تلاوت این صفحه:
صفحه 38
«وَالَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنكُمْ وَيَذَرُونَ أَزْوَاجًا يَتَرَبَّصْنَ بِأَنفُسِهِنَّ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَعَشْرًا ۖ فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا فَعَلْنَ فِي أَنفُسِهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ ۗ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ»(بقره/۲۳۴)
و کسانی که وفات میکنند، میمیرند از شما و از خودشان همسرانی را به جا میگذارند آن همسران خودشان را به مدت چهار ماه و ده روز نگه میکنند.(از ازدواج، از اینکه خودشان را عرضه کنند برای ازدواج، آرایش، خودنمایی، عروسی و جمع و اینها خودشان را نگه میکنند به مدت چهار ماه و ده روز)
« فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا فَعَلْنَ فِي أَنفُسِهِنَّ بِالْمَعْرُوف»
اما وقتی که مدت زمان عده را به پایان رساندند، حالا گناهی بر شما نیست ای مردم، در آنچه که آنها به نسبت خودشان به شایستگی تصمیم بگیرند.(دیگر بالغ و عاقل هست، خودش تصمیم میگیرد که با چه کسی ازدواج کند، ازدواج بکند یا نکند دیگر شما کاری ندارید، بگذار خودش تصمیم خودش را بگیرد تا زمانی که به شایستگی و معقول و دین و دیانت و شریعت دارد عمل میکند)
«وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ»
و الله به آنچه که شما انجام میهید کاملا واقف و آگاه است. (یعنی این آیات که داریم میخوانیم مورد خطابش زن هست، به عنوان مادر یا زن. مرد هست، به عنوان پدر یا مرد. متخصصین هستند، اهل خبره هستند، باحمایت حاکمان شرعی، قاضیان شرعی، همهٔ اینها دارند با همدیگر مسائل را معالجه میکنند حتی بچه شیر خوار هم باید با تصمیم و مشورت و با اندیشه این مشکل بچه حل بشود و همهٔ اینها مورد خطاب هستند)
«وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا عَرَّضْتُم بِهِ مِنْ خِطْبَةِ النِّسَاءِ أَوْ أَكْنَنتُمْ فِي أَنفُسِكُمْ ۚ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ سَتَذْكُرُونَهُنَّ وَلَٰكِن لَّا تُوَاعِدُوهُنَّ سِرًّا إِلَّا أَن تَقُولُوا قَوْلًا مَّعْرُوفًا ۚ وَلَا تَعْزِمُوا عُقْدَةَ النِّكَاحِ حَتَّىٰ يَبْلُغَ الْكِتَابُ أَجَلَهُ ۚ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا فِي أَنفُسِكُمْ فَاحْذَرُوهُ ۚ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ حَلِيمٌ»(بقره/۲۳۵)
و گناهی بر شما نیست در آنچه که شما کنایه میزنید از خواستگاری زنان. (خوب زن شوهرش فوت شده، در عده است. حالا مردی آن زن را مد نظر دارد، شیفتهی آن است اما این زن در عده است صبر بکند تا پایان عده احتمال دارد که از دستش برود، اینجا میگوید: گناهی بر شما نیست که به کنایه خواستگاریتان را انجام بدهید، مثلا حالا به آن بگوید که برای ازدواج بعدی عجله مکن، باید خوب تصمیم بگیری این بار که با چه کسی ازدواج کنی، دارد کنایه میزند. یا مثلا بگوید که بله خیلی از زنها همسرانشان فوت شدند ولی در زندگی بعدی که تشکیل خانواده دادند خیلی خوشبخت شدند، دارد مثلا کنایه میزند به این شکل مثلا میتواند کنایه خواستکاری را به زن برساند، میگوید گناهی نیست این قضیه چون برای خیلی از انسانها پیش میآید)
«أَوْ أَكْنَنتُمْ فِي أَنفُسِكُم»
یا اینکه شما این را در دلتان هی بچرخانید و نگهدارید، مخفی کنید که میخواهید با آن ازدواج کنید، زن هم در عده است؛ میگوید گناهی نیست مادامی که در دلتان است، که میخواهید از او خواستگاری کنید، خواستگاری میکنید هم با کنایه، با صراحت نه.
«عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ سَتَذْكُرُونَهُنَ وَلَٰكِن لَّا تُوَاعِدُوهُنَّ سِرًّا إِلَّا أَن تَقُولُوا قَوْلًا مَّعْرُوفًا»
میگوید: الله دانست، الله میداند که شماها خیلی زود آنها را بیاد میآورید. به زبان میآورید،
میگویید، میروید و پیگیری کارتان را میکنید تا به آن خانم برسید الله این را میداند، ولی با این وجود.
«لَّا تُوَاعِدُوهُنَّ سِرًّا» به صورت سری با آنها وعدهی ازدواج نگذارید.(مثلا بروید در خواصش به او پیام بدهید که من تو را دوست دارم، مثلا میخواهم با تو ازدواج کنم. این کار را انجام ندهید، حرمت عده را نشکنید با این کار)
پس:«إِلَّا أَن تَقُولُوا قَوْلًا مَّعْرُوفًا»
مگر اینکه به شایستگی، سنگین و رنگین صحبتتان را در یک کنایهای برسانید.(خیلی فضا باز است، فضای قرآن. یک آقا میتواند به صورت کنایه از یک خانم خواستگاری بکند و اصلا تشکیل خانواده اینقدر در دین اسلام مهم است، به همین دلیل این اجازهها داده شده پس یک مرد میتواند با یک خانمی که در عده است، به این شکل با آن صحبت کند یا به آن پیامی برساند، یک قاصد مثلا بگیرد و این حرفها)
«وَلَا تَعْزِمُوا عُقْدَةَ النِّكَاحِ حَتَّىٰ يَبْلُغَ الْكِتَابُ أَجَلَه»
می گوید: عقد نکاح را قطعی نکنید تا زمانی که این واجب به پایان برسد.
(«الکِتَابُ» این واجب عدّه به پایان برسد. تا به پایان نرسیده خواستگاری را قطعی نکنید)
« وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا فِي أَنفُسِكُمْ فَاحْذَرُوهُ»
و بدانید که الله میداند، آنچه که در دلهای شماست، پس از آن پرهیز کنید.(خیلی چیزها در دلتان میآورید، امکان دارد تصویر سازی کنید، امکان دارد خیلی چیزهای دیگر، از آنها حذر بکنید باتقوا، باادب و احترام این کار را از روی اصول و قانون خودش پیش ببرید)
«وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ حَلِيمٌ»
و بدانید که الله بسیار درگذرنده و بسیار بردبار است.
«لَّا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِن طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ مَا لَمْ تَمَسُّوهُنَّ أَوْ تَفْرِضُوا لَهُنَّ فَرِيضَةً ۚ وَمَتِّعُوهُنَّ عَلَى الْمُوسِعِ قَدَرُهُ وَعَلَى الْمُقْتِرِ قَدَرُهُ مَتَاعًا بِالْمَعْرُوفِ ۖ حَقًّا عَلَى الْمُحْسِنِينَ»(بقره/۲۳۶)
میگوید: گناهی بر شما نیست اگر زنان را طلاق دادید مادامی که با آنها یکجا نشدید.
« أَوْتفرضوالَهُنَّ فَرِيضَةً»
یا این که برایشان مهریهای تعیین نکردید.(در این دو صورت باز گناهی برشما نیست عقد بستند یکجا نشدند یا عقد بستند مهریهای تعیین نکردند حالا میخواهد طلاق بدهد، اجازه هست از نظر قرآن؟ میگوید گناهی بر شما نیست و اگر مجبور شدید به هر دلیلی که میدانید، نمیتوانید با هم زندگی کنید اگر هر چه بیشتر پیش بروید وازدواج کنید و بچه دار شوید وضعیت بدتر میشود، گناهی بر شما نیست اتفاقا الان خیلی بهتر از هر زمان دیگری است)
«وَمَتِّعُوهُنَّ»
ولی به آنها مطعه بدهید. (یعنی ایشان را برخوردار بکنید از داراییتان، آن زنی که الان ازش جدا شدید. چه اندازه):
«عَلَى الْمُوسِعِ قَدَرُهُ»
کسی که توانمند است به اندازهٔ توانش.
«وَعَلَى الْمُقْتِرِ قَدَرُهُ»
و کسی که دستتنگ است به اندازهٔ توانش، زنش را برخوردار کند.(یکی مثلا پنج میلیون تومان میدهد، یکی صد میلیون تومان میدهد، وضعش خوب است، به این شکل)
«مَتَاعًا بِالْمَعْرُوفِ»
این برخورداری با شایستگی و احترام، با عزّت، با اکرام آن هدیه را، آن اموال را به زن میدهد و با احترام از او جدا میشود.(نمیخواهد بعد از طلاق کینه و عداوت وجود داشته باشد میخواهد با همین پولی که ردوبدل میشود و آن شوهر به آن دختر میدهد، چون که دارد ازش جدا میشود، به عنوان انگار معذرتخواهی میکند، عذرش را میآورد و نمیخواهد بعد از آن دیگر کینهای در دلها باقی بماند به همین دلیل دارد این هدیهها را، این پولها را به عنوان مطعه به او میدهد.)
ولی یک واجب:
«حَقًّا عَلَى الْمُحْسِنِينَ»
واجبی است، حقی است بر انسانهای نیکوکار.
«وَإِن طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِن قَبْلِ أَن تَمَسُّوهُنَّ وَقَدْ فَرَضْتُمْ لَهُنَّ فَرِيضَةً فَنِصْفُ مَا فَرَضْتُمْ إِلَّا أَن يَعْفُونَ أَوْ يَعْفُوَ الَّذِي بِيَدِهِ عُقْدَةُ النِّكَاحِ ۚ وَأَن تَعْفُوا أَقْرَبُ لِلتَّقْوَىٰ ۚ وَلَا تَنسَوُا الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ» (بقره/۲۳۷)
و اگر آنها را طلاق دادید، قبل از اینکه یکجا شدید و شما برایشان مهریه تعیین کرده بودید، پس نصف مهریه.(مهریه تعیین شده، نصف مهریه حق زن است، نصف مهریه حق مرد است و نمی خواهد بدهد: «فَنِصْفُ مَا فَرَضْتُم»)
«إلاَّ أَن يَعْفُونَ أَوْ يَعْفُوَ»
مگر آن که خانم ببخشد حقش را به مرد بگوید چیزی از تو نمیخواهم.
«أَوْ يَعْفُوَ الَّذِي بِيَدِهِ عُقْدَةُ النِّكَاح»
یا ببخشد آن کسی که عقد ازدواج دستش است.(خوب عقد ازدواج دست چه کسی است؟ یعنی چه کسی ابتدا اقدام کرده است برای ازدواج و خواستگاری و اینها؟ مرد است پس یا زن ببخشد و از حقش کوتاه بیاید یا مرد از حق خودش کوتاه بیاید.)
«وَأَن تَعْفُوا أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى»
و اگر ببخشید به تقوا نزدیکتر است.(چه کسی ببخشد؟ هر کدام، هر کدام میخواهد با تقواتر شود ببخشد، یا دختر حقش را ببخشد، یا پدر دختر صرفنظر کند اصرار نکند یا شوهر حقش را ببخشد؛ یعنی دختر یا همهٔ مهریه را بگیرد، مرد کوتاه بیاید، یا دختر کوتاه بیاید، مرد چیزی ندهد میگوید اگر شما ببخشید به تقوا نزدیکتر است میخواهد که جوش بزند بین این دو تا خانواده و آن اعتماد از بین نرود)
«وَلَا تَنسَوُا الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ »
(و این مسئله روانشناسی دارد بیان میکند که) شما فضل بین خودتان را فراموش نکنید. (خانوادهٔ دختر شما میدانید که وضعتان خوب است فراموش نکنید، الان گیر ندهید به آن مرد، ای مرد تو که وضعت خوب است هی چونه نزن، که اصلا کامل بده، این فضل بین خودتان را فراموش نکنید، شخصیت و احترام را فراموش نکنید، یک وقتی تبدیل به لج و لجبازی نشود، اینها را مد نظر قرار بدهید)
«إِنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ»
بدون شک الله به آنچه که شما انجام میدهید کاملا بیناست و این سخاوت شما و دست و دلبازی شما را الله میبیند.