تلاوت این صفحه:
صفحه ۱۵۸
«وَالْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَالَّذِي خَبُثَ لَا يَخْرُجُ إِلَّا نَكِدًا كَذَلِكَ نُصَرِّفُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَشْكُرُونَ»(اعراف/۵۸)
و زمین پاک، زمین حاصلخیز نباتش و روئیدنیاش به اذن پروردگارش خارج میشود و آن زمینی که حاصلخیز نیست (پاک نیست، مناسب نیست) خارج نمیکند الا به زحمت و باهزینهی فراوان و کمحاصل، ما به این شکل آیات را مرتب و مفصل (به زبانهای مختلف با مثالهای مختلف) آن را بیان میکنیم برای قومی که شکرگزار هستند.
و زمین پاک، زمین حاصلخیز نباتش و روئیدنیاش به اذن پروردگارش و آن زمینی که حاصلخیز نیست، پاک نیست، مناسب نیست خارج نمیکند الا به زحمت و با هزینه ی فراوان و کمحاصل «خَبُثَ» یعنی زمینی که طیب نیست برعکس «الطَّيِّبُ» یعنی مناسب برای کشت و کشتزار نیست مثلاً شورهزار است، مثلاً خاکش خیلی سفت است جوری است که درخت در آن رشد نمیکند این میشود «خَبُثَ» برعکس «الطَّيِّبُ» طیب خیلی راحت درخت ریشه میدواند، خیلی زود رشد میکند به رشدش میرسد و ثمر میدهد، «خَبُثَ» برعکسش حالا آن اگر زمین «خَبُثَ» باشد چه میشود؟ درخت، میخواهد رشد بکند چهار سال گذشته به اندازهی یک درخت شش ماهه فقط رشد کرده این میشود «نَكِدًا› یعنی به زحمت درخت رشد میکند و بعدش هم دوباره امکان دارد نیمه خشک بشود دوباره رشد بکند و زمین درخت خوبی آنجا رشد پیدا نمیکند این میشود «نَكِدًا» یعنی در آیهی قبل که بیان فرمود از آن ابر سنگین آن بادی که آنها را جابهجا میکند بعد باران میریزد و حالا درخت بیرون میآید حاصل آن درختان انسانها به دست میآورند، حالا میفرماید که: «زمینها هم مواظب باشید بفهمید، توجه کنید که دودستهاند.» یعنی اگر باران رحمت الهی یعنی اگر هدایت های خدا هم بر شما دارد میریزد زمین وجود شماهم دودستهاند، بعضی درونشان متواضع است مثل همان دعا، فراخواندن الله! آدمها آنها را رعایت میکنند آنجور وجودشان پذیرای هدایت های الله و بعضی درونشان «خَبُثَ» هست، آنجا دیگر خیلی به ندرت چیزی از آن هدایتها گهگاهی چیزی از آن پیدا میشود به سختی، و اکثراً آن هدایت خدا را در آن نمیپذیرد، میفرماید: «كَذَلِكَ نُصَرِّفُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَشْكُرُونَ» مابه این شکل آیات را مرتب و مفصل به زبانهای مختلف با مثالهای مختلف آن را بیان میکنیم «نُصَرِّفُ الْآيَاتِ» به اشکال گوناگون برای قومی که شکرگزارند، قدر این مطالب را میفهمند ارزش اینها را میفهمند و با عبرت گرفتن از این مثالها و بیانات قرآن سپاسگزاری میکنند
«لَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ فَقَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ»(اعراف/۵۹)
قطعاً ما نوح را به سوی قومش فرستادیم. پس گفت: «ای قوم من! الله را بندگی کنید به غیراز الله برای شما هیچ معبودی نیست من بر شما نگرانم، من میترسم بر شما از عذاب روز عظیم که دامنگیرتان بشود.»
حالا بعد از مثالی که بیان فرمود از آن هدایتی که مردم میپذیرند به مثل زمین و به دودسته تقسیم میشوند که البته بین آن زمین عالی و زمین خیلی خراب هم انواع زمینها وجود دارد که حالا یا به آن یکی دسته نزدیک میشود یا به این یکی دسته نزدیک میشود؛ خب حالا مثال میزند از نوح علیه السلام که هدایت را آورد و حالا مردم در مقابل هدایتش چه موضعی گرفتند؟ چه کار کردند؟ دارد مثال میزند و حالا داستان پنج پیامبر را پشت سرهم ذکر میکند که از همان گفتوگوی اهل بهشت و جهنم که آن آدمها تو آخرت چهجور باهم صحبت میکردند یک مقدار آب به ما بدهید! غذا بدهید! و بر شما حرام شده! آیا حق بود چیزهایی که پروردگار شما گفته بود؟ بعد اصحاب اعراف و همهی آنها که قشنگ واضح بشود که خدا ظلم نکرده خودشان در حق خودشان ظلم کردند، حالا دارد داستان بیان میکند آن تو قیامت بود همانها که تو قیامت آن صحنه داشتند بابا دنیایشان این بوده ، داستان زندگیشان تو دنیا این بوده که حالا تو قیامت آنجورند، گفتوگو میکنند، میگوید: «آب و غذا بر شما حرام شده است.» و دارند شکنجه میشوند سرنوشتشان تو دنیا بفهمید که چهجور بوده، میفرماید که: «حالا ما نوح را به سوی قومش فرستادیم.» بعد گفت که: «الله را بندگی بکنید، غیر از الله اصلاً معبودی وجود ندارد که برای پرستش لیاقت داشته باشد من نگرانم (دلسوزی پیامبر نوح علیه السلام) نگرانم که عذاب عظیم دامنگیرتان بشود.»
قَالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِهِ إِنَّا لَنَرَاكَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ (اعراف/۶۰).
بزرگانی از قومش گفتند: ما تورا در گمراهی واضحی میبینیم.
«الْمَلَأُ آدمهای سرشناس یا پولشان خیلی عالی یا شخصیتشان یا سوادشان یا شهرتشان بالاخره آدمهایی که تو جامعه تأثیرگذارند؛ آدمهای مهم اینها میشوند «الْمَلَأُ»، همان آدمهای مهم اتفاقاً آمدند جلوش سینه سپر کردند که تو داری این حرفها را به مردم اشتباه میگویی، ساکت شو، تو حرفهای گمراه کننده داری میزنی، تو خودت گمراهی، راه گمراهی واضحی داری میروی، ساکت باش این حرفها به مردم نزن شک نداریم که تو داری به خطا میروی بزرگان اینجور به نوح علیه السلام نهیب دادند.
«قَالَ يَا قَوْمِ لَيْسَ بِي ضَلَالَةٌ وَلَكِنِّي رَسُولٌ مِنْ رَبِّ الْعَالَمِينَ»(اعراف/۶۱)
گفت: «ای قوم من! من اصلا گمراه نیستم ولی من رسولی از جانب صاحب همهی جهانیان هستم.
نوح گفت: ای قوم من ای همشهریان من «قَوْمِ» یعنی گروهی که باهم همدیگر را تقویت میکنند سبب تقویت و قدرت همدیگر میشوند ای قوم من! شما متعلق به من هستید من متعلق به شما هستم، من اصلا گمراه نیستم، من خطا نمیکنم ولی من رسولی از جانب صاحب همهی جهانیانم، قاصد آن هستم که دارم این حرفها را به شما میزنم از خودم دارم نمیگویم.
«أُبَلِّغُكُمْ رِسَالَاتِ رَبِّي وَأَنْصَحُ لَكُمْ وَأَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ»(اعراف/۶۲)
من رسالتهای پروردگارم را به شما میرسانم و خوبیتان را میخواهم و از الله چیزهایی میدانم که شما نمیدانید.
من رسالتهای پروردگارم را به شما میرسانم با این حرفها که غیر از الله کسی را بندگی نکنید که عذاب عظیمی جلوی رویتان هست از خودم نمیگویم این رسالت پروردگارم است که به شما ابلاغ میکنم، به شما میرسانم و من خیرخواه شما هستم و دلسوز شما هستم و خوبیتان را میخواهم «وَأَنْصَحُ لَكُمْ» و از الله چیزهایی میدانم که شما نمیدانید من چیزهایی را به یقین رسیدم، حرفم را باور کنید، این حرفها را جدی بگیرید.
«أَوَعَجِبْتُمْ أَنْ جَاءَكُمْ ذِكْرٌ مِنْ رَبِّكُمْ عَلَى رَجُلٍ مِنْكُمْ لِيُنْذِرَكُمْ وَلِتَتَّقُوا وَلَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ»(اعراف/۶۳)
آیا شما تعجب میکنید که یک پند و اندرزی از جانب پروردگارتان برای شما آمده است بر یک مردی از بین خودتان که شمارا انزار بدهد و تا اینکه شما راه تقوا را در پیش بگیرید و به امید اینکه مورد رحمت الله قرار بگیرید.
مگر چه مشکلی اینجا وجود دارد آیا شما تعجب میکنید که یک پند و اندرزی از جانب پروردگارتان برایتان آمده است بر یک مردی از بین خودتان که شما را انذار بدهد و تا اینکه شما راه تقوا را در پیش بگیرید و به امید اینکه مورد رحمت الله قرار بگیرید، کجای کار مشکل دارد الان! کجای آن مشکل داشت؟ این آیه جای تعجب دارد که پروردگار خودتان، صاحب خودتان، صحبتهایش را به شما برساند، این تعجب دارد! بعد هم به یک مردی از بین خودتان، (من هم که همشهری خودتان هستم، اجنبی نیستم یک انسان هستم) کجای کار تعجب دارد! تازه الله میخواهد شما را انذار بدهد «لِيُنْذِرَكُمْ» شما را بیدار بکند مشکلاتی که دارید؛ مشکلات فکری، روحی، اخلاقی، نقطه ضعفهایی که دارید، اشتباهاتی در زندگیتان که هست شما را متذکر بکند، شمارا متوجه کند اشکال دارد؟ و تا شما راه درست زندگی را پیدا بکنید «وَلِتَتَّقُوا» و دست آخر هم مورد رحمت و عنایت الله قرار بگیرید کجای کار مشکل داشت با چه زبان مهربانانهای دارد به آنها توضیح میدهد این پیامبر نوح علیه السلام را.
«فَكَذَّبُوهُ فَأَنْجَيْنَاهُ وَالَّذِينَ مَعَهُ فِي الْفُلْكِ وَأَغْرَقْنَا الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا عَمِينَ»(اعراف/۶۴)
اما آنها او را تکذیب کردند و در نهایت ما او را (نوح علیه السلام را) نجاتش دادیم و کسانی که در کشتی همراهش بودند. و کسانی که آیات ما را تکذیب کردند غرقشان کردیم زیرا که آنها قومی کور بودند.
اما آنها او را تکذیب کردند، گفتند: «تو دروغ میگویی، بروحرفهایت یک کلمه راست نیست.» تکذیبش کردند و در نهایت ما او را (نوح علیه السلام را) نجاتش دادیم و کسانی که همراهش بودند به او ایمان آوردند کجا به چه شکل؟ در کشتی و باقی را «وَأَغْرَقْنَا الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا» و بقیه را غرقشان کردیم کسانیکه آیات ما را دروغ پنداشتند چرا؟ «إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا عَمِينَ»، «عَمِينَ» یعنی کور کوردل زیرا که آنها قومی کور بودند.
«وَإِلَى عَادٍ أَخَاهُمْ هُودًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ أَفَلَا تَتَّقُونَ»(اعراف/۶۵)
و به سمت عاد برادرشان هود را فرستادیم، گفت: «ای قوم من! همشهریان من! الله را بندگی کنید، چیزهایی دیگر را بندگی نکنید که به غیر از الله هیچ معبودی برایتان نیست. آیا راه تقوا را در پیش میگیرید؟
و به سمت عاد، برادرشان هود را فرستادیم برادرشان از ملت خودشان از همشهری خودشان از قوم و قبیله خودشان هود را فرستادیم، گفت: «ای قوم من، همشهریان من الله رابندگی کنید ؛ چیزهای دیگر را بندگی نکنید که به غیر از الله هیچ معبودی برایتان نیست «مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ»، «أَفَلَا تَتَّقُونَ» آیا رعایت میکنید؟ آیا راه تقوا را در پیش میگیرید؟ آیا رفتار و زندگیتان را بر اساس این تنظیم میکنید؟
«قَالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ إِنَّا لَنَرَاكَ فِي سَفَاهَةٍ وَإِنَّا لَنَظُنُّكَ مِنَ الْكَاذِبِينَ»(اعراف/۶۶)
بزرگانی از قومش که کافر شده بودند گفتند که: «ما تو را آدمی ساده لوح و عقبمانده میبینیم و ما گمان میکنیم که تو دروغ میگویی.»
گفتند: بزرگانی از قومش، کسانیکه کافر شده بودند اینها را باور نکردند؛ همان بزرگان، سرشناسان، مسئولین جلوش ایستادند از قوم خودش به پیامبر هود علیه السلام چه گفتند؟ گفتند که: «ما تورا آدمی ساده لوح و عقب مانده میبینیم «إِنَّا لَنَرَاكَ فِي سَفَاهَةٍ» تو عقب ماندهای چه حرفی میزنی؟ این حرفها الکی است، قدیمی است، خرافات است، ما تو را همچنین آدمی میبینیم در نظر ما، ما تشخیصمان این است تو آدم الکی، دون مایه، سفیه، کم خرد هستی و ما گمان میکنیم که تو دروغ میگویی که میگویی از جانب خدایی.
«قَالَ يَا قَوْمِ لَيْسَ بِي سَفَاهَةٌ وَلَكِنِّي رَسُولٌ مِنْ رَبِّ الْعَالَمِينَ»(اعراف/۶۷)
گفت: «ای قوم من! من آدم کمخرد نیستم ولی من قاصد و فرستادهای از جانب صاحب تمام جهانیان هستم.
گفت: «ای قوم من، من آدم کمخرد نیستم، من عقب مانده نیستم، من هیچ مشکلی ندارم ولی من قاصد و فرستادهای از جانب صاحب تمام جهانیان هستم که دارم این حرفها را به شما میگویم. (و این داستان ادامه دارد در درس بعدی ان شا الله)