تلاوت این صفحه:
صفحه 57
«رَبَّنَا آمَنَّا بِمَا أَنزَلْتْ وَاتَّبَعْنَا الرَّسُولَ فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِينَ» (آلعمران/۵۳)
ای پروردگار ما! ما ایمان آوردیم به آن چه که تو نازل کردی و از رسول تبعیت کردیم پس ما را همراه با شاهدان بنویس.
ادامهی صحبت حواریون عیسی است، پیروان خالص پیامبر عیسی(ع) که وقتی از کافران احساس دشمنی کرد، گفت چه کسی مرا یاری میدهد؟ حواریون داوطلبانه گفتند که ما یاریت میدهیم و الآن دارند میگویند خدایا ما ایمان آوردیم، مثل آنها نیستیم که سر لج بیفتیم با پیغمبر تو، هر آن چه که تو نازل کردی از این انجیل ما به آن ایمان آوردیم، از تورات و کتابهای قبلیش و از رسول (که عیسی باشد) تبعیت کردیم، پس ما را از شاهدان بنویس که داریم گواهی میدهیم به وحدانیت تو و پیامبر تو و همهی اینها…
«وَمَكَرُواْ وَمَكَرَ اللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ» (آلعمران/۵۴)
و مکر کردند و الله هم ترفند به کار برد و الله بهترین است از میان کسانی که نیرنگ و ترفند به کار میبرند.
و مکر کردند، نقشه کشیدند، نیرنگ کردند، ترفند به کار بردند و الله هم ترفند به کار برد و الله بهترین است از میان کسانی که نیرنگ و ترفند به کار میبرند. آنها نقشه ریختند که پیامبر عیسی را سر به نیست کنند، از آن طرف الله هم نقشهشان را بر آب کرد و این ترفندهایشان را با یک ترفند دیگر جواب داد، مثل کدام ترفند؟
«إِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى إِنِّي مُتَوَفِّيكَ وَرَافِعُكَ إِلَيَّ وَمُطَهِّرُكَ مِنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَجَاعِلُ الَّذِينَ اتَّبَعُوكَ فَوْقَ الَّذِينَ كَفَرُواْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ ثُمَّ إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأَحْكُمُ بَيْنَكُمْ فِيمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ» (آلعمران/۵۵)
آن گاه که گفت الله ای عیسی من تو را کاملاً میگیرم، تو را بلند میکنم به سوی خودم، و تو را از کسانی که کفر ورزیدند، پاک میکنم، و کسانی که از تو تبعیت کردند بالاتر قرار میدهم بر کسانی که کافرند تا روز قیامت، سپس بازگشت همهی شما به سوی من است، آن گاه داوری میکنم بین شما در آن چه که با هم در آن موارد اختلاف میکردید.
آن گاه که گفت الله، آنها نقشه ریختند و الله در مقابلشان این نقشه را ریخت، نقشه را اعلام کرد به پیامبر عیسی(ع)، به او گفت ای عیسی من تو را کاملاً میگیرم، تو را میستانم به طور تمام و کمال، یعنی جسم و روحت را میگیرم میستانم، «وَرَافِعُكَ إِلَيَّ» بعد این که تو را گرفتم تو را بلند میکنم به سوی خودم، تو را به آسمان میبرم، «وَمُطَهِّرُكَ مِنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ» و تو را از کسانی که کفر ورزیدند پاک میکنم، هیچ گزندی نمیگذارم به تو برسانند، از آن حرفهایی که دربارهات میزدند تو را پاک میکنم، «وَجَاعِلُ الَّذِينَ اتَّبَعُوكَ فَوْقَ الَّذِينَ كَفَرُواْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ» و کسانی که از تو تبعیت کردند بالاتر قرار میدهم بر کسانی که کافرند تا روز قیامت، آنها میخواستند بالاتر بیایند (کافرها، دشمنانت)، من آنها را پایین میبرم، برعکس. نقشه ایشان را من اینجوری نقش بر آب میکنم، این ترفند را به کار میبرم که کسانی که از تو تبعیت میکنند را بالاتر از اینها قرار میدهم، بر عکس خواستهی خودشان؛ و تا حالا هم پیروان پیامبر عیسی(ع) از هر نظر غالب هستند بر یهودیانی که پیامبر عیسی را قبول نکردند به عنوان پیامبر و به او کافر شدند، هم از نظر تعداد، از نظر قدرت… از هر نظر بالاتر از یهودیان هستند تا روز قیامت این منوال ادامه دارد. خب البته این را داشته باشیم که این قضیه در دنیاست، یعنی بحث دنیوی است و یک مجازات دنیوی بر آن یهودیانی که قصد کشتن پیامبر عیسی را داشتند، آنها را مغلوب کرد، پایین آورد و آنهایی که تبعیت میکنند از عیسی(ع) بالاتر هستند، این در دنیا است فقط و محض تأیید آنها و تمام کارهای آنها نیست. اما خودِ آن پیروان پیامبر عیسی چه میشوند؟ ادامه میگوید: «ثُمَّ إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأَحْكُمُ بَيْنَكُمْ فِيمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ» سپس بازگشت همهی شما به سوی من است آن گاه داوری میکنم بین شما در آن چه که با هم در آن موارد اختلاف میکردید. حالا تکلیف یهودیان، نصارا، کارهایشان… همه چیز مشخص میشود. پس این که بالاتر هستند یک نوع تنبیه و مجازاتی است برای یهودیان و خودِ نصارا تکلیفشان از نو فرد به فرد مشخص میشود. حالا چه جور مشخص میشود؟
«فَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُواْ فَأُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَمَا لَهُم مِّن نَّاصِرِينَ» (آلعمران/۵۶)
و اما کسانی که کفر ورزیدند، پس من آنها را عذابی میدهم سخت در دنیا و آخرت، و هیچ یاریگری هم برایشان وجود ندارد.
و اما کسانی که کفر ورزیدند از هر قشر و گروهی که باشد، به هر اسمی که باشد، مطلقاً، پس من آنها را عذابی میدهم سخت در دنیا و آخرت. در دنیا خب امکان دارد که در یک جنگی مغلوب شوند، بر اثر یک عذاب آسمانی نابود شوند، عذاب شوند «فَأُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا فِي الدُّنْيَا»، امکان دارد که یک شکست درونی برایشان اتفاق بیفتد، این که بالفرض احساس پوچی کنند، بی هویّت باشند، بی ارزش باشند در زندگی، احساس بی ارزشی کنند و از دست خودشان راضی نباشند و بخواهند حالا خودشان را با اسباب و وسایل دیگر مشغول کنند تا از این فکر پوچی و بیارزشی در بیایند. حالا خودشان را مشغول به خیلی چیزها بکنند و بخواهند این فکرشان را منحرف بکنند تا به فکر خودشان نیفتند، این همین عذاب است، یک نوع عذاب است دیگر و بدترین عذاب، از درون است. این خیلی اتفاق میافتد برای کسانی که کافرند. این احساس، احساس بسیار بد و زجرآور. پس آنها را سخت در دنیا عذاب میدهم، «وَالآخِرَةِ»عذاب آخرت که سر جای خودش است. «وَمَا لَهُم مِّن نَّاصِرِينَ» و هیچ یاریگری هم برایشان وجود ندارد که به دادشان برسد. این از این دسته…
«وَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ فَيُوَفِّيهِمْ أُجُورَهُمْ وَاللَّهُ لاَ يُحِبُّ الظَّالِمِينَ» (آلعمران/۵۷)
و اما کسانی که ایمان آوردند و عمل درست انجام دادند، پس من پاداششان را به تمام و کمال پرداخت میکنم و الله ظالمان را دوست ندارد.
«ذَلِكَ نَتْلُوهُ عَلَيْكَ مِنَ الآيَاتِ وَالذِّكْرِ الْحَكِيمِ» (آلعمران/۵۸)
آن (همین چیزهایی که بیان شد) را ما بر تو تلاوت میکنیم، اینها از آیات کتاب و پندهایی پر از حکمت هستند که ما داریم بر تو تلاوت میکنیم.
آن (همین چیزهایی که بیان شد) را ما بر تو تلاوت میکنیم، اینها از آیات هستند، آیات کتاب و پندهایی هستند پر از حکمت که ما داریم بر تو تلاوت میکنیم، این آیات پشت سر هم بر تو خوانده میشود، دارد بر تو نازل میشود و شما آن را میخوانید و گوش میکنید، اینها آیات هستند از جانب الله و پندهایی هستند پر از حکمت.
«إِنَّ مَثَلَ عِيسَى عِندَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِن تُرَابٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ كُن فَيَكُونُ» (آلعمران/۵۹)
بدون شک که مثال عیسی نزد الله به مثل وضعیت آدم بود، آدم را از خاک آفرید بعد به او گفت: بوجود بیا! سپس به وجود آمد.
بدون شک که مثال عیسی، یعنی قضیهی عیسی، یعنی حالت عیسی در خلقت در آفرینش، عیسی که به وجود آمد، وضعیتش به مثل وضعیت آدم بود، «خَلَقَهُ مِن تُرَابٍ» آدم را از خاک آفرید، بعد به او گفت: به وجود بیا! سپس به وجود آمد. خاک بود، فرمود به وجود بیا، آن خاک شد رگ، پوست، استخوان، عصب، خون، معده، کلیه، مغز، موی سر… و تمام اعضای بدن.
خاک بود، گفت به وجود بیا تبدیل به انسان شو، انسان شد. آدم اینگونه آفریده شد و عیسی مثال و قضیهاش در آفرینش به مثل آدم بود که الله به او گفت به وجود بیا، ازدواج نکرده بود مریم، پدر نداشت و به امر الله به وجود آمد. دیگر بیش از این نبود یعنی نه فرزند خدا بود و نه هم آمده بود که قربانی گناهان بشر شود، همين بود، به مثل آدم، و اگر خلقت عیسی عجیب و غریب است، خلقت آدم که عجیب و غریبتر است و اگر به خاطر این قضیهی آفرینش عیسی باید پرستیده شود که آدم از باب اولی باید پرستیده شود چون آدم سختتر و پیچیدهتر از عیسی متولد شد که آن نه پدر در کار بود و نه مادر، لااقل که عیسی مادر داشت.
دارد بیان میکند که این، کل قضیهی عیسی است و این قضیه امروزه در دنیا وجود دارد، مسألهی روز دنیا است پیدایش عیسی و وجاهت و شخصیت عیسی، موقعیت عیسی و قضیهای که در دنیا راه افتاده در عیسی پرستی.
«الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ فَلاَ تَكُن مِّن الْمُمْتَرِينَ» (آلعمران/۶۰)
حق از جانب پروردگارت است، پس تو از تردیدکنندگان نباش.
حق از جانب پروردگارتان است، پروردگارت همه چیز را مشخص میکند، حقیقت را بیان کرد، آمد از جانب پروردگار، این را بگیر آنها را ول کن، این واقعیت است. فَلاَ تَكُن مِّن الْمُمْتَرِينَ: پس تو از تردیدکنندگان نباش، همين را بچسپ.
«فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءكُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ» (آلعمران/۶۱)
پس کسی که بعد از آن با تو چون و چرا کرد، بعد از اینکه علم به سراغ تو آمد، دیگر به او بگو بیایید ما بچههایمان را دعوت کنیم بیایند و شما هم بچههایتان را دعوت کنید بیایند و ما زنانمان را دعوت کنیم بیایند و شما هم زنانتان را دعوت کنید بیایند و ما خودمان هم بیاییم آنجا شما هم تشریف بیاورید، بعد متضرّعانه دعا کنیم، سپس لعنت خدا را بر دروغگویان قرار بدهیم.
پس کسی که بعد از آن با تو محاجّه کرد، با تو چون و چرا کرد، بحث کرد بعد این که علم به سراغ تو آمد، همه چیز فهمیدی و تو هم به ایشان گفتی در مورد عیسی و تمام این قضایا،همه چیز واضح شد، حالا دیگر اگر کسی بعد از آن آمد با تو جر و بحث کرد، دیگر به او بگو «فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا» بیایید ما بچههایمان را دعوت کنیم بیایند و شما هم بچههایتان را دعوت بکنید بیایند و ما زنانمان را دعوت بکنیم که بیایند و شما هم زنانتان را دعوت بکنید بیایند و ما خودمان هم بیاییم آنجا تشریف بیاوریم شما هم تشریف بیاورید، یعنی مهمترین افراد که انسان به نسبت آنها تعلق خاطر ویژه دارد؛ جان خودش، جان بچههایش، جان زنش آنها را حالا «نِسَاء» هم شامل همسر میشود هم شامل دختر میشود، آنها را بگوییم بیایند حتی خواهر بگوییم بیایند، حالا دیگر بحث، بحثِ جروبحث نیست، بگو مگو نیست، حالا ما این را آمدیم که دیگر صحبت کردن و همینجور ادامه دادن تا قیامت هم میشود حرف زد ولی اینها را بیاوریم وسط، «ثُمَّ نَبْتَهِلْ» بعد متضرّعانه دعا کنیم، سپس لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم: «فَنَجْعَل لَّعْنَةَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ»، ببینیم کی دروغ میگوید، نفرین بکنیم بر سر خودمان که اگر ما واقعاً از درون به حرفهایمان باور نداریم، فقط داریم بحث میکنیم، برای ضدیّت داریم این حرفها را میزنیم و شخصیتپرستی راه انداختیم، شخصیتی در کنار خدا عَلَمش كرديم و خودمان باور نداریم فقط برای ضدیّت بر علیه آن یکی دین است، این حرفها دیگر بس است، بیاییم از جانمان و جان بچههایمان مایه بذاریم که آیا واقعا این کار را انجام میدهیم یا نه؟ آن جا معلوم میشود که ما باور داریم به صحبتهایمان یا نه. دیگر راه حل آخر این است.