دانلود فایل تصویری   دانلود فایل صوتی   پرسش و پاسخ صفحه
تلاوت این صفحه:

 

صفحه۱۶۴

«أَعُوذُ بِٱللَّهِ مِنَ ٱلشَّيْطَـٰنِ ٱلرَّجِيمِ»

پناه می‌برم به الله از شر شیطان رانده

«حَقِيقٌ عَلَىٰ أَنْ لَا أَقُولَ عَلَى اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّ ۚ قَدْ جِئْتُكُمْ بِبَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ فَأَرْسِلْ مَعِيَ بَنِي إِسْرَائِيلَ»(اعراف/۱۰۵)

شایسته این است که بر الله جز حق نگویم. قطعا که برای شما دلیل های روشن از جانب پروردگارتان آوردم. پس بنی اسرائیل را همراه من بفرست.

حقيقت اين است، سزاوار این است، شایسته این است که بر الله جز حق نگویم قطعاً که برای شما دلیل های روشن از جانب پروردگارتان آوردم پس بنی اسرائیل را رها کن، ول‌شان کن بیایند،  همراه من آن‌ها را بفرست، اجازه بده با من باشند، با من بیایند. اولین صحبتش دارد بیان می کند که سزاوار است که من بر الله جز حق نگویم؛ یعنی دارد در اولین قدم اعتمادسازی می‌کند. من به شما قول می‌دهم، تعهد می‌دهم «حَقِيقٌ عَلَىٰ» تعهد می‌دهم که جز حق نگویم، هیچ چیزی را به منفعت خودم، یک حرفی را جابجا نکنم، هر چیزی که الله به من گفته به شما می‌گویم، سزاوار من این است. یعنی بیش از این دیگر من حق ندارم، پس به من اعتماد کنید که من حرف راست را از جانب الله به شما می‌گویم. برای‌تان هم دلیل ‌های روشن آوردم یعنی فقط ادعا نمی‌کنم؛ زباناً بگویم که من راست می‌گویم دلیل هم دارم. بنی اسرائیل را این قدر شکنجه نده، ول‌شان کن که بیایند، با من بیایند از تحت ظلم و شکنجه آن‌ها را خلاص کن.

«قَالَ إِنْ كُنْتَ جِئْتَ بِآيَةٍ فَأْتِ بِهَا إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ»(اعراف/۱۰۶)

فرعون گفت: «اگر نشانه‌ای داری آن را بیاور. اگر تو واقعاً از راستگویانی!»

فرعون گفت: «اگر تو دلیلی داری نشانه‌ای آوردی «جِئْتَ بِآيَةٍ» بیاورش «فَأْتِ بِهَا» آن نشانه را بیاور. اگر تو واقعاً از راستگویانی!»

«فَأَلْقَىٰ عَصَاهُ فَإِذَا هِيَ ثُعْبَانٌ مُبِينٌ»(اعراف/۱۰۷)

آنگاه عصایش را انداخت. ناگهان مار بزرگ خیلی واضح شد.

آنگاه عصایش را انداخت. یک‌دفعه همان عصا مار شد مار بزرگ خیلی واضح «ثعبان» یک مار جنبنده‌ی بزرگ با هیکلی گنده که واضح است یعنی هر کس نگاه کند اصلاً از دور هم مشخص است «مُبِينٌ» یعنی واضح است که مار است دیگر این عصا نیست مار است هیچ چیزی از آن به عصا نمی‌خورد می‌شود «مُبِينٌ» واقعاً یک مار کاملاً واقعی!

«وَنَزَعَ يَدَهُ فَإِذَا هِيَ بَيْضَاءُ لِلنَّاظِرِينَ» (اعراف/۱۰۸)

و دستش را کشید. ناگهان دستش سفید شد برای کسانی که  نگاه می‌کنند.

و دستش را کشید«نَزَعَ» آن را بیرون کشید. انگار مثلاً در گریبانش بوده، زیر بغلش بوده، تو جیبش بوده بالاخره دستش را از جایی که اول یک لحظه مخفی بود بیرون آورد ناگهان که دستش سفید سفید است برای کسانی که دارند نگاه می‌کنند هر کسی نگاه می‌کرد این قسمت دست کاملاً روشن و سفید بود نه روشن که درخشش داشته باشد، سفید است کاملاً سفید، این تکه، این قسمت از عضو بدن رنگش با سایر اعضای بدن فرق می‌کند.

«قَالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ إِنَّ هَٰذَا لَسَاحِرٌ عَلِيمٌ»(اعراف/۱۰۹)

بزرگانی از قوم فرعون گفتند:«این واقعاً ساحر دانایی است.»

بزرگانی از قوم فرعون گفتند: «عجب! این واقعاً ساحر دانایی است، زبر دست است، چه کار کرد؟! عصایش را انداخت این مار به این بزرگی و دستش یک لحظه، مگر کسی می‌تواند هم‌چنین کاری انجام بدهد! واقعاً که اعجوبه کرد! این خیلی ساحر دانایی است، کار کشته است «إِنَّ هَٰذَا لَسَاحِرٌ عَلِيمٌ»

«يُرِيدُ أَنْ يُخْرِجَكُمْ مِنْ أَرْضِكُمْ ۖ فَمَاذَا تَأْمُرُونَ»(اعراف/۱۱۰)

قصد دارد که شما را از شهرتان بیرون کند. دستور چیست؟

قصد دارد شما را از شهرتان بیرون کند. با همین کارها قدرت می‌گیرد، طرفدار جمع بکند، شما دیگر در موضع ضعف بیفتید و شما را از این شهر در بکند. حکومت و قدرت را از شما بگیرد. حالا دستور چیست؟ «فَمَاذَا تَأْمُرُونَ» دستور چیست؟ مشورت‌تان چیست؟ با این مشکل بزرگ چه‌کار کنیم؟

«قَالُوا أَرْجِهْ وَأَخَاهُ وَأَرْسِلْ فِي الْمَدَائِنِ حَاشِرِينَ»(اعراف/۱۱۱)

گفتند: «فعلاً او و برادرش را رها کن و بفرست در شهرها که جمع کنند افرادی که افراد را جمع می‌کنند.»

گفتند: «فعلاً رهایش کن «أَرْجِهْ» او را فعلاً رها کن،  به حال خودش بگذار، فرصت بخر، خودش و برادرش را «وَأَخَاهُ» ( که حالا هارون باشد) فعلاً به تأخیر بینداز، فوراً قضاوت نکنیم، بگذار فرصتی داشته باشیم و چه‌کار کن؟ بفرست «وَأَرْسِلْ». چه کسانی را جمع بکنند؟

«يَأْتُوكَ بِكُلِّ سَاحِرٍ عَلِيمٍ»(اعراف/۱۱۲)

تمام ساحران دانا را بیاورند.

تمام ساحران زبردست را، ساحران دانا را بیاورند، آن‌ها را بفرست از شهرها جمع‌شان بکنند، بیاورند، این جا به قصر فرعون دعوت‌شان بکنند.

«وَجَاءَ السَّحَرَةُ فِرْعَوْنَ قَالُوا إِنَّ لَنَا لَأَجْرًا إِنْ كُنَّا نَحْنُ الْغَالِبِينَ»(اعراف/۱۱۳)

ساحران فرعون آمدند گفتند: «اگر پیروز شدیم آیا ما اجری  داریم؟»

ساحران فرعون آمدند، حال جمع شدند، گفتند (دیگر مستقیم کنار پادشاه بزرگند) به فرعون گفتند: «آیا ما اجری هم داریم، شیرینی هم داریم یا نه! اگر پیروز شدیم.

«قَالَ نَعَمْ وَإِنَّكُمْ لَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ»(اعراف/۱۱۴)

گفت: «بله قطعاً از مقربان من خواهی شد.»

بله صد در صد! و شما از مقربان و از افراد نزدیک به من خواهی شد. این ویژگی شما دیگر لازم به واسطه نیست ده واسطه، قشنگ شما کاری می‌کنم که با من بتوانید در ارتباط باشید، مقرب من بشوید، تحویل‌تان می‌گیرم.