تلاوت این صفحه:
صفحه ۱۱۶
«أَعوذ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیمِ»
پناه میبرم به الله از شر شیطان رانده شده
«وَقَفَّيْنَا عَلَى آثَارِهِم بِعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ التَّوْرَاةِ وَآتَيْنَاهُ الإِنجِيلَ فِيهِ هُدًى وَنُورٌ وَمُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ التَّوْرَاةِ وَهُدًى وَمَوْعِظَةً لِّلْمُتَّقِينَ»(مائده/۴۶)
و به دنبال آنها ما عیسی بن مریم را فرستادهایم که تصدیق کنندهی چیزهایی از تورات بود که در پیش روی او قرار داشت و ما انجیل هم به او دادیم که در آن سراسر هدایت و نور است، تصدیق کننده است از تورات نسبت به آن چیزی که پیش روی او قرار دارد و سراسر هدایت و پند و اندرز برای انسانهای متقی است.
و از پشت سر آن، به دنبال آنها ما عیسی بن مریم را فرستادیم، بعد از پیامبر موسی و پیامبران بعدی «والنَّبِيُّونَ» پیامبران بعدی، و به دنبال آنها ما عیسی بن مریم را فرستادیم که تصدیق کنندهی چیزهایی از تورات بود که در پیش روی او قرار داشت یعنی همین چیزهایی که در تورات بود همه را تأیید کرد یعنی همه را تصدیق کرد که باید در دین پیروان پیامبر عیسی هم باید اجرا شود یعنی مسیحیان هم مکلف به اجرای همینها بودند «وَآتَيْنَاهُ الإِنجِيلَ فِيهِ هُدًى وَنُورٌ» و ما انجیل هم به او دادیم که در آن سراسر هدایت و نور، به مثل تورات است، «مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ التَّوْرَاةِ» که انجیل هم تصدیق کنندهی چیزهایی است که در جلو روی او از تورات قرار دارد، مصدق تورات است. «وَهُدًى وَمَوْعِظَةً لِّلْمُتَّقِينَ» وتصدیق کننده است در آنچه که جلو روی او قرار دارد، تصدیق کننده است نسبت به آن چیزی که جلو روی او از تورات قرار دارد، «وَهُدًى» و آن انجیل سراسر هدایت است، و پند و اندرز برای انسانهای متقی است «وَمَوْعِظَةً لِّلْمُتَّقِينَ»
«وَلْيَحْكُمْ أَهْلُ الإِنجِيلِ بِمَا أَنزَلَ اللّهُ فِيهِ وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ»(مائده/۴۷)
واهل انجیل باید به آنچه که الله در آن نازل کرده حکم کنند. وکسی که به آنچه الله نازل کرده حکم نکند پس قطعاً که آنها فاسقان هستند.
و اهل انجیل باید به آنچه که الله در آن نازل کرده حکم کنند، یعنی مسیحیان، نصارا هم باید به همین حکمی که انجیل تأیید کرده؛ همین قصاص قاتل، قتل شخص زناکار متأهل، باید مسیحیان تأیید کنند و به همین حکم قضاوت کنند حالا چه برسد به آنهایی که این حکم را بیان میکنند، مسخره میکنند درحالی که خودشان مکلف هستند به این حکم اقرار کنند «وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ» و کسی که به آنچه الله نازل کرده حکم نکند پس قطعاً که آنها فاسقان هستند.
«وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ فَاحْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ عَمَّا جَاءكَ مِنَ الْحَقِّ لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا وَلَوْ شَاء اللّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَكِن لِّيَبْلُوَكُمْ فِي مَآ آتَاكُم فَاسْتَبِقُوا الخَيْرَاتِ إِلَى الله مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ»(مائده/۴۸)
و ما به سوی تو کتاب را به حق نازل کردیم که تصدیق کننده است به آنچه از کتاب که پیش روی او قرار دارد و بر آن سلطه دارد پس تو ای پیامبر! بین آنها حکم کن به آنچه که الله نازل کرده و تو از خواستهی آنها تبعیت نکن از آنچه که حق، نزد تو آمده پس ما برای هر کدام از شما یک شریعتی و یک منهج و روشی قرار دادهایم. و اگر الله میخواست شما را یک امت قرار میداد ولی شما را به آنچه که به خودتان داده آزمایش میکند پس شما در کارهای خیر سبقت بگیرید که بازگشت همهی شما به سوی الله است.
«وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ» حالا مسلمانها، و ما به سوی تو کتاب را به حق نازل کردیم (قرآن، تورات، انجیل)، «مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ» که تصدیق کننده است به آنچه از کتاب که جلو روی او قرار دارد، هر کتابی که جلو روی او است یعنی هر کتابی که قبل از قرآن نازل شده آن را تصدیق میکند که از جانب الله است. «وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ» وبر آن سلطه دارد یعنی معانیای که در سایر کتابها است بر آن معانی اشراف دارد و تمام معانی آن کتابها، معانی اصیل آن کتابها در قرآن وجود دارد پس بر همهی آن کتابها، مهیمن است، هیمنه دارد، اشراف دارد یعنی این قرآن، چیزی از آن.ها کم ندارد، در آن مسائل اساسی که باید داشته باشند قرآن مشرف بر همه است و مکمل و در حد اکمل همه است: «وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ»، «فَاحْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ» پس تو ای پیامبر! بین آنها حکم کن به آنچه که الله نازل کرده است. «وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ عَمَّا جَاءكَ مِنَ الْحَقِّ» و تو از خواستهی آنها تبعیت نکن، از آنچه که حق، نزد تو آمده، تو حق داری، حق نزد تو آمده، از جانب الله برایت واضح شده تو دیگر از خواستهی آنها تبعیت نکن، اصلاً توجه به خواستهی آنها نکن، که مثلاً مسخره میکنند یا چه میگویند. «لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا» اگر فکرتان مشغول این است که یک سری مسائلی در ادیان گذشته است که در قرآن نیست، پس ما برای هرکدام از شماها یک شریعتی و یک منهج و روشی قرار دادهایم؛ یک سری چیزهایی در سایر ادیان است در بعدی نیست، در این است در آن یکی نیست، این مسائل شریعت و احکام و روشهایی هستند، یعنی متغیرات، یعنی چیزهای جزئی، که برای هر کدام از آنها قرار دادهایم و متفاوت است. «وَلَوْ شَاء اللّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً» و اگر الله میخواست شما را یک امت قرار میداد؛ از اول تا آخر، یک امت ولی این را نخواست که به مرور زمان، کمکم این احکام ارتقاء پیدا کند و شما رشد کنید و همراه شما که رشد میکنید احکام رشد کند. «وَلَكِن لِّيَبْلُوَكُمْ فِي مَآ آتَاكُم» ولی شما را به آنچه که به خودتان داده آزمایش میکند؛ آن احکامی که به خودتان داده شما مکلف به احکام خودتان هستید که اجرایش کنید، کاری به مسائل جزئی احکام دیگران ندارید شما مکلف خودتان هستید و شما را الله آزمایش میکند. «فَاسْتَبِقُوا الخَيْرَاتِ» پس شما در کارهای خیر سبقت بگیرید، پیشی بگیرید؛ در مسائل ریز و جزئی، آنجا نمانید، در کارهای اساسی خیرات پیشه بگیرید که آنها درتمام ادیان واحد است. «إِلَى الله مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ» بازگشت همهی شما به سوی الله است، سپس شما را به آنچه در آن قضایا، با هم اختلاف میکردید شما را آگاه میکند که این اختلاف شما، این اعتراض شما، بر همدیگر، از روی حقیقت بوده یا از روی لجاجت، آنجا است که الله بین شما قضاوت میکند و به شما خبر میدهد «فَيُنَبِّئُكُم» شما را آگاه میکند به آنچه که شما در آن اختلاف میکردید.
«وَأَنِ احْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ وَاحْذَرْهُمْ أَنْ يَفْتِنُوكَ عَنْ بَعْضِ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكَ ۖ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَاعْلَمْ أَنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُصِيبَهُمْ بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ ۗ وَإِنَّ كَثِيرًا مِنَ النَّاسِ لَفَاسِقُونَ»( مائده/۴۹)
و به آنچه الله نازل کرده بین آنها حکم کن. اصلاً توجه به خواستهی آنها نکن و مواظب باش که آنها تو را به فتنه نیندازند از آنچه که الله به سوی تو نازل کرده پس اگر آنها به این حکم الله پشت کنند پس تو بدان که الله میخواهد که آنها را به خاطر یک سری گناهایی که انجام دادند به مصیبت دچارکند و بدون شک که بسیاری از مردم فاسق هستند.
«وَأَنِ احْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ» در ادامه، و اینکه بین آنها به آنچه الله نازل کرده حکم کن، فقط نگاه تو به این قسمت باشد که الله چه نازل کرده، فقط به آنها حکم کن. «وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ» اصلاً توجه به خواستهی آنها نکن، به فشار افکار عمومی نگاه نکن. «وَاحْذَرْهُمْ أَنْ يَفْتِنُوكَ عَنْ بَعْضِ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكَ» ومواظب باش که آنها تو را از آنچه که الله به سوی تو نازل کرده به فتنه نیندازند؛ یک وقت سست نشوی، بیرمق نشوی، بیانگیزه نشوی به خاطر شدت افکار عمومی، به خاطر یک سری فشارها، تخریبها، اینحرفها، که تو آنچه که الله به سوی تو نازل کرده به فتنه افتاده شوی، کوتاه بیایی، مواظب باش «وَاحْذَرْهُمْ» از آنها حذر کن که خیلی سخت و محکم وقتی که آمدند و آن دو نفر یهودی قضاوت را پیش پیامبر صل الله علیه و سلم آوردند خود رسولالله به آنها فرمود که: «بروید تورات را بیاورید ببینم اول در کتاب خودتان چه چیزی نوشته است؟» آوردند (روایت صحیح هست) میخواندند فقط آن تکه را نمیخواندند، دست گذاشته بودند، مخفی میکردند، یکی از دانشمندان یهود که مسلمان شده بود و اصلاً آن کتاب را از بر داشت، آن کتاب را پاس بود گفت که: «آن قسمت، دستت را بردار، همانجا را بخوان.» (عبدالله بن سلام که دانشمند بود و مسلمان شده بود) و بعد آن قسمت را خواند که قشنگ نوشته که اینها باید سنگسار شوند، و رسولالله فرمود که: «باید سنگسار شوند و هر دو نفر سنگسار، شدند و به خاطر آن کارها و آن مسائلی که پیش آورده بودند که پیامبر را منصرف کنند و این حکم تورات را زیر پا، بگذارند، نتوانستند و محکم این حکم خدا اجرا شد و اجرای این حکم خدا که سبب حیات جامعه میشود. «فَإِنْ تَوَلَّوْا فَاعْلَمْ أَنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُصِيبَهُمْ بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ» پس اگر آنها به این حکم الله پشت کنند، حکم الله را نپذیرند پس تو بدان که الله میخواهد، الله اراده کرده که آنها را به خاطر یک سری گناههایی که انجام دادند به مصیبت دچار کند؛ بگذار انجام ندهند، بگذار پشت کنند، یک سری گناههای خطرناکی انجام دادند که خدا میخواهد به خاطر آن گناههایی که انجام دادند آنها را ببرد و وارد جریانات کفر و ظلم و فسق شوند، بدان که خبر و ماجرا این است. «وَإِنَّ كَثِيرًا مِنَ النَّاسِ لَفَاسِقُونَ» و بدون شک که بسیاری از مردم فاسق هستند، دست از حکم خدا میکشند، حاضر نیستند حکم خدا را انجام دهند، برایشان مهم نیست؛ بسیاری از مردم، اینگونه هستند «كَثِيرًا مِنَ النَّاسِ»
«أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ ۚ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْمًا لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ»(مائده/۵۰)
آیا حکم جاهلیت را میخواهند؟ و چه کسی از الله در حکم دادن بهتر است برای قومی که اهل یقین هستند.
«أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ» آیا حکم جاهلیت را میخواهند؟ حکم جاهلیت را میخواهند؟ «وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْمًا لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ» و کیست در حکم دادن بهتر از الله است برای قومی که اهل یقین هستند، الله را باور دارند؛ به خداوندیاش، به حکمت الله، به خاطر خواهیاش نسبت به بندگانش، کسانی که اهل یقین هستند میفهمند که دیگر هیچ کس بهتر از الله نمیتواند قضایا را روشن کند و حکم اینها را بیان بفرماید.