دانلود فایل تصویری   دانلود فایل صوتی    پرسش و پاسخ صفحه
تلاوت این صفحه:

 

«لاَّ يَسْتَوِي الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ وَالْمُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِينَ دَرَجَةً وَكُلاًّ وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى وَفَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْرًا عَظِيمًا» (نساء/۹۵)

مساوی نیستند کسانی که نشسته‌اند از آن آدم‌های مومن که هیچ مشکلی ندارند، با مجاهدان در راه الله که مجاهده می‌کنند  به وسیله‌ی اموال خودشان و با جان خودشان، الله امتیاز داده به مجاهدان با اموالشان و جان‌هایشان بر کسانی که در شهر می‌مانند درجه‌ای، و همه‌شان الله به ایشان وعده‌ی نیکو داده، و الله مجاهدان را بر کسانی که در شهر مانده‌اند اجر عظیمی برایشان در نظر گرفته، به آن‌ها امتیاز داده.

«لاَّ يَسْتَوِي الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ وَالْمُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ» می‌گوید: مساوی نیستند کسانی که نشسته‌اند، ساکن‌اند داخل شهر، حرکت نکرده‌اند، نرفته‌اند به جهاد، گرفته‌اند مانده‌اند در شهر: «الْقَاعِدُونَ» ، «مِنَ الْمُؤْمِنِينَ» از آن آدم‌های مومن، ولی «غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ» هستند؛ یعنی از نظر جسمی سالم‌اند، هیچ مشکلی ندارند و می‌توانند که بروند به جهاد ولی می‌نشینند، می‌مانند در شهر، به جهاد نمی‌روند. این‌ها مساوی نیستند، «وَالْمُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ» با مجاهدان در راه الله که حرکت می‌کنند و می‌روند، مجاهده می‌کنند در راه الله «بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ» به وسیله‌ی اموال خودشان و با جان خودشان در راه خدا می‌روند. «فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِينَ دَرَجَةً» الله امتیاز داده به مجاهدان به اموالشان و جان‌هایشان، به آن‌ها امتیاز داده بر کسانی که در شهر می‌مانند درجه‌ای، به آن‌ها درجه‌ای امتیاز داده، آن‌ها را بالاتر می‌بیند، به آن‌ها درجه‌ای بالاتر قائل است. «وَكُلاًّ وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى» و همه‌شان الله به ایشان وعده‌ی نیکو داده، این‌ها هم مومن هستند که گرفتن نشسته‌اند در شهر، چون خیلی وقت‌ها جهاد واجب عینی نیست، تمام افراد نیاز نیست که بروند، وقتی تامین شد حالا آن کسانی که زودتر می‌روند ثبت‌نام می‌کنند و بعد تکمیل می‌شود آن جیش نظامی، مابقی دیگر نیازی نیست، می‌نشینند. آن‌هایی که رفته‌اند به هیچ عنوان به مثل این‌هایی که نشسته‌اند مساوی نیستند ولو که به ایشان نیاز نباشد. ولی خب هستند افرادی که «أُولِي الضَّرَرِ» هستند، می‌خواهند بروند ولی معلولند، ولی نمی‌توانند به هر دلیلی، مریضند، آن‌ها چرا، آن‌ها با مجاهدان مساوی هستند، ولی آن‌هایی که خودشان با اراده نشسته‌اند در شهر و نرفته‌اند، این‌ها با مجاهدان مساوی نیستند. «وَفَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْرًا عَظِيمًا» و الله مجاهدان را بر کسانی که در شهر مانده‌اند اجر عظیمی برایشان در نظر گرفته، به آن‌ها امتیاز داده است.

«دَرَجَاتٍ مِّنْهُ وَمَغْفِرَةً وَرَحْمَةً وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا» (نساء/۹۶)

درجاتی از جانب خودش به آن مجاهدان می‌دهد و مغفرت  و رحمت خودش را شامل آن مجاهدان می‌کند. و الله بسیار درگذرنده‌ی مهرورز است.

درجاتی از جانب خودش به آن مجاهدان می‌دهد و مغفرت و رحمت خودش را شامل آن مجاهدان می‌کند؛ درست است مومن هستند ولی اصلا قابل مقایسه با هم نیستند. «وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا» و الله بسیار درگذرنده‌ی مهرورز است.

«إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظَالِمِي أَنفُسِهِمْ قَالُواْ فِيمَ كُنتُمْ قَالُواْ كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الأَرْضِ قَالُواْ أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُواْ فِيهَا فَأُولَئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَسَاءَتْ مَصِيرًا» (نساء/۹۷)

بدون شک کسانی که ملائکه آن‌ها را وفات می‌دهند، آن‌هایی که در حق خودشان ظالم هستند، به ایشان می‌گویند: شما در چه وضعیتی بودید؟ جواب می‌دهند: ما مستضعفان در زمین بودیم، می‌گویند (ملائکه): آیا زمین وسیع نبود که در آن هجرت کنید؟ پس این‌ها است جایگاهشان جهنم، بد جایگاهی است.

زاویه‌ی دیگر؛ بدون شک کسانی که ملائکه آن‌ها را وفات می‌دهند، آن‌هایی که در حق خودشان ظالم هستند، «ظَالِمِي أَنفُسِهِمْ» در حق خودشان ظالم هستند، ستم کرده‌اند، دینداری خوبی نداشته‌اند، درست در دنیا زندگی نکرده‌اند، زندگی مومنانه‌ای نداشتند. آن‌ها زمانی که ملائکه آن‌ها را وفات می‌دهد، «قَالُواْ» به ایشان می‌گویند: «فِيمَ كُنتُمْ» شما در چه وضعیتی بودید؟ در چه وضعیتی زندگیتان را به اتمام رساندید؟ «قَالُواْ» جواب می‌دهند، «كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الأَرْضِ» ما مستضعفان در زمین بودیم، ناتوان بودیم در یک جایی که نمی‌توانستیم زندگی مومنانه را به اجرا بگذاریم، «قَالُواْ» می‌گویند: ملائکه، «أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةً» آیا زمین الله گشایش نداشت؟ وسیع نبود که در آن هجرت بکنید؟ بروید یک جای دیگر که بتوانید زندگی مومنانه را به اجرا بگذارید؟ جا نبود در زمین؟ وسعت نداشت؟ «فَأُولَئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ» پس این‌ها است جایگاهشان جهنم، بد جایگاهی است.

«إِلاَّ الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاء وَالْوِلْدَانِ لاَ يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَلاَ يَهْتَدُونَ سَبِيلاً» (نساء/۹۸)

الّا مستضعفان از مردان و زنان و کودکان، آن‌هایی که نمی‌توانند از آن دیار هجرت بکنند، برای چاره‌جویی راهی ندارند.

الّا مستضعفان از مردان و زنان و کودکان، آن‌هایی که نمی‌توانند از آن دیار هجرت بکنند، از هر نظر دچار مشکل می‌شوند؛ مسکن، مسیر، هزینه، امنیت… نمی‌توانند آن مردان و زنان و کودکانی که هیچ راه حیله‌ای هم ندارند «لاَ يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً» برای چاره‌جویی راهی ندارند، هر چه فکر می‌کنند فکرشان به جایی قد نمی‌دهد که چه جوری بروند به یک دیار دیگر هجرت بکنند و راهی هم پیدا نمی‌کنند: «وَلاَ يَهْتَدُونَ سَبِيلاً، الّا این‌ها دیگر شامل فَأُولَئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَسَاءَتْ مَصِيرًا» نیستند. این‌ها چی هستند؟

«فَأُولَئِكَ عَسَى اللَّهُ أَن يَعْفُوَ عَنْهُمْ وَكَانَ اللَّهُ عَفُوًّا غَفُورًا» (نساء/۹۹)

پس این‌ها امید است که الله آن‌ها را ببخشد و الله بسیار و بسیار بخشایشگر است.

پس این‌ها امید است که الله آن‌ها را ببخشد «وَكَانَ اللَّهُ عَفُوًّا غَفُورًا» و الله بسیار «عَفُوّ» درگذرنده است و بسیار بخشایشگر.

«وَمَن يُهَاجِرْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يَجِدْ فِي الأَرْضِ مُرَاغَمًا كَثِيرًا وَسَعَةً وَمَن يَخْرُجْ مِن بَيْتِهِ مُهَاجِرًا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا» (نساء/۱۰۰)

و کسی که در راه الله مهاجرت کند، در زمین پیدا می‌کند جاهای خیلی وسیع و زیاد، و کسی که از خانه‌اش خارج شد به نیّت اينکه مهاجرت کند به سوی الله و رسولش اما در مسیر مرگش فرا رسید، پس قطعاً که اجرش افتاده بر الله و الله بسیار درگذرنده‌ی مهرورز است.

«وَمَن يُهَاجِرْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ» موضع دیگر؛ حالا آن افراد چاره‌جویی کردند، راه برای هجرت از آن دیار یافتند و شروع کردند به هجرت، «وَمَن يُهَاجِرْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ» و کسی که در راه الله مهاجرت کند، کوچ کند، «يَجِدْ فِي الأَرْضِ مُرَاغَمًا كَثِيرًا وَسَعَةً» در زمین پیدا می‌کند جاهای خیلی وسیع و زیاد، گشایش‌های زیادی و وسعت‌های زیادی را می‌بینند، حرکت بکنند می‌فهمند که خیلی جاها پیدا می‌شود و با امکانات و شرایط برای زندگی در زمین، «مُرَاغَمًا كَثِيرًا» گشایش‌ها، مکان‌های مناسب برای زندگی و وسیع «وَسَعَةً» پیدا می‌کنند. «وَمَن يَخْرُجْ مِن بَيْتِهِ مُهَاجِرًا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ»: و کسی که از خانه‌اش خارج شد، از همان‌جا خارج شد، به نیّت اینکه مهاجرت کند به سوی الله و رسولش تا دین الله و رسولش را در زندگی اجرا بکند، از خانه خارج شد. «ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ» اما در مسیر مرگش فرا رسید، «فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ» پس قطعاً که اجرش افتاده بر الله، این دیگر طرفش الله است، خودِ الله اجر این شخصی که حاضر شده برای الله و رسول ترک دیار بکند تا جای دیگر دین الله را به اجرا بگذارد، چنین شخصی الله می‌گوید اجر او، پاداش او دیگر افتاده بر خودم، «وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا»  الله بسیار درگذرنده‌ی مهرورز است.

«وَإِذَا ضَرَبْتُمْ فِي الأَرْضِ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَن تَقْصُرُواْ مِنَ الصَّلاةِ إِنْ خِفْتُمْ أَن يَفْتِنَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُواْ إِنَّ الْكَافِرِينَ كَانُواْ لَكُمْ عَدُوًّا مُّبِينًا» (نساء/۱۰۱)

و زمانی که شما در زمین حرکت کردید، پس گناهی بر شما نیست که کوتاه‌تر کنید از نمازها، اگر می‌ترسید که آن‌هایی که کافر هستند شما را به فتنه بیاندازند، که همانا کافران نسبت به شما دشمنان آشکاری هستند.

«وَإِذَا ضَرَبْتُمْ فِي الأَرْضِ» و زمانی که شما در زمین حرکت کردید، مسافرت کردید، «فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَن تَقْصُرُواْ مِنَ الصَّلاةِ إِنْ خِفْتُمْ أَن يَفْتِنَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُواْ إِنَّ الْكَافِرِينَ كَانُواْ لَكُمْ عَدُوًّا مُّبِينًا» و زمانی که شما در زمین شروع کردید به سفر، پس گناهی بر شما نیست: «فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ» جُنَاحٌ یعنی گناه، «أَن تَقْصُرُواْ» که کوتاه‌تر کنید، «مِنَ الصَّلاةِ» از نمازها، گناهی بر شما نیست که از نمازهایتان کم کنید؛ اگر می‌ترسید که آن‌هایی که کافر هستند شما را به فتنه بیاندازند، یعنی در مسیر اگر شما وقت کافی به اندازه‌ی آن نماز چهار رکعت مثلاً بگذارید هر لحظه امکان دارد یک خطری مواجه شوید، کافران خطری به شما برسانند در آن صورت گناهی بر شما نیست که از نمازها کم کنید. چطور کم کنید؟ (آیه‌ی بعدی توضیح می‌دهد) که همانا کافران نسبت به شما دشمنان آشکاری هستند، هر جا شما را پیدا کنند به شما رحم نمی‌کنند و وضعیت شما را مراعات نمی‌کنند، پس شما چه کار کنید؟ از نمازها می‌توانید کم کنید.