تلاوت این صفحه:
صفحه ۱۴۱
«ذَٰلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ ۖ لَا إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ ۚ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ»( انعام /۱۰۲)
آن است الله پروردگار شما، هیچ معبودی جز او نیست آفریننده تمام چیزهاست پس از او را بندگی کنید و بر هر چیزی وکیل و محافظ است.
خب از صفحات قبل داشت الله را معرفی میکرد خصوصاً دو صفحهی قبل که الله چطوری بین انسانها نقش دارد؛ با ارسال وحیاش به پیغمبران که البته خیلیها باورشان نمیشد بعد صفحه قبل که نقش الله در این عالم، زمین و آسمان و آن صبحگاه و آن دانههایی که دارد از دل زمین بیرون میآید و تمام چیزها که در آن حیات ایجاد کرده، حرکت و پویایی ایجاد کرده، همهی اینها را بیان فرمود و حالا دارد می گوید: «ذَٰلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ» الله این است، این هست که آفرینندهی شماست یک چنین ذاتی! یک چنین قدرتی! هیچ معبودی هم جز او نیست چون هدف از تمام مباحث ربوبیت تأسیس «لا اله الا الله» است اوست که آفرینندهی همهی چیزهاست، دیگر هیچ چیز نیست که جز آفریننده شدههای الله نباشد همه چیز را خودش آفریده است پس حالا شما چکار کنید؟ «فَاعْبُدُوهُ» همان را بندگی کنید و اوست که بر همهی چیزها مراقب است، زیر سلطهاش است و بر همه چیز وکیل است.
«لَّا تُدْرِكُهُ الْأَبْصَارُ وَهُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصَارَ ۖ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ»(انعام /۱۰۳)
چشم ها او را درک نمیکنند در حالی که او همهی چشمها را درک میکند و الله بسیار ظریفبین و بسیار آگاه است.
چشم ها او را درک نمیکنند، احاطه ندارند در حالی که او همهی چشمها را درک میکند و کاملاً بر همهی آنها احاطه دارد و الله لطیف و خبیر است بسیار ظریفبین و بسیار آگاه، تمام این عالم که آفریده هیچ کدام از این موجودات عالم نمیتواند الله را درک کند آنطوری که حقیقت الله است یعنی تسلطی بر الله ندارد یعنی علم الله، حکمت الله، کارهای الله هیچ کس نمیتواند عمقش را درک کند، الله فراتر از تمام عقلها و درکها و چشمهاست از آن طرف برعکس الله تمام چیزهایی که وجود دارد کاملاً آنها درک میکند، کاملاً بر آنها احاطه دارد و هیچ چیزی نیست که از نظر الله، از اراده و مشیت الله خارج شود و الله لطیف است یعنی بسیار باریکبین، ظریفبین، کوچکترین و ظریفترین چیزها هم از آن مطلع است، از آن باخبر است و خبیر هم آگاهی به نسبت همهی چیزها دارد؛ معرفی الله شناخت الله در قرآن یک چنین الله یک چنین قدرت و یک چنین ذاتی!
«قَدْ جَاءَكُم بَصَائِرُ مِن رَّبِّكُمْ ۖ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ ۖ وَمَنْ عَمِيَ فَعَلَيْهَا ۚ وَمَا أَنَا عَلَيْكُم بِحَفِيظٍ»(انعام /۱۰۴)
قطعاً که از جانب پروردگارتان برایتان بصائری آمد بصائر چیزهایی که چشم آدم را روشن میکند، آدم را به حقیقت میرساند «بَصَائِرُ» بصیرتها، موجبات بصیرت، موجبات علم و آگاهی و دانایی و دانش اینها همه میشود «بَصَائِرُ»، از جانب پروردگارتان برایتان آمد دیگر هیچ چیز نیست که نیامده باشد هر آنچه که لازم بود برایتان از جانب پروردگارتان آمد حالا، حالا نوبت شماست هر کس چشمش را باز کرد پس به نفع خودش است اگر اینها را دید و کسی که اینها را ندید، خودش را به کوری زد پس به ضرر خودش است و من بر شما محافظ نیستم پیامبر می گوید: «من مراقب و محافظ اعمال شما نیستم خودتان هستید و خدایتان! شما باید پاسخگوی اعمال خودتان باشید من فقط به شما بیان میکنم و این بصائر، موجبات علم و دانایی از جانب پروردگارتان آمد حالا دیگر با خودتان است که چه کار میکنید من بیشتر از این بر شما هیچ سلطهای ندارم.»
«وَكَذَٰلِكَ نُصَرِّفُ الْآيَاتِ وَلِيَقُولُوا دَرَسْتَ وَلِنُبَيِّنَهُ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ»(انعام /۱۰۵)
واینچنین ما آیات را مرتب به تفصیل بیان میکنیم و بگذار بگویند که تو درس خواندی و ما آیات را اینگونه مرتب و مفصل به اشکال مختلف بیان میکنیم.
و اینچنین ما آیات را مرتب به تفصیل بیانش میکنیم«نُصَرِّفُ الْآيَاتِ» به هزار زبان از اول سوره تا اینجا بیان شده، به هزار ادبیات الله مباحث را بیان کرد، حق را از ناحق جدا کرد، حق را معرفی کرد، فعالیت و وجود و حضور الله در این عالم را بیان کرد به همهی ذهنها و عقلها و سطح سوادها با آنها حرف زد حالا میگوید: «ما آیات را اینگونه مرتب و مفصل به اشکال مختلف بیان میکنیم و بگذار بگویند که تو درس خواندی «وَلِيَقُولُوا دَرَستَ» و تا ما آن را برای قومی که علم دارند روشنش کنیم، واضحش کنیم.» وقتی که به اشکال مختلف آیات الله دارد بیان می شود حالا دوتا حالت دارد: گویندهی اینکه رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم باشد، گویندهی قرآن که دارد از جانب الله دریافت میکند و به مردم دارد میگوید حالا یا اینکه شخص میپذیرد که این از جانب الله است که هیچ، مسئله حل است و اگر نپذیرفت چه میگوید؟ میگوید: «این درس خوانده است.» «وَلِيَقُولُوا دَرَستَ» چون وقتی حجم اطلاعات قرآن را میبیند واقعاً حجم اطلاعات قرآن بالاست! واقعاً زوایایی که قرآن دارد در موردش صحبت میکند همین اصلاً صفحات گذشته، همین سوره انعام فقط در نظر بگیریم چقدر حجم اطلاعات! چقدر زوایای مختلف این عالم هستی! هیچ چیز را رها نکرد از آن دانهی زیر خاک که خشکیده یا آن دانهای که زیر خاک، تر است و تا عظیمترین کهکشانها دارد بیان میکند در همین سورهی مبارکهی انعام هم بیان کرد؛ حجم اطلاعات آنها را گیج میکند که این شخص از کجا دارد میگوید، شخصی به نام محمد صلی الله علیه و سلم از کجا دارد میگوید؟ بگذار اینجوری قضاوت کنند که بگویند که تو درس خواندهای چون راه دیگری برای پذیرشش نیست پس آنها از این همه معلومات دارند دیوانه میشوند تا بگویند که تو درس خواندی «دَرَستَ» یعنی درس خواندی، ممارست کردی، تمرین کردی، اصلاً قبلاً برای خودت نوشتی، چند بار هم خواندی، روی آن کار کردی، روی متنها کار کردی و الان داری به مردم می گویی، بگذار همچنین تصوری داشته باشند و ما برای قومی که علم دارند، تعصب ندارند ولی علم دارند، دانایی دارند ما برای آنها روشن میکنیم که واقعاً این امکان ندارد اطلاعات یک شخص باشد، ده نفر باشد، هزار نفر باشد آنها میدانند که اینها کلام الله است.
«اتَّبِعْ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ ۖ لَا إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ»(انعام /۱۰۶)
تو پیروی بکن از آنچه که به سوی تو از جانب پروردگارت وحی میشود، معبودی جز او نیست و از مشرکان روی بگردان.
تو پیروی بکن از آنچه که به سوی تو از جانب پروردگارت وحی میشود، کاری به قضاوت آنها نداشته باش که دارند میگویند: «درس خواندی.» و به نبوغ پیامبر نسبت میدهند؛ شخص نابغهای بوده یا پیش یهود و نصارا درس خوانده یا از کتاب های یهودیان و نصارا برداشت کرده و این حرفها، این حرفها را ول کن تو به آنچه که پروردگارت به سوی تو وحی کرده را دنبال کن خود پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم و ماها و تا قیامت، آن حرفها را ول کن، اعتماد بکن که این کلام الله است و از وحی تبعیت بکن که هیچ معبودی جز او وجود ندارد و از مشرکان روی بگردان، به حرفهایشان توجه نکن. «وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ»
وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا أَشْرَكُوا ۗ وَمَا جَعَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا ۖ وَمَا أَنتَ عَلَيْهِم بِوَكِيلٍ»(انعام /۱۰۷)
و اگر الله میخواست شرک نمیورزیدند و تو را بر آنها محافظ قرار ندادیم و تو وکیل و مراقب آنها هم نیستی
خب آن همه مشرکان، آن همه انسانهای متفاوت با سطح سوادهای متفاوت، سطح سوادهای بالا بعد اینجوری که این درسخوانده، از جایی گرفته، و بعدش این نابغه بوده و این حرفها، خب این همه دارند میگویند تعدادشان هم کم هم نیست خب چرا پس اینها دارند این حرفها را میزنند؟ حاضر نیستند خدا را بپذیرند؟ چرا دارند شرک میورزند؟ چرا دارند خدا را رد میکنند؟ خبب این حق انتخاب است که الله به انسانها داده فرق هم نمیکند که انسان مؤمن باشد یا کافر باشد حق انتخاب و حق اختیار است الله به آنها هم داده که البته اگر میخواست این حق را از آنها میگرفت و دیگر نمیتوانستند شرک بیاورند، باید به این قرآن ایمان میآوردند به هر قیمتی که شده ولی الله این را نخواسته اگر الله میخواست که آنها مشرک نشوند جرأتش را هم نمیکردند که شرک بیاورند به زور آنها را بر ایمان میآورد ولی الله این را نخواست، آنها حق اختیار دارند و تو هم مراقب و محافظ آنها نیستی که اعمالشان را بپایی و تو وکیل وزیرشان هم نیستی که پاسخگوی اعمال آنها باشی تو فقط می رسانی .
«وَلَا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْوًا بِغَيْرِ عِلْمٍ ۗ كَذَٰلِكَ زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّهِم مَّرْجِعُهُمْ فَيُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ»(انعام /۱۰۸)
و شما کسانی را که پرستش میکنند به غیر از الله دشنام ندهید، ناسزا نگویید که آنها الله را از روی ستم به ظلم و از روی بی علمی ناسزا میگویند ما این چنین برای هر امتی عملشان را مزین کردیم بعد به سوی پروردگارشان بازگشت خواهند خورد و بعداً به آنها خبر داده میشود به کارهایی که انجام میدادند.
خب آنها اگر دست از شرکشان برنداشتند پس مطلب را به ایشان رساندی ولی با این وجود روی معبودان باطلشان، روی تفکر اشتباهشان پافشاری کردند شما دیگر به تفکرشان، به آن معبودان باطلشان حمله نکن و نیاز نیست که تو معبودان آنها را ناسزا بگویی، به الله ناسزا میگویند یک وقتی که انسان یک باطلی میبیند یک مفسدهای میبیند و اگر قرار باشد که آن باطل و آن مفسده را کنار بزند و از بین ببرد احتمالش هست یک مفسدهی بزرگتر ایجاد شود تو دست به آن نزن، اگر از معبودان آنها بدگویی کنی آنها هم از الله بدگویی میکنند پس شما این کار را نکنید نیاز هم نیست به الله هیچ ضرری نمیرسد یعنی ظرفیتتان را بالا ببرید از روی احساسات و هیجان خشمگین نشوید که به مقدسات آنها توهین بکنید که آنها هم به الله توهین میکنند این چنین ما برای هر امتی عملشان را مزین کردیم یعنی آنها انگار وقتی که مورد توهین قرار میگیرند دوست دارند که توهین بکنند ولو که الله باشد که آفریننده خودشان هم است و این اعمال درست و نادرست برای آدمها مزین شده، الله دارد میگوید که ما مزین کردیم، ما دل پسندشان کردیم، آدم وقتی که چیزی باب دلش است که به راحتی از آن دست نمیکشد یعنی در دنیا هم ابزار رفتن به سوی گناه و کفر و شرک فراهم است (آدم دوستش دارد) و هم ابزار رفتن به سوی هدایت و ایمان، اینها هم وجود دارد و انسان دوستش دارد، الله میگوید ما برای هر امتی مزین کردیم ما این قانون را قرار دادیم اللهای که مسببب الاسباب است اما مرحله بعد به سوی پروردگار شان برگشت خواهند خورد، بازگشتشان به سوی پروردگارشان است، آنجا میفهمند که چه کارهایی قبلاً انجام میدادند.
«وَأَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَئِن جَاءَتْهُمْ آيَةٌ لَّيُؤْمِنُنَّ بِهَا ۚ قُلْ إِنَّمَا الْآيَاتُ عِندَ اللَّهِ ۖ وَمَا يُشْعِرُكُمْ أَنَّهَا إِذَا جَاءَتْ لَا يُؤْمِنُونَ»(انعام /۱۰۹)
به الله قسم خوردند قسمی محکم و سخت که اگر آیهای از جانب الله برایشان آمد حتماً و صددرصد به آن ایمان میآورند بگو آیات نزد الله است شما چه میدانید که اگر هم برایشان بیاید باز هم ایمان نمیآورند.
و قسم خوردن به الله قسمی محکم و سخت که اگر آیهای از جانب الله برایشان آمد حتماً و صددرصد به آن ایمان میآورند دارند با جدیت قسم میخورند که اگر آیهای از جانب الله برایشان بیاید «لَّيُؤْمِنُنَّ بِهَا» حتماً به آن آیه ایمان میآورند بگو آیات که نزد الله است دست من نیست که هر لحظه برایتان آیه بیاورم تا الله نخواهد «إِنَّمَا الْآيَاتُ عِندَ اللَّهِ» اما شما از کجا معلوم، شما چه میدانید؟ «وَمَا يُشْعِرُكُمْ» شما چه میدانید که اگر هم برایشان بیاید باز هم ایمان نمیآورند گول نخورید که آنها دارند میگویند آیه بیاید آیه خیلی آمده( بهانه است) مسئله چیز دیگر است شما زود باور نباشید که اگر هم آیه برایشان بیاید هم ایمان نمیآورند الله دارد می گوید که از همه چیز ها باخبر است.
«وَنُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَأَبْصَارَهُمْ كَمَا لَمْ يُؤْمِنُوا بِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَنَذَرُهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ»(انعام /۱۱۰)
و ما دلشان و چشمهایشان را منقلب میکنیم همانطوری که بار اول به آن ایمان نیاوردند از همان اول اول ایمان نیاوردند ما هم دل و چشمشان را به مثل روز اول همانجور برمیگردانیم و آنها را در طغیانشان حیران و سرگردان رها میکنیم اگر هم نشانهای برایشان بیاید خب روز اول برایشان نشانه آمده بارها هم آمده آن نشانهها چه گفتند؟ چه کار کردند؟ اگر هم آیهای جدید بیاید به مثل روز اول ما دل و چشمشان را برمیگردانیم چون آدم که همان آدم است، فکر که همان فکر است، انگیزه که همان انگیزه است، روز اول چه کار کردند؟ ما چشم و دلشان را برمیگردانیم به مثل روز اول همان کار را با آیات جدید میکنند و در نتیجه ایمان نمیآورند و در همان حیران و در گمراهیشان همانجور باقی خواهند ماند.