تلاوت این صفحه:
صفحه ۵۳
«أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيبًا مِنَ الْكِتَابِ يُدْعَوْنَ إِلَى كِتَابِ اللَّهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ يَتَوَلَّى فَرِيقٌ مِنْهُمْ وَهُمْ مُعْرِضُونَ» (آلعمران/۲۳)
آیا ندیدی؟ (توجه نکردی؟) به آن کسانی که بهرهای از کتاب به آنها داده شده، فرا خوانده میشوند به سوی کتاب الله تا بینشان قضاوت کند، اما گروهی از آنها پشت میکنند در حالی که رویگردان هستند.
صحبت از کسانی است که از کتاب آسمانی یک دانشی دارند؛ عالم نیستند، دانشمند نیستند، منتها بی سواد هم نیستند. یک دانش و معلوماتی از کتاب آسمانی بلد هستند، دیندار هستند، آگاه هستند. آنها بر سر یک مسائلی اختلاف میکنند و از آنها خواسته میشود برای مشخص شدن حقیقت بیایند به سمت کتاب الله، یا مثلا یک خلافهایی، یک کارهایی انجام میدهند که اشتباه است، ناحق است، از آنها خواسته میشود که از آن کارها دست بکشند و از آنها خواسته میشود که بیایند به سمت کتاب الله، احکام الله را اجرا کنند؛ منتها خودشان را فراتر از قوانین الله میبینند و حاضر نیستند پای حکم الله بیایند. پشت میکنند، روی گردانی میکنند، این اخلاقشان است. به خودشان حق میدهند، حق خوری کنند، دست درازی کنند به مال مردم، به موقعیت مردم، ناموس مردم. یا برای موقعیت خودشان، برای منافع خودشان یکسری کارهایی انجام میدهند، وقتی موعظه میشوند که بیایید پای حکم الله، بیایید به سوی کتاب الله نمیآیند و روی گردانی میکنند. حالا چرا؟
«ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلَّا أَيَّامًا مَعْدُودَاتٍ وَغَرَّهُمْ فِي دِينِهِمْ مَا كَانُوا يَفْتَرُونَ» (آلعمران/۲۴)
این عمل آنها به این خاطر است که آنها میگویند آتش به ما نمیرسد مگر چند روزی اندک. و آنها را فریب داده در دینشان آنچه که خودشان میبافند.
باورشان این است، ما هر کاری که انجام دهیم وارد آتش جهنم نمیشویم الا چند روزی اندک و بعد از آتش بیرون آورده میشویم، میرویم به بهشت، چون این باورشان هست به راحتی آن کارها را انجام میدهند و پای حکم الله نمیآیند. «وَغَرَّهُمْ فِي دِينِهِمْ مَا كَانُوا يَفْتَرُونَ» و آنها را فریب داده در دینشان آنچه که خودشان میبافند، این باورها را خودشان ساختند که بعد از مدتی رفتن به جهنم دوباره به بهشت میروند. این باوری که خودشان برای خودشان درست کردند آنها را گول زده و هر کاری دلشان خواست انجام میدهند و این باور امکان دارد که بین مسلمانها هم باشد. شخص فکر کند چون مسلمان هست، چون بهرهای از کتاب دارد، خدا دارد، دارد نماز میخواند و متدین و متعهد هست، بعد فکر کند که ایشان اگر هم خلاف کند از جهنم بیرون آورده میشود و بعد هر کاری دلش خواست انجام میدهد. وقتی که فرا خوانده میشود به سوی قرآن، دین اسلام، سر باز میزند و حاضر نیست بیاید. این چیزهایی است که دارد خودش را فریب میدهد به خاطر آن باورهایش، چون حتی اگر اشخاصی از جهنم بیرون بیایند معلوم نیست که آن شخص خودش باشد که، و این دارد فریب میخورد، که فکر میکند که آن آدمی که از جهنم بیرون میآید خودش است در حالی که این فقط به خواست الله است.
«فَكَيْفَ إِذَا جَمَعْنَاهُمْ لِيَوْمٍ لَا رَيْبَ فِيهِ وَوُفِّيَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَا كَسَبَتْ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ» (آلعمران/۲۵)
پس چگونه است حالشان آنگاه که ما آنها را جمع کنیم برای روزی که هیچ شکی در آن روز نیست، حتما آن روز میآید و آنها را جمع میکنیم و هر کسی هر آنچه که انجام داده جزایش بهش داده میشود و در حقشان ظلم نمیشود.
تماما حقشان به آنها داده میشود و تا مجازات نشوند هم از جهنم بیرون نمیآیند.
«قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشَاءُ وَتَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشَاءُ وَتُعِزُّ مَنْ تَشَاءُ وَتُذِلُّ مَنْ تَشَاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» (آلعمران/۲۶)
بگو بار خدایا صاحب فرمانروایی تویی، فرمانروایی را به هر کس بخواهی میدهی و از هر کس بخواهی فرمانروایی را پس میگیری. و به هر کس بخواهی عزت میدهی و به هر کس بخواهی ذلت میدهی. خیر و خوبیها به دست تو است. بدون شک که تو بر هر چیزی قادری.
«قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشَاءُ وَتَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشَاءُ» بگو بار خدایا صاحب فرمانروایی تویی، فرمانروایی را به هر کس بخواهی میدهی و از هر کس بخواهی فرمانروایی را پس میگیری. چون انسان هر آنچه که به منافع خودش است انجام میدهد، به خاطر این قضیه از کتاب خدا پشت میکند و بعد دنبال منافعش هست. و در گیر آن جنگ قدرت و جنگ شهوت و اینها میشود. حالا راه حلش این آیه دارد بیان میکند که شخص ذهنش را از همه چیز بکند و معطوف کند به الله که اگر هم دنبال منافعی است از الله بخواهد که صاحب همهی فرمانرواییها الله است. الله است که اگر به کسی بخواهد پادشاهی میدهد، فرمانروایی میدهد، از هر کس هم بخواهد پس می گیرد. «وَتُعِزُّ مَنْ تَشَاءُ وَتُذِلُّ مَنْ تَشَاءُ» و به هر کس بخواهی عزت میدهی و به هر کس بخواهی ذلت میدهی. «بِيَدِكَ الْخَيْرُ» خیر و خوبیها، خوشبختیها به دست تو است. «إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» بدون شک که تو بر هر چیزی قادری.
«تُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَتُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَتُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَتُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ وَتَرْزُقُ مَنْ تَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ» (آلعمران/۲۷)
شب را در روز فرو میبری و روز را هم در شب فرو میبری. و زنده را از مرده خارج میکنی و مرده را هم از زنده خارج میسازی. به هر کس بخواهی بدون حساب روزی میدهی.
«تُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَتُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ» شب را در روز فرو میبری، این قدرت را داری، این الله است. یعنی از این الله خواستن، آدم میتواند به خواستههای خود برسد، نه از هر طریقی. «وَتُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ» و روز را هم در شب فرو میبری. «وَتُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَتُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ» و زنده را از مرده خارج میکنی و مرده را هم از زنده خارج میسازی. «وَتَرْزُقُ مَنْ تَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ» و به هر کس بخواهی بدون حساب روزی میدهی. این الله است که اهلیت دارد ما برای او، از طریق او به خواستههایمان برسیم. یک وقتی امکان دارد شخص علاوه بر خواستههای دل که اول آیه بیان کرد (آیه/۲۳) امکان دارد شخص خودش را به آب و آتش بزند و آن منافع خود را از دشمنهای خدا بخواهد. یک ارتباط صمیمانه، دوستانه برقرار کند، از افرادی که دارای موقعیت والا هستند، از همه لحاظ سر هستند، بالا هستند و میتواند کمکش کند، میتواند او را بالا بکشد، از نظر منافع دنیوی، پست و مقام، امتیاز، شخصیت آن را بالا ببرد و حالا خودش را بچسباند به آن افراد تا به وسیلهی نردبان آنها، این هم برود بالا؛ منتها دشمنهای خدا هستند، ولی برای منافع خود میرود به آنها تکیه میکند، وابستهی به آنها میشود. و این آیه در مورد این افراد بیان میکند.
«لَا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ ۖ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَٰلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْءٍ إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَاةً ۗ وَيُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ ۗ وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ» (آلعمران/۲۸)
نباید مومنان کافران را به عنوان دوستان صمیمی خود بگیرند و مومنین را رها کنند. و کسی که آن کار را انجام داد پس نیست از الله هیچ چیزی. مگر اینکه شما بخواهید از آنها خودتان را حفظ کنید. و الله شما را از خودش حذر میدهد. و بازگشت به سوی الله است.
«لَا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ» نباید مومنان کافران را به عنوان دوستان صمیمی خود بگیرند و مومنین را رها کنند. «وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْءٍ إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَاةً» و کسی که آن کار را انجام داد پس نیست از الله هیچ چیزی. یعنی اگر کسی دنبال دشمنان الله رفت. (کافر کیست؟ کسی که حقیقتی به نام الله را انکار کرده و به تبعش فرمانهای الله را. حالا امکان دارد که یک کافر از هزار تا حکم الله، نهصدتای آن را قبول داشته باشد، چون هیچ ضرری برای او نمیرساند؛ منتها آن صدتا، آن ده تا، آن پنج تا که بوسیلهی آنها منافعش در خطر میافتد، آنها را قبول ندارد، با آنها مبارزه میکند، این میشود کافر) حالا مومنان حق ندارند با این کافران ارتباط صمیمانه و دوستانه بگیرند و کسی که این کار را انجام داد دیگر ارتباطش با الله قطع شده، دیگر دم از الله نزد، دیگر انتظار نداشته باشد که الله رحمتهای خود را شامل حالش کند. دیگر بریده ارتباط بین خودش و الله را. «إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَاةً» مگر اینکه شما بخواهید از آنها خودتان را حفظ کنید. یک جایی امکان دارد شخص احساس خطر میکند، جانش در خطر میافتد اگر با آنها ارتباط نگیرد، زندگیش، اموالش در خطر میافتد، در آن صورت به تظاهر میتواند اظهار دوستی و محبت کند به آنها، تحویلشان بگیرد که حساسیت را از سر خودش دفع کند. الا در این مورد دیگر نمیتواند با آنها ارتباط عمیق و دوستانه بگیرد. «وَيُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ» و الله شما را از خودش حذر میدهد، شما اگر میخواهید حذر کنید از گزند آنها و به همین بهانه هی بیشتر، غوطهور شوید، بروید به سمت آنها، وابسته شوید و بعدش توسط این کارها از این مسیر شما به خواستههای خود برسید و به این بهانه که شاید آنها بر شما حساس شوند، از آنها حذر کنید، پس بدانید که الله شما را از خودش حذر میدهد. یعنی اول مواظب باشید که به عذاب الله دچار نشوید، نه به عذاب اینها، و چه بسا وقتی شخص وابسته میشود به کفار، به دشمنان دین و دشمنان اسلام و حالا آنهایی که با برخی از احکام اسلام مشکل دارند، به آن افراد وابسته میشود، سبب تقویت موضع آنها میشود، رسمیت داده میشود به موضع آن کافران، بعد وقتی که رسمیت پیدا کرد و رفت بالاتر، به آن موقعیت بالاتر، قدرت بالاتر، فشار میاید به بقیهی مومنان، پس به خاطر اینکه خودش به منافعش برسد، باقی مومنان را در فشار قرار نمیدهد که حالا بقیه هم برای اینکه حفظ کنند جان خود را و اموال خود را ، مجبور شوند که دوباره دست به سینهی اینها شوند و دوباره ممنون و مدیون و وابستهی به آن کافران شوند. چون دارد این کار انجام میدهد دیگر ارتباطش با الله قطع شده و الله آن را از خودش میترساند که به عذاب دچار نشود، با این توجیهات و توضیحات که به خودش حق میدهد. «وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ» و بازگشت به سوی الله است
«قُلْ إِنْ تُخْفُوا مَا فِي صُدُورِكُمْ أَوْ تُبْدُوهُ يَعْلَمْهُ اللَّهُ ۗ وَيَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ ۗ وَاللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» (آلعمران/۲۹)
بگو اگر مخفی کنید آنچه که در سینه های شما است یا آشکارش کنید، الله آنها را میداند و میداند آنچه که در آسمانها و آنچه که در زمین وجود دارد و الله بر هر چیزی توانمند است.
«قُلْ إِنْ تُخْفُوا مَا فِي صُدُورِكُمْ أَوْ تُبْدُوهُ يَعْلَمْهُ اللَّهُ» بگو اگر مخفی کنید آنچه که در سینه های شما است یا آشکارش کنید، الله آن را میداند. امکان دارد برای خودش توجیه میکند، که چرا حالا میخواهد اینطوری ارتباط گرفته و اینطوری دارد تحویل میگیرد و خود شیرینی میکند و اینها، برای خودش توجیه دارد من مجبورم، امکان دارد فلان شود و من حساس شوم و این حرفها، هر آنچه که شما در سینههاتان مخفی کنید یا آشکار کنید، الله که همه را میداند. «وَيَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ» و میداند آنچه که در آسمانها و آنچه که در زمین وجود دارد. «وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» و الله بر هرچیزی توانمند است.