دانلود فایل تصویری دانلود فایل صوتی پرسش و پاسخ صفحه
تلاوت این صفحه:
صفحه ۲۱۵
«وَلَوْ أَنَّ لِكُلِّ نَفْسٍ ظَلَمَتْ مَا فِي الْأَرْضِ لَافْتَدَتْ بِهِ ۗ وَأَسَرُّوا النَّدَامَةَ لَمَّا رَأَوُا الْعَذَابَ ۖ وَقُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ ۚ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ»(یونس/٥٤)
و اگر باشد برای هر شخصی که ظلم کرده تمام چیزهایی که در زمین است قطعا آن را فدیه میدهد.(آن را خرج میکند) ومخفی میکنند. (پنهان میکنند) و وقتی عذاب را دیدند حسرت میخورند. و بین آنها به عدالت قضاوت میشود و در حق آنها ستمی نمیشود.
حالا میفرماید: آنها که برچیده شدند و رفتند (صفحه قبل خواندیم) آنها از این دنیا رفتند، پروندهشان چیده شد، به آن دنیای دیگررفتند. همان جهانی که میپرسیدند حق است، آره حق است، واقعا حق است، به آن خواهید رسید، به مجرد مردنتان همهی اینها خواهید دید، تحقق پیدا خواهد کرد، حالا رفتند، آنجا برای هر کسی که ظلمی کرده «لِكُلِّ نَفْسٍ ظَلَمَتْ» آن آدمهای ظالم، ستمگر، آنهایی که از روی تعصب، منافع، حاضر شدند حقیقت را انکار کنند، با حقیقت مبارزه کنند، این ابزار معرفتی را به کار نگرفتند، ظلم کردند در حق خودشان، خانودهشان، دیگران، جامعه، ستم کردند به هر شکلی، حالا آن شخصی که ظلمکرده، میفرماید: اگر داشته باشد کل داراییهای زمین «مَا فِي الْأَرْضِ» تمام داراییهای زمین مال خودش باشد، حاضر است که تمام آن داراییها را خرج کند.«لَافْتَدَتْ بِهِ» قطعا و بدون شک آنها را فدیه میدهد، یعنی خرج جان خودش میکند. «اِفْتَدَتْ بِهِ» یعنی حاضر است آن را بدهد که جان خود را از عذاب نجات دهد. اگر کل کرهی زمین آن همه سرمایههای غیر قابل شمارش مال یک نفر بود، همه را، تمام آن چیزهای ارزشمند را که در دنیا برای آن جان میکند، حاضر بود پا روی حقیقت بگذارد، تمام آنها را حاضر است که بدهد که فقط جان خود را نجات دهد. و از آن طرف وقتی که عذاب را میبینند آنقدر از کارهای خود پشیمان هستند و آن پشیمانی را در خودشان مخفی میکنند، پنهان میکنند، بلاخره آن آدم با شخصیت بوده، آن یک حاکم بزرگی بوده، آن یک امپراطوری بوده برای خودش، یک فرماندهی بوده، یک استادی بوده، یک مشهوری بوده و دارای شخصیت بوده و الان وقتی که دارد عذاب را میبیند، یعنی آنقدر شرمنده است و خجالت هم میکشد که مثل بچهها گریه کند. آن ندامت و حسرت را میخواهد در خودش مخفی کند، ولی خب جاهای دیگر است که از چهرهاش مشخص میشود که درون او چه خبر است، الان در چه حالی قرار دارد. مخفی میکند، پنهان میکند آن حسرت خود را، میخواهد که به روی خود نیاورد، وقتی که عذاب را میبیند، به این حالت میافتد، اینها فایده ندارد، مخفی کردن فایده ندارد و بین آنها به عدالت قضاوت میشود و اصلا در حق آنها ستم نمیشود، کار خدا جدی است، وعدهی قیامت جدی است، خدا قضاوت را خواهد کرد و آنها را زنده خواهد کرد و آنها را مجازات خواهد کرد و شکی هم در آن نیست و در عین حال به هیچ کسی ظلم هم نمیکند.
«أَلَا إِنَّ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۗ أَلَا إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ»(یونس/٥٥)
آگاه باشید، (بدانید) که تمام چیزهایی که در آسمانها و زمین است برای الله است.(مال الله است) بدانید که وعدهی الله حق است ولی اکثریت آنها نمیدانند.
شما با این الله طرف هستید. تمام چیزهایی که در آسمانها و زمین است، مال خودش است؛ پس آن کسی که ظالم بود (درآیهی قبل) و میخواست اگر کل دارایی زمین مال او بود فدیه میداد، خودش را بخرد، اصلا چیزی مال او نیست، تمام چیزهایی که در آسمان و زمین است که مال آنها نیست، همهی آن مال الله است، در اختیار الله است. پس آنها نمیتوانند خودشان را با چیزی بخرند و خودشان را از عذاب رها کنند. و بفهمید. «أَلَا» بفهمید، آویزهی گوشتان باشد که وعدهی الله حق است، واقعیت است، تحقق پیدا خواهد کرد، بسیار قضیه جدی است ولی اکثریت مردم نمیدانند. این را شوخی و دست کم میگیرند، این را نمیدانند که الله چهقدر روی این قضیه جدی است و جدی آن را بر بندگان خود اجرا میکند، اکثریت مردم نمیفهمند.
«هُوَ يُحْيِي وَيُمِيتُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ»(یونس/٥٦)
او است که زنده میکند و میمیراند و به سوی او برخواهید گشت.
خیلی جدی است! الله است که همه چیز را زنده میکند. الله است که همه چیز را میمیراند؛ نفس، آمدن و رفتن همهی آنها دست الله است و بعد از رفتن هم همهی شما به سوی الله بر گردانده میشوید. باید پیش الله حاضر شوید و الان پاسخگوی آن ابزار معرفتی، پاسخگوی آن رسول، آن قرآن، آن خدا، آن دین، الان باید پاسخگو باشید، به سوی الله برگشت داده شدید.
«يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَتْكُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَشِفَاءٌ لِمَا فِي الصُّدُورِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ»(یونس/٥٧)
ای مردم! قطعا از جانب پروردگارتان موعظهای، و شفایی از برای آنچه که در سینهها است سراغ شما آمده است و سراسر هدایت و رحمتی است برای مومنان.
حالا میفرماید: ای مردم! اینها را نادیده نگیرید. همهی مردم جهان با هر دین و کشوری که هستند، آنها را دارد مورد خطاب قرار میدهد، که از طرف پرودگار شما برای شما موعظه آمد، اندرز، صحبتهای واقعی، حقیقی، اندرزهای دلسوزانه از جانب پروردگارتان برای شما آمد، و چیزی آمد که مایهی شفای دلهای شما است، آنچه که در سینهی شما قرار دارد، قلب شما شفا میدهد، این از جانب پروردگارتان برای شما آمده و سراسر هدایت است، راه درست را برای شما نشان میدهد، و برای مومنان رحمت و مهربانی است. میفرماید: این برای شما از جانب پروردگارتان یعنی قرآن و پیغمبر برای شما آمد ویعنی قرآن باید معلوم باشد در آن برای ما به عنوان موعظه پروردگار، یعنی اگر آدم نفهمد که قرآن چه میگوید، که نمیشود برای ما موعظه باشد، پس برای ما باید موعظه بودنش مشخص باشد که الله گفته: این موعظه برای شما آمده، پس ما در حدی که تبدیل به موعظه شود باید قرآن را بفهمیم، بخوانیم و باید این قرآن مایهی شفای دلها شود. یعنی دل را باید آرام کند، باید از مریضی حسد و کفر و تعصب و جهالت و اینها باید نجاتش دهد، باید دلش التیام پیدا کند، شفا پیدا کند و اگر این قرآن آدم احساس نکند که شفای دلش است، یعنی آن قرآن کارش را بر آدم نکرده، آدم در حق قرآن کوتاهی کرده است و میفرماید: که راهگشا است. «هُدًى» راه زندگی، مسیر انتخاب در زندگی را بر آدم مشخص میکند، هر روز در معاملات در گفتار، در نگاهها، در رفتارها، میفرماید: که راه را به شما نشان میدهد، این میشود: «هُدًى» راهها را نشان میدهد، و رحمت است، یعنی زندگی شما پر از رحمت و مهربانی و آرامش میشود، یعنی موجب منفعت شما میشود، برای انسانهای مومن، یعنی اینها خروجی قرآن هستند که دارد بیان میکند، یعنی یک مومن باید اینها را کاری کند که به این دستآوردها از قرآن برسد، حالا دارد میگوید: ای مردم برای شما چنین چیزی آمد.
«قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَٰلِكَ فَلْيَفْرَحُوا هُوَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ»(یونس/٥٨)
بگو: به فضل و رحمت الله است که به آن باید خوشحالی کنند. آن از تمام چیزهایی که جمع میکنند بهتر است.
این از جانب پروردگارتان برای شما آمد. همین پروردگار مال دنیا را هم فرستاده است؛ این همه زینتها، کششها، شهوتها، پول و ثروت، ملک و دارایی، زمین وکاخ، خانه، الله آنها را هم فرستاده و قرآن و موعظه هم فرستاده میفرماید: که به فضل و رحمت الله به این قرآن شما باید خوشحالی کنید، این قسمت لطف پروردگار را بگیرید، که این را اگر گرفتید و آن مردم رفتند سراغ آن شهوتها و مال و دارایی و ثروت رفتند جمع کردند، شما قرآن را بگیرید که این بهتر است از آنچه که مردم از مال دنیا دارند برای خودشان جمع میکنند، نه اینکه مال دنیا نداشته باشید، نه اینکه جمع نکنید، دل به دنیا ندهید که پا روی حقیقت و قرآن بگذارید، از اینها استفاده کنید، سهم خودتان در زندگی فراموش نکنید، ولی کسی که جمع میکند و هدفش فقط جمع کردن است، منظور این است. این قرآن بهتر است از اینچه که مردم دارند برای خودشان جمع میکنند.
«قُلْ أَرَأَيْتُمْ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ لَكُمْ مِنْ رِزْقٍ فَجَعَلْتُمْ مِنْهُ حَرَامًا وَحَلَالًا قُلْ آللَّهُ أَذِنَ لَكُمْ ۖ أَمْ عَلَى اللَّهِ تَفْتَرُونَ»(یونس/٥٩)
بگو: به نظر شما آنچه که از هر رزقی که الله برای شما نازل کرده پس شما از آن حرام و حلال قرار میدهید؟ (تقسیم میکنید به حرام و حلال) بگو: آیا الله به شما چنین اجازهای داده است یا بر الله دروغ میبندید؟
حالا از همان رزق و روزیی که خدا گذاشته و مردم جمع میکنند و آن خوردنیها، اموال، ثروت و همهی چیزهایی که الله گذاشته میشود رزق، کل امکانات زندگی دیگر رزق هستند برای انسان، حالا میفرماید: که شما فکر کنید. «أَرَأَيْتُمْ» دقت کنید، پاسخ دهید، دنبال جواب این سوال باشید که به نظر شما آنچه که الله نازل کرده از تمام این موارد استفاده در زندگی دنیا، حالا شما میآیید چهکار میکنید از آن چیزی که الله از رزق و روزی قرار داده شما میآیید حرام میکنید و حلال میکنید، از چیزی که آن شرکاء به شما میگویند، آنچه که خودتان برای خودتان تصمیم میگیرید. میفرماید: که از آنها بپرس آیا الله به شما چنین اجازهای داده که خودتان دخل و تصرف کنید، خودتان تصمیم بگیرید که چه بخورید، چه نخورید، یا بر الله دروغ میبندید! یک کشور به بزرگی، مثلا خوک میخورند؛ یعنی یک چیزی که حرام است برای خودشان حلال کنند، یا مثلا این دامها که خدا حلال کرده بگویند اینها گناه دارند، نباید گوشت خورده شود، آدم باید علف خوار باشد، یک چیز حلال را حرام میکنند! می فرماید: که خدا رزق و روزی قرار داده، یعنی دارد نشانه میدهد، نشانه، الله همهکاره، جهان را آفریده، راه درست زندگی را هم نشان داده و بعد آن رزق و روزی هم آفریده، حالا چه کسی باید برای رزق و روزی تصمیم بگیرد؟ الله! این نشانه است؛ کسی که تصمیم را به الله بر گرداند، آن میشود مومن، کسی که خودش برای خود تصمیم گرفت به هر شکلی، به هر قانونی، آن میشود دروغ بر الله! آیا الله چنین اجازهای به او داده که خودش تصمیم بگیرد؟ بدون در نظر گرفتن صاحب این رزق و روزیها، اجازهی آن، رضایت آن، کلام و قرآن آن، آیا خدا اجازه داده است؟ خیر، پس دارد بر خدا دروغ میبندد.
«وَمَا ظَنُّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ۗ إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَشْكُرُونَ»(یونس/٦٠)
و چیست گمان کسانی که در روز قیامت بر الله دروغ میبندند؟ بدون شک که الله برمردم دارای فضل است ولی اکثریت آنها شکرگزار نیستند.
یعنی آن کسانی که از طرف خدا دروغ میبندند؛ یک سری چیزهایی را مقدس علم میکنند و به اسم آن دروغهایی میبندند. به اسم خدا سوء استفادههایی میکنند، به اسم دین و شریعت سوء استفاده میکنند. میگوید: اینها فکرشان چیست، تصورشان چیست، توجیه آنها چیست، به چه حقی اینها این کارها میکنند، به چه دلیلی اینها به خودشان حق میدهند که از خدا دروغ بندند، از خدا سوء استفاده میکنند؟ این چه چیزی توی کلهشان است. «وَمَا ظَنُّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ» این چه ظن و گمانی دارند، چه فکری دارند که دست به چنین کار خطرناکی دارند میزنند. روز قیامت چه طوری میخواهند توجیه کنند؟ خیلی سوال جدی است. با الله طرف هستند! میفرماید: که بر مردم الله دارای فضل زیادی است. یعنی قبل از قیامت اینها را دارد به مردم میگوید: که مردم هوشیار شوند، قبل از این که کار از کار بگذرد بفهمند. دارد این لطف را در حق مردم انجام میدهند، ولی اکثریت مردم از خدا ممنون نیستند. متشکر خدا نیستند که اینها را به آن توجه کنند، جدی بگیرند، به آن عمل کنند و خدا را مد نظر قرار دهند. اکثریت مردم شکرگزار نیستند، سپاسگزار نیستند، اینها لطف خدا را نادیده میگیرند.
«وَمَا تَكُونُ فِي شَأْنٍ وَمَا تَتْلُو مِنْهُ مِنْ قُرْآنٍ وَلَا تَعْمَلُونَ مِنْ عَمَلٍ إِلَّا كُنَّا عَلَيْكُمْ شُهُودًا إِذْ تُفِيضُونَ فِيهِ ۚ وَمَا يَعْزُبُ عَنْ رَبِّكَ مِنْ مِثْقَالِ ذَرَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي السَّمَاءِ وَلَا أَصْغَرَ مِنْ ذَٰلِكَ وَلَا أَكْبَرَ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ»(یونس/٦١)
و تو در هیچ کاری نیستی و هیچ قسمتی از قرآن هم تلاوت نمیکنی، و شماها هیچ عملی را انجام نمیدهید الا که ما بر شما گواه و حاضر هستیم زمانی که مشغول آن کار میشوید، در آن کار فرو میروید، به آن مشغول میشوید. و هم وزن ذرهای در زمین و نه در آسمان و نه کوچکتر از آن و نه بزرگتر از آن از پروردگار تو مخفی نمیشود. پنهان نمیماند الا که در کتاب واضح وجود دارد نوشته شده است.
این آیه دسترسی الله به بندگان را به تصویر میکشد، یعنی الله چهقدر بر بندگانش مسلط است، چه قدر به بندگان خود نزدیک است، میفرماید: که تو که داری قرآن میخوانی اول اول رسولالله (صلی الله علیه و سلم) و بعد تو که داری قرآن میخوانی، میگوید: تو در هیچ کاری نیستی، یعنی هر کاری که مشغول شوی، یک مشغله داشته باشی، یک زنگ به کسی بخواهی بزنی، قفل گوشی خود را باز کنی، ماشین را استارت بزنی، هر کاری که میخواهی انجام دهی «شَأْنٍ» هر کاری، هر مشغلهای که میخواهی شروع کنی، یا در وسط آن مشغله الان هستی، این یک – بعد تو وقتی داری قرآن میخوانی، هیچ قسمتی از قرآن هم تلاوت نمیکنی، همین الان که قرآن تلاوت میکنیم، میگوید: الان- چون این آیه در قرآن است دیگریعنی الان شخص که دارد این آیه میخواند، قرآن را تلاوت میکند. تو زمانی که قرآن را تلاوت میکنی، این تو، تو که داری قرآن میخوانی ، بعد باقی مردم با آنها حرف میزند. به مجموعهی مردم میگوید: شماها هم هیچ عملی نیست که انجام دارید میدهید، در حال انجام آن هستید «وَلَا تَعْمَلُونَ مِنْ عَمَلٍ» هرگونه عملی که شما آن کار را انجاممیدهید میگوید: امکان ندارد که چنین اتفاقی بیفتد. الا که ما بر شما کاملا شاهد و ناظر هستیم. تحتنظارت ما هستید، ما بر شما کاملا گواه هستیم. «كُنَّا عَلَيْكُمْ شُهُودًا إِذْ تُفِيضُونَ فِيهِ» زمانی که شما مشغول آن کار میشوید، دست به آن کار میبرید، ما کاملا بر شما گواه هستیم و از پروردگارت میفرماید: که مخفی نمیشود. «مَا يَعْزُبُ» یعنی پنهان نمی شود، مخفی نمیماند از پروردگارت مثقال ذرهای در زمین، روی زمین و در دل زمین و در آسمان در آن کهکشانها، در آن ستارهها، سیارات، آن کهکشانهای بزرگ، در غبار هوا، درآسمان ذرهای وجود ندارد مگر اینکه الله کاملا از تمام آنها مطلع است و امکان ندارد که از الله پنهان بماند، از علم و دانش الله و از دید الله مخفی بماند، امکان ندارد، محال است و میفرماید: از همان ذره که به زحمت میشود دید با یک ذرهبین مثلا باید دید، میگوید: کوچکتر از آن، چون خیلی چیزها کوچکتر از یک ذره هستند و با ذرهبین در حالت عادی هم نمیشود دید، با یک ذرهبین معمولی و چه بسا چیزهایی هستند که هیچ دستگاهی هنوز نیست که آن را ببیند، پس کوچکتر از آن ذره که با آن ذرهبین دیده میشود، از آن کوچکتر، حالا اتم باشد، الکترون، پروتون باشد و چیزهای دیگر و نه بزگتر از آن تا به بزرگترین اجرام آسمانی برسد، میگوید: هیچ کدام از آنها وجود ندارد مگر اینکه در کتاب واضح، نه که فقط از خدا غافل نیست، حتی پیش خدا به صورت واضح نوشته شده و ثبت و ضبط شده و کاملا از زیر علم الله اینها خارج شده و کاملا الله بر تمام اینها مسلط است. یعنی شما با این الله مواجه هستید و به سوی این الله بر میگردید و پاسخگوی این الله باید باشید.