تلاوت این صفحه:
صفحه ۷۲
«وَمَا أَصَابَكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ فَبِإِذْنِ اللَّهِ وَلِيَعْلَمَ الْمُؤْمِنِينَ»(آلعمران/١۶۶)
و آن صدمهای که به شما رسید روزی که دو لشکر باهم رو در رو شدند، پس به اذن الله بود و تا مؤمنان را بشناسد.
و آن صدمهای که به شما رسید روزی که دو لشکر باهم رو در رو شدند، پس به اذن الله بود آن صدمهای که به شما رسید به اذن الله بود و تا مؤمنان را بشناسد؛ آن جا معلوم شد هرکسی که چه کاره است، اسرار درونیاش آنجا برملا شد.
«وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ نَافَقُوا ۚ وَقِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا قَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَوِ ادْفَعُوا ۖ قَالُوا لَوْ نَعْلَمُ قِتَالًا لَاتَّبَعْنَاكُمْ ۗ هُمْ لِلْكُفْرِ يَوْمَئِذٍ أَقْرَبُ مِنْهُمْ لِلْإِيمَانِ ۚ يَقُولُونَ بِأَفْوَاهِهِمْ مَا لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ ۗ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا يَكْتُمُونَ»(آلعمران/١٦٧)
و تا بدانند؛ آن کسانی که منافق هستند. و به آنها گفته شد که بیایید در راه الله بجنگید، یا حداقل دفاع بکنید، ما میجنگیم. جواب دادند: که اگر ما جنگی میدیدیم، میدانستیم که جنگی در کار است، قطعا دنبال شما میآمدیم. آنها در آن روز به کفر نزدیکتر از ایمان بودند. با دهانشان میگویند، آنچه که در دلهایشان نیست. و الله داناتر است به آنچه که آنها مخفی میکنند.
و تا بدانند؛ آن کسانی که دو رنگ و دو رو هستند، آنها را هم بشناسند. و به آنها گفته شد که بیایید در راه الله بجنگید. یا لااقل دفاع کنید. در وسط، راه قبل از جنگ همان منافقان، یک سوم لشکر، نه تعداد دو سه نفر، یک سوم لشکر، سیصد و اندی نفر، یک دفعه لشکر را رها کردند و برگشتند در حالی که تمام آن هزار نفر هم هنوز خیلی کم بودند. یک سوم برگشتند. بعد موقع برگشت به آنها گفتند بر بگردید، بیایید، از ما جدا نشوید در راه الله هستید شما، بیایید در راه الله بجنگید یا لااقل دفاع بکنید ما میجنگیم؛ شما اطراف لشکر بایستید، نگهبانی بدهید، مواظبت بکنید از ما، حالت دفاعی به خودتان بگیرید.«قَالُوا لَوْ نَعْلَمُ قِتَالًا لَاتَّبَعْنَاكُمْ»جواب دادند که اگر ما جنگی میدیدیم، میدانستیم که جنگی در کار است، یا این جنگ، جنگ درستی است قطعا دنبال شما میآمدیم. ولی از نظر ما این جنگ، جنگ نیست. یا اتفاق نمیافتد یا این جنگی که اسمش جنگ بگذاریم، آبرومند باشد، این جنگ به نظر ما همچنین جنگی نیست و توجیه ندارد، بر میگردیم.«هُمْ لِلْكُفْرِ يَوْمَئِذٍ أَقْرَبُ مِنْهُمْ لِلْإِيمَانِ» آنها در آن روزبه کفر نزدیکتر بودند از ایمان.« يَقُولُونَ بِأَفْوَاهِهِمْ مَا لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ» با دهانشان میگویند، آنچه که در دلهایشان نیست،دروغ میگویند. میفهمند که جنگ در میگیرد. میفهمند که این جنگ یک جنگ تمام عیار است. ولی میگویند اینها در حالی که در دلشان نیست و به صورت کلی در زندگیشان آنچه که از ایمان ادعا میکنند، فقط به زبان میگویند در دلشان نیست.«وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا يَكْتُمُونَ» و الله داناتر است به آنچه که آنها دارند مخفی میکنند، کتمانش میکنند و به زبان اقرار نمیکنند، الله آنها را میداند.
«الَّذِينَ قَالُوا لِإِخْوَانِهِمْ وَقَعَدُوا لَوْ أَطَاعُونَا مَا قُتِلُوا ۗ قُلْ فَادْرَءُوا عَنْ أَنْفُسِكُمُ الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِين»(آلعمران /١٦٨)
کسانی که گفتند به برادران خود و خود نشستند؛ اگر آنها از ما اطاعت میکردند، کشته نمیشدند. بگو شما از خودتان مردن را دفع بکنید، اگر واقعا راست میگویید.
همان منافقان: کسانی که گفتند به برادران خود و خود نشستند؛ اگر آنها از ما اطاعت میکردند کشته نمیشدند. خود آنها بر گشتند، بعد به آنها گفتند که شما بیایید، از شهر تکان نخوردند، برگشتند خانههای خود نشستند، بعد آنهایی که رفته بودند و کشته شدند در جنگ از مومنان، حالا میگویند به آنها،(خود آنها نشستند:«وَقَعَدُوا») اگر آنها حرف ما را گوش میداند:«مَا قُتِلُوا» کشته نمیشدند.«قُلْ فَادْرَءُوا عَنْ أَنْفُسِكُمُ الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِين» بگو شما از خودتان مردن را دفع بکنید. اگر واقعا راست میگویید. امروز نمردید، فردا چی؟ بعدا چی؟ راست میگویید این مردن را از خودتان دفع کنید که نمیرید اگر واقعا راست میگویید.
«وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا ۚ بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ»(آلعمران/١٦٩)
نسبت به کسانی که در راه الله کشته شدند، آنها را مردگان تصور نکنید. بلکه آنها زنده هستند، نزد پروردگار خود روزی داده میشوند.
و شما تصور نکنید، در ذهنتان؛ چون قبلا گفته با زبان تکرار نکنید (خواندیم) اینجا در ذهنتان تصور نکنید، نسبت به کسانی که در راه الله کشته شدند، آنها را مردگان تصور نکنید.« بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ» بلکه آنها زنده هستند، نزد پروردگار خود روزی داده میشوند، میخورند، روزی میخورند.
«فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ»(آلعمران/١٧٠)
خوشحال هستند، به آنچه که الله از فضل خودش به آنها عنایت کرده است، شادمان هستند. و خوشحال هستند، نسبت به کسانی که هنوز از پشت سرشان به آنها ملحق نشدند که هیچ ترسی بر آنها نیست و از هیچ چیزی اندوهگین نمیشوند.
شاد و شادمان هستند، به آنچه که الله از فضل خودش به آنها عنایت کرده است.«وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ» و خوشحال هستند، نسبت به کسانی که هنوز از پشت سرشان به آنها ملحق نشدند، که هیچ ترسی بر آنها نیست و از هیچ چیزی اندوهگین نمیشوند. خودشان جلوتر رفتند، همه چیز را تجربه کردند، دیدند، با چشمان خودشان دیدند، و الان کاملا بر قضیه مسلط هستند که کسانی که در راه الله شهید میشوند چه آیندهای دارند، بعد از مرگ چه سرنوشتی دارند. چه سرنوشت خوب و خوشآیندی در جلو رویشان است. خودشان رسیدند، منتها؛ آنها هنوز در دنیا هستند، دارند تلاش میکنند، هنوز نمردند که بفهمند، اینها که جلوتر هستند شادمانی میکنند، به کسانی که هنوز به آنها ملحق نشدند. و به آنها مژدگانی میدهند، که از هیچ چیزی نترسید، از این قضیه خوشحال هستند. خوشحال هستند که میفهمند که وقتی که آنها بیایند نه از چیزی میترسند، نه اینجا چیزی برای نگرانی وجود دارد. بابت این قضیه دلشان شاد است.
«يَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَفَضْلٍ وَأَنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِينَ»(آلعمران/١٧١)
شادمان هستند، به نعمت الله و آن امتیازات، و اینکه الله اجر مومنان را ضایع نمیکند.
شادمان هستند، دلشان خوش است، خوشحال هستند، به نعمت الله که نصیب خودشان شده و نصیب آنها خواهد شد. «وَفَضْلٍ» و آن امتیازاتی که الله به خودشان داده و بعدا به آنها میدهد.« وَأَنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِينَ» و خوشحال هستند، و به اینکه الله اجر مومنان را ضایع نمیکند.
«الَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِلَّهِ وَالرَّسُولِ مِنْ بَعْدِ مَا أَصَابَهُمُ الْقَرْحُ ۚ لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا مِنْهُمْ وَاتَّقَوْا أَجْرٌ عَظِيمٌ»(آلعمران/١٧٢)
آن کسانی که اجابت کردند برای الله و رسول، بعد از آنکه، آن جراحت و صدمه به آنها رسیده بود. برای کسانی که این نیکوکاری را انجام دادند، و تقوا را در پیش گرفتند. اجر عظیمی برای آنها آماده است.
آن کسانی که اجابت کردند، فورا این دستور را اجرا کردند. دستور الله و رسول، بعد از اینکه آن جراحت، آن شکت، آن هزیمت به آنها رسیده بود. بعد از آن جراحت، بعد از آن صدمه (البته مومنان در جنگ احد شکست نخوردند. الان همین دارد توضیح میدهد و صفحهٔ بعد هم، ادامهٔ همین میآید که نتیجهٔ جنگ احد شکست نبود برای مومنان) آن کسانی که اجابت کردند برای الله و رسول، بعد از اینکه، آن جراحت و صدمه به آنها رسیده بود؛ یعنی دوباره پیامبر (ص) وقتی که جنگ احد تمام شد و برگشتند به شهر و خبر به گوششان رسید که نیروی دشمن دوباره برگشته که الان این بار میخواهد به مدینه حمله بکند. چون در وسط راه مشرکان پشیمان شدند که چرا ما تا این مرحله پیش رفتیم ولی کار را یکسره نکردیم که آنها را با خاک یکسان بکنیم که دیگر هیچ وقت نباشد که با ما بجنگند، دیگر آنها را تار و مار بکنیم و دیگر مستئسلشان بکنیم، ریشهکنشان بکنیم، مسلمانها را دیگر هیچ کس زنده باقی نگذاریم تا برای همیشه خیالمان راحت باشد. وسط راه یکدفعه این فکر به ذهنشان رسید و برگشتند. برگشتند، خبر دار شد پیغمبر(صلی الله) و دستور داد با وجود آنهمه زخمی بودن و خستگی و ناراحتی و همهٔ آنها، دوباره انگار که هیچ چیزی نشده، همه آماده باش و با پیغمبر حرکت کردند. دستور پیغمبر را استجابت کردند.« لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا مِنْهُمْ وَاتَّقَوْا أَجْرٌ عَظِيمٌ» برای کسانی که این نیکوکاری را انجام دادند، و تقوا را در پیش گرفتند، اجر عظیمی برای آنها آماده است، هم در این صحنه احسان و تقوا و هم در ادامهٔ زندگیشان احسان و تقوا، آنها برایشان اجر عظیمی آماده است.
«الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَانًا وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ»(آلعمران/١٧٣)
آن کسانی که؛ یک گروهی از مردم به آنها گفتند: که مردم برای شما جمع شدند، از آنها بترسید. ایمانشان زیاد شد. و گفتند: الله برای ما بس است و بهترین وکیل الله است.
آن کسانی که؛ یک گروه از مردم به آنها گفتند: که مردم برای شما جمع شدند، از آنها بترسید. لشکر خود را جمع کردند، یک لشکر بزرگ، میخواهند به جنگ شما بیایند و شما را بکشند. از آنها بترسید. «فَزَادَهُمْ إِيمَانًا» اتفاقا نه که نترسیدند، نه که متزلزل نشدند، ایمانشان زیاد شد.« وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ» و گفتند: الله برای ما بس است و بهترین وکیل الله است.