تلاوت این صفحه:
صفحه ۱۱۳
«أَعوذ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیمِ»
پناه میبرم به الله از شر شیطان رانده شده
«مِنْ أَجْلِ ذَٰلِكَ كَتَبْنَا عَلَىٰ بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْسًا بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا وَمَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا ۚ وَلَقَدْ جَاءَتْهُمْ رُسُلُنَا بِالْبَيِّنَاتِ ثُمَّ إِنَّ كَثِيرًا مِنْهُمْ بَعْدَ ذَٰلِكَ فِي الْأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ»(مائده/٣٢)
به دلیل آن، ما بر بنیاسرائیل نوشتیم که هر کس، کسی را بدون نفسی که مرتکب قتلی شده باشد بکشد، یا در زمین فساد کند پس انگار که همهی مردم را یکجا کشته است و کسی که یک نفر را زنده کند پس انگار که همهی مردم را یکجا زنده کرده است و قطعاً پیغمبران ما با دلیلهای روشن سراغشان آمدند اما بسیاری از آنها بعد از آن، در زمین همین کارها را در حد وسیع آن انجام میدهند و زیادهروی میکنند.
به خاطر آن (یعنی به دلیل آن داستان دو فرزند آدم که گذشت) و به آن شکل فضیحانه قتل رخ داد و یکی، آن برادرش را به همین سادگی کشت، به خاطر این قضیه و برای اینکه به همین سادگی دیگر تکرار نشود ما بر بنیاسرائیل نوشتیم، مقرر کردیم که هر کس، کسی را بدون نفسی بکشد که مرتکب قتل شده باشد، کسی را به قتل برساند یا در زمین فساد کند پس انگار که همهی مردم را یکجا کشته است: «فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا» یکجا همه را کشته است، «وَمَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا» و کسی که یک نفر را زنده کند پس انگار که همهی مردم را یکجا زنده کرده است یعنی ما اینها را بر بنیاسرائیل نوشتیم یعنی شما ای مسلمانها! برای شما تازگی نداشته باشد، شما شروع کننده نیستید؛ این را ما از بنیاسرائیل شروع کردیم از همان قدیم قدیما نوشتیم که هر کس، کسی را به قتل رساند، اگر کشته شود مشکلی نیست؛ حق او است، جزای او است «مَنْ قَتَلَ نَفْسًا بِغَيْرِ نَفْسٍ» اگر در مقابل قتل باشد یعنی قصاص باشد مشکلی نیست. «أَوْ فَسَادٍ فِي الْأَرْضِ» کسی که در زمین فساد میکند به جرم فسادش در زمین هم کشته شود، باز هم مشکلی نیست در کتاب بنیاسرائیل ( یهودیان) حکم جواز به او داده شده است و فساد در زمین، زنا میشود؛ زنای شخص متأهل، حالا برای توضیح بیشتر، برای گرفتن جان کسی چند حالت وجود دارد یعنی از چیزهایی که خداوند اجازه داده یکی قتل است: «قَتَلَ نَفْسًا بِغَيْرِ نَفْسٍ» دوم: اجازهی گرفتن جان کسی داده شده (که البته همهی اینها توسط دستگاه حکومتی، نه شخصی انجام میشود.) مورد دوم وقتی که شخص متأهل است و مرتکب زنا میشود، چون فساد در زمین یکی از موارد آن زنا است و امکان دارد به چندین نوع فساد انجام شود؛ یک وقت فساد مالی است.(فساد مالی که صفحهی بعد بیان میشود)، یک وقت فساد با کشتن شخص است (اینکه گذشت: «قَتَلَ نَفْسًا بِغَيْرِ نَفْسٍ») یک وقتی فساد در زمیهی توحید و محاربهی با خدا است (این که آیهی بعدی میآید)، یک وقتی فساد به نسبت عِرض و آبرو است آن هم فساد است، آبروی شخص ریخته شود (آن هم در سوره مبارکه نور آیهی چهارم میآید)، یک وقت فساد بحث جنسی است، عفت است ولی شخص دارای خانواده نیست، یعنی خانواده نمیپاشد چون خانوادهای وجود ندارد؛ عفت خود شخص با زنا در معرض نابودی قرار میگیرد (که این قضیه باز هم در سورهی مبارکهی نور آیهی دوم است) فقط میماند فساد، آن هم به شکل زنایی که شخص دارای خانواده هست و این در کتاب یهودیان نوشته شده، در تورات وجود دارد که هر کس، کسی را کشت یا هر کس که زنا کرد و متأهل بود باید کشته شود این در دین مسیحیت وجود دارد در دین یهودیت هم وجود دارد و پیغمبر صلیالله علیه و سلم هم همین را بیان فرموده است، در دین اسلام هم قطعاً وجود دارد و فساد در زمین هم همین است. حالا غیر از این دو مورد که باشد: قتل نفس (شخص بیگناه را بکشد) و دوم: فساد شخص متأهل (زنای شخص متأهل) غیر از این دو اگر کسی، کسی را کشت پس انگار که یکجا کل مردم کرهی زمین را کشته است که آن اتفاق دیگر نیفتد که به راحتی کسی به مثل قابیل به جان مردم دست درازی کند و این سنگینی قتل را بیان میکند برای حفظ جان مردم و کرامتی که الله نسبت به بندگان خود قائل است یعنی مجازات معنوی آن این است؛ کسی که بیگناهی را کشت گناهی که متحمل میشود از منظر خدا این شخص کل مردم کرهی زمین را کشته و باید پاسخگوی این عمل خود باشد، نه یک نفر، پاسخگوی قتل کل مردم کرهی زمین و جهنم هم که میرود مجازات این را باید پس بدهد که کل مردم کرهی زمین را کشته است. «وَمَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا» و از نگاه خدا کسی که یک نفر را از مردن نجات داد انگار کل مردم کرهی زمین را نجات داده است، زنده نگه داشته است وقتی کسی، کسی را نجات میدهد، مثلاً شخصی دارد غرق میشود، میرود او را از غرق شدن و از مردن نجات میدهد، کسی دچار برق گرفتگی شده است حالا با علمی که حاصل کرده، با تجربهای که دارد آن شخص را از برق گرفتگی و مرگ نجات میدهد انگار کل مردم کرهی زمین را نجات داده است، شخصی تصادف کرده، افتاده، دارد خونریزی میکند اگر به دکتر نرسد میمیرد، او را بر میدارد و سریع به اورژانس میرساند و او را از مرگ نجات میدهد انگار کل مردم کرهی زمین را یکجا از مرگ نجات داده است. طبیبی است، پزشکی است، شخص سرطان دارد، مریضیای دارد که اگر به این شکل پیش برود میمیرد او را علاج میکند، جراحی میکند و او را از مرگ نجات میدهد انگار کل مردم کره زمین را یکجا از مرگ نجات داده است. «وَهَلُّمَ و جَّرّا» برای خیلی از آدمها (برای اکثریت آدمها) این مجال گیر نمیآید یعنی خیلی کم فرصت در کل زندگیشان برایشان پیش بیاید یک جایی واقع شوند که بتوانند جان یک نفر را از مرگ نجات بدهند منتها حالا برای برخی افراد مثلاً پزشکان، بیشتر این قضیه وجود دارد، خب حالا این هست منتها خود آن شخص که دارد آن کار را انجام میدهد؛ دین دار بودن آن شخص، یعنی متدین بودن آن شخص، (خود آن شخصی که دارد نجات میدهد، نجات دهنده) متدین بودن، معتقد بودن، موحد بودن، نمازخوان بودن، با خدا بودن، همهی اینها شرط گرفتن پاداش پیش خدا این است و پاداشش در قیامت هم همین است یعنی در بهشت پاداش زنده کردن کل مردم کرهی زمین به او داده میشود. «وَلَقَدْ جَاءَتْهُمْ رُسُلُنَا بِالْبَيِّنَاتِ ثُمَّ إِنَّ كَثِيرًا مِنْهُمْ بَعْدَ ذَٰلِكَ فِي الْأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ» و قطعاً پیغمبران ما سراغشان آمد، با دلیلهای روشن، «جَاءَتْهُمْ» آمد سراغ آنها پیغمبران ما با دلیلهای روشن؛ اینها، همه چیز (اینهایی که در آیه بیان شد) واضح واضح پیغمبران ما به بنیاسرائیل گفتند اما «ثُمَّ إِنَّ كَثِيرًا مِنْهُمْ بَعْدَ ذَٰلِكَ فِي الْأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ» اما بسیاری از آنها بعد از این قضیه که برای آنها از طرف پیغمبران واضح شد باز هم در زمین همین کارها را در حد وسیعش انجام میدهند و زیاده روی میکنند یعنی در قتل و در زنا باز هم به وفور انجام میدهند و زیاده روی میکنند با وجود این که همه چیز برای آنها مشخص شده است. این بنی اسرائیل
«إِنَّمَا جَزَاءُ الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَسَادًا أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلَافٍ أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ۚ ذَٰلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيَا ۖ وَلَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ»(مائده/٣٣)
قطعاً جزای کسانی که با الله و رسولش محاربه میکنند و در زمین هم برای فساد تلاش میکنند یا باید کشته شوند یا به صلابه کشیده شوند یا اینکه دستشان و پایشان بر خلاف هم قطع میشود؛ این مجازات برایشان در دنیا خواری و رسوایی هست و در آخرت هم عذاب عظیمی مهیا است.
قطعاً جزای کسانی که با الله و رسولش محاربه میکنند، سر جنگ با الله و رسولش بر میدارند با خودشان، با دینشان، با پیروانشان و در زمین هم برای فساد و درحد وسیعی از آن هم تلاش میکنند، فساد را به وسعتش ترویج میدهند؛ جزای اینها یا باید کشته شوند یا به صلابه کشیده شوند «يُصَلَّبُوا»، صلابه کشیده شوند یعنی چوبی روی زمین نصب میشود و شخص به پشت (صُلب)، «صَلَّبُوا»به پشت، کمرش به آن وسیله چسبانده میشود و بعد طناب پیچی میشود، به آن بسته میشود، «أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُمْ» یا اینکه دستشان و پایشان بر خلاف هم قطع میشود (دست راست، پای چپ) و یا اینکه از زمین نفی میشوند، دور میشوند از آن سرزمینی که آن جرم را انجام دادهاند دور میشوند؛ حالا دور میشوند به یک سرزمین دورتر تبعید میشوند، یا اینکه زندانی میشوند، بالاخره از آن محل زندگی دور میشوند (به یکی از این دو شکل). الان این آیه هم متفاوت از داستان قتل و زنای شخص متأهل، یک قضیهی دیگری را دارد بیان میکند واین یکی قضیه، متفاوت است این دیگر چیست؟ این شخص بر اساس اینکه با خدا و پیغمبر و دینشان مشکل دارد و بعد این فسادش به مثل آن فساد معمولی نیست که زنا کند یا این که یک نفر را به قتل برساند؛ خیلی وسیعتر از آن است، مثلاً میآید راهزنی میکند، گروهی را محاصره میکند، با چند نفر تجاوز میکند، اموالشان را برمیدارد و افرادی را به قتل میرساند؛ این دیگر با زنا، یا با آن قتل معمولی فرق میکند، همچنین اشخاصی جزایشان این است و چون امکان دارد به نحوههای مختلف این کار انجام شود الله هم جزاهای مختلف بیان فرموده است. یک موقع ممکن است یک خانوادهای کنار ساحلی، جایی، در باغی نشستهاند و بعد یک نفر یا چند نفر مسلحانه میآیند آنها را میترسانند، امکان دارد ماشینشان را ببرند، مرد اگر مقاومت کرد بکشند، امکان دارد تجاوز کنند، بعد دزدی کنند ماشین را بردارند و بروند یا امکان دارد ایجاد رعب کنند، مزاحمت ایجاد کنند، یا امکان دارد نکشند، تجاوز نکنند، فقط ماشین را بردارند و بروند، چون امکان دارد به هر نحوی انجام شود، اینجا به تناسب آن بیان فرموده است: یا اینکه کشته میشوند اگر کشتند، اگر کشتن آنها یک کشتن معمولی نبود یعنی مسلحانه یعنی زجرآور آنها به صلابه کشیده میشوند، بر دار آویخته میشوند و یا مثلاً تیربارن میشوند یا همان جا بمانند تا بمیرند که سختتر از قتل معمولی است که کشته شوند یعنی با زجر کشته شوند «یُصَلَّبُوا»، یا اینکه ماشین بر میدارند میروند مسلحانه رعب و وحشت ایجاد میکنند ولی قتل و تجاوز نمیکنند خب این دست و پایش یکجا با هم قطع میشود از خلاف (دست راست و پای چپ) یا اینکه ایجاد رعب میکنند و مزاحمت میکنند کارشان این است، اذیت است خب زندانی میشوند یا از آن محل زندگی نقل مکان داده میشوند این چی میشود؟ «ذَٰلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيَاٌ» این مجازات برایشان در دنیا خواری، گرفتاری و رسوایی است، نگفته زندگی دنیا یا حیات دنیا چون امکان دارد اصلاً زندگی نداشته باشند، این رسوایی برای آنها در دنیا است، «وَلَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ» و برایشان در آخرت عذاب عظیمی هم مهیا است، (آن سر جای خودش)
«إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَقْدِرُوا عَلَيْهِمْ ۖ فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ» (مائده/٣٤)
مگر کسانی که توبه کنند قبل از آنکه شما بر آنها مسلط شوید که در این صورت بدانید که الله غفور و رحیم است.
یک همچنین افرادی راهزنی کردند، تعرض کردند و بعد قبل از اینکه گیر بیفتند توبه کردند و اعلام کردند و همه میدانند که مسیر این شخص عوض شده (مسیرش را عوض کرده است) این آدم دیگر آن مجازاتها سرش پیاده نمیشود این را خدا فرموده: «الله غفور و رحیم است.» و تمام شد دیگر مجازاتها از او برداشته میشود منتها حالا چیزهایی که برده، اموالی که سرقت کرده، مکلف به برگرداندن آنها است در حدی که شخص بتواند. «مِنْ قَبْلِ أَنْ تَقْدِرُوا عَلَيْهِم» یک موقع امکان دارد شخص گیر بیفتد بعد بگوید من توبه کردم، فایده ندارد، کشته میشود یا آن مجازاتها سرش میآید. پس «مِنْ قَبْلِ أَنْ تَقْدِرُوا عَلَيْهِم»
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا الله وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»(مائده/٣٥)
ای کسانی که ایمان آوردهاید مدام تقوای الله را داشته باشید و به سوی او وسیله بگیرید و برای رسیدن به الله تلاش کنید، امید است که شما به رستگاری برسید.
همواره تقوای الله را داشته باشید، الله را مد نظر قرار بدهید. و به سوی او وسیله بگیرید. امکان دارد شخص آیات قبل را که میخواند، آن کسی که محاربه دارد، آن کسی فساد میکند، زنا میکند، قتل میکند، میگوید: «من که نه قتل کردم و نه قتل میکنم ، نه زنا میکنم، نه محاربه میکنم، من آدم خوبی هستم، آدم صالحی هستم.» و خودش را مقرب به درگاه الله بداند، خودش را عاری و پاک بداند. میگوید: «ای مؤمنان! شمایی که اینطوری تصور میکنید، شما هم فکر نکنید تقرب به این سادگی است.» مدام تقوای الله را داشته باشید و برای تقرب به الله باید وسیله بگیرید، یعنی باید نماز بخوانید، نماز درست بخوانید، باید اخلاق داشته باشید، صداقت داشته باشید و همهی فضیلتهایی که در دین اسلام آمده وسیله هستند برای تقرب به الله باید آنها را انجام دهیم چون امکان دارد یک شخص بی نماز، یک شخص سالم، خوش اخلاق، هیچ جرم و جنایتی نمیکند منتها نماز هم نمیخواند، آن شخص فکر میکند خدا دوستش دارد و متقرب به درگاه الله شده است میگوید: «این فکر را نکن، تو باید برای تقرب به الله آن وسیلهها را چنگ بزنید، باید آن چیزهایی را که الله فرموده انجامشان دهید تا تقرب حاصل کنید با تصور ذهنی و به مجرد آدم خوب بودن، شما تقرب پیدا نمیکنید.»، «وَجَاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ» تازه خیلی هم بیشتر از آن تلاش کنید. مجاهده کنید، باید فوقالعاده برای رسیدن به الله تلاش کنید، «لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» حالا در این صورت امید است که شما به رستگاری برسید.
«إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ أَنَّ لَهُمْ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا وَمِثْلَهُ مَعَهُ لِيَفْتَدُوا بِهِ مِنْ عَذَابِ يَوْمِ الْقِيَامَةِ مَا تُقُبِّلَ مِنْهُمْ ۖ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ»(مائده/٣٦)
بدون شک کسانی که کافر شدند، اگر تمام چیزهایی که در زمین وجود دارد و به مثل آن مال خودشان باشد که خودش را از عذاب روز قیامت باز خرید کند از آنها پذیرفته نمیشود و برای آنها عذاب جانسوزی آماده است.
بدون شک کسانی که کافر شدند، در مسیر جستوجوی رضای الله نیستند یا دارای آن کارهای فساد گونه هستند، بالاخره با خدا محارب هستند، با خدا و پیغمبر مشکل دارند، «إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُو» این دسته، اگر تمام این چیزهایی که در زمین وجود دارد مال خودشان باشد «مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا» همه مال خودشان باشد، به اسم خودشان باشد، تمام این ثروتها و بنایهها و جواهرات و پولها و همهی اینها اگر مال خودشان باشد. «وَمِثْلَهُ مَعَهُ» و به اندازهی آن دوباره هم، دو برابرش مال خودشان باشد. (به مثل آن، ضربدر دو باز هم مال خودشان باشد)، «لِيَفْتَدُوا بِهِ مِنْ عَذَابِ يَوْمِ الْقِيَامَةِ» که خودش را از عذاب روز قیامت باز خرید کند، خودش را نجات دهد و همهی آنها را بدهد، دو برابرش را بدهد، تا خودش را از عذاب آخرت باز خریدکند، نجات دهد، «مَا تُقُبِّلَ مِنْهُمٌ» از آنها پذیرفته نمیشود یعنی باید عذابش را بکشد، «وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ» و برای آنها عذاب جانسوزی آماده است.