تلاوت این صفحه:
صفحهی ۱۶۱
«وَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَنْ قَالُوا أَخْرِجُوهُمْ مِنْ قَرْيَتِكُمْ إِنَّهُمْ أُنَاسٌ يَتَطَهَّرُونَ»(اعراف/۸۲)
و جوابی نداشتند قومش الا که گفتند: «آنها را از شهرتان بیرون کنید زیرا آنها مردمانی هستند که خواهان پاکی و پاکیزگیاند.»
و جوابی نداشتند قومش الا که گفتند: «آنها را از شهرتان بیرون کنید زیرا آنها مردمانی هستند که خواهان پاکی و پاکیزگیاند.» بعد از اینکه پیامبر لوط علیه السلام آنها را انذار میداد، هشدار میداد از این فاحشهای که همجنسبازان انجام میدادند خب آنها را موعظه میداد، آنها را تذکر میداد حالا جوابی ندارند که بدهند چون واضح است که با ته وجدانشان اگر نگاه بکنند آنجا به آنها دارد میگوید که: «این کارشان چهقدر اشتباه است، چهقدر زشت است.» یعنی حرف منطقی نداشتند، جواب منطقی نداشتند که به لوط علیه السلام بدهند الا، فقط همین حرف که اینها را از شهر در کنید اینها آدمهایی هستند که میخواهند پاک، پاکیزه زندگی بکنند ما را دارند زیر سؤال میبرند کار ما را قبول ندارند اینها مزاحم زندگی ما هستند ما را دلتنگ کردهاند، آنها را از شهر بیرون بکنید تنها این جواب دادند و حالا این روندی که همجنسبازان آن زمان در پیش گرفتند و امروزه هم در دنیا دارد تکرار میشود همین است ابتدا خیلی زشت، بعد کمکم زشتیاش برای افرادی کم میشود، تبلیغات، آن را چیز خوب پنداشتن و همینجور تبلیغ و خود را به مظلومی زدن، مظلومنمایی، در حق ما ظلم میشود، هر کسی اختیار دارد که چهطور زندگی بکند به ما حق آزادی نمیدهند و به این شکل و کمکم تلاش و تعداد بیشتر، تبلیغات و حتی تا به رسمیت شناختن همجنسبازی و بعد از آن دیگر نوبت میرسد که از اکثریت جامعه بشوند و بعد از آن، آن اقلیت پاک و مؤمن، اینها دیگر باید بیرون از شهر بروند آنها اگر قرار بود خودشان تو شهر نباشند بیرون بروند حالا آدمهای درست را میخواهند از شهر بیرون بکنند این اتفاق افتاده و این زمان هم دارد میرود که به همین مرحله برسد هنوز در دنیا نرسیده است و خواهد رسید که افرادی در جامعهای همجنسباز بشوند (اکثریت) و آدمهای پاک را از شهر بیرون بکنند آنها را تحت فشار قرار بدهند یا باید شما هم ما را به رسمیت بشناسید یا باید اینجا را ترک کنید و در زمان قوم لوط به این مرحله رسیدند. حالا
«فَأَنْجَيْنَاهُ وَأَهْلَهُ إِلَّا امْرَأَتَهُ كَانَتْ مِنَ الْغَابِرِينَ»(اعراف/۸۳)
پس او، و اهلش را نجات دادیم الا همسرش که از جزء باقی ماندگان در شهر شد.
پس او، و اهلش را نجات دادیم یعنی پیامبر لوط علیه السلام «أَنْجَيْنَاهُ» اهلش، خاندانش و بالاخره هرکس به او ایمان آورده بود همه را نجاتشان دادیم، الا همسرش که از جزء باقیماندگان در شهر شد.
«وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهِمْ مَطَرًا فَانْظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُجْرِمِينَ»(اعراف/۸۴)
و ما به مثل باران روی سرشان ریختیم حالا نگاه کن که عاقبت آدمهای مجرم چه شد؟
و ما مثل باران روی سرشان ریختیم یک ریختنی بسیار عجیب و غریب و وحشتناک! حالا نگاه کن که عاقبت آدمهای مجرم چه شد؟ یعنی همجنسبازان مجرمند و پیش خدا و از نگاه قرآن همجنسباز و همجنسبازی جرم است و آنها مجرمند و حالا نگاه بکن که آدمهای مجرم را الله چهطوری عقوبت میکند! نگاه کن «فَانْظُرْ»، بر آنها به مثل باران، سنگ ریخت، گدازههای آتش بر سرشان سرازیر شد. همه نابود شدند حتی همسر لوط، زیرا که به پیامبر لوط علیه السلام ایمان نیاورد و با کفار همدستی و همکاریمیکرد آن هم جزء همان مردم هلاک شد و مرد.
«وَإِلَى مَدْيَنَ أَخَاهُمْ شُعَيْبًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ قَدْ جَاءَتْكُمْ بَيِّنَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ فَأَوْفُوا الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ وَلَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلَاحِهَا ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ»(اعراف/۸۵)
و به سوی مدين، برادرشان شعیب را فرستادیم گفت: «ای قوم من، الله را بندگی کنید به غیر از الله هیچ معبودی برایتان نیست قطعاً که برایتان دلیلهای روشن از جانب پروردگارتان آمده پس کیل و میزان را پر کنید و چیزهای مردم را (حق و حقوق مردم را) کم نکنید و در زمین بعد از اصلاحش فساد نکنید؛ این برایتان بهتر است اگر شما واقعاً مؤمن هستید.
و به سوی مدين، برادرشان شعیب را فرستادیم. همشهریشان، همقبیلهایشان شعیب را (مدین اسم قبیلهای هست) به مثل «وَإِلَىٰ ثَمُودَ وَإِلَىٰ عاد» و اینجا «إِلَىٰ مَدْيَنَ» ، خب پیامبر شعیب برای قوم مدين آمد چه گفت؟ گفت: «ای قوم من! الله را بندگی بکنید به غیر از الله هیچ معبودی برایتان نیست قطعاً که برایتان دلیلهای روشن از جانب پروردگارتان آمده، خیلی چیزها شما دیدید، تجربه کردید، دلیلها را شناختید به آنها توجه بکنید که از طرف پروردگارتان برایتان آمد؛ این همه سال، این همه حرف، این همه ادله پس کیل و میزان را پر کنید وقتی برای مردم میفروشید، متر میکنید، کیلو میکنید، روزمزد کار میکنید، کارمندید و به هر شکلی که دارید با مردم داد و ستد میکنید، قرارداد بستید، طبق آن قرار، کامل کامل وفا بکنید. «فَأَوْفُوا الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ» و چیزهای مردم را، حق و حقوق مردم را کم نکنید «وَلَا تَبْخَسُوا» «بَخسَ» یعنی کمکردن، کاستن، «أَشْيَاءَ» یعنی وسایل مردم، چیزها، حق و حقوق مردم، آنها را کمنکنید و در زمین بعد از اصلاحش فساد مکنید ؛ این برایتان بهتر است اگر شما واقعاً مؤمنید، میخواهید مؤمن زندگی کنید پس نقطهی شروع که دارد اینجا پیامبر شعیب علیه السلام شروع میکند و همهی پیغمبران از نقطهای به نام ایمان، یعنی اگر نقطهی ایمان که نباشد بحث همجنسبازی، بحث حق و حقوق مردم، فساد اقتصادی و همهچیز بعد از آن امکان دارد بیاید، اصلاحش هم به هیچ شکل و قانون و مجازاتی هم اصلاح نمیشود الا باز با نقطهی ایمان. میفرماید که: «الله را بندگی کنید به غیر از الله معبودی نیست.» بعد این همه دلیل، بعد حق و حقوق مردم را بدهید کم نکنید و دوباره تاریخ دارد تکرار میشود؛ چهقدر از این خریدها، چهقدر از این معاملات حق مردم کم میشود در انواع خریدها انواع معاملات و قراردادها که این فرموده: «وَلَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلَاحِهَا» این فساد است، فساد اقتصادی است، فساد اقتصادی، فساد اخلاقی هم میآورد انواع فسادها هم به دنبالش میآورد، میگوید: «شما حق مردم را کم نکنید.» حالا امروزه امکان دارد در خریدهای اینترنتی یک وقتی کسی جنسی سفارش میدهد این را برایم بفرستید وقتیکه میفرستند میآید اصلاً چیز دیگری برایش فرستادند با کیفیت پایینتر. یک چیزی سفارش میدهد این را برایم بسازید وقتی میسازند چیزی با کیفیت پایینتر، حالا ساختمان باشد، چیزهای دیگر باشد وسایل بهداشتی باشد مواد غذایی باشد یا هر شکلی یا هر مسئلهای که انسانها با آن سروکار دارند امکان دارد سفارش بدهد و چیز دیگر تحویل بگیرد این قشنگ میشود «وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ» که «وَلَا تُفْسِدُوا» هم شد فساد اقتصادی، میگوید این به نفعتان است اگر شما واقعاً قبول دارید یعنی جامعهتان سالمتر زندگی میکنند، مردمش آرامششان بیشتر است و اگر به این شکل ادامه بدهید فساد اقتصادی بعد افرادی فقیر و فقیرتر بعد مجبورند که بروند دزدی و جامعه ناامن بشود و زورگویی و زورگیری و بعد تخممرغ دزد، شتردزد میشود و بعد اختلاسهای دیگر، بی سرو ته و همهی اینها میگوید اینکار را انجام ندهید حق و حقوق مردم را رعایت بکنید به نفعتان است جامعهتان به صلاح میرسد و این صلاح را شما خرابش نکنید این اهداف همهی پیغمبران برای اصلاح وضعیت اجتماعی است.
«وَلَا تَقْعُدُوا بِكُلِّ صِرَاطٍ تُوعِدُونَ وَتَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِهِ وَتَبْغُونَهَا عِوَجًا وَاذْكُرُوا إِذْ كُنْتُمْ قَلِيلًا فَكَثَّرَكُمْ وَانْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ»(اعراف/۸۶)
و شما سر هر راهی ننشینید که تهدید بکنید از راه خدا، مردم را بازمیدارید هرکس که به خدا ایمان آورد بعد راه الله را شما کج نشان میدهید و به یادتان بیاورید زمانیکه اندک بودید الله شما را فراوان کرد و نگاه کنید که عاقبت آدمهای مفسد چه است.
و شما سر هر راهی ننشینید که تهدید بکنید «وَلَا تَقْعُدُوا» ننشینید، بِكُلِّ صِرَاطٍ» سر هر راهی «تُوعِدُونَ» که تهدید میکنید و از راه خدا سد میکنید، مردم را از راه خدا باز میدارید هرکس که به آن ایمان آورد؛ یعنی هرکس که بخواهد ایمان بیاورد شما چرا سر راهش مینشینید تهدیدش میکنید نمیگذارید که مردم به الله ایمان بیاورند. بعد راه الله را شما کج نشان میدهید با یک سری ایراد گرفتنهایی، شبهاتی «وَتَبْغُونَهَا عِوَجًا» دوست دارید که دین را کج نشان بدهید که کسی به سمت دین نرود و به یادتان بیاورید زمانی که اندک بودید الله شما را فراوان کرد هم تعدادتان، هم داراییتان، خدا زیادتان کرد و نگاه کنید که عاقبت آدمهای مفسد چیست! نگاه کنید به قوم نوح، قوم لوط، قوم صالح، اینها را دیدید، عبرت بگیرید شما به آن سرنوشت دچار نشوید (دلسوزی پیامبر شعیب علیه السلام را) چون آنها تهدید میکردند؛ کسی اگر ایمان میآورد یکی، دوتا، سهتا، رعب و وحشت ایجاد میکردند با تهدید، با قتل، با زدن و تهدید به قتل و زدن و اینها تا بقیه دیگر عبرت بگیرند به سمت پیامبر شعیب علیه السلام نروند و باز امروزه همین هم در دنیا دارد تکرار میشود.
«وَإِنْ كَانَ طَائِفَةٌ مِنْكُمْ آمَنُوا بِالَّذِي أُرْسِلْتُ بِهِ وَطَائِفَةٌ لَمْ يُؤْمِنُوا فَاصْبِرُوا حَتَّى يَحْكُمَ اللَّهُ بَيْنَنَا وَهُوَ خَيْرُ الْحَاكِمِينَ»(اعراف/۸۷)
و اگر گروهی از شما باشند که ایمان آوردند به آنچه که من برایش فرستاده شدم و گروه دیگر ایمان نیاوردند پس صبر کنید تا وقتی که الله بین ما داوری کند و آن بهترین داوران است.
دارد میگوید که خب مردم، حالا مردم شهر دو دستهاند که: «یک دسته به من ایمان میآورند، یک دسته ایمان نمیآورند.» آنهایی که ایمان آوردند یا میخواهند ایمان بیاورند که شما تهدید میکنید، تهدید نکنید، کاری نداشته باشید، صبر بکنید؛ گروهی از شما حالا ایمان آوردید یا نیاورید شما تعیین تکلیف نکنید، شما نزنید، نکشید، اجازه بدهید تحمل بکنید تا الله فیصله بکند بالاخره شما درست میگویید؟ اینها درست میگویند؟ تا خدا خودش ببینیم چه کاری انجام بدهد شما اینجور مردم را تحت فشار قرار ندهید (حالا این هم توجه بکنیم شما تصور بکنید حالا این توضیحات برای اینکه ما بفهمیم داستان قرآن در زندگی ما ملموس است و اگر به آنها توجه نکنیم بنده این توضیحات اضافی اگر ندهم خیلی وقتها این داستانها به شکل یک داستان تاریخی، ما گوش به آن میدهیم و از آن میگذریم.) شما تصور کنید یک کشوری را شما در نظر بگیرید (حالا هرکشوری دوست دارید که شناختتان بیشتر است) کشوری در نظر بگیرید انواع فسادهای اقتصادی، انواع زورگویی بعد أن حق مردم را خوردن، بعد آن دزدی، بعد آن همه ناامنی و همهجور مشکلات اقتصادی، بعد یک پیغمبری بیاید در همان کشوری که شما الان تصورش کردید در هرجای دنیا هم که باشد یک پیامبری همانجا میآید بعد میرود با رؤسای آن شرکت که دارند مثلاً تو مواد غذایی دارند خیانت میکنند، دارند در حق مردم ظلم میکنند با آنها با هیئت مدیرهشان مثلاً جلسه میگیرند با آنها صحبت میکند این کار را نکنید، شما دارید ظلم میکنید، جامعه به فساد کشیده میشود، مردم مریض میشوند بعد یک گروه دیگر که یک مسئولیتی دیگر به عهده دارند حالا از هر نظر از امکانات به حساب مصالح و امکانات و چیزهایی که در یک جامعه، دریک کشور نیاز مردم است با آنها میرود جلسه میگیرد میگوید اعلان عمومی میکند، در رسانه، در رسانهها حرفش را اعلان میکند که اینکار را نکنید، راه درست این است شما دارید این را انجام میدهید، روشنگری میکند بعد آنها را هشدار میدهد این کار نکنید اگر انجام بدهید به مثل قومهای دیگر گرفتار میشوید و اگر انجام ندهید رعایت بکنید هم، خدا به شما بهشت میدهد و قشنگ حالا آنها دو حالت دارد یا بگویند درست است آره، بپذیرند و یا همهی آنها همه با هم، علیه آن پیامبر همدست بشوند که آمده و قشنگ الان پیامبر شعیب در همچنین مملکتی در همچنین جامعهای دارد همچنین کاری انجام میدهد. آنها به جای اینکه به سمت اصلاح جامعهی خودشان بیایند علیه پیامبر شعیب علیه السلام همدست شدند. چه شد؟