دانلود فایل تصویری دانلود فایل صوتی پرسش و پاسخ صفحه
تلاوت این صفحه:
صفحه ۲۸۳
«عَسَى رَبُّكُمْ أَن يَرْحَمَكُمْ وَإِنْ عُدتُّمْ عُدْنَا وَجَعَلْنَا جَهَنَّمَ لِلْكَافِرِينَ حَصِيرًا»(إسراء/٨)
امید است که پروردگار شما به شما رحم کند ولی اگر بازگشتید ما هم بازمیگردیم و جهنّم را برای کافران زندانی قرار دادیم.
بعد از اینکه داستان بنیاسرائیل را بیان کرد و به ایشان خبر داد شما در زندگیتان دو بار بدجور فساد میکنید و نتیجهی آن فسادها و ظلمها قتلها این میشود که خودتان مورد تاراج قرار میگیرید. خب این خبر میبایست برای انسان یک عبرتی یک پندی باشد که ظلم نکند تا به او ظلم نشود، زندگی دیگران را به رسمیّت بشناسد تا دیگران هم زندگی او را به رسمیّت بشناسند. بار اول انجام دادند ظلم کردند و حسابی مورد تاراج قرار گرفتند از طرف پادشاه بابِل بختالنصر، و از این عبرت چون در کتاب خودشان نوشته شده بود و این را دیدند يعنی برای آنها پیشبینی بود یک معجزه بود که در آینده شما این کار میکنید و آنجور اتفاق میافتد. برای بار دوم میبایست که عاقلانهتر و سنجیدهتر رفتار میکردند و دیگر ظلم نمیکردند به مردم منطقه ولی باز هم همان ظلمها را انجام دادند و بار دوم هم مورد تاراج قرار گرفتند بدجور! خیلی شدید که حالا گفته میشود از طرف رومانیها بوده رومیها و مورد حمله قرار گرفتند، بیتالمقدس را خراب کردند، هر آنچه قیمتی بود بردند و بیش از صد هزار نفر را زندانی کردند، صد هزار نفر دیگر را کشتند و بالاخره خیلی مصیبت سنگینی بر سر یهودیان در آمد. حالا اینجا نتیجه میگیرد یعنی به ايشان دارد تذکر میدهد که امید است که سر عقل بیایید «عَسَى رَبُّكُمْ أَن يَرْحَمَكُمْ» که پروردگار شما به شما رحم کند یعنی که سر عقل بیایید و راه درست راه خوبی را در پیش بگیرید تا مورد ظلم و تاراج قرار نگیرید و خدا به شما رحم کند و زندگی خوب و راحتی داشته باشید، شاید اینجوری بشود، امید است که اینجوری بشود، يعنی میبایست اینجوری بشود، بیشتر پس فکر بکنید و درست برای زندگی خودتان تصمیم بگیرید.ولی «إِنْ عُدتُّمْ عُدْنَا» ولی اگر دوباره تکرار کردید آن ظلم و ستمهایتان را خب ما هم همان را تکرار میکنیم. یعنی آنجا گفت دو بار ولی اگر بار سوم هم ظلم کردید بار سوم هم به شما ظلم میشود و زندگیتان بر باد میدهند، بار چهارم هم اگر ظلم کردید بار چهارم هم به شما حمله میکنند و در تنگنا و فشار شما را قرار میدهند، ده بار، بیست بار، صد بار هم اگر ظلم کنید خب نتیجهی ظلم این میشود که به شما یورش میبرند.«وَإِنْ عُدتُّمْ عُدْنَا» تکرار کردید ما هم تکرار میکنیم، این سنّت روزگار است یعنی مردم اجازه نمیدهند که شما به راحتی بر گردهشان سوار بشوید و مادامالعمر و قرنها همینجور پیش برود، یک سال، ده سال، بیست سال، هفتاد سال و…مردم تحمل میکنند ولی بالاخره شما را از آن بالا به پایین میاندازند. مردم از جنازههایشان گذشت نمیکنند، انتقام عزیزانشان را از شما میگیرند پس اگر شما بار دیگر تکرار کردید همان بلاها سر شما دوباره در میآید، این یک قانون است. یک قانون همگانی است البته نه فقط برای بنیاسرائیل، هر که ظلم کرد نتیجهی ظلمش خوشی نیست، راحتی نیست، گرفتاری و دغدغه و استرس است. میفرماید که در این دنیا خب آنها هر چه ظلم میکردند، قتل و تاراج و بعد بیرحمی و نسلکشی کردند، کسی نبود که جلویشان را بگیرد ولی در پایان آیه میفرماید: «وَجَعَلْنَا جَهَنَّمَ لِلْكَافِرِينَ حَصِيرًا»، «حَصِيرًا» یعنی چیزی که آدم را منع میکند، بند میکند، زندانی میکند. شما در دنیا خیلی از خودتان غرور و تکبّر به خرج میدادید )چیزی که صفحهی قبل بیان شد) حالا کسی نبود هم که جلوی شما بگیرد، میفرماید ما جهنم را گذاشتیم که جلوی شما میگیرد، برای کافرها آنجا را ما مهیّا کردیم که آن کافر دیگر حسابی آنجا هیچ کاری از دستش بر نمی آید، زندانی میشود، محبوس میشود و کل آزادی از او گرفته میشود، جای شما جهنّم قرار میدهیم.
«إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ وَيُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا كَبِيرًا»(إسراء/۹)
بدون شک که این قرآن هدایت میکند به آن راههایی که محکمتر است، استوارتر است، و بشارت میدهد به مؤمنان کسانی که کارهای شایسته انجام میدهند که برایشان اجر بزرگی مهیّا است.
حالا در مورد قرآن صحبت میکند بعد از اینکه مفصّل از بنیاسرائیل صحبت کرد. و البته خب در اولین آیه که پیغمبر خدا صلالله علیه وسلم إسراء داشتند از مکه به بیتالمقدس فلسطین خب این خیلی نکتهی ظریف و مهمی بود یعنی پیوندی که بین محمد صلالله علیه وسلم و بین موسی علیهالسلام و عیسی علیهالسلام و خیلی از انبیای بنیاسرائیل علیهمالسلام این پیوند ایجاد شد چون رسولالله انگار رفت به خانهی آنها، محل زندگی و بعثت آنها پا گذاشت در آنجا و با هم بودند، پیشنماز شد، این یعنی وحدت بین ادیان، یعنی خدای یگانه که خدای همهی انسانها است، یعنی فقط یک دین داریم و دین واحد از خدا نشأت میگیرد به پیامبرها سرازیر میشود. اين وحدت ادیان را آنجا همین حرکت إسراء به نمایش گذاشت و بعد در مورد بنیاسرائیل صحبت کرد و بعد از بنیاسرائیل حالا مسلمانها، چون همهشان یکی دیگر قرار است مثل هم بشوند و قرار است که همه از یک خدا فرمانبری بکنند. حالا میفرماید که این قرآن هم که ما به شما دادیم به بهترین راهها شما را هدایت میدهد، «أَقْوَم» استوارترین و محکمترین، چه راهی؟ «لِلَّتِي» هر راهی که شما تصوّر بکنید، در زمینهی ارتباط با جنس مخالف، ازدواج، زن و شوهر بهترین راههای این ارتباط را بیان میکند، نحوهی تعامل پدر و مادر با فرزند راهنماییهایی میکند که بهترین راهنماییها است. در تعامل با خود شخص، نگاه شخص به خودش بهترین راهها و دیدگاهها را میگذارد، در تعامل با دیگران، در تعامل با طبیعت بهترین دستورالعملها را بیان میکند. میفرماید این قرآن راهکارهایش بهترین راهکارها است، کارآمدترین راهکارها است، از همهی راهکارهای دیگر کارآمدتر است؛ «أَقْوَم» یعنی کارآمدتر، محکمتر، استوارتر، بهتر و درستتر. این قرآن میفرماید که ما فرستادیم برای این، همان طوری که در صفحهی اول بیان فرمود ما برای بنیاسرائیل کتاب را فرستادیم که آنها را هدایت بکند، حالا برای مسلمانها این قرآن آنها را هدایت بکند. حالا در مقابل آن کتاب بنیاسرائیل خیلیهایشان تمرّد کردند و در مورد این قرآن میفرماید آن مؤمنانی که کارهای شایسته انجام میدهند، همين هدایتگریهای قرآن را انجام میدهند آنها، به ایشان بشارت بده خوشخبری که اجر بزرگی دارند يعنی دنیایشان که میشود دنیای خوب، پاداش خوبی هم نصیبشان میشود و آخرت خوبی هم خواهند داشت. ولی از آنور کسانی که از همین مسلمانها به مثل بنیاسرائیل قرآن را زیر پا بگذارند به دستوراتش عمل نکنند.
«وَأَنَّ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ أَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا»(إسراء/۱۰)
و بدون شک کسانی که ایمان به آخرت نمیآورند ما برایشان عذاب دردآوری فراهم کردهایم.
از خدا نمیترسد، احساس مسئولیت ندارد به نسبت کارهایش یعنی آخرت را انداخته پشت سر و این آدم هر کاری از دستش بر میآید، هر ظلم و جنایتی از دست این شخص بر میآید، اینهایی که احساس مسئولیت به نسبت آخرت ندارند میفرماید برایشان عذاب دردآوری فراهم کردیم. و درد هم کسانی میفهمند درد يعنی چه که درد کشیدهاند و درد اصلاً چیز خوبی نیست. عذابی که سراسر درد و زجر و نعره و فریاد به همراه دارد، ما چنین عذابهایی برایشان مهیّا کردهایم.
«وَيَدْعُ الإِنسَانُ بِالشَّرِّ دُعَاءَهُ بِالْخَيْرِ وَكَانَ الإِنسَانُ عَجُولاً )إسراء/۱۱)
و فرا میخواند انسان شرّ را به جای طلب کردنش خیر را، و انسان بسیار عجول است.
حالا در مورد انسان صحبت میکند، خیلی مسأله را واضح کرد، پوست مسأله را کند، واضح و شفاف جلوی چشمهای آدم. خدا کتاب میفرستد برای راهنمایی، عدهای به قرآن عمل میکنند عدهای عمل نمیکنند، از بنیاسرائیل همینطور، از این مسلمانها به همین شکل و همهی انسانها راه را برای خودشان انتخاب میکنند. حالا این انسان چه میشود با وجودی که دارد میفهمد که این کارها، این ظلمها، بدبختی هم خودش در دنیا دارد رقم میزند و هم در آخرت خودش را گرفتار و بیچاره میکند، آدمی که این را میفهمد چرا پس آن کارها را انجام میدهد؟ حالا میآید ریشهیابی میکند از نظر روان انسان به چه شکل انسان عمل میکند، میفرماید که انسان شرّ را برای خودش میخواهد. «وَيَدْعُ» یعنی طلب میکند، تقاضا میکند، يعنی خواهان است، خواهان شرّ است به جای اینکه خواهان خیر باشد طالب خیر باشد میآید طالب شرّ میشود، چرا؟ چون که انسان عجول است و نمیخواهد صبر بکند، چطور؟ مثلاً انسان میتواند کار کند پولدار شود به مرور زمان، این صبر میخواهد ولی یک نفر صبر ندارد ، عجول است میخواهد زود پولدار شود، زود میخواهد بدهیهایش را بدهد، خودش را بالا بکشد از نظر مالی، به همين خاطر به جای اینکه آن خیر که کار است، صداقت است، تعامل صحیح با دیگران است با مشتری است، به جای اینکه این خیر را انجام بدهد میفرماید که میرود سراغ شرّ، دروغ میگوید، کلاهبرداری میکند، تقلب میکند در فروش اجناسش، میرود اختلاس میکند، دزدی میکند، حاشا میکند، مِلک مردم را برمیدارد برای خودش استفاده میکند، این انسان میفرماید که عجول است میرود سریع برای اینکه به آرزوهایش به خواستههایش برسد سریع میرود دنبال آن چیزی که شرّ است، به ضررش است، همین دنیایش را پر از دغدغه میکند و نهایتش آخرتش هم بر باد میدهد، میگوید انسان اینجوری است یا مثلاً در رفتارش یا در زمینهی ازدواج عجول است، باید کار کند، باید صبر بکند تا برسد به یک ازدواج خوب، فوراً میرود برای ارضای خودش میرود به سمت مسیر نادرست، عجول است، سنّش به فلان مقدار رسیده حالا عجول است، حالا افکار منفی و گناه میآید و دنبال آنها میرود. انسان میفرماید که عجول است و هر آنچه که شرّ و گناه است آن را برای خودش طلب میکند و یا اینکه در رفتار انسان یک وقت شخص میتواند با یکی با مهربانی صحبت بکند با احترام صحبت بکند، عجول است حالا آن یک اشتباه کرده به جای عفو که یک خیر است فوراً پرخاش میکند، دست به یک کارهایی میزند که آرامش خودش و طرف مقابل را از بین میبرد، این شرّ است، چرا؟ چون که صبر ندارد عجول است عفو ندارد، به جای عفو پرخاش میکند، به جای صفتهای خوب میآید آن کار بد را انجام میدهد و نمیتواند خودش را کنترل بکند عجول است. میفرماید که انسان این است یعنی دارد انسان را به خودش نشان میدهد این آیه که انسان اینجوری است، خدا انسان را که ساخته عجول ساخته و باید خودش را تقویت کند یعنی باید روی خودش کار بکند و بتواند کنترل خودش را در دست بگیرد. یعنی دارد خبر میدهد که انسان اینجوری است تا انسان آگاه شود و در آن زمینه خودش را رشد بدهد. انسان رشد نیافته همچنان تا آخر عجول میماند و نمیتواند خودش را تغییر بدهد.
«وَجَعَلْنَا اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ آيَتَيْنِ فَمَحَوْنَا آيَةَ اللَّيْلِ وَجَعَلْنَا آيَةَ النَّهَارِ مُبْصِرَةً لِتَبْتَغُواْ فَضْلاً مِّن رَّبِّكُمْ وَلِتَعْلَمُواْ عَدَدَ السِّنِينَ وَالْحِسَابَ وَكُلَّ شَيْءٍ فَصَّلْنَاهُ تَفْصِيلاً»(إسراء/۱۲)
و ما شب و روز را به عنوان دو تا نشانه قرار دادیم، پس محو کردیم نشانهی شب را و قرار دادیم نشانهی روز را که بینا میکند تا شما از پروردگارتان فضل و منفعت را جستجو بکنید و تا عدد سالها و حساب و کتاب را به دست بیاورید بدانید، و هر چیزی را ما به طور مفصّل تکلیفش را مشخص کردهایم.
این آیه میرود به یک گوشهی دیگر از این عالم و میخواهد انسان را متوجه کند که انسان نباید خیرهسر باشد، و برود به سمت خدا نه خودش. و خودش را تغییر بدهد، تغییر و تحول ایجاد کند در خودش. انسان را توجه میدهد به اطرافش، میفرماید که ما شب و روز را دو تا نشانه قرار دادیم. شب که تاریک میشود، روز که روشن میشود میفرماید که نشانه هستند، دو تا نشانه، نشانهی مهم که آن نشانهها فلشش به سمت معرفی خدا است. یعنی این شب و روز مکانیزم دارند یعنی حرکت دقیق زمین و گردش زمین به دور خودش (حرکت وضعی) باعث پیدایش شب و روز میشود. آن مقدار دقیق که برایش تعریف شده خدا برایش تعریف کرده به چه شکل بچرخد. اگر نمیچرخید برای همیشه یک طرف شب میشد و یک طرف همیشه روز، حتی اگر به گرد خورشید هم میچرخید همین اتفاق میافتاد، فقط فصلها عوض میشد ولی شب و روز تغییر پیدا نمیکرد پس میفرماید که این نشانه است. چیز معمولی و سادهای نیست که شب و روز دارد میآید، خیلی پیچیدگی دارد، خیلی قوانین بر این نظم حاکم است خدا گذاشته که شب و روز میآید پس دو تا نشانهی مهمی است این شب و روز، چیز معمولی و ساده نیست. میفرماید که ما نشانهی شب را که تاریکی باشد محو کردیم يعنی روز میآید این زمین میچرخد بیشتر میچرخد و از خورشید پشت میکند و شب میشود، دوباره میچرخد و اندک اندک تاریکی شب محو میشود و تبدیل میشود به روزۀ ، «فَمَحَوْنَا آيَةَ اللَّيْلِ» تاریکی شب محو میشود. «وَجَعَلْنَا آيَةَ النَّهَارِ» و نشانهی روز ما قرار دادیم، اندک اندک هوا روشن میشود روز میشود و «مُبْصِرَةً» که همه چیز قابل مشاهده میشود. ” مُبْصِرَةً” اسم فاعل است که نمایان میشود چون دیدن توسط نور اتفاق میافتد چون همین انعکاس نور است به اشیاء و دوباره انعکاس نور از آن اشیاء به چشمان ما که ما میبینیم. دیدن مکانیزم دارد روش دارد و علت دیدن و شرط دیدن وجود نور است. حالا میفرماید که ما روز را مُبْصِرَةً قرار دادیم یعنی روشنایی که باعث شود شما ببینید تا با آن دیدن «لِتَبْتَغُواْ فَضْلاً مِّن رَّبِّكُمْ» تا شما بروید و از فضل پروردگارتان جستجو کنید، یکی راننده است، یکی نجّار است، یکی بقّال است، یکی بر دریا کار میکند، یکی در هواپیما کار میکند، هر کسی دارد زندگیاش را انجام میدهد، تا شما فضل پروردگارتان را جستجو کنید بروید پویایی داشته باشید، کار و فعالیت داشته باشید. اگر همیشه روز بود خیلی سخت میشد زندگی، انسان نمیتوانست پشت سر هم کار بکند و استراحت خوبی نداشت و اگر همیشه شب بود که بیشتر، کارها به هم میریخت نظم کارها. پس اینجوری ما قرار دادیم که شما بتوانید با آن روز با آمدن روز بروید فعالیت بکنید و تا عدد این سالها و حسابها را به دست داشته باشید چون برای انسان خیلی مهم است که حساب و کتاب داشته باشد، سالشمار، روزشمار، هفتهشمار و تمام مردم دنیا با همین شب و روز شدن یک روز حساب میکنند بعد هفته میشود بعد ماه میشود بعد سال میشود و این باعث میشود که شما تقویم داشته باشید، حساب و کتاب داشته باشید که البته حساب و کتاب خیلی در زندگی انسانها نقش دارد. البته بنا بر نظر خیلی از دانشمندان که ابتدا ماه به مثل خورشید درخشان بوده از خودش نور داشته از بس که داغ بوده و آتشین بوده به مثل خورشید، ابتدا ماه دیگر به همین شکل بوده که به مرور زمان این نور ماه محو میشود درخشندگی ماه محو میشود و بینور میشود سرد میشود و آن نورش دیگر از خورشید میگیرد. حالا میفرماید که ما این شب و روز را دو تا نشانه قرار دادیم بعد نشانهی شب را محو کردیم که نشانهی شب میتواند ماه باشد، ماه نشانهی شب است هر چند که در روز نیز ماه است ولی نمایش ماه در شب نمایان میشود. میفرماید که ما آن نشانهی شب را که ماه باشد آن درخشندگیاش را محو کردیم ولی نشانهی روز که خورشید باشد را قرار دادیم گذاشتیم آن را باقی گذاشتیم که آن باعث شود شما همه چیز را ببینید و شب و روز ایجاد بشود و شما بتوانید زندگی خوبی داشته باشید هم در فعالیت هم در حساب و کتاب، که از دو منفعت دارد ذکر میکند، از منافع زیادی که این ماه و خورشید برای انسانها دارند. و میفرماید «وَكُلَّ شَيْءٍ فَصَّلْنَاهُ تَفْصِيلاً» و ما هر چیزی را به طور مفصّل بیان میکنیم توضیح میدهیم هم در بیان آن در قرآن و هم در این عالم. همین گردش خورشید خیلی تفصیلات دارد خیلی قوانین و جزئیات دارد، به وجود آمدن خورشید، گردش خورشید، نظم خورشید، سوختن خورشید که نور بدهد، همهی اینها نظم دارد و مفصّل میفرماید ما این جزئیات را ریختیم و آن را برای اجرا دستور دادیم، ماه و همه چیز، «كُلَّ» موجودات کل هستی و «كُلَّ شَيْءٍ» کل هستی شامل میشود، همه چیز جزئیات و دستورالعمل دارند، میفرماید دستورالعملهای تمام چیزها با دقت و علم خیلی بالا ما آنها را چیدیم، ریختیم برنامهاش را و ایجادش کردیم و آنها در حال گذران و دَوَران هستند.
«وَكُلَّ إِنسَانٍ أَلْزَمْنَاهُ طَائِرَهُ فِي عُنُقِهِ وَنُخْرِجُ لَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ كِتَابًا يَلْقَاهُ مَنشُورًا»(إسراء/۱۳)
و هر انسانی ما نتیجهی اعمالش را در گردنش ملزم کردیم، آویزان کردیم و برای او در روز قیامت خارج میسازیم نوشتههایی که با او ملاقات میکند، آن نوشتههایی که کاملاً باز شده و مفصل در آن نوشته شده جلوی رویش باز شده است.
خب حالا دارد صحبت میکند که انسان در این عالم حالا عدهای به هدایتهای خدا گوش میدهند، عدهای میروند برای خودشان عجولانه زندگی میکنند و دنبال کیف و قدرت و لذت و همه چیز خودشان هستند. این انسان میفرماید هر آنچه که انجام بدهد ، «أَلْزَمْنَاهُ» یعنی ما او را ملزم میکنیم یعنی در نمیتواند برود، از چه چیز؟ «طَائِرَهُ» “طائر” یعنی؛ سرنوشتی که خودش با دست خودش برایش رقم زده، یعنی هر کسی نتیجهی اعمالش میشود طائر آن شخص، یعنی سرنوشتی که با دست خودش ریخته. هر کسی ملزم است مسئولیت اعمالش را به عهده بگیرد «وَكُلَّ إِنسَانٍ أَلْزَمْنَاهُ» ما ملزمش میکنیم مجبورش میکنیم که مسئولیت اعمالش را به عهده بگیرد، در گردنش است نمیتواند از گردنش بیندازد، یک کاری که انجام داده بگوید من انجام ندادهام یا با این کارها سرنوشتش یک سرنوشت خیلی بدی به او رسیده باید به آن سرنوشت بدش تن بدهد، باید برود بسوزد باید درد بکشد زجر بکشد، نمیتواند فرار کند در گردنش است و باید آن را بپذیرد، ما مجبورش میکنیم. و میفرماید که روز قیامت هم تمام کارهایش را نوشته شده به طور مفصل جلوی رویش باز میکنیم. «مَنشُورًا» یعنی اینکه گشوده میشود، باز میشود جلوی رویش، به صورت کلی یک شخص به سرنوشتی که با دست خودش مبتلا میشود، حالا خوبی یا بدی، به آن میرسد و نه اینکه به یک نفر اعلام بکنند که تو بهشتی هستی یا جهنمی و برود، میفرماید که کارهایش ما میآوریم نوشته شده نه فقط پایان کار به او اعلام شود، جزئیات زندگیاش همه برایش خارج میکنیم، جلوی رویش حاضر میکنیم در روز قیامت، نوشته شده «كِتَابًا» که هر کسی با آن کارهایی که انجام داده ملاقات میکند يعنی جلوی رویش میآید و آن را میبیند مشاهده میکند، تمام حرفهایش، کارهایش، اخلاقش، خوبش و بدش همه را میبیند «مَنشُورًا» جلوی رویش گشوده شده باز شده و قشنگ آنها را میتواند بخواند.
«اقْرَأْ كِتَابَكَ كَفَى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيبًا»(إسراء/۱۴)
بخوان کتاب خودت را، کارنامهی اعمالت را، نسبت به خودت امروز خودت کافی هستی که حسابرس خودت باشی.
قابل خواندن، طرف میخواند واقعاً میتواند بخواند آنجا و همهی کارهای خودش را نوشته شده، ثبت و ضبط شده میبیند و آن پرونده را مطالعه میکند که در چه روزی از هفته، چه ساعتی از آن روز و در کدام دقیقه کدام حرف زشتی زد، کدام کار قبیحی انجام داد، کدام نیّت بدی به نسبت کسی داشت، همهی آن کارهایش برایش نوشته شده. میفرماید حالا بخوان کارهای خودت را، زندگی خودت را و لازم به کسی هم نیست که قضاوت بکند، خودت بخوان همین خودت کافی هستی ؛ «كَفَى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ» همین خودت امروز دیگر کافی هستی. «عَلَيْكَ حَسِيبًا»، «حَسیب» یعنی کسی که حسابرسی میکند و قضاوت میکند. خودت به خودت قضاوت بکن که با این کارها الآن سرنوشتت چه باید باشد خودت بگو، با این کارهای آلوده و کارهای زشت و گناه و بیحیایی و هزار کار دیگر، ظلم و اختلاس و قتل خودت بگو که الآن سرنوشت تو کجا باید باشد، بس است که خودت در مورد خودت بگوی.
«مَّنِ اهْتَدَى فَإِنَّمَا يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَمَن ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولاً» (إسراء/۱۵)
کسی که در مسیر هدایت رفت، خواهان هدایت شد پس قطعاً که به نفع خودش هدایت یافته و کسی که گمراه شد پس بیشک که به ضرر خودش گمراه شده و هیچ بردارندهای گناه دیگری را حمل نمیکند برنمیدارد، و ما عذاب دهنده نیستیم تا اینکه رسولی بفرستیم.
خیلی مطالب مهمی است، حالا اینها را بيشتر داریم، یک مقدار مطلبش توضیحاتش را باز میکنیم، توجه این مطالب سرنوشت انسان را میتواند متحوّل بکند. حالا میفرماید هر کس دنبال هدایت رفت به نفع خودش است.همان هدایتی که اول آنجا به بنیاسرائیل گفت «هُدًى لِّبَنِي إِسْرَائِيلَ» (إسراء/۲) .اینجا به مسلمانها گفت که این قرآن فرستادیم شما را هدایتگری بکند. حالا این هدایت آمد، هر کس دنبال هدایت و راهنماییهای خدا رفت میفرماید که به نفع خودش هدایت یافته یعنی زندگی خودش در این دنیا با همان «أَقْوَم» که خدا راهنماییاش میکند، کارآمدتر بهتر سالمتر زندگی میکند، دل و جسمش سالم میماند، دلش راحت میشود، زندگیاش با دیگران با آسایش میشود، نشاط دارد در زندگیاش، زندگی خودش راحتتر میشود به نفع خودش میشود، آخرت هم سرنوشت خوبی به او میدهند، یک پاداش خوبی هم که به او میرسد پس به نفع خودش شد از اول تا آخر. ولی کسی که دنبال گمراهی رفت خب به ضرر خودش گمراه شده يعنی هم در دنیا باید بیرحمی بکند و پا بگذارد روی وجدانش و هم دنیایش را خراب میکند و هم لگد به بختش میزند در جهان آخرت، این هم به ضرر خودش شد یعنی ما فقط میگوییم خدا میگوید، حالا شما خودتان هستید هر کس جدا جدا حتی به پدر و مادرش هم ربط ندارد، هر کدام جدا جدا راه را برای خودش مشخص میکند، این رفت به نفع خودش است، آن رفت هم به ضرر خودش است. «وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ»، “، وَازِرَة” يعنی کسی که حمل میکند، برمیدارد، «لاَ تَزِرُ» یعنی حمل نمیکند. آن کسی که حاضر است که حمل بکند هم «وِزْرَ أُخْرَى» گناه دیگران را حمل نمیکند، هزار چیز دیگر به او بگو حمل میکند، کارش حمل کردن است «وَازِرَة» حمل میکند اشکال ندارد، هر چه حمل بکند حاضر است اگر بتواند، کوه هم اگر بتواند حمل میکند ولی گناه دیگران حمل نمیکند، مسئولیت عمل دیگران به دوش نمیکشد به گردن نمیگیرد، هیچ کس چنين کاری انجام نمیدهد پس هر کسی باید نتیجهی اعمال خودش را به گردن بگیرد، مجبور است به گردن بگیرد.و قانونی هم در پایان اعلام میکند که میفرماید «وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ» ما هرگز کسی را عذاب نمیدهیم بیجهت تا وقتی که رسولی بفرستیم، قاصدی کسی که به آن خبر بدهد آن هدایت خدا چیست، درست و نادرست را برایش بگوید. آن رسول آن قاصدی که کرد آن پیام خدا را به او رساند حالا اگر تمرّد کرد حالا آن شخص عذاب میشود در غیر اینصورت وقتی که به گوش آن شخص نرسیده و توجیه نشده راه هدایت، میفرماید که ما هرگز کسی را عذاب نمیدهیم، این هم از رحمت و حکمت خدا.
«وَإِذَا أَرَدْنَا أَن نُّهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنَا مُتْرَفِيهَا فَفَسَقُواْ فِيهَا فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنَاهَا تَدْمِيرًا»(إسراء/۱۶)
و زمانی که ما اراده کردیم که آبادی را هلاک سازیم دستور میدهیم به خوشگذرانان آن، افراد متکبر آن که در آن فسق و فجور کنند، در نتیجه دستور عذاب بر آنها محقّق شده پس آنها را به شدت در هم میکوبیم.
میفرماید حالا عذاب چطوری میشود پس عذاب که تا آمدن رسول عذابی نمیشود. امروزه که رسول و پیامهای خدا دم دست همهی انسانها کم و بیش است. حالا آن رسول امکان دارد رسول مستقیم خدا باشد که رسولالله صلیالله علیه وسلم است و نسلهای بعدی که همان پیامها دست به دست میشود به وسیلهی انسانهای دیگر که آنها هم غیر مستقیم رسولانی هستند که پیام خدا و رسولالله را به مردم انتقال میدهند، میرسانند، رساندند میشوند رسول. رسول يعنی کسی که میرساند یک چیزی یک بیانی را به دست کسی دیگر. حالا بعد از این رسیدن، اما یک قومی به نسبت هدایتهای خدا بیتوجه هستند تا جایی که اینها دیگر لیاقت ماندن روی این زمین ندارند، لیاقتشان را از دست میدهند. حالا میفرماید: «وَإِذَا أَرَدْنَا» وقتی که تصمیم گرفتیم «أَن نُّهْلِكَ قَرْيَةً» یک شهری آبادی را ما هلاک کنیم یعنی اینها دیگر هلاک شدنی هستند، باید از این زمین برچیده شوند. یعنی ملتی بیکفایت، بیخاصیت دنبال دستورات خدا نیستند آن ملت و محکوم به مرگ هستند. وقتی که به این مرحله رسید میفرماید «أَمَرْنَا مُتْرَفِيهَا»، «مُتْرَف» آدمهای خوشگذران متکبر، کسانی که حق به گوششان نمیرود، لذت و کیف و عیش و عشرت برایشان مهم است. این آدمها در لا به لای این مردم بیخاصیت میآیند خوشگذرانیهایشان را به اوج میرسانند، «فَفَسَقُواْ فِيهَا» زنا میکنند، میخورند، مینوشند، میکِشند، هزار فساد و لذّات جسمانی انجام میدهند. «مُتْرَف»؛ خوشگذرانی، کیف و لذت حرام و زیادهروی در آن. این افراد میآیند جامعه را به لجن میکشند و دیگران که دارند تماشا میکنند و با سکوتشان راه را برای اینها فراهم کردهاند هیچ خاصیتی در آنها نیست، هدایتهای خدا را انتقال نمیدهند به آنها. حالا آنها میآیند خیلی شلوغبازی درمیآورند «فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ» حالا همان قول «أَرَدْنَا أَن نُّهْلِكَ» که قرار است هلاک شوند حالا آن همان قول عذاب که اینها باید دیگر برچیده شوند برایشان محقّق میشود قطعی میشود در نتیجه «فَدَمَّرْنَاهَا تَدْمِيرًا»، «دَمَّرْنَا» يعنی آنها را زیر و زبر میکنیم، سخت آنها را در هم میکوبیم، «تَدْمِيرًا» در هم کوبیدنی سخت و وحشتناک. دیگر با یک سونامی با یک زلزله به یک شکلی آنها نیست و نابود میشوند، میفرماید که ما این کار را انجام میدهیم.
«وَكَمْ أَهْلَكْنَا مِنَ الْقُرُونِ مِن بَعْدِ نُوحٍ وَكَفَى بِرَبِّكَ بِذُنُوبِ عِبَادِهِ خَبِيرًا بَصِيرًا»(إسراء/۱۷)
و چقدر هم ما هلاک ساختیم از نسلهای بعد از نوح، و پروردگار تو کافی است به نسبت گناهان بندگانش که آگاه و بینا باشد.
میفرماید آیهی قبل که بیان شد چطوری خدا یک شهری را نابود میکند و این آیه نمونه میدهد، تاریخ، شاهد میآورد میگوید اینکه ما گفتیم چقدر هم زیاد هستند آنهایی که بر سرشان اجرا کردیم «وَكَمْ أَهْلَكْنَا» همان «أَن نُّهْلِكَ» قبل است، همان «فَحَقَّ الْقَوْل» آیهی قبل است. آن عذاب ما چقدر از نسلهای مختلف که بعد نوح بودند ما هلاک کردیم، خودِ قوم نوح، قوم عاد، قوم ثمود، قوم لوط، اینهایی که خواندیم و تا به امروز. و در هر قرنی دارد بارها اتفاق میافتد شهرهایی که زیر و زبر میشوند نابود میشوند. میفرماید که تعدادشان کم نیست فراوان هستند که ما نابود کردیم آن ملتها را بعد نوح و به نسبت گناهان بندگانش «وَكَفَى بِرَبِّكَ بِذُنُوبِ عِبَادِهِ» به گناهان بندگانش همین خدا بس است که آگاه است. آن ملت امکان دارد خیلی سجّاده به آب بکشند، خیلی ادعای دینداری بکنند و در ظاهر خیلی تظاهر به ایمان و خدا و اسلام میکنند ولی خدای تو کافی است، همان یکی کافی است که خبر دارد آن بندگان زیر تا زیر پشت پرده چه کارهایی دارند انجام میدهند. «خَبِيرًا بَصِيرًا» از کارهایشان آگاه است و کارهایشان، گناهان مخفیشان را دارد میبیند، پروردگار تو کافی است که از اینها مطلع است. کارهایشان را در ظاهر و باطن در آشکارا و پنهان دارد مشاهده میکند همین خدا کافی است و میفهمد که چه کسی لیاقتی دارد و تا چه زمانی لیاقت ماندن دارد و کدام یکی لیاقت خوشبختی و یا بدبختی دارد. اینها خدا میفهمد و همین خدا کافی است که بفهمد دیگر همه چیز مرتب آن طرف را به سرنوشت خودش میرساند.