تلاوت این صفحه:
صفحه ۱۳۴
«وَكَذَٰلِكَ فَتَنَّا بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لِيَقُولُوا أَهَٰؤُلَاءِ مَنَّ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنْ بَيْنِنَا ۗ أَلَيْسَ اللَّهُ بِأَعْلَمَ بِالشَّاكِرِينَ»(انعام/۵۳)
و این چنین ما بعضی از آنها را به بعضی دیگر آزمایش کردیم تا بگویند آیا اینها الله بر آنها منت گذاشته؟ آیا این ها از این همه جمعیت ما الله در حقشان لطف ویژه کرده؟ آیا مگر الله نسبت به آدمهای شکرگزار داناتر نیست!
خیلی جالب است میفرماید که: «مردم دستهبندی میشوند طبقهبندی میشوند؛ استعدادشان، سطح هوشیشان، سطح کاراییشان همین موجب آزمایششان است که بعضی را بر بعضی دیگر آزمایش کنیم» و خیلیها که در رده بالای اجتماعی و فعالند و خیلی کارها از عهدهشان برمیآید و خیلی خدمات انجام میدهند بعد یک سری افراد که از نظر شخصیت اجتماعی در سطح پایینتر هستند حالا شاید تصور کنند که آنها در رأس هستند، آنها پیش خدا محبوبند، آنها خیلی بهتر هستند در حالی که همین افراد معمولی چه بسا که از آن افراد بهتر باشند چون توانشان، استعدادشان همین قدر است، مگر الله نسبت به انسانهای شکرگزار داناتر نیست! الله میفهمد که چه کسی در چه سطحی و در چه سطح اخلاصی قرار دارد به همین خاطر آزمایش میشوید که یک وقت شمایی که در سطح اعلای مسئولیت اجتماعی قرار دارید ولو که در مسئولیت دینی هم، در پست دینی هم حضور دارید یک وقت فکر نکنید که تو از کسی بهتری، آیا تو بهتر میدانی یا الله بهتر بندگان شکرگزارش را میفهمد! پس شما داری با آنها امتحان میشوی، یک وقتی نگاه تحقیرآمیز به پایینترین سطح جامعه نداشته باشی چون یک مسلمان خیلی معمولی است چون از یک شخصیت خیلی پایین اجتماعی است یک وقت حواست باشد که نگاه حقارت به کسی نداشته باشی و خودت را بهتر از کسی تصور نکنی کسی که میفهمد فقط الله است
«وَإِذَا جَاءَكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِنَا فَقُلْ سَلَامٌ عَلَيْكُمْ ۖ كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلَىٰ نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ ۖ أَنَّهُ مَنْ عَمِلَ مِنْكُمْ سُوءًا بِجَهَالَةٍ ثُمَّ تَابَ مِنْ بَعْدِهِ وَأَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ»(انعام/۵۴)
و هرگاه که پیش تو آمدند کسانی که به آیات ما ایمان دارند پس بگو: «درود بر شما، پروردگار شما بر خودش رحمت را واجب کرده است.» هر کس از شما عمل بدی از روی جهالت انجام دهد و بعد از آن اگر توبه کرد و راه اصلاح را در پیش گرفت و بدانید که الله غفور و رحیم است.
و هرگاه که پیش تو آمدند کسانی که به آیات ما ایمان دارند؛ همان مسلمانهای معمولی، همان ردههای پایین، توده مردم، عامه مردم، عامه مسلمانها زمانی که پیش تو به عنوان اعلاترین درجه اجتماعی و پستهای سیاسی و دینی آمدند به آنها بگو: «فَقُلْ سَلَامٌ عَلَيْكُمْ» درود بر شما یعنی تحویلشان بگیر، سلام خدا را به آنها بده، سلام خدا را به آنها برسان، «سَلَامٌ عَلَيْكُمْ» درود بر شما، پروردگار شما بر خودش رحمت را واجب کرده یک وقت شما خودتان را دست کم نگیرید، معمولی تصور نکنید، پروردگارتان بر خودش رحمت را واجب کرده مهربانی را که در حق شما مهر بورزد هر کس از شما عمل بدی انجام دهد به جهالت از روی جهالت از روی غفلت از روی هوا از روی ندانم کاری گناهی انجام دهد از شما (از شما عامه مردم) و بعد از آن اگر توبه کرد و راه اصلاح را در پیش گرفت و بدانید که الله غفور و رحیم است یک وقت با همین گناههایی که شما مردم عامی، مردم عادی در سطوح پایین انجام میدهید چون کسی که دارای شخصیت اعلا هست همان شخصیتش نگهش میدارد که گناه نکند، خیلی از گناهان را دیگر انجام نمیدهد مردم پایینتر، هم به خاطر سطح فکری، علمی اجتماعی امکان دارد گناهان بیشتری مرتکب شوند حالا میفرماید که: «آنها را امیدوار بکن ولو که شما اگر گناهی را از روی جهالت انجام دادید بعد که توبه کنید و راه درست را در پیش بگیرید بدانید که الله غفور و رحیم است پس خودتان را بالا بکشید و خودتان را پایین تصور نکنید، الله اکبر! از آنجا که آنها را از خودت دور نکن شروع شد و تا آنجا که آنها را به الله وصل کنی پایان یافت این عزتی که الله در قرآن به بندگانش میدهد و پیغمبر مکلف است این را انجام دهد و بعد از پیغمبر همه رجال دیندار، دعوتگران، مبلغان، ائمه مساجد، ائمه جمعه، عالمان، شیوخ و همه اینجور باید عامه مردم را مورد تفحص قرار بدهند و آنها را به رحمت الله امیدوار بکنند و خدمتگزار آنها باشند، مشکل آنها را مشکل خودشان بدانند.
«وَكَذَٰلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ وَلِتَسْتَبِينَ سَبِيلُ الْمُجْرِمِينَ»(انعام/۵۵)
و این چنین ما آیات را مفصلاً (به تفصیل) بیان میکنیم و تا راه آدمهای مجرم روشن شود.
راه درست را ما اینجوری با حوصله مشخص میکنیم که راه درست چیست، راه درست در تعامل با مردم عامی چیست، راه درست را ما این چنین واضحش کردیم حالا وقتی که راه درست مشخص شد تا از آنور هم راه آدمهای مجرم واضح شود «وَلِتَسْتَبِينَ سَبِيلُ الْمُجْرِمِينَ» راه آدمهای مجرم واضح شود یعنی اگر کسی غیر از این انجام داد آن شخص مجرم است هر شخص در سطح بالای اجتماعی هر چقدر هم عالم و بزرگ باشد اگر نگاه حقیر به عامه مردم داشت یا آنها را به چشم نیاورد یا آنها را ندید، آنها را دور کرد، حق و حقوق آنها را نادیده گرفت به نیازهایشان بیتوجه شد، آنها را ناامید کرد، آنها را تحویل نگرفت در این حدی که الله دارد میگوید این دیگر شخص مجرم است تا راه آدمهای مجرم مشخص شود
«قُلْ إِنِّي نُهِيتُ أَنْ أَعْبُدَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ۚ قُلْ لَا أَتَّبِعُ أَهْوَاءَكُمْ ۙ قَدْ ضَلَلْتُ إِذًا وَمَا أَنَا مِنَ الْمُهْتَدِينَ»(انعام/۵۶)
بگو: «همانا که من نهی شدهام که کسانی غیر از الله که شما پرستش میکنید را بندگی کنم.» بگو: «من به هوای شما تبعیت نمیکنم که اگر این کار را کردم در این صورت من گمراه شدم، دیگر من از هدایت یافتگان نیستم.
بگو: «همانا که من نهی شدهام، ممنوع شدهام که من کسانی غیر از الله را که شما پرستش میکنید را بندگی کنم.» من قرار نیست که غیر از الله کسی را بندگی کنم یعنی من اگر غیر از این مسیر (مسیر خدایی) بروم و بخواهم باب منافع خودم با مردم برخورد کنم دارم غیر از الله را بندگی میکنم من اگر به خاطر منافع همترازهای خودم، به خاطر منافع کسان دیگری که آنها در سطح بالا هستند و من به خاطر جلب رضایت آن ها بیایم اینها را (عامه مردم را) زیر پا قرار بدهم و اینها را نادیده بگیرم من دارم غیر از الله را بندگی میکنم ومن نهی شدم که غیر از الله را بندگی کنم، بگو «قُلْ لَا أَتَّبِعُ أَهْوَاءَكُمْ» من به هوای شما تبعیت نمیکنم به خاطر رضای شما من نمیآیم این کارها را انجام دهم و به خاطر دل شما بیایم و منافع شما را در نظر بگیرم و از آن تبعیت کنم که اگر این کار را کردم «قَدْ ضَلَلْتُ» من گمراه شدم، در این صورت «إِذًا» من اصلاً راه درست را نرفتم راه درست را من گم کردم «وَمَا أَنَا مِنَ الْمُهْتَدِينَ» دیگر من از هدایت یافتگان نیستم.
«قُلْ إِنِّي عَلَىٰ بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَكَذَّبْتُمْ بِهِ ۚ مَا عِنْدِي مَا تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ ۚ إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ ۖ يَقُصُّ الْحَقَّ ۖ وَهُوَ خَيْرُ الْفَاصِلِينَ»(انعام/۵۷)
بگو: «بدون شک که من بر بینهای از جانب پروردگارم هستم در حالی که شما همانها را دارید تکذیبش میکنید. نزد من نیست آنچه که شما به آن عجله دارید.» فرمان حق هیچ کس إلا برای الله نیست. اوست که حق را بیان میکند و اوست که بهترین جدا اندازندگان است.
بگو: «بدون شک که من بر بینهای از جانب پروردگارم هستم من بر دلیلهای واضح و قطعی از جانب پروردگارم، دارم از آنها پیروی میکنم، آنها را دارم بیان میکنم در حالی که شما همانها را دارید تکذیبش میکنید، نزد من نیست آنچه که شما به آن عجله دارید.» شما فکر میکنید که اگر اینها، این کارها را انجام بدهید من میگویم که شما عذاب میشوید، من میگویم شما عقو شدبت میشوید به مثل دو صفحه قبل آنهایی که شدند و نسلشان از این زمین گم شد. آن چیزی که شما عجله دارید میگویید که اگر آخر عقوبتی هست زودتر پس بیاور عذاب را بیاور اینها همه الکی است، دروغ است، آن چیزی که شما عجله میکنید دست من نیست «إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ» حکم، فرمان، حق هیچ کس إلا برای الله نیست، فرمان فرمان الله است، اوست که حق را بیان میکند و اوست که بهترین جدا اندازندگان است، او کسی است که بین مردم جدایی میاندازد یعنی بین حق و باطل، بین آدمهای مجرم و آدمهای سالم، اوست که بینشان جدایی میاندازد «وَهُوَ خَيْرُ الْفَاصِلِينَ»»
«قُلْ لَوْ أَنَّ عِنْدِي مَا تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ لَقُضِيَ الْأَمْرُ بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ ۗ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِالظَّالِمِينَ»(انعام/۵۸)
اگر همانی که نسبت به آن عجله دارید نزد من بود که کار بین من و شما تمام میشد، و الله نسبت به ستمگران داناتر است.
بگو که اگر شما همان چیزی که در آن عجله دارید باورتان نمیشود، تا عذاب نیاید باور نمیکنید، عجله دارید که بیاید، فکر میکنید دروغ است اگر همانی که نسبت به آن عجله دارید دست من بود، نزد من بود که کار بین من و شما تمام میشد، آن موقع که دیگر میدانستم با شما چکار کنم ولی دست من نیست، حیف که دست من نیست! اگر دست من بود بین من و شما همه چیز تمام میشد، نابودتان میکردم ولی فقط دست الله است که کی عذابش را بفرستد، یا بفرستد یا نفرستد همه چیز دست الله است «وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِالظَّالِمِينَ»» و الله نسبت به ستمگران داناتر است، او بهتر میفهمد که تا کی و برای چه افرادی صبر کند و می عذابش را بفرستد
«۞وَعِنْدَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لَا يَعْلَمُهَا إِلَّا هُوَ ۚ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ ۚ وَمَا تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُهَا وَلَا حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ وَلَا رَطْبٍ وَلَا يَابِسٍ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ»(انعام/۵۹)
و کلیدهای غیب نزد الله است و جزء الله هیچکس هم آن را نمیفهمد و الله میداند آنچه که در خشکی و آنچه که در دریاست. و هیچ برگی نمیافتد إلا که او آن را میداند هیچ روییدنی نیست در تاریکیهای زمین، هیچ تر و خشکی وجود ندارد إلا که همه و همه آنها در کتاب واضح نوشته شده است.
و کلیدهای غیب نزد الله است، آنچه که ناپیداست همه را الله میفهمد و همه دست الله است و جزء الله هیچکس هم آن را نمیفهمد، غیب نمیفهمد، من هیچ غیبی بلد نیستم همه دست الله است الله میداند «وَيَعْلَمُ مَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ» و الله میداند آنچه که در خشکی و آنچه که در دریاست چقدر موجود در خشکی! چقدر جاندار و بیجان در خشکی! و چقدر چیزها در دریا! همه و همه الله میداند «وَيَعْلَمُ مَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ» یعنی باید تمرکز کرد این «فِي الْبَرِّ» یک کلمه نیست نامحدود وسیله و اشیا است که قابل شمارش نیست از این همه موجودات که وجود دارند و در دریا هم به همین شکل اینها را باید بیرون کشید که چه چیزهایی در این دو کلمه نهفته است و الله همه اینها را میفهمد. «وَمَا تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ» و هیچ برگی نمیافتد، «وَرَقَةٍ» یعنی برگ، برگی از درخت و هیچ برگی نمیافتد إلا که او آن را میداند؛ ریز و درشت برگها که میریزد، امکان ندارد یک برگ بیفتد خارج از علم الله باشد همه و همه، الله آن را میداند «وَلَا حَبَّةٍ» و هیچ دانهای، هیچ حبهای، هیچ بذری نیست «حَبَّةٍ» دانه، هسته، بذر، چیز روییدنی که از آن چیزی درمیآید و هیچ روییدنی نیست در تاریکیهای زمین؛ افتاده رفته زیر خاک، چهار انگشت زیر خاک است، یک وجب زیر خاک است، یک انگشت زیر خاک است و همان نه تر و نه خشکش «وَلَا رَطْبٍ وَلَا يَابِسٍ» آن هسته و یا چیزهای دیگر غیر از آن بذر، بذر و غیر بذر و همه چیزها، نه تر «رَطْبٍ» و نه خشک «يَابِسٍ»، هیچ تر و خشکی وجود ندارد إلا که همه و همه آنها در کتاب واضح نوشته شده، نه که فقط الله میداند نه که فقط الله بلد است و بلکه بالاتر از دانستن حتی آنها را نوشته و آنها را ثبتش کرده در کتاب روشن که پیش خودش وجود دارد.