم رزق و روزی را برای هر کس که بخواهد هم کم میکند. و میفرماید که الله به نسبت بندگانش آگاه است خَبِيرًا بَصِيرًا به حالشان آگاه است به کارهایشان بینا است. که البته همان يَبْسُطُ الرِّزْقَ یعنی رزق و روزی فراوان یا رزق و روزی کم، با فقر زندگی کردن خدا آگاه است به نسبت بندگانش که اولش که چه کسانی چقدر سعی و تلاش میکنند، مشورت میکنند، برنامهریزی میکنند برای اینکه پولدار بشوند، خدا به آنها بیشتر میدهد، کارهایشان با برنامه است. و چه کسی بی برنامه بدون مشورت بدون تلاش میخواهد پولدار بشود، خب آن پولدار نمیشود، رزق و روزیاش کم میشود. خدا به حال بندگانش و تلاشهایی که میکنند برای رسیدن به اهداف مادّیشان خدا آگاه است و بینا است. و همچنین بینا است و آگاه است به حال بندگان که چه کسی چقدر ظرفیت دارد که چقدر به او بدهد. بیش از اندازه به یک نفر نمیدهد چون میفهمد که ذات این شخص خصلت این شخص اگر این مبلغ پول دستش بیاید چقدر ممکن است به خودش مغرور بشود. خدا میفهمد که چه کسی چقدر ظرفیت دارد، به اندازهی ظرفیت انسانها به آنها پول و ثروت میدهد.
«وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَإِيَّاكُم إِنَّ قَتْلَهُمْ كَانَ خِطْءًا كَبِيرًا»(إسراء/۳۱)
و شما به اولادتان از ترس فقر نکشید، ما روزی آنها میدهیم و همچنین شما را، بدون شک که کشتن آنها خطای بسیار سنگینی است.
از بعد دیگر، در مورد قوم و خویشان، خانواده، بیشتر روی این زوایا دارد صحبت میکند. خب باز هم از قسمت بیبرنامگی مالی، بیمدیریتی یا تلاش نکردن، کم تلاش کردن برای ثروتاندوزی. یک وقتی به خاطر فقر امکان دارد شخص کاری کند که فرزندش را کمتر کند حالا در سقط جنین باشد، قبل تولد باشد، برای بچهدار شدن باشد و یا بعد بچهدار شدن بخواهد بچهاش را بفروشد. در هر صورت به خاطر مشکلات مالی چنین تصمیمهایی میگیرند که یکی کمتر در خانهشان باشد و بچهشان را به نحوی یا متولد نشود یا او را سر به نیست میکنند. میفرماید که شما بچههایتان را از ترس فقر نکشید، إِمْلاقٍ یعنی فقر شدید، که ما رزق و روزیشان میدهیم. درست است برنامهریزی شده است ولی از آنور خدا هم هست، شما نداری ولی خدا توانمند است، خدا رزق و روزیشان میدهد، شما به خاطر مالی آنها را از بین نبرید. و تازه در کنار آنها به شما هم ما رزق و روزی میدهیم. شما از کجا آمدید؟ چطور به اینجا رسیدید؟ ما رزق و روزی هم آنها و هم شما را میدهیم که کشتن آنها خیلی گناه سنگینی است، خطای بسیار بزرگی است که یک آدم را نگذارید دنیا بیاید به خاطر بحث مالی. این خطا، این تفکر، تفکر بسیار اشتباه وحشتناکی است بزرگی است.
«وَلاَ تَقْرَبُواْ الزِّنَى إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَسَاء سَبِيلاً»(إسراء/۳۲)
و به زنا نزدیک نشوید، بدون شک که آن عملی بسیار زشت زننده و راهی بسیار بد است.
باز از نکات اخلاقی که به خانواده آسیب میزند. میفرماید به زنا، عمل زشت زنا نزدیک نشوید. که میفرماید این کار بسیار زننده و قبیح است، زشت است. که البته امکان دارد دنیا برای عادیسازی این عمل، بسیار هم تبلیغات بکنند ولی میفرماید این زشت است. این زشتیاش در قرآن تا قیامت که این عمل یک عمل زننده و قبیح و زشت است اینجا بیان میکند، هر چقدر هم آنها آن را منطقی و عادی جلوه بدهند. و راه بسیار بدی است، راه بسیار بد که امکان دارد این مسیر کسی برای زندگیش انتخاب بکند. ازدواج نکند و برود دنبال ارضای شهوات از راه غیر ازدواج، از راه غیر حلال. میفرماید این انتخابی که برای زندگیش کرده انتخاب بسیار بدی است، هم به نسبت خودش که هیچ وقت در این دنیا به جایی نمیرسد و همینجور تا آخر تنها میماند، هیچ جا برای خودش مأوایی ندارد که خانواده تشکیل بشود. راه بدی است برای خودش. راه بدی است برای کسی که آن را هم مرتکب این عمل میکند، برای او هم این راه بدی است. یعنی انتخاب بدی در زندگیاش آورده و آن بدبخت و بیچاره میشود، هم به نسبت خانوادهاش، به نسبت بچههایش آن کس که متأهل است. مجرد و متأهل، زن و مرد، کسی که به زنا برود میفرماید که راه بدی را برای زندگیش انتخاب کرده و فرموده که به زنا نزدیک نشوید که هر آنچه منجر به زنا بشود میفرماید از آنجا شما توقف کنید. نزدیک نشوید یعنی اینکه حتی در پوشش آنچه که امکان دارد در نهایت به زنا منجر شود، در نگاه، نگاه شهوتآلود، یا فکر شهوتآلود، یا دیدن چیزهای شهوانی، گوش دادن به چیزهایی که شهوت را برانگیخته میکند، صحنهها، فیلمها یا هر آن چیزی که شخص درِ شهوت بر فکرش باز شود به فکر آن میافتد، میفرماید که شما از آنجا بایستید، باز بایستید، نزدیک نشوید، چون هر کسی قادر به عمل فحشا است، امکان دارد از او سر بزند. از آنور امکان دارد که شخص را به سمت خودش بکشاند پس نروید که در سراشیبی بیفتید، به سمت عمل فحشا. از ابتدا بازبایستید و نزدیک نشوید به این عمل. از صحبت کردن باشد با یکی، پیام دادن باشد، زنگ زدن و تماس تلفنی باشد و به هر شیوهای که احتمال این ایجاد کند که شخص وابسته به کسی شود و به سمت زنا کشیده شود. میفرماید تمام آن کارهای مقدماتی را انجام ندهید، آنها بر شما حرام است. و این کار، کار بسیار زشتی است که شما با یکی در ارتباط باشید، تماس، تلفن، پیام و به هر شکلی تمام این کارها انتخابهای نادرستی است در زندگی شما که انجام میدهید.
«وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ وَمَن قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِيِّهِ سُلْطَانًا فَلاَ يُسْرِف فِّي الْقَتْلِ إِنَّهُ كَانَ مَنْصُورًا»(إسراء/۳۳)
و شما نفسی که الله به آن احترام گذاشته و آن را حرام قرار داده نکشید مگر به حق، و کسی که مظلوم کشته شد پس قطعاً که ما برای سرپرستش قدرتی قرار دادیم توانمندیای برایش قرار دادیم، پس مبادا که در قتل اسراف شود زیادهروی شود، بدون شک که او یاری شده است.
نکتهی بعدی؛ چیزی که جان انسانها را در خطر میاندازد که البته بعد از زنا دارد بیان میکند چون هم دو آیه قبل باعث کم شدن نسل انسان میشد که از ترس فقر بچههایش را بکشد و هم زنا باعث کاهش نسل میشود چون خانواده شکل نمیگیرد و بچهای در خانواده متولد نمیشود و اگر هم متولد شد سر به نیست میشود یا تربیت نمیشود. و بحث بعدی که نسل انسان را در خطر قرار میدهد کشتن انسانها است. میفرماید هیچ کس را نکشید آن نفسی که الله برای او حرمت قایل شده حَرَّمَ اللَّهُ حرمت قایل شده. احترام خاص الله برای انسانها قایل شده و کشتن انسانها را حرام دانسته. میفرماید کسی را جز به حق نکشید. به حق مثلاً قاتل است یا موارد دیگر که حقش است که کشته بشود، جز آن موارد هیچ کسی را به قتل نرسانید که میفرماید هر کس به ظلم کشته شد، مظلوم به قتل رسید، ما برای ولیّ او، ولی کسی که میراثبرش است تمام آنها میشوند ولی آن شخص، ما برای میراثبرانش برای سرپرست آن، اعضای خانوادهی آن مقتول، میفرماید ما سلطان قرار دادیم. سلطان يعنی سلطه و قدرت، یعنی میتواند که شکایت بکند، پیگرد قضایی بکند، میتواند مطالبهی قصاص بکند آن قاتل کشته بشود یا دیه از او گرفته بشود یا زندانی بشود، این قدرتها دارد. میفرماید ما چنین قدرتهایی را دادیم به دست خانوادهی مقتول. «فَلاَ يُسْرِف فِّي الْقَتْلِ» پس در قتل نباید زیادهروی بشود. حالا خانوادهی مقتول قدرت دارد ولی اینجور نیست که بخواهند باز آنها زیادهروی بکنند، به جای قاتل چند نفر دیگر از اعضای خانوادهاش بکشند یا از دوستانش بکشند. در مسألهی قتل نباید زیادهروی بشود. میفرماید که آن «مَنْصُورًا» است یعنی یاری میشود، پشتیبانی از او میشود اگر آن قاتل بیش از حقش یعنی سایر بیگناهان از اعضای خانوادهاش کشته شد. دیگر آنها از ایشان یاری میشود و آنها حق شکایت دارند از خانوادهی مقتول قبلی که چرا آنها بیش از اندازه در این قضیه زیادهروی کردند برای انتقام و قصاص. و یا آن خانوادهی مقتول که به نسبت آنها هم این قدرت به خانوادهی مقتول گذاشته شده که نتیجه این بشود که در جامعه قتل تکرار نشود و آمار جرم و قتل بیاید پایین.
«وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كَانَ مَسْؤُولاً»(إسراء/۳۴)
و به مال یتیم نزدیک نشوید مگر به آن راهی که بهترین است تا زمانی که به اوج رشدش برسد، و به عهد وفا کنید، بدون شک که عهد از آن سؤال میشود.
باز از موارد دیگر میفرماید شما به مال یتیم نزدیک نشوید وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ. یتیم است، پدرش از دنیا رفته حالا دختر یا پسر، خانهای دارد، پول نقد دارد، طلا دارد، خیلی امکانات دارد، از پدرش به او ارث رسیده. شما میفرماید که به مال یتیم نزدیک نشوید. باز هم از مقدماتی که آدم را به مال یتیم میرساند از آن مقدماتش بازبایستید، به آن نزدیک نشوید. مثلاً بخواهید وصلتی برقرار کنید، ازدواج بکنید مثلاً با آن مادر یتیم که شوهرش از دنیا رفته، یا با خواهر بزرگتر آن یتیمها، یا مثلاً دخترشان را بدهند به پسر آنکه خواهر یتیم برادر یتیم دارد، این نقشهها را نریزید که به مال یتیم نزدیک بشوید. از همان دور بایستید چون مال به مثل شهوت برای خیلیها جذبه دارد و میافتند در سراشیبی برای تصاحب اموال یتیم. شما این کار را انجام ندهید مگر به آن راهی که بهترین است «إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ» یعنی بررسی بکنید کارشناسی بکنید، پول یتیم میخواهید بیندازید در کار برای حفظ مال یتیم و کسب درآمد، بررسی میکنید ده تا شغل، از آن ده تا کدام یکی بهتر درآمد دارد، امنیت شغلیاش بالاتر است، حالا میتوانید دست بزنید به مال یتیم و گرنه اصلاً نزدیک نشو و این کار هم انجام بده. «حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ» با پول یتیم کار میکنی تا زمانی که به رشدش برسد بالغ شود عاقل شود آن موقع هم وظيفهات است که آن پول را از سرمایهگذاری بیرون بیاوری به یتیم تحویل بدهی. «وَأَوْفُواْ بِالْعَهْدِ» و به مسئولیتهایتان وفا بکنید. اگر قولی دادید به قولتان عمل بکنید برای خانواده، بچههایتان یا هر کس دیگر، چون عدم تعهد به قول به طرف مقابل آسیب میزند، آسیب جدی میزند به اعتمادش، به روح و روانش. و به مسئولیتهایی که بر عهده گرفتید، کارمندی است، کارگری است، کارفرمایی است، هر کسی یا هر کارهای که است، آن تعهدهای زندگیتان از یک چوپانی گرفته تا یک رئیسجمهور یک کشور، مسئولیتهایی که به عهده گرفتید آنها را وفا کنید. یعنی کاملاً وظایفتان را انجام بدهید که آن وظایف و مسئولیتهایی که بر گردن شما است «إِنَّ الْعَهْدَ كَانَ مَسْؤُولاً» شما از آن بازخواست میشوید، استیضاح میشوید یعنی مورد بازجویی قرار میگیرید، از طرف الله از شما پرسش میشود، مسئله شوخی و عادیای نیست، باید هم شما پاسخگو باشید.
«وَأَوْفُوا الْكَيْلَ إِذَا كِلْتُمْ وَزِنُواْ بِالْقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِيمِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلاً»(إسراء/۳۵)
و شما کیل و پیمانه را کامل کنید زمانی که کیل میکنید پیمانه میزنید، و با ترازوی درست وزن کنید که آن بهتر است و عاقبت بهتری دارد.
باز از موارد دیگر، از موارد اقتصادی، معاملات. میفرماید شما اگر شغلتان با کیل و پیمانه است آن را کامل کنید. پارچهفروش است که متر میکند، عطاری است، سوپرمارکت است، مرغفروشی است و هر کس به هر شغلی که دارد. کارخانهی سیمان است که در آن پاکتها سیمان قرار میدهد، کنسرو است، هر شرکتی که مواد غذایی یا مواد مصرفی یا ساختمانی که با کیسه و کیل و وزن و توناژ دارد به مردم میدهد. میفرماید آنها را کامل بکنید و با ترازوی درست «وَزِنُواْ بِالْقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِيمِ» با ترازوی درست وزن کنید يعنی آن ترازویی که دقیقتر است با آن وزن بکنید. میفرماید «ذَلِكَ خَيْرٌ» این به نفعتان است و عاقبت بهتری دارد. شايد فکر کنید که اگر کمفروشی بکنید، به جای هزار کیلو نهصد کیلو جنس بدهید ولی پول هزار کیلو بگیرید، آن صد کیلو به نفعتان است ولی آن به نفعتان نیست، اینکه تمام آن هزار کیلو بدهید به نفعتان است. بر عکس تصور و حساب و کتاب ذهنی شما، این به نفعتان است و عاقبت بهتری برایتان دارد، هم دنیایتان عاقبت بهتری سرنوشت بهتری با آن مواجه میشوید و هم آخرتتان.
«وَلاَ تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُوْلَئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْؤُولاً»(إسراء/۳۶)
و دنبال نکن آنچه که به نسبت آن علمی برایت نیست، بدون شک که گوش و چشم و قلب تمام آنها از آنها بازخواست خواهد شد.
باز از نکات دیگر. میفرماید شما دنبال چیزی که به آن علمی ندارید نرو. تحت تأثیر قرار نگیر. مثلاً در مورد کسی برای تو خبری آوردهاند ولی تو فقط از این شنیدی از مردم شنیدی، خودت علم نداری پس باور نکن، تحت تأثیر آن حرفها و آن شایعهها قرار نگیر، دنبال نکن اصلاً رها کن. وَلاَ تَقْفُ يعنی دنبال نکن رها کن آنچه که خودت نسبت به آن علم حاصل نکردی، فقط از طریق شنیدههای دیگران است، از زبان مردم است، تو دنبالش نرو. حالا امکان دارد یکی را پیش شما تخریب میکنند، آنها دارند میگویند فقط از زبان آنها صد تا دلیل هم میآورند که آن شخص یک شخص بدی است ولی تو باور نکن، طبق صحبت آنها تخریب آنها تو رفتارت را با آن شخص عوض نکن که تو مسئول کارهای خودت هستی. گوش و چشم و قلب همهشان میفرماید که تو از آنها بازخواست میشوی يعنی تو خودت میتوانی بروی بفهمی، پس از این ابزار فهمیدن استفاده کن که از تو سوال میشود. اگر استفاده نکردی و از حرف دیگران تحت تأثیر قرار گرفتی حالا به نسبت شخصیت افراد باشد، به نسبت خبرهایی که میآورند، یا به نسبت یکسری باورهایی که به تو میگویند بدون علم همینجور خیلی سادهاندیش باشی و اندیشههای اشتباه را به سادگی بپذیری. میفرماید که آن گوش و چشم و قلب، فکر خدا به تو داده و مسئول هستی خودت باید به کار ببندی، خرافات دیگران را به سادگی باور نکن.
«وَلاَ تَمْشِ فِي الأَرْضِ مَرَحًا إِنَّكَ لَن تَخْرِقَ الأَرْضَ وَلَن تَبْلُغَ الْجِبَالَ طُولاً»(إسراء/۳۷)
و تو در زمین با تکبّر و نخوت راه نرو، بی شک که تو هرگز نمیتوانی زمین را بشکافی و هرگز نمیتوانی به بلندای کوهها برسی.
باز از نکات دیگر. خیلی نکات مهم و اخلاقی دارد صحبت میکند صاحب کل جهانیان دارد به بندگانش آموزش میدهد. جزئیات رفتاری در زندگی به ما دارد آموزش میدهد. ممکن است که این حرفها خیلیهای دیگر هم بزنند آن انسانها، ولی خب آن انسانها هم که آفریدهی خدا هستند، خدا به آنها فهم و درک داده که آن حرفهای قشنگ را میزنند. ولی باز هم دیگران این حرفها را بزنند کجا و وقتی که الله دارد این حرفها را میزند کجا. و پاداشی که الله میدهد برای انجام این کارها، رعایت این مسائل و عقوبتی که میکند انسانها را و قدرتی که و اختیاراتی که الله دارد کجا و اختیاراتی که دیگران دارند کجا. میفرماید شما در زمین با تکبّر و نخوت و غرور و ناز راه نرو. «مَرَحًا» یعنی تکبّر یعنی نشاط افراطی، سرور و سرمستی افراطی به ناحق، در زمین آنجوری راه نرو. دارد صحبت میکند از تکبّر چون تکبّر یک چیز قلبی است ولی همیشه پنهان داخل قلب باقی نمیماند، به یک شکلی خودش را بروز میدهد يعنی مظاهر بیرونی دارد اعمال درونی. و تکبّر هم از خودش یکسری مظاهری نشان میدهد و یکی از مظاهر تکبّر نحوهی راه رفتن است که اینجا مثال میزند. با تکبّر راه نرو که تو وقتی خودت را گرفتی، با ناز و نخوت و بزرگی و کبر داری راه میروی میفرماید اینجور پایت را بر زمین نکوب، تو نمیتوانی زمین را بشکافی زیر پایت، تو از خاک هم ضعیفتر هستی. با تکبّر بزن پا روی زمین، آیا زمین زیر پای تو دارد باز میشود؟ زمین دارد آیا شکافته میشود؟ تو که نمیتوانی همین زمین زیر پایت را هم بشکافی پس اینجور محکم پا روی زمین نکوب. با یک حسی با یک حالتی داری راه میروی، درونت کبر گرفته و آنجوری داری راه میروی خودت را گرفتی تو زمین را نمیتوانی بشکافی. «وَلَن تَبْلُغَ الْجِبَالَ طُولاً» و آنقدر خودت را بالا گرفتی، شانهها بالا انداختی با یک حالتی داری راه میروی، میفرماید تو نمیتوانی به بلندای کوهها برسی، قامتت بالا نگیر که به قامت کوه نمیرسی. پس خودت را بشناس، بیا پایین، آرام باش، تو ضعیف هستی، تو کوچک هستی فکر نکن کسی هستی و متکبرانه بخواهی روی زمین راه بروی، در جامعه پز بدهی، این را از خودت دور کن.
كُلُّ ذَلِكَ كَانَ سَيِّئُهُ عِندَ رَبِّكَ مَكْرُوهًا )إسراء/۳۸)
تمام آنها نزد پروردگارت بسیار ناپسند است.
حالا دارد اشاره میکند كُلُّ ذَلِكَ که البته از صفحهی قبل است از آیهی ۲۲ آنجا شروع کرد تا اینجا آیهی ۳۷ میفرماید تمام آن مواردی که ذکر شد، حدود پانزده مورد که ذکر کرد همهشان «كَانَ سَيِّئُهُ» همهشان بدش یعنی این کارهایی که دارد انجام میشود کارهای بد است و آن کارهای بد نزد پروردگارت ناپسند است زشت است يعنی خدا از این کارها خوشش نمیآید. و مهم است که خدا خوشش بیاید یا نیاید. ولی خدا از اینها خوشش نمیآید از این کارها و صاحب این کارها کسی که مرتکب این کارها میشود هم طبیعتاً باز خدا از آن شخص هم خوشش نمیآید. پس این کارها را از خودت دور کن که بتوانی پیش خدا دوستداشتنی باشی.