سوره فاتحه + مقدمه
صفحه 1 / جز 1 / آیات 7

سوره بقره
صفحه 2 الی 49 / جزء 1 و 3 / آیات 286

سوره آل عمران
صفحه 50 الی 76 / جزء 3 و 4 / آیات 200

سوره نساء
صفحه 77 الی 106 / جزء 4 و 6 / آیات 176

سوره اعراف
صفحه 151 الی 176 / جزء 8 و 9 / آیات 206

سوره منافقون
صفحه 554 الی 555 / جزء 28 / آیات 11

سوره مزمل
صفحه 574 الی 575 / جزء 29 / آیات 20

سوره عبس
صفحه 585 / جزء 30 / آیات 42

سوره تکویر
صفحه 586 / جزء 30 / آیات 29

سوره انفطار
صفحه 587 / جزء 30 / آیات 19

سوره انشقاق
صفحه 589 / جزء 30 / آیات 25

سوره بروج
صفحه 590 / جزء 30 / آیات 22

سوره طارق
صفحه 591 الی 591 / جزء 30 / آیات 17

سوره غاشیه
صفحه 592 / جزء 30 / آیات 25

سوره فجر
صفحه 593 الی 594 / جزء 30 / آیات 30

سوره بلد
صفحه 594 / جزء 30 / آیات 20

سوره شمس
صفحه 595 / جزء 30 / آیات 15

سوره لیل
صفحه 595 الی 596 / جزء 30 / آیات 21

سوره ضحی
صفحه 596 / جزء 30 / آیات 11

سوره شرح
صفحه 596 / جزء 30 / آیات 8

سوره تین
صفحه 597 / جزء 30 / آیات 8

سوره علق
صفحه 597 / سوره علق / جزء 30 / آیات 19

سوره قدر
صفحه 598 / سوره قدر /جزء 30 / آیات 25

سوره بینه
صفحه 598 / سوره بینه/ جزء 30 / آیات 8

سوره زلزله
صفحه 599 / سوره زلزله/ جزء 30 / آیات 8

سوره عادیات
صفحه 599 / سوره عادیات/ جزء 30 / آیات 9

سوره قارعه
صفحه ۶۰۰ / قارعه / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۱۱

سوره تکاثر
صفحه ۶۰۰ / تکاثر / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی 8

سوره عصر
صفحه ۶۰۱ / عصر / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۳

سوره همزه
صفحه ۶۰۱ / همزه / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۹

سوره فیل
صفحه ۶۰۱ / فیل / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۵

سوره قریش
صفحه ۶۰۲ / قریش / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۴

سوره ماعون
صفحه ۶۰۲ / ماعون / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۷

سوره کوثر
صفحه ۶۰۲ / کوثر / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۳

سوره کافرون
صفحه ۶۰۳ / کافرون / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۶

سوره نصر
صفحه ۶۰۳ / نصر / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۳

سوره مسد
صفحه ۶۰۳ / مسد / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۵

سوره اخلاص
صفحه ۶۰۴ / اخلاص / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۴

سوره فلق
صفحه ۶۰۴ / فلق / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۵

سوره ناس
صفحه ۶۰۴ / ناس / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۶

صفحه ۲۸۴ / جزء ۱۵ / آیه ۱۸ الی ۲۷

 دانلود فایل تصویری   دانلود فایل صوتی ​  پرسش و پاسخ صفحه

تلاوت این صفحه:

صفحه ۲۸۴

«مَّن كَانَ يُرِيدُ الْعَاجِلَةَ عَجَّلْنَا لَهُ فِيهَا مَا نَشَاء لِمَن نُّرِيدُ ثُمَّ جَعَلْنَا لَهُ جَهَنَّمَ يَصْلاهَا مَذْمُومًا مَّدْحُورًا»(إسراء/۱۸)

هر کس خواهان دنیای زودگذر باشد ما هم خیلی زود برایش در آن عطا می‌کنیم، آنچه که بخواهیم برای هر کس که بخواهیم؛ سپس جهنّم را برایش قرار می‌دهیم که وارد آن می‌شود در حالی که مورد مذمّت قرار گرفته و مطرود و محروم می‌گردد.

خب در این صفحه یکسری ضوابط فکری مطرح می‌کند که نگاه انسان را می‌خواهد باز کند هم به نسبت انسان، به نسبت دنیا، این هستی، وجود آن‌ها به چه شکل عمل می‌کنند و انسان وجودش حضورش در این دنیا به چه شکل است، به چه هدفی است و بعد از آن می‌رود سروقت مسائل رفتاری و اخلاقی که البته این آیات در ادامه‌ی آیات قبل است که بیان فرمود صفحه‌ی قبل این قرآن به بهترین و کارآمدترین راه‌ها راهنمایی می‌کند. حالا آن راه‌های کارآمد، کارا، مفید در زندگی چیست؟ یکسری مطالب فکری است که زندگی انسان را پرثمرتر می‌کند و یکسری کارهای عملی است که زندگی انسان را با کارآمد و با منفعت می‌کند. خب آن‌ها را الآن توضیح می‌دهد و وقتی که آدم امروزه هم مقایسه بکند با سایر راهکارهایی که از جانب بشری به انسان‌ها می‌گویند که خلاف این‌ها است، می‌بینید چقدر این‌ها زندگی را شیرین‌تر و بهتر و مفیدتر می‌کند.

می‌فرماید که هر کس از مردم مطلقاً دنیا را بخواهد «عَاجِلَةَ»  لذّت‌های زودگذر دنیا، عجله داشته باشد، نقد بخواهد، می‌فرماید که  «عَجَّلْنَا لَهُ فِيهَا»  ما هم با عجله ما هم خیلی زود او را برخوردار می‌کنیم از آن نعمت‌ها و رفاهیات دنیا که خواسته، لذّت‌ها و کیف و عشرت‌هایی که خواسته، ما هم خیلی زود هم به او می‌دهیم. البته «مَا نَشَاء» آنچه که ما بخواهیم، هر کسی هر چه دلش خواست هم گیرش نمی‌آید، آن مواردی که ما بخواهیم به او می‌دهیم از اموال دنیا. «لِمَن نُّرِيد»  برای کسی که بخواهیم، باز هم هر کسی همه چیز گیرش نمی‌آید. برخی افراد خیلی برخوردار می‌شوند در این دنیا یعنی خیلی‌ها به آرزوهایشان می‌رسند، خیلی‌ها به آرزوهای دنیایی‌شان نمی‌رسند، پس به این دو تا شرط: آنچه که ما بخواهیم «مَا نَشَاء» و آن آدمی هم که ما بخواهیم «لِمَن نُّرِيد». یعنی همه چیز دست خدا است ولی آن کسی که دنیای زودگذر را می‌خواهد، هدفش همان دنیا است فقط، دلبستگی‌اش، وابستگی‌اش، می‌فرماید بعد از این مرحله‌ی دنیا «ثُمَّ جَعَلْنَا لَهُ جَهَنَّمَ» در آن عالم ما به او جهنّم می‌دهیم، قرار می‌دهیم جایش را در جهنّم «يَصْلاهَا» که وارد آن می‌شود. در حالی وارد جهنّم می‌شود که «مَذْمُومًا» یعنی دارد مذمّت می‌شود، سرزنش می‌شود، ملامت می‌شود، مورد نکوهش قرار می‌گیرد که چرا در دنیا عمرش را به خاطر چیزهای زودگذر و موقتی بر باد داد يعنی همیشه این سرزنش روی سرش است.و «مَّدْحُورًا»  مطرود است، اصلاً کسی به فکرش نیست، رها شده همانجا در جهنّم و فراموش می‌شود، از رحمت خدا برای همیشه دور می‌شود، این می‌شود «مَّدْحُورًا». اگر دنیا بخواهد به او می‌دهیم اما سرای آخرتش به این وضعیت دچار می‌شود، این یک قانون است.

«وَمَنْ أَرَادَ الآخِرَةَ وَسَعَى لَهَا سَعْيَهَا وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَئِكَ كَانَ سَعْيُهُم مَّشْكُورًا»(إسراء/۱۹)

و کسی که آخرت را اراده کرد و برای آن سعی و تلاش نمود با جدیّت در حالی که او مؤمن بود، پس آن‌ها تلاششان قدردانی می‌شود.

از آنور دسته‌ی دوم بیان می‌کند.  بر عکس اولی که بیان فرمود کسی که دنیا را بخواهد و منافع زودگذر دنیا، اما دسته‌ی دیگر «وَمَنْ أَرَادَ الآخِرَةَ»  کسی که آخرت را بخواهد، نه اینکه آخرت را بخواهد فقط نماز بخواند و روزه بگیرد و ذکر کند و این‌ها و دیگر در دنیا قانع باشد کار نکند و به این شکل‌. کسی که اراده‌ی آخرت داشته باشد یعنی تمام کارهایی که آن دنیاخواهان انجام می‌دهند این هم انجام می‌دهد آن‌هایی که مباح و حلال است. تمام آن فعالیت‌های اقتصادی و خانه و ماشین و همه چیز را دارد، زینت‌های دنیا را استفاده می‌کند منتها هدفش آخرت است یعنی این‌ها همه‌اش برای زندگی دنیا است و همیشه در ذهنش خدا، آخرت، نماز این‌ها است. حالا این شخصی که آخرت را بخواهد می‌فرماید« وَسَعَى لَهَا سَعْيَهَا»  و برایش سعی و کوشش بکند نه اینکه فقط بخواهد، در ذهنش باشد، واقعاً اثبات بکند در عمل يعنی در حدّ توانش برای آخرت هم تلاش بکند «وَهُوَ مُؤْمِنٌ»  و در حالی که مؤمن هم باشد يعنی صادق باشد در اینکه آخرت می‌خواهد نه تقلیدی، نه همین‌جور سر زبانی، واقعاً بخواهد، مؤمن واقعی باشد، با ایمان آخرت را بخواهد.می‌فرماید «فَأُولَئِكَ كَانَ سَعْيُهُم مَّشْكُورًا» پس این‌ها سعی و کوشش‌شان دیده می‌شود، از ايشان قدردانی و تشکر می‌شود يعنی پاداش کارهای خوبشان را به بهترین نحو دریافت می‌کنند. خدا است که پاداششان را به بهترین شکل می‌دهد.

«كُلاًّ نُّمِدُّ هَؤُلاء وَهَؤُلاء مِنْ عَطَاء رَبِّكَ وَمَا كَانَ عَطَاء رَبِّكَ مَحْظُورًا»(إسراء/٢٠)

همه‌شان ما به آن‌ها عطا می‌کنیم، ما به آن‌ها کمک می‌کنیم هم آن‌ها و هم آن‌ها از عطای پروردگارت، و عطا و بخشش پروردگارت منعی در آن نیست، از کسی ممنوع نمی‌شود.

حالا می‌فرماید این دو تا گروه دو تا دسته‌ی مردم، حالا در وسط امکان دارد افراد زیادی باشند که گیج هستند نمی‌دانند هدفشان دنیا است؟ آخرت است؟ گاهی دم از آخرت می‌زنند ولی غرق در دنیا هستند.  این دیگر خدا می‌داند که یک شخص هدف اصلی زندگی‌اش برای دنیا دارد کار می‌کند یا هدفش آخرت است. می‌فرماید اما هر دو تا گروه یا دنیاگراها یا آخرت‌گراها.  می‌فرماید كُلاًّ همه‌شان «نُّمِدُّ هَؤُلاء»  ما کمک می‌کنیم به ایشان، به ايشان عطا و بخشش می‌کنیم هم آن گروه دنیاخواهان و هم آن یکی گروه  «أَرَادَ الآخِرَةَ»  آخرت‌خواهان. هر دو گروه می‌فرماید که از عطا و بخشش پروردگارت به ایشان کمک می‌کنیم، برخوردارشان می‌کنیم. یعنی اصلاً اونجوری نیست که آن‌هایی که دنیا می‌خواهند از دنیا محروم بشوند، به ایشان می‌دهیم حتّی که نماز نمی‌خوانند، خدا را قبول ندارند، خیلی دنیا دارند بهترین خانه و ماشین‌ها دارند، می‌فرماید که ما به ایشان دنیا می‌دهیم و از آن طرف کسانی که آخرت می‌خواهند، نماز می‌خوانند، انسا‌‌ن‌های مؤمن و درستی هستند هم اینجور نیست که زینت‌های دنیا بعد وسایل و امکانات دنیا گیرشان نمی‌آید آن‌ها هم به ایشان می‌دهیم یعنی انسان‌های باتقوا هم دنیا دارند، لذّت‌های دنیا دارند برخوردار می‌شوند. هر دو تا از عطای پروردگارت به ایشان می‌رسد، چه آدم خوبش چه آدم خرابش. و می‌فرماید که عطای پروردگار تو مَحْظُورًا نیست يعنی ممنوع نیست یعنی کسی محروم نمی‌شود از عطای پروردگار، نه یکی به خاطر ایمانش نه یکی به خاطر کفرش. دارد قانون را بیان می‌کند که این دنیا مال همه کس است، هر کس که برایش تلاش بکند، گیر همه می‌آید. پس این ایراد که چرا آن‌ها که نماز نمی‌خوانند این همه خدا دارد به ایشان امکانات می‌دهد، خودِ خدا گفته که من می‌دهم.

«انظُرْ كَيْفَ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَلَلآخِرَةُ أَكْبَرُ دَرَجَاتٍ وَأَكْبَرُ تَفْضِيلاً»(إسراء/۲۱)

نگاه کن که چطوری ما بعضی از آن‌ها را بر بعضی دیگر امتیاز می‌دهیم، و قطعاً که آخرت بزرگ‌تر است از نظر درجه و بزرگ‌تر است از نظر امتیازات و امکانات.

حالا یک نتيجه‌گیری می‌کند از این که در دنیا مشاهده می‌کنید چقدر هستند آدم‌هایی با یک سرمايه‌های خیلی بالا و افرادی که سر کوچه گدایی می‌کنند، چقدر تفاوت است بین انسان در این دنیا. یکی از نظر پست و مقام یک درجه‌ای دارد که مشهور جهانی است همه او را می‌شناسند، یکی قوم و خویشانش هم خوب آن‌ها را نمی‌شناسند، از نظر شخصیت و شهرت خیلی پایین است. ببین چقدر از نظر شخصیت انسان‌ها متفاوت هستند؟ حالا می‌گوید تو دقّت کن انظُرْ توجه کن که ما در این دنیا چطوری انسان‌ها را به نسبت هم بالا و پایین گذاشتیم از نظر امکانات، از نظر قدر و شخصیت، از هر نظر. می‌فرماید که حالا نتیجه:  آخرت از این دنیا خیلی بزرگ‌تر است تفاوت بین انسان‌ها، هم درجه‌ی انسان‌ها هم امکاناتی که در آخرت انسان‌ها استفاده می‌کنند؛ یکی در قعر جهنّم است در آتش دارد می‌سوزد یک لحظه هم به او مکث و مهلت نمی‌دهند، و یکی در درجات اعلای جنّت همیشه در کیف و لذّت‌ است. می‌فرماید که در آخرت به مثل دنیا که شما تجربه دارید و می‌فهمید درک می‌کنید که درجه‌ی بالا داشتن، شخصیت بالا، امکانات بالا چقدر راحت است و چقدر خوش است همین‌طور آدم درک بکند که خوشی آخرت هم خیلی خوشایند است، دوست‌داشتنی است، یعنی می‌خواهد این نتیجه را بگیرد که آخرت دست شما خودتان است. درجه‌تان را در آخرت ببرید بالا، برای آنجا برای خودتان یک کاری بکنید از همین جا.

«لاَّ تَجْعَل مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ فَتَقْعُدَ مَذْمُومًا مَّخْذُولاً»(إسراء/۲۲)

همراه با الله معبود دیگری نگیر، معبود دیگری قرار نده که می‌نشینی زمین‌گیر می‌شوی، در حالی که سرزنش می‌شوی و خذلان و ذلیل می‌شوی رها می‌شوی.

حالا از نظر فکری اعتقادی دارد بیان می‌کند که همراه با الله هیچ کس را نگیر یعنی شأن و مقام خدایی را به هیچ کس نده. به هیچ کس اعتقاد خاص نداشته باش آن اعتقادی که لیاقتش فقط خدا است که اگر این کار را کردی یعنی کسی دیگر را مقدس شمردی، صفت خدایی به او دادی «فَتَقْعُدَ» زمین‌گیر می‌شوی، می‌نشینی سر جایت، «مَذْمُومًا» در حالی که سرزنش و ملامت می‌شوی یعنی از تو نقد می‌شود، یعنی خودت هم خودت را سرزنش می‌کنی، به خودت بد و بیراه می‌گویی، دیگران هم به تو بد و بیراه می‌گویند. و «مَّخْذُولاً»، مخذول کسی که رها می‌شود در اوج گرفتاری. از یکی که انتظار دارد، از آن دوست از آن معبود دیگر که برایش کار کرده خدمت کرده او را پرستش کرده الآن در وقت گرفتاری که می‌خواهد به او کمک کند، او رهایش می‌کند و می‌رود، یعنی اوج ضد حال خوردن. «مَّخْذُولاً»  در اوج سختی آدم را رها بکند همان کسی که انتظار داشتی کمکت بکند، این می‌شود «مَّخْذُولاً». دارد از نظر فکری مرتب می‌کند فکر انسان را که وقتی فکر اگر از یک الله خارج شد و همراه با الله یک چیز دیگر یک معبود دیگر قرار گرفت، فکر انسان که مضطرب شد دیگر رفتارهای انسان بعد از آن خراب می‌شود، دیگر آن آدمی که همراه با خدا به چیز دیگر اعتقاد دارد آن آدم ریاکار بار می‌آید، دغل‌باز، فریبکار، حالا آن شخص باشد آن جامعه باشد یا کشور باشد، افرادش اینجوری بار می‌آیند چرا؟ چون فکرشان از فکر منضبط و اصولی خارج شده رفته به سمت چیزهای دیگر در نتیجه رفتارهایشان هم از نظم خارج می‌شود می‌رود به سمت انحراف و گناه و شرک و خیانت‌ها و دست آخر آن شهر و جامعه مورد مذمّت و ملامت قرار می‌گیرند، همیشه توسری به ايشان می‌زنند از عقب‌ماندگی‌شان و هیچ کس هم آن‌ها را کمک نمیکند، همدر دنیا این بلا سرشان می‌آید و هم در آخرت.

«وَقَضَى رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِندَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلاهُمَا فَلاَ تَقُل لَّهُمَا أُفٍّ وَلاَ تَنْهَرْهُمَا وَقُل لَّهُمَا قَوْلاً كَرِيمًا»(إسراء/۲۳)

و الزام کرد پروردگارت که جز او هیچ کس را بندگی نکنید و نسبت به پدر و مادر احسان داشته باشید، هر گاه نزد تو به سن پیری رسیدند یکی از آن دو یا هر دو نفرشان، پس تو به آن‌ها اُف نگو و آن‌ها را از خودت نران دور نکن و با آن‌ها به شکل کریمانه سخن بگو.

بعد از یکتاپرستی حالا می‌آید در عمل، می‌فرماید به نسبت پروردگارت «قَضَى»  یعنی الزام کرده، واجب کرده پروردگارت که جز او کسی را بندگی نکنید. یعنی رفتارها، اعتقاد، عباداتت فقط مخصوص الله باشد، هیچ کس را شریک نکن.  و بعد الزام کرده که به پدر و مادر احسان بکنید، پدر و مادر که وسیله‌ای بودند که خدا آن انسان را ساخته آفریده. آن طرف خدا، این طرف  انسان و در وسط پدر و مادر که وسیله‌ای بودند برای آفرینش ما، پس الزام کرده که به پدر و مادر احسان کنید و احسان شامل سخن خوب، درک عاطفی، توجه، کمک مالی، پرستاری وقت مریضی، بردن پیش دکتر و هر نوع کمکی که برای آن پدر و مادر نفعی دارد و خوشایند است و دوست دارند آن را از فرزندشان ببینند شامل می‌شود. تمام خوبی‌ها شامل احسان می‌شود. می‌فرماید که الله واجب کرده که به نسبت پدر و مادر احسان و نیکی داشته باشید. «إِمَّا يَبْلُغَنَّ»  يعنی اگر نزد تو به سن پیری رسیدند ؛ «كِبَرَ» پیری، کهنسالی. یکیشان که آن یکی از دنیا رفته یا که نه هر دو تا زنده‌اند، «كِلاهُمَا» هر دو زنده‌اند و هستند در سن پیری.  می‌فرماید «فَلاَ تَقُل لَّهُمَا أُفٍّ»  به آن‌ها اُف نگو. «اُفّ»  وقتی که آدم خسته می‌شود یا ناراحت است یا حوصله ندارد می‌فرماید که به آن‌ها اُف نگو یعنی خستگی خودت را پنهان کن، اظهار نکن که آن‌ها متوجه بشوند که تو خسته‌ای یا ناراحت هستی از چیزی. هر چقدر هم تو بی‌حوصله باشی ولی آن‌ها متوجه بی‌حوصلگی تو نشوند. کوچکترین سخنی که شاید موجب رنجش آن‌ها شود از دهنت در نیاید، اُف نگو. خب چون همین شاید باعث شود که پدر و مادر از نظر عاطفی روحی روانی صدمه ببینند، آسیب ببینند وقتی که ناراحتی یا خستگی فرزندش را ببینند آن هم زمانی که دارد خدمت پدر و مادر می‌کند و خودشان را مقصر بدانند در اینکه فرزندشان خسته شده، فرزندشان در سختی افتاده به خاطر آن‌ها، به خاطر همان احسانی که دارد برایشان می‌کند. آن‌ها را می‌برد دکتر، شهرستان، جاهای دیگر، برای خرید باید بیشتر کار بکند، باید پول بدهد، باید وقت بگذراند، باید کمکشان بکند، کارهای زندگیشان را تسهیل بکند جلو ببرد؛ الآن خسته است و آن‌ها ناراحت هستند. آسیب می‌بینند از نظر روحی که فرزندشان چرا اینجوری به خاطر آن‌ها به سختی افتاده و آن باعث بیماریشان یا مشکلاتی برایشان بشود، پس این‌ها را اظهار نکن به نسبت پدر و مادرت. «وَلاَ تَنْهَرْهُمَا» و آن‌ها را از خودت دور نکن. یک وقتی همین بودن با آن‌ها در کنار آن‌ها بودن هم از نظر روحی هم از نظر جسمی سلامتی و هم از نظر معیشت و تأمین مایحتاج زندگی، آن‌ها را پیش خودت داشته باش، با آن‌ها باش، آن‌ها را از خودت دور نکن، با آن‌ها درشتی و تندخویی نکن و با سخنت «وَقُل لَّهُمَا قَوْلاً كَرِيمًا» سخن بزرگوارانه و با کمال احترام با آن‌ها داشته باش. خیلی رسمی و خیلی مودبانه با آن‌ها سخن بگو، آن‌ها را به مضحکه نگیر، آن‌ها را به تمسخر نگیر، آن‌ها را تحقیر نکن و کنایه‌دار و نیش‌دار با آن‌ها حرف نزن، صدای خودت را بالا نبر، با احترام کامل با آن‌ها حرف بزن؛ دستورات الله به فرزندان به نسبت پدر و مادر. خب این می‌خواهد البته به خود فرزندان یاد بدهد مرام شکرگزاری قدردانی از کسی که در حقش لطف کرده. کسی که به پدر و مادرش بلد نیست احسان بکند خوبی بکند، او هیچ وقت نمی‌تواند خدا را عبادت بکند، آدم یاد می‌گیرد از کسی که به او خوبی کرده که پدر و مادر باشند از همه‌ی انسان‌ها بیشتر به آدم خوبی کرده‌اند، یاد می‌گیرد که قدردان باشد، آدمی که یاد گرفت قدردان و شکرگزار باشد او می‌تواند از خدا شکرگزاری بکند، از دیگران شکرگزاری بکند، متشکر و باادب باشد.این هم به نسبت فرزندان و هم به نسبت پدر و مادر و سایر پدر و مادرها که وقتی ببینند فلان کس که این چند تا بچه دارد و بچه‌هایش اینقدر خدمتگزاری‌اش می‌کنند، بقیه هم دوست داشته باشند بچه‌دار بشوند و اینجوری نسل انسان زیاد بشود و دوست داشته باشند خانواده تشکیل بدهند، ازدواج بکنند و به این شکل از نظر کمیّت افراد و هم کیفیّت افراد جامعه بالا برود. آنجا بیان فرمود که این قرآن به راه‌هایی هدایت می‌کند که اَقوم است، کارآمدتر است به نسبت راهکارهایی که امروزه دنیای غرب و کفر فرزندان را تربیت می‌کنند، آن‌ها را علیه پدر و مادر می‌شورانند، کمال بی‌ادبی، گستاخی، خیلی مسائل زشت به نسبت پدر و مادر روا می‌دارند، آموزش می‌دهند و حتی به نسبت دیگران. این تربیت قرآنی و تربیت آن‌هایی که ضد قرآن هستند.

«وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَقُل رَّبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي صَغِيرًا»(إسراء/۲۴)

و تو فرود بیاور برایشان بال تواضع از مهربانی و مهرورزی، و بگو پروردگار من آن دو را مورد رحمتت قرار بده همان‌طوری که من را از کوچکی بزرگ کردند.

در ادامه می‌فرماید حالا یکسری چیزهایی بیان می‌کند برای تکمله‌ی موضوع که این احسان چیست؟ تا چه حد احسان کن با پدر و مادرت. می‌فرماید «وَاخْفِضْ» پایین بیاور برایشان «جَنَاحَ الذُّلِّ» يعنی تواضع داشته باش، با ادب باش، با مرام باش، «جَنَاحَ الذُّلِّ» بال تواضع و افتادگی برایشان پایین بیاور یعنی آن‌ها را مورد تفقّد و مهر و محبتت قرار بده، آن‌ها را بپا، آن‌ها را مواظب باش محافظت بکن، در فکرشان باش با تمام وجودت. آن هم بر اساس رحمت «مِنَ الرَّحْمَةِ» نه به خاطر چیزهای دیگر، به نیت و اهداف و اغراض دیگر، به خاطر رحمت با آن‌ها خوبی کن نه برای اینکه فردا از ايشان میراث ببری، میراث بیشتر به تو بدهند، نه اینکه به تو چیزی از مال دنیا بدهند، نه اینکه با یکی خواهرت یا آن یکی برادرت رقابت بکنی یا نه به خاطر رودربایستی، نه به خاطر فشار و مجبوری که آن‌ها را خدمت بکنی. با آن‌ها افتادگی و تواضع داشته باش، با کمال رحمت از صمیم قلب در خدمت آن‌ها باش و دعا کن «وَقُل»  بگو این دعا را که ای پروردگار من، پدر و مادرم را مورد مرحمتت و لطف و عنایتت قرار بده همان‌طوری که آن‌ها من را از کوچکی بزرگ کردند، «رَبَّيَانِي»  من را تربیت کردند بزرگ کردند، «صَغِيرًا» از سن کودکی. یعنی خدایا! همان‌طوری که آن‌ها از کوچکی من را بزرگ کردند، این همه به من مهر و محبت کردند، تو هم خدایا مهر و محبتت را شامل آن‌ها بکن. و کلمه‌ی «ارْحَمْهُمَا» یعنی هر آنچه که منفعت دنیا و آخرت در آن است نصیب پدر و مادرم بکن، هم در این دنیا خوشبخت بشوند و زندگی خوب و با روسفیدی داشته باشند و هم آخرتشان را آباد و خوشایند بکن. حالا اینجا هم باز همیشه انسان یاد کوچکی‌اش می‌افتد با این دعا، یعنی مدام برای انسان تاریخ انسان را مرور می‌کند این دعا، یعنی این دعا می‌شود یک سهمی از احسان به نسبت پدر و مادر، هم در حق پدر و مادر و هم در حق فرزند که هیچ وقت گذشته‌ی خودش را فراموش نکند. زمانی یک فرزند درشتی می‌کند با پدر و مادر که این دعا را فراموش بکند، آن اول زندگی‌اش را فراموش بکند که در چه وضعیت ضعفی بود و آن‌ها او را به اینجا رساندند، حالا برعکس شده، آن‌ها رفتند در ضعف و این قوی شده و الآن باید جبران بکند آن زحمت‌هایی که قبلاً کشیده‌اند.

«رَّبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَا فِي نُفُوسِكُمْ إِن تَكُونُواْ صَالِحِينَ فَإِنَّهُ كَانَ لِلأَوَّابِينَ غَفُورًا»(إسراء/۲۵)

پروردگار شما داناتر است به آنچه که در وجود شما است در دل‌های شما است، اگر شما صالح باشید پس بدون شک که الله به نسبت انسان‌های رجوع کننده بسیار درگذرنده است.

می‌فرماید شما وقتی خوبی می‌کنید به نسبت پدر و مادر، خب هر کسی یک انگیزه‌ای دارد درونش. می‌فرماید که پروردگار شما از آن ته دل شما باخبر است «أَعْلَمُ» از همه کس بهتر میفهمم ممکن است که پدر و مادر متوجه نباشند انگیزه‌ی فرزند ولی الله خوب می‌فهمد که چه در دل شما می‌گذرد چه نیتی نسبت به  پدر و مادردارید. آن‌ها را دارید انجام می‌دهید چه انگیزه‌ای دارید، انگیزه‌ات مادی است یا خدایی است. می‌فرماید که اگر شما صالح باشید «إِن تَكُونُواْ صَالِحِينَ» صالحین يعنی اینکه از صمیم قلب. این آیه در مورد نیت و اخلاص صحبت می‌کند. شما آن کارها که انجام می‌دهید اگر از صمیم قلب انجام بدهید، کار را درست انجام بدهید، نیتتان درست و صالح باشد می‌فرماید که پس الله به نسبت «أَوَّابِينَ»، « أَوَّابِين» يعنی کسی‌ که مدام دلش با خدا حاضر می‌کند، اخلاقش این جوری است، عادت کرده که همیشه دلش با خدا حاضر می‌کند و در ذهن و قلبش دارد خدا را مرور می‌کند، هر روز چندین بار چند ده بار چند صد بار فکر و حواسش به خدا است، این می‌شود «أَوَّاب» و کسی که اینجوری باشد يعنی هیچ وقت خدا را فراموش نمی‌کند چون زمانی  که انسان خدا را فراموش کرد حالا همان احسان به پدر و مادر یا از بین می‌رود یا هدف و نیتش چیز دیگر می‌شود. کسی که مدام ذهن و دلش با خدا است روی همان مسیر درست احسان چیزی که خدا می‌گوید روی همان می‌تواند بماند. برای این افراد می‌فرماید که الله «غَفُورًا»، حالا به نسبت آن شخص به جبران آن أوّاب بودنش و احسان کردنش و اخلاصش خدا هم در حقش غفوریّت می‌کند یعنی اگر اشتباهاتی،  لغزش‌هایی انجام داده آن گناهانش را می‌آمرزد.

«وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَلاَ تُبَذِّرْ تَبْذِيرًا»(إسراء/۲۶)

و تو به قوم و خویشانت حقّشان را بده همچنین مسکینان و در راه مانده‌ها، و ریخت و پاش نکن.

تماماً از مسائل رفتاری دارد بیان می‌کند. حالا بعد از پدر و مادر که البته وقتی که پدر و مادر شکل گرفت یعنی خانواده و ازدواج، و بعد فرزندانی اینجا متولد شدند خب از اینجا دیگر عمه ایجاد می‌شود، خاله ایجاد می‌شود، دختر عمه، پسر عمو، قوم و خویش ایجاد می‌شود. می‌فرماید که حالا آن قوم و خویشانی که داری، دیگر خواهر می‌آید، برادر می‌آید، عمه می‌آید، تمام آن قوم و خویشان «وَآتِ» يعنی بده، «ذَا الْقُرْبَى»  قوم و خویشان، «حَقَّهُ» حقشان را بده یعنی دارد می‌گوید که اینجا تو فقط حق نداری، يعنی دین اسلام فردگرایی نیست که فکر زندگی خودش باشد، در حینی که داری زندگی می‌کنی باید حواست به اطرافیانت هم باشد، اطرافیانی که قوم و خویش تو هستند. «وَالْمِسْكِينَ» انسان‌های بینوا حالا قوم و خویش باشد یا نباشد يعنی انسان‌های ضعیف، پس هم قوم و خویش گفته و هم انسان‌های ضعیف. «و ابْنَ السَّبِيل»  يعنی کسی که در راه مانده، مسافر، غریبه. یک غریبه نیاز به کمک دارد، چه نوع کمکی؟ هر کمکی، آدرس می‌خواهد با حوصله به او آدرس بده که گیج نشود که گم نشود گرفتار نشود، آمده خانه می‌خواهد سوییت می‌خواهد، صاحب‌خانه است مهمانپذیر است، حق آن مسافر را بده، فقط اینجور نباشد که پول بگیری خدمات به او ارائه ندهی، یا هر نوع کمک دیگر آن کسی که در راه مانده و غریبه است تو حقّش را بده. تنها نیستی به فکر اطرافیانت هم باید باشی. آن‌هایی که در زندگی جلوی روی تو می‌آیند و نیازشان به تو می‌افتد آن نیازشان و حقشان را ادا کن در قبالشان. «وَلاَ تُبَذِّرْ تَبْذِيرًا» و ریخت و پاش نکن، اسراف زیادی نکن. چون اسراف زیادی باعث می‌شود که خب همه‌ی آن چیزهایی که آیات قبل بیان فرمود خیلی از آن‌ها از بین برود. چون لازمه‌ی احسان به پدر و مادر یک قسمت مهمش خرج کردن است، پولی است، مالی است. از دوا و دکتر و مخارج زندگی و ساختن خانه و چیزی که در خانه‌شان نیاز دارند، یک تکه کم کنند، اضاف کنند، کارهای ساختمانی و این‌ها و نیاز به پول دارد.  و قوم و خویشان ‌و همان «مسکین و ابن سبیل» یک وقتی بحث مالی است که آن‌ها را کمک بکنی دست آن‌ها را بگیری، آن قوم و خویش‌ها را همراه خودت بالا بیاوری در حد توانت، آن‌ها پول می‌خواهد پس ریخت و پاش نکن تا پولی بماند که به آن‌ها برسد. چون یک شخص می‌تواند با ریخت و پاش کل آن پول‌هایی که دارد و زیاده هم دارد همه را خرج فقط خودش بکند و فقط آن فرد خودش مهم باشد، فردگرایی. می‌فرماید که ریخت و پاش نکن. 

«إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كَانُواْ إِخْوَانَ الشَّيَاطِينِ وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِرَبِّهِ كَفُورًا»(إسراء/۲۷)

بدون شک که کسانی که ریخت و پاش می‌کنند آنها برادران شیاطین هستند، و شیطان نسبت به پروردگارش بسیار کفرورز بود.

نتیجه می‌گیرد یا استدلال می‌آورد که چرا ریخت و پاش نکن. می‌فرماید که «إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ» همان‌هایی که ریخت و پاش می‌کنند «كَانُواْ إِخْوَانَ الشَّيَاطِينِ» يعنی برادران شیاطین هستند و از آنور شیطان هم که به نسبت پروردگارش کفر ورزید. از همان روز اول آن شیطان بزرگ ابلیس در مقابل خدا ایستاد، خط و نشان کشید با خدا، در افتاد با خدا، «كَفُورًا» بسیار کفرورز بود، بسیار نمک‌نشناس و ناسپاس بود. آن شیطان اولی برای خودش دار و دسته جمع کرده از انسان‌ها و سایر جنّیان، شدند برادران شیاطین يعنی هم‌هدفان شیاطین و انسان‌هایی که در مسیر همان شیطان کار می‌کنند زندگی می‌کنند. پس شیطان برادران و دار و دسته‌های شیطان، انسا‌‌ن‌های شیطان‌صفت و کسی که ریخت و پاش می‌کند هم می‌شود جزو آن برادران شیطان، شیطان‌صفت. می‌فرماید که آن ریخت و پاش کنندگان برادران شیاطین هستند یعنی هم‌سلک و هم‌هدف و هم‌مسیر آن شیاطین هستند. شیطان هم که می‌فرماید که شما می‌فهمید که شیطان به نسبت پروردگارش خیلی کافر شد. پس ریخت و پاش نکنید تا بتوانید در مسیری که خدا گفته که با پدر و مادر چطور، با قوم و خویشان و بقیه چطور در آن هدفی که خدا برای شما تعریف کرده بتوانید بیایید و در آن گروهی که ضد خدا هستند قرار نگیرید.

​