دانلود فایل تصویری   دانلود فایل صوتی   پرسش و پاسخ صفحه
تلاوت این صفحه:

صفحه ۱۷۱

«وَقَطَّعْنَاهُمُ اثْنَتَيْ عَشْرَةَ أَسْبَاطًا أُمَمًا ۚ وَأَوْحَيْنَا إِلَىٰ مُوسَىٰ إِذِ اسْتَسْقَاهُ قَوْمُهُ أَنِ اضْرِب بِّعَصَاكَ الْحَجَرَ ۖ فَانبَجَسَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَةَ عَيْنًا ۖ قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُنَاسٍ مَّشْرَبَهُمْ ۚ وَظَلَّلْنَا عَلَيْهِمُ الْغَمَامَ وَأَنزَلْنَا عَلَيْهِمُ الْمَنَّ وَالسَّلْوَىٰ ۖ كُلُوا مِن طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ ۚ وَمَا ظَلَمُونَا وَلَـٰكِن كَانُوا أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ»(اعراف/۱۶۰)

و ما بنی‌اسرائیل را به صورت قبیله به دوازده گروه تقسیم کردیم و ما به موسی وحی کردیم آن‌ زمانی که موسی برای قومش طلب آب کرد که عصای خودت را به سنگ بزن یک‌دفعه از آن سنگ دوازده‌ تا چشمه بیرون آمد هر کدام از آن‌ها محل نوشیدن آب خودشان را می‌دانستند و برای‌شان به وسیله‌ی ابرها سایه کردیم و بر آن‌ها من و سلوی نازل کردیم، بخورید از این پاکی‌هایی که ما روزی‌ شما کردیم، آن‌ها در حق ما ستم نکردند ولی آن‌ها در حق خودشان ستم کردند.

و ما بنی‌اسرائیل را به دوازده گروه تقسیم کردیم که به شکل نوادگان و قبیله و قوم و خویش هم بودند، «أَسْبَاطًا» از نوادگان و قوم و خویش هم، پسرعمو بودند به صورت قبیله که ریشه‌‌ی‌شان از یک جا بود، بعد «أُمَمًا» یعنی آن‌ها را دسته دسته کردیم، گروه گروه کردیم دوازده تا گروه جدا جدا و ما به موسی وحی کردیم آن‌ زمانی که موسی برای قومش طلب آب کرد «إِذِ اسْتَسْقَاهُ قَوْمُهُ» برای قومش طلب آب کرد از خدا آب خواست چون آن‌ها تو صحرا تشنه بودند آب نبود به زحمت افتادند ما به موسی وحی کردیم وقتی که موسی برای قومش طلب آب کرد که چی «أَنِ اضْرِب بِّعَصَاكَ الْحَجَرَ» که عصای خودت را به سنگ بزن یک سنگ مخصوص «الْحَجَرَ» وقتی  زد «فَانبَجَسَتْ» یک‌دفعه از آن سنگ دوازده‌ تا چشمه بیرون آمد، آب از آن استخراج شد که هر گروهی از مردم محل نوشیدن آب‌شان را می‌دانستند «قَدْ عَلِمَ» می‌دانستند، «كُلُّ أُنَاسٍ» یک مجموعه‌ای از مردم چون این دوازده تا قبیله در هر قبیله یک جمعیتی بود که اعضای آن‌ قبیله بودند، «أُنَاسٍ» همان مجموعه‌ی مردم که در یک قبیله جا داشتند هر کدام از آن‌ها محل نوشیدن آب خودشان را می‌دانستند «مَّشْرَبَهُمْ»، و ما برای آن‌ها از ابر سایه‌بان قرار دادیم «وَظَلَّلْنَا عَلَيْهِمُ» برای‌شان سایه کردیم به وسیله چی؟ به وسیله‌ی ابرها «الْغَمَامَ»، «غَمَامَ» یعنی ابر، ابر سفید که جلوی نور را می‌گیرد و قشنگ دیگر آفتاب آن‌ها را اذیت نمی‌کند و دارند قشنگ  زیر سایه‌ی ابر زندگی‌شان را می‌کنند و بر آن‌ها نازل کردیم «الْمَنَّ وَالسَّلْوَىٰ» «الْمَنَّ» چیزهایی که راحت، بدون زحمت به دست می‌آمد مثل عسل طبیعی مثل قارچ مثل چیزهایی که بعد از بارش باران از زمین می‌روید مثل حالا می‌گویند شبیه سیب زمینی است آقور به آن می‌گویند بعد  خر  به آن می‌گویند حالا به زبان‌های مختلف که از خانواده‌ی قارچ است، یا شیره‌ی درختان، چیزهایی که به هر حال  این بدون منت، بدون زحمت، آن‌ها می‌توانند بروند به دست بیاورند از صحرا برای خودشان بچینند و استفاده کنند و «السَّلْوَىٰ» موجودات زنده می‌شود مثل بلدرچین، مثل پرندگانی که به خاطر کوچ از یک سرزمین به سرزمین دیگر می‌آیند آن‌ها به راحتی می‌توانستند پرندگان بزرگ را بگیرند و از گوشت آن تناول کنند این می‌شود: «السَّلْوَىٰ» خب «كُلُوا مِن طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ ۚ » بفرمایید بخورید از این پاکی‌هایی که ما روزی‌ شما کردیم ولی آن‌ها  به ما ظلم نکردند چیزی از ما کم نکردند «وَمَا ظَلَمُونَا» از ما چیزی کم نشد در حق ما ستم نکردند ولی آن‌ها در حق خودشان ستم کردند یعنی با وجودی که این همه نعمت‌های خدا، دوازده تا قبیله که خیلی راحت مدیریت بشود، خیلی راحت به امکانات دسترسی پیدا بکنند اگر همه یک‌جا جمعیت انبوهی باشد بیش‌تر خیلی افراد محروم می‌شوند، وقتی که گروه گروه باشد، دسته دسته باشد خب راحت‌تر می‌توانند از همه‌ی امکانات استفاده بکنند بعدش نعمت بعدی که فرمود در اوج تشنگی از سنگ آب بیرون بیاید دقیقاً آن چیزی که قبلاً هم خواندیم وقتی که فرعون آن‌ها را دنبال می‌کرد دریای پر از آب عصا زد، خشک شد، خشک خشک و نجات پیدا کردند چون آن‌جا به این نیاز داشتند به خشکی و آب برای‌شان مایه‌ی هلاکت بود و این‌جا نیاز به آب دارند و از سنگ خشک عصا می‌زند آب فراوان بیرون می‌آید این را پیامبر موسی انجام نمی‌دهد این را الله دارد توسط آن معجزه‌ی عصا برای‌شان انجام می‌دهد یعنی هوای آن‌ها را دارد که از سنگ برای‌شان چشمه بیرون بیاورد بعد هم هر کسی می‌فهمد که از کجا آب بخورد (بدون هیچ مزاحمتی، مشکلی) در سرزمین کویر گرفتارند، طوری که باز  در سوره‌ی مبارکه‌ی مائده خواندیم (آیه۲۴ ،۲۵ و ۲۶) چون آن‌ها نافرمانی کردند محکوم به سرگردانی به مدت چهل سال شدند و در زمین کویر و خشک، آن‌ها گرفتار بودند با وجودی که تقصیر خودشان بود اما در آن کویر باز هم خدا به دادشان دارد می‌رسد سقف ندارد، خانه ندارند سقف‌شان را  خداوند می‌‌گوید: «ما ابر قرار دادیم.» خوراکی‌های‌شان را خیلی راحت به دست می‌آورند بهترین خوراکی که هم برای‌شان دارو هست و هم غذا برای‌شان هست آب، غذا، سقف از جنس ابر و همه‌ی این‌ها ما به آن‌ها دادیم منتها آن‌ها هم‌چنان ناسپاسی می‌کردند و این ناسپاسی‌شان در حق خودشان داشتند ستم می‌کردند (و باز نکته‌ی دیگر که حالا همین‌جا این صفحات دارد تأکید می‌کند این صفحه و صفحه‌ی بعد دارد بیان می‌کند) که از جانب الله هوای بندگانش را دارد آن هم معجزه آسا به داد بندگانش می‌رسد نه هم فقط این‌ها، ما، تا آخر قیامت، الله به صورت معجزه آسا در زندگی هر  شخصی می‌آید، در مشکلات به دادش می‌رسد ولی این بندگان هستند که ناسپاسی می‌کنند و این داستان‌ها هم‌چنان الان هم دارد تکرار می‌شود.

«وَإِذْ قِيلَ لَهُمُ اسْكُنُوا هَـٰذِهِ الْقَرْيَةَ وَكُلُوا مِنْهَا حَيْثُ شِئْتُمْ وَقُولُوا حِطَّةٌ وَادْخُلُوا الْبَابَ سُجَّدًا نَّغْفِرْ لَكُمْ خَطِيئَاتِكُمْ ۚ سَنَزِيدُ الْمُحْسِنِينَ»(اعراف/۱۶۱)

 آنگاه که به آن‌ها گفته شد: «شما ساکن این شهر بشوید و بخورید از آن هرجا که خواستید و بگویید حطه (خدایا گناهان ما را بریز) و از دروازه‌ی شهر سجده کنان داخل بشوید که ما تمام گناهان شما را می‌بخشیم، برای انسان‌های نیکوکار (که با اخلاص این کار را انجام بدهند) بیش‌تر از آن هم برای‌شان اجر و ثواب می‌دهیم.»

و آنگاه که به آن‌ها گفته شد: «شما ساکن این شهر بشوید و بخورید از آن هرجا که خواستید، هر چیز که خواستید از این شهر تناول بکنید، بخورید و بگویید: «حِطَّةٌ» خدایا گناهان ما را بریز و داخل در بشوید از دروازه‌ی شهر سجده کنان داخل بشوید با تواضع، با سجده داخل شهر بشوید که ما تمام گناهان شما را می‌بخشیم «نَّغْفِرْ لَكُمْ خَطِيئَاتِكُمْ» تازه برای انسان‌های نیکوکار که با اخلاص این کار را انجام بدهند بیش‌تر از آن هم برای‌شان اجر و ثواب و این‌ها می‌دهیم.» اما

«فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ قَوْلًا غَيْرَ الَّذِي قِيلَ لَهُمْ فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِجْزًا مِّنَ السَّمَاءِ بِمَا كَانُوا يَظْلِمُونَ»(اعراف/۱۶۲)

اما تغییر دادند آن کسانی از آن‌ها که ظلم کردند به شکل دیگری خواستند اجرا بکنند، آن‌ها ما برای‌شان عذابی از آسمان نازل کردیم به خاطر ظلمی که انجام دادند.

اما تغییر دادند آن کسانی از آن‌ها که ظلم کردند؛ یک مجموعه‌ای ظلم کردند، حاضر نشدند این را بپذیرند و موقع داخل شدن به شهر بگویند که خدایا! گناهان ما را ببخش و با تواضع و سجده وارد شوند این را نپذیرفتند، آن کلمه را تغییر دادند، این دوتا حکم را اجرا نکردند، به شکل دیگری خواستند اجرا بکنند، آن‌ها ما برای‌شان عذابی از آسمان نازل کردیم «فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِجْزًا»، «رِجْزًا» یعنی عذاب، عقوبت از آسمان برای‌شان نازل کردیم به خاطر ظلمی که انجام دادند یعنی وقتی که الله به آن‌ها گفت که داخل این شهر بشوید و این شهر تحویل شما شهر بیت المقدس، این شما ساکن این شهر بشوید و شهر به شما واگذار می‌شود توسط قدرتی که الان پیامبر موسی آمده قدرتی که پیدا کردید و امکاناتی که در این شهر هست این شهر برای شما، فقط وقتی که وارد شهر می‌شوید بگویید: «خدایا! ما را ببخش.» و سجده کنان وارد بشوید این یک امتحان بود یعنی این‌که آن‌ها اول اول باید پا روی غرورشان می‌گذاشتند، خودشان را نیازمند خدا می‌دانستند یعنی باید منیت را از خودشان دور می‌کردند بعد به آن‌ها شهر تحویل داده شود چون اگر با آن منیت وارد بشوند در حق خودشان، مردم همه ظلم می‌کنند، شرط ورود به شهر این است با سجده؛ یعنی حکم خدا را بپذیرید که شما بنده‌ی خدایید و بپذیرید که خدا بر شما ولایت دارد، شما را امر و نهی می‌کند اگر این کار را انجام دادید وارد شهر بشوید ولی ظلم کردند، حاضر نشدند یعنی رو خودشان نگذاشتند که   سجده کنان وارد بشوند یا بگویند که: «خدایا ما را بپذیر.» (با این غرور!) بعد بر این‌ها می‌گوید عذاب از آسمان نازل شد این‌ها دیگر  لیاقت این را ندارند که وارد شهر بشوند.

«وَاسْأَلْهُمْ عَنِ الْقَرْيَةِ الَّتِي كَانَتْ حَاضِرَةَ الْبَحْرِ إِذْ يَعْدُونَ فِي السَّبْتِ إِذْ تَأْتِيهِمْ حِيتَانُهُمْ يَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعًا وَيَوْمَ لَا يَسْبِتُونَ ۙ لَا تَأْتِيهِمْ ۚ كَذَٰلِكَ نَبْلُوهُم بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ»(اعراف/۱۶۳)

از آن‌ها بپرس در مورد شهری که نزدیک دریا بود آنگاه که آن‌ها حکم خدا را در روز شنبه زیر پا می‌گذاشتند زمانی که ماهی‌هایشان روز شنبه‌ی‌شان سراغ‌شان می‌آمد و خودنمایی می‌کردند و روزی که آن روز شنبه نبود، اصلاً ماهی نمی‌آمد، البته ما آن‌ها را آزمایش کردیم به خاطر این‌که فسق داشتند.

خب تا این‌جا خواندیم نعمت‌های الله بر بندگانش و ناسپاسی بندگان نه هم بندگان کافر، بندگان مسلمان! یعنی آدم‌های مسلمان هم به راحتی راه گمراهی می‌روند، راه ناسپاسی می‌روند، این از قوم بنی‌اسرائیل چون سوره‌ی مبارکه‌ی اعراف آن آیات الله، کتاب‌هایی که الله برای بندگانش می‌فرستد اول سوره، بعد داستان‌های انبیاء که بیان کرد پیامبر نوح، عاد، لوط و بقیه این‌ها که اول مسلمان بودند بعد تبدیل به کافران شدند چون در وجود آن‌ها چیزهایی بود تمامیت‌خواهی، خودخواهی، تکبر، آن‌ها را دوباره به کفر می‌کشاند و حتی در بین مسلمان‌ها یعنی قوم پیامبر موسی علیه السلام هم‌چنان این تخلف‌ها این ناسپاسی‌ها این کفرها وجود داشت در بین ملتی که مسلمانانند، مؤمن بودند یعنی دارد می‌گوید که نعمت‌های الله بر شما فراوان است شمایی که مسلمان، مؤمن هستید مواظب باشید که گمراهی و خطا از شما دور نیست به مثل قوم بنی‌اسرائیل که چه‌قدر راحت ناسپاسی می‌کردند. حالا یک داستان دیگر باز از همین نوع مثال می‌زند می‌فرماید که: «از آن‌ها بپرس.» «وَاسْأَلْهُمْ» یعنی از بزرگان‌شان، از آدم‌های باسواد، دانا بپرس آن‌ها بلدند به تو جواب می‌دهند که چه خبر است؟ این قسمت از تاریخ  آن‌ها بلدند، خوانند می‌گوید: «از آن‌ها بپرس در مورد شهری که «الْقَرْيَةِ  الَّتِي» آن شهری که نزدیک دریا بود.» «كَانَتْ حَاضِرَةَ الْبَحْرِ» یک شهر ساحلی، بعد، مردم آن‌جا شغل‌شان صیادی بود، می‌رفتند آن مردم چه کار می‌کردند؟ در روز شنبه تعدی می‌کردند یعنی حکم خدا را زیر پا می‌گذاشتند چه جوری؟ «إِذْ يَعْدُونَ فِي السَّبْتِ» یعنی آن‌جا آنگاه که آن‌ها حکم خدا را در روز شنبه زیر پا می‌گذاشتند؛ چون روز شنبه برای‌شان حرام بود که کار بکنند و خصوصاً صیادی بکنند روز شنبه برای‌شان ممنوع بود ولی این‌ها این ممنوعیت را زیر پا گذاشتند «يَعْدُونَ فِي السَّبْتِ» حالا داستان چیست؟ زمانی که ماهی‌هایشان روز شنبه‌ی‌شان سراغ‌شان می‌آمد «تَأْتِيهِمْ حِيتَانُهُمْ يَوْمَ سَبْتِهِمْ» روزی که آن‌ها در شنبه بودند یعنی روز شنبه که نباید صید می‌کردند باید آن روز را تعظیم می‌کرد و تعطیل می‌کردند می‌گوید: «ماهی‌های‌شان می‌آمد.» چه‌طوری می‌آمد؟ «شُرَّعًا» می‌آمد روی آب جست می‌زدند، خودنمایی می‌کردند، روی آب می‌آمدند و ظاهر می‌شدند، وسوسه انگیز برای صیادان! بعد «وَيَوْمَ لَا يَسْبِتُونَ ۙ لَا تَأْتِيهِمْ» و روزی که آن روز شنبه نبود، برای صیادی ممنوع نبود اصلاً ماهی نمی‌آمد؛ یعنی به آن شکل که روز شنبه می‌آمد دیگر ماهی پیدا نبود که روی آب بیاید خودنمایی بکند، «كَذَٰلِكَ نَبْلُوهُم بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ» البته ما آن‌ها را آزمایش کردیم به خاطر این‌که فسق داشتند، نافرمانی داشتند یعنی آدمی که نافرمانی دارد خدا بیش‌تر آن را مورد امتحان قرار می‌دهد چیزی که حق تو نیست  می‌خواهید و می‌روید که به ظلم آن را به دست بیاورید یا می‌پذیری که حقت نیست ولو که خودنمایی بکند! خیلی شیرین و جذاب  جلوه کند! حق تو نیست دیگر طمع نمی‌کنی به سمتش نمی‌روی کدام یکی؟  ما آدم‌ها را آزمایش می‌کنیم این‌ها را آزمایش کردیم چون خیلی از آن‌ها ذات‌شان خراب بود، نافرمان بودند.