دانلود فایل تصویری   دانلود فایل صوتی “این صفحه پرسش و پاسخ ندارد”

تلاوت این صفحه:

صفحه ۱۰

«إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَالَّذِینَ هَادُوا وَالنَّصَارَى وَالصَّابِئِینَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلا هُمْ یَحْزَنُونَ» (بقره/62)

بدون شک کسانی که ایمان آوردند، و کسانی که یهودی شدند و کسانی که پیروان پیامبر یحیی علیه السلام بودند، و کسانی که پیرو دین آسمانی بودند ولی از ادیان باقی مانده از پیامبران قبل که ملت خاصی در دنیا ندارند هر کدام از این­ها اگر به الله و روز آخرت ایمان بیاورد و عمل صالح انجام دهد اجرشان نزد پروردگارشان محفوظ است؛ نه ترسی بر این‌ها خواهد بود نه حزن و اندوهی!

بدون شک کسانی که ایمان آوردند، و کسانی که یهودی شدند «وَالنَّصَارَى وَالصَّابِئِینَ» گفته شده پیروان پیامبر یحیی علیه السلام، ‌گفته شده کسانی که پیرو دین آسمانی بودند ولی از ادیان باقی مانده از پیامبران قبل که ملت خاصی در دنیا ندارند و کسانی که بت­پرستی را رها کرده و به دنبال معبود واقعی بودند، حالا هر کدام از این‌ها اگر به الله و روز آخرت ایمان بیاورند و عمل صالح انجام دهند اجرشان نزد پروردگارشان محفوظ است؛ نه ترسی بر این‌ها خواهد بود نه حزن و اندوهی!

پس اگر یهود تصور کند با آمدن اسلام و مسلمانان تمام کارهایی که قبلا انجام داده بودند به هدر می‌رود اینجور نیست، آن‌ها اگر بر اساس ایمان به الله و روز آخرت عمل صالح انجام دادند اجرشان نزد الله محفوظ است و بعد از آن تا زمانی به الله و به آنچه در کتاب‌های مقدس که الله‌ فرستاده ایمان دارند و آنها را می پذیرند و به روز آخرت هم ایمان دارند و عمل صالح انجام می دهند، چه اسمشان یهودی باشد چه نصاری باشد، اسم در نزد الله مهم نیست تا زمانی که ایمان واقعی به الله دارند و عمل صالح انجام میدهند هیچ حزن و اندوهی ندارند و اجرشان محفوظ است، نزد الله ارزش های واقعی مهم است و اسم مهم نیست.

 

«وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ وَرَفَعْنَا فَوْقَكُمُ الطُّورَ خُذُوا مَا آتَيْنَاكُمْ بِقُوَّةٍ وَاذْكُرُوا مَا فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» (بقره/63)

و آنگاه که ما از شما عهد و پیمان محکم گرفتیم و کوه طور را بالای سرتان بلند کردیم، آنچه به شما دادیم (فرمان‌ها و کتاب الله) را محکم بگیرید و مطالعه و مرور کنید چیزهایی که در کتاب آسمانی نوشته شده تا راه تقوا را پیدا کنید.

و آنگاه که ما از شما عهد و پیمان محکم گرفتیم و کوه طور را بالای سرتان بلند کردیم، «خُذُوا مَا آتَيْنَاكُمْ بِقُوَّةٍ» چیزهایی که ما به شما دادیم (فرمان‌ها و کتاب الله) محکم بگیرید «وَاذْكُرُوا مَا فِيهِ» و مرتب مطالعه و مرور کنید چیزهایی که در کتاب آسمانی نوشته شده تا راه تقوا را پیدا کنید.

و این توضیحات واقعی بوده و واقعاً کوه طور از جای خود کنده شده و بالای سرشان نگه داشته شده و چندبار هم در قرآن گفته شده که داشتند نگاه می‌کردند و فکر می‌کردند کوه روی سرشان فرو می‌ریزد. الله کوه را بالای سرشان نگه داشته تا به آن‌ها بفهماند قضیه جدی است  تا شاید این اخلاق بردگی که دارند تغییر کنند و در نتیجه در دنیا و آخرت خوشبخت شوند.

«ثُمَّ تَوَلَّيْتُمْ مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ فَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَكُنْتُمْ مِنَ الْخَاسِرِينَ» (بقره/64)

بعد از آن پیمان شما پشت کردید. پس اگر فضل و رحمت‌های الله بر شما نبود، شما از خسارت­دیدگان می‌شدید.

 

«ثُمَّ تَوَلَّيْتُمْ مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ» با وجود این همه عهد و پیمان محکمی که الله از آن­ها گرفت و آنجا همه قبول کردند اما بعد از آن پشت کردند. «ثَمَّ تَوَلَیتُم» بعد از آن شما پشت کردید. «فَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَكُنْتُمْ مِنَ الْخَاسِرِينَ» پس اگر فضل و رحمت‌های الله بر شما نبود و رحمت های الله بر شما نبود شما از خسارت دیدگان می‌شدید و برای همیشه بیچاره میشدید.

 

«وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذِينَ اعْتَدَوْا مِنْكُمْ فِي السَّبْتِ فَقُلْنَا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خَاسِئِينَ» (بقره/65)

و یقینا شما می‌شناسید آن کسانی که در روز شنبه از شما حدود الهی را شکستند و در دریا صید کردند. پس ما به شما گفتیم به بوزینگانی حقیر و پست تبدیل می­شوید،‌ تبدیل به میمون می­شوید.

و این داستان که اول قرآن می‌آید در حقیقت برای این است که قرآن با تورات گره بخورد. تا بنی­اسرائیل به عنوان ملت پیشکسوت این‌ها را می‌خوانند خوب می‌فهمند که قرآن چه می‌گوید چون تاریخ آن‌هاست و تاریخ آبا و اجدادشان را بیان می‌کند، آنقدر که آنها می­دانستند و می فهمیدند چون آن را تجربه کرده بودند و این‌ها برای این است که آن‌ها بفهمند قرآن موید و در ادامه تورات است و عذر و بهانه‌ای برای کسی به وجود نیاید. این خودش یک لطف در حق بنی­اسرائیل است.

 

«فَجَعَلْنَاهَا نَكَالًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهَا وَمَا خَلْفَهَا وَمَوْعِظَةً لِلْمُتَّقِينَ» (بقره/66)

آن‌ها تبدیل شدند به بوزینگانی حقیر، ما این کار را انجام دادیم تا عبرتی شود برای سایر مردمان آن زمانه و کسانی که بعد از آن‌ها می‌آیند و یک تذکر و موعظه و اندرز باشد برای انسان‌های با تقوا.

«وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَةً قَالُوا أَتَتَّخِذُنَا هُزُوًا قَالَ أَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ» (بقره/67)

آنگاه که موسی به قومش گفت: بدون شک الله به شما امر می‌کند که گاوی را سر ببرید. گفتند: آیا ما را به مسخره می‌گیری؟ موسی گفت پناه می‌برم به الله که از جاهلان باشم.

«وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَةً» و به یاد آورید یک صحنه دیگر! آنگاه که موسی به قومش گفت: بدون شک الله به شما امر می‌کند که گاوی را سر ببرید. «قَالُوا أَتَتَّخِذُنَا هُزُوًا قَالَ أَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ» گفتند: آیا ما را به مسخره می‌گیری؟ آیا شوخی می کنی با ما که خدا گفته گاوی را سر ببرید؟ واقعا این فرمان خداست؟ موسی گفت: پناه می‌برم به الله که از جاهلان باشم.

 

«قَالُوا ادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُبَيِّنْ لَنَا مَا هِيَ قَالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّهَا بَقَرَةٌ لَا فَارِضٌ وَلَا بِكْرٌ عَوَانٌ بَيْنَ ذَلِكَ فَافْعَلُوا مَا تُؤْمَرُونَ» (بقره/68)

گفتند: پس از پروردگارت تقاضا کن تا برای ما ماهیت آن گاو را روشن کند، گفت که الله می‌گوید آن گاو نه پیرو نه جوان باشد، پس شما هرچه به آن امر شدید انجام دهید.

«قَالُوا ادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُبَيِّنْ لَنَا مَا هِيَ» گفتند: پس از پروردگارت تقاضا کن تا برای ما ماهیت آن گاو را روشن کند و بیشتر در مورد آن توضیح دهد. «قَالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّهَا بَقَرَةٌ لَا فَارِضٌ وَلَا بِكْرٌ عَوَانٌ بَيْنَ ذَلِكَ فَافْعَلُوا مَا تُؤْمَرُونَ» گفت: که الله می‌گوید آن گاو نه پیر باشد نه خیلی نوجوان، وسط این دو سن باشد و شما هرچه به آن امر شدید انجام دهید.

 

«قَالُوا ادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُبَيِّنْ لَنَا مَا لَوْنُهَا قَالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّهَا بَقَرَةٌ صَفْرَاءُ فَاقِعٌ لَوْنُهَا تَسُرُّ النَّاظِرِين» (بقره/69)
گفتند: از پروردگارت تقاضا کن تا برای ما رنگ آن را مشخص کند. گفت موسی که الله می‌گوید رنگ آن گاو زرد پررنگ باشد که وقتی آدم به آن نگاه می‌کند یک حالت شاد بهش دست دهد.

«قَالُوا ادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُبَيِّنْ لَنَا مَا لَوْنُهَا» گفتند: از پروردگارت تقاضا کن تا برای ما رنگ آن را مشخص کند، «قَالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّهَا بَقَرَةٌ صَفْرَاءُ فَاقِعٌ لَوْنُهَا تَسُرُّ النَّاظِرِين» گفت موسی که الله می‌گوید رنگ آن گاو زرد پررنگ باشد که وقتی آدم به آن نگاه می‌کند یک حالت شاد بهش دست دهد.