تلاوت این صفحه:
صفحه ۱۴
«وَلَمَّا جَاءَهُمْ كِتَابٌ مِّنْ عِندِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِّمَا مَعَهُمْ وَكَانُوا مِن قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا فَلَمَّا جَاءَهُم مَّا عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ ۚ فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْكَافِرِينَ» (بقره/۸۹)
و آنگاه که کتابی از جانب الله به نزدشان آمد که تصدیق کننده بود آنچه را که همراه خودشان است و نویددهنده به پیروزی آنها بر کافران بود اما وقتی که همان چیزی که نسبت به آن شناخت داشتند نزدشان آمد به آن کافر شدند، پس لعنت الله بر کافران باد.
و آنگاه که کتابی از جانب الله به نزدشان آمد که تصدیق کننده بود آنچه را که همراه خودشان است. اول اینکه کتابی دیگر از جانب الله آمد و در راستای کتابهایی که از قبل برایشان نازل شده بود. دوم و از قبل دیر زمانی آنها بر کسانی که کافر هستند نوید پیروزی میدادند میگفتند: بعدا کتاب میآید و ما بر کافران پیروز میشویم، منتظر این کتاب هستند که بیاید میگفتند این کتاب که بیاید آن روز مژده باد پیروزی ما بر کافران. حالا تا این اندازه شناخت وقتی که نزدشان آمد همان چیزی که قشنگ نسبت به آن شناخت داشتند به آن کافر شدند پس لعنت الله بر کافران باد.
«بِئْسَمَا اشْتَرَوْا بِهِ أَنفُسَهُمْ أَن يَكْفُرُوا بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ بَغْيًا أَن يُنَزِّلَ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ عَلَىٰ مَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ ۖ فَبَاءُوا بِغَضَبٍ عَلَىٰ غَضَبٍ ۚ وَلِلْكَافِرِينَ عَذَابٌ مُّهِينٌ» (بقره/۹٠)
برای خودشان بد هزینهای را پرداخت کردند، که به آنچه که الله فرستاده کافر شوند، به نشانهی اعتراض که چرا الله از روی فضل به هر کس از بندگانش که خودش بخواهد نازل میکند. زیر غضب و روی غضب قرار گرفتند و برای کافران عذاب خوارکنندهای آماده است.
خودشان (منافع خودشان را) را به بد بهایی خریدند، بد هزینهای را پرداخت کردند. کدام هزینه؟ هزینهای که «أَن يَكْفُرُوا بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ» به آنچه که الله فرستاده کافر شوند، کافر شدند تا به منفعتشان رسیدند، به بد منفعتی رسیدند، بد چیزی را برای خودشان خریدند یا خودشان را به بد بهایی خریدند، به بهایی اینکه به آیات الله کافر شوند آن هم از روی تعدی و ستم و از روی اعتراض به اینکه «أَن يُنَزِّلَ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ عَلَىٰ مَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ» به نشانهی اعتراض از روی حسادت که چرا الله از روی فضل به هر کس از بندگانش که خودش بخواهد نازل میکند.
چرا بر هر کس از بندگانش که خودش بخواهد نازل میکند؟ چرا خدا خودش تصمیم میگیرد که به هر کس که بخواهد فضل عنایت کند، به اعتراض به این حاضر شدند خودشان را اول و خدا را دوم قرار دهند. «فَبَاءُوا بِغَضَبٍ عَلَى غَضَبٍ» قرار گرفتند زیر غضب و روی غضب، تحت اماج غضبهای الله قرار گرفتند، به غضبهای الله بر گشتند. «وَلِلْکَافِرِینَ عَذَابٌ مُهِینٌ» و برای کافران عذاب خوار کنندهای آماده است.
«وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ آمِنُوا بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ قَالُوا نُؤْمِنُ بِمَا أُنْزِلَ عَلَيْنَا وَيَكْفُرُونَ بِمَا وَرَاءَهُ وَهُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقًا لِمَا مَعَهُمْ قُلْ فَلِمَ تَقْتُلُونَ أَنْبِيَاءَ اللَّهِ مِنْ قَبْلُ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ» (بقره/۹۱)
هر گاه به آنان گفته شود که شما به آنچه که الله نازل کرده ایمان آورید، میگویند که ما به آنچه که بر ما نازل شده ایمان داریم. و کافر میشوند به بعد از آن، در حالیکه آنها حقیقت و تصدیقکنندهاند با آنچه که همراهشان وجود دارد. بگو پس شما چرا انبیا قبلی الله را میکشتید اگر واقعا مومن هستید.
«وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ آمِنُوا بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ» و هر گاه به آنان گفته شود که شما ایمان آورید، شما باور کنید، آنچه که الله نازل کرده را تایید کنید. «قَالُوا نُؤْمِنُ بِمَا أُنْزِلَ عَلَیْنَا» میگویند که ما ایمان داریم به آنچه که بر ما نازل شده، خب چشم شما میگویید به هر انچه که الله نازل کرده ایمان بیاورید ما هم به هر آنچه که الله نازل کرده ایمان داریم منتها آنچه که بر خود ما نازل کرده ایمان داریم پس الان موضوع این است، آنها ایمان دارند به آنچه که الله بر خودشان نازل کرده است، اشکال ندارد. «وَیَکْفُرُونَ بِمَا وَرَاءَهُ» و کافر میشوند به بعد از آن، به هر آنچه که الله بعد از کتابهای آسمانیشان نازل کرده به آنها کافر میشوند، خب آنها را نیز الله نازل کرده است ولی به آنها کافر میشوند. «وَهُوَ الْحَقُّ» در حالیکه آنها هم حقاند، حقیقتاند. «مُصَدِّقًا لِمَا مَعَهُمْ» تصدیقکننده هست با آنچه که همراهشان وجود دارد «قُلْ فَلِمَ تَقْتُلُونَ أَنْبِیَاءَ اللَّهِ مِنْ قَبْلُ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ» به آنها بگو پس شما چرا انبیا قبلی الله را میکشتید، شما که قرار است به کتاب آسمانی خودتان ایمان داشته باشید، میگویید ما ایمان داریم، خب در کتاب آسمانی خودتان که نوشته شده به انبیاء خدا آسیب نرسانید، چرا انبیاء قبلی را میکشتید؟ «إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ» اگر واقعا به همین حرف خودتان که به کتابتان ایمان دارید، اگر واقعا مومن هستید پس چرا میکشتید؟ این یک نمونه، اما نمونه دوم در آیه بعد گفته شده است.
«وَلَقَدْ جَاءَكُمْ مُوسَى بِالْبَيِّنَاتِ ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِهِ وَأَنْتُمْ ظَالِمُونَ» (بقره/۹۲)
و قطعاً که موسی دلیلهای روشن را برای شما آورد اما شما رفتید گوساله را پرستش کردید در حالیکه شما ظالم بودید.
نمونه دوم: «وَلَقَدْ جَاءَکُمْ مُوسَى بِالْبَیِّنَاتِ» و قطعاً که موسی دلیلهای روشن را برای شما آورد، موسی کجا آورده است؟ در همان کتاب اصلی خودشان، تورات که به آن ایمان دارند. «ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ» اما شما رفتید گوساله را پرستش کردید، به عنوان معبود گرفتید شما که به کتاب آسمانی خودتان باید ایمان داشته باشید، چرا گوساله را پرستش کردید «مِنْ بَعْدِهِ وَأَنْتُمْ ظَالِمُونَ» بعد از موسی، یعنی بعد از این که موسی رفت به کوه طور در حالیکه شما ظالم بودید، خب بحث گوساله پرستی را چند صفحه قبل خواندیم و الان اینجا تکرار کرد ولی هیچ تکراری در کار نیست. این نکته را توجه داشته باشیم، الله آنجا که بیان فرمود داستان این بود که شما حتی گوساله را پرستش کردید الله شما را بخشید، شما هزار کار انجا دادید الله شما را بخشید، الله به شما هم عنایت دارد فکر نکنید که شما از نظر الله سقوط کردید، ساقط هستید، آنجا موضوع این بود و گفت شما گوساله را پرستش کردید خدا شما را بخشید اینجا میگوید: شمایی که میگویید ما به کتاب آسمانی خودمان ایمان داریم پس چرا گوساله را پرستش کردید، اصلاً موضع کاملاً فرق کرد، موضوع این است که پس شما به حرف خودتان، به ادایخودتان عمل نمیکنید، یک مثال برای دو مسئلهی جداگانه پس تکراری در کار نیست هیچجا در قرآن تکرار نیست.
«وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ وَرَفَعْنَا فَوْقَكُمُ الطُّورَ خُذُوا مَا آتَيْنَاكُمْ بِقُوَّةٍ وَاسْمَعُوا قَالُوا سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا وَأُشْرِبُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ بِكُفْرِهِمْ قُلْ بِئْسَمَا يَأْمُرُكُمْ بِهِ إِيمَانُكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ» (بقره/۹۳)
آنگاه که ما از شما عهد و پیمان محکم گرفتیم و کوه طور را بالای سرتان نگه داشتیم، بگیرید آنچه که به شما داده شده را بگیرید و به این فرمانها گوش دهید. گفتند گوش میدهیم ولی نافرمانی میکنیم، و در دلشان گوساله به سبب کفرشان نشانده شد. اگر ایمانتان این است پس شما را به بد چیزی دارد امر میکند.
«وَإِذْ أَخَذْنَا مِیثَاقَکُمْ وَرَفَعْنَا فَوْقَکُمُ الطُّورَ» مثال سوم: و به یادتان بیاورید آنگاه که ما از شما عهد و پیمان محکم گرفتیم و کوه طور را بالای سرتان نگه داشتیم «خُذُوا مَا آتَیْنَاکُمْ بِقُوَّةٍ» بگیرید آنچه که به شما داده شده، آنچه ما به شما دادیم، با قدرت بگیرید و به آن عمل کنید «وَاسْمَعُوا» و گوش دهید به این فرمانها، این همان چیزی است که بر خودشان نازل شده، میگویند ما بر آنچه که بر خودمان نازل شده ایمان داریم حالا این را محکم بگیرید که بر خودتان نازل شده، آن هم زیر کوه از شما اقرار گرفیتم. «قَالُوا سَمِعْنَا وَعَصَیْنَا» همانجا گفتند گوش میدهیم ولی نافرمانی میکنیم؛ یعنی در ظاهر گفتند گوش میدهیم در عمل گفتند گوش نمیدهیم نافرمانی میکنیم «وَأُشْرِبُوا فِی قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ بِکُفْرِهِمْ» و در دلشان نشانده شد گوساله به سبب کفرشان، این یک تعبیر است؛ یعنی به مثل آب که داخل جایی نفوذ میکند، پرستش گوساله در دلشان نفوذ کرد با لذت و با کیف نشستند برای گوساله پرستی، اینقدر دل دادند به گوساله و در قلبشان جا گرفت به خاطر کفرشان. «قُلْ بِئْسَمَا یَأْمُرُکُمْ بِهِ إِیمَانُکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ» میگویید که ما بر آنچه که بر ما نازل شده ایمان میآوریم اگر ایمانتان این است پس شما را به بد چیزی دارد امر میکند، مواظب باشید ایمان شما دارد شما را به بد چیزی امر میکند که گوساله بپرستید، که بگویید «سمعنا و عصینا»، که انبیاء را بکشید، مواظب باشید که این ایمان نیست، البته «إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ» اگر واقعا مومن هستید و حرف خودتان را قبول دارید، به حرفتان، به کتاب آسمانی خودتان ایمان دارید، اگر هم واقعاً ایمان دارید پس این ایمان نیست که شما دارید بر اساس آن عمل میکنید.