تلاوت این صفحه:
صفحه 58
«إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْقَصَصُ الْحَقُّ وَمَا مِنْ إِلَهٍ إِلاَّ اللَّهُ وَإِنَّ اللَّهَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ» (آلعمران/۶۲)
بدون شک که آن قصههای حقیقی است و هیچ معبودی جز الله وجود ندارد و بدون شک که الله قطعاً همان غالب حکیم است.
«إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْقَصَصُ الْحَقُّ» بدون شک که آن قصههای حقیقی است که برایت بیان میشود. اینها همهاش حقیقت دارد که بیان شد (آیات قبل). « وَمَا مِنْ إِلَهٍ إِلاَّ اللَّهُ» دو هیچ معبودی جز الله وجود ندارد، «وَإِنَّ اللَّهَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ» و بدون شک که الله قطعاً همان غالب حکیم است، بر همه چیز مسلط و بسیار با حکمت است. الله فقط این الله است.
«فَإِن تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِالْمُفْسِدِينَ» (آلعمران/۶۳)
پس اگر رو برگرداندند، پس بدون شک که الله نسبت به حال آدمهای مفسد آگاه است.
پس اگر رو برگرداندند، پس بدون شک که الله نسبت به آدمهای مفسد که دلشان خراب است، غرض و مرض در دلشان است، الله نسبت به آنها کاملاً به حالشان آگاه است.
«قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى كَلِمَةٍ سَوَاء بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللَّهَ وَلاَ نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلاَ يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللَّهِ فَإِن تَوَلَّوْا فَقُولُواْ اشْهَدُواْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ» (آلعمران/۶۴)
بگو ای اهل کتاب، بیایید به سوی کلمهای که بین ما و بین شما مشترک است که بندگی نکنیم کسی را جز الله و هیچ کس را با او شریک قرار ندهیم، و بعضی از ما بعضی دیگر را به عنوان اربابانی نگیرد به غیر الله، اما اگر رو برگرداندند از این پیشنهاد پس بگویید که شما گواه باشید که ما تسلیم الله هستیم.
بگو ای اهل کتاب (یهود و نصارا) بیایید به سوی کلمهای که بین ما و بین شما مشترک است، بیاییم آن کلمهی مشترک را بگیریم، بیاییم گرد آن کلمه مشترک جمع شویم، کلمهی مشترک چیست؟ که بندگی نکنیم کسی را جز الله و هیچ کس را با او شریک قرار ندهیم، این بحثها مال قبل است؛ عیسی و فرزند خدا بودن، قبلش که پیامبر موسی بوده و بنیاسرائیل، یهودیان بودند که اصلاً عیسی متولد نشده. این حرفها مال بعد است، زمان خودِ عیسی تا زنده بود که باز هیچکس، نه خودش، نه پیروانش، نه حواریون، هیچکس نمیگفت که عیسی از طرف خدا آمده و پسر خداست، اینها بعد از این که عیسی از دنیا رفت ساخته شد و بافته شد. اینها را ول بکنید، اینها جدید هستند، بیایید بچسپیم به آن چیزی که اصل است و آن اصول بین ما و شما مشترک است که جز الله معبودی نیست. هیچ چیز را با الله شریک قرار ندهیم. «وَلاَ يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللَّهِ» و بعضی از ما بعضی دیگر را به عنوان اربابانی نگیرد به غیر از الله که فرمانبردار بی چون و چرای آنها باشد، الله را رها کند، بی چون و چرا اینها را فرمان ببرد، اینها را مقدّس بداند، بی عیب و نقص بداند و فرمانبر و سرسپردهشان باشد. این افراد بین همدیگر نگیرید، همه مساوی باشیم بین هم، این کلمه مشترک بگیریم. «فَإِن تَوَلَّوْا فَقُولُواْ اشْهَدُواْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ» اما اگر رو برگرداندند از این پیشنهاد، پس بگویید که شما گواه باشید که ما تسلیم الله هستیم، ما مسلمانیم.
«يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تُحَاجُّونَ فِي إِبْرَاهِيمَ وَمَا أُنزِلَتِ التَّوْرَاةُ وَالإِنجِيلُ إِلاَّ مِن بَعْدِهِ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ» (آلعمران/۶۵)
ای اهل کتاب چرا شما در مورد ابراهیم جر و بحث میکنید در حالی که تورات و انجیل نازل نشدند الّا بعد از ابراهیم، مگر اندیشه نمیکنید؟
این حرف را دیگر چرا که ابراهیم پیرو تورات و انجیل بود، خب تورات و انجیل که بعد از ابراهیم نازل شده، چرا فکرتان را به کار نمیاندازید؟ این حرف را دیگر چرا میزنید؟
«هَاأَنتُمْ هَؤُلاء حَاجَجْتُمْ فِيمَا لَكُم بِهِ عِلْمٌ فَلِمَ تُحَاجُّونَ فِيمَا لَيْسَ لَكُم بِهِ عِلْمٌ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ» (آلعمران/۶۶)
همین شما کسانی هستید که با آنها مُحاجّه میکنید دلیل میآورید در مورد آن چه که نسبت به آن علم دارید، اما چرا دفاع میکنید در آن چه که نسبت به آن علمی ندارید؟ الله میداند و شما نمیدانید.
همین شما کسانی هستید که با آنها محاجّه میکنید دلیل میآورید در مورد آن چه که نسبت به آن علم دارید، شما از اهل کتاب دفاع میکنید در مورد چیزی که نسبت به آن علم دارید، اما چرا دفاع میکنید در آن چه نسبت به آن علمی ندارید؟ شخصیتها را برجسته میکنید که پشت آن شخصیتها به اغراض خودتان برسید، شخصیتی مثل پیامبر ابراهیم (ع)، آن را بالا میبرید که به وسیلهی یا با سوء استفاده از شخصیتش به اهداف خودتان برسید. حالا در مورد چیزهایی که علم دارید حرفهایی میزنید، چیزی که علم ندارید چرا حرف میزنید؟ در مورد ابراهیم میگویید. الله میداند و شما نمیدانید، پس نتیجه:
«مَا كَانَ إِبْرَاهِيمُ يَهُودِيًّا وَلاَ نَصْرَانِيًّا وَلَكِن كَانَ حَنِيفًا مُّسْلِمًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ» (آلعمران/۶۷)
ابراهیم نه یهودی بود و نه نصرانی، اما ابراهیم حنیف بود، حقگرا بود، تسلیم بود، مسلمان بود و از مشرکان نبود.
ابراهیم نه یهودی بود و نه نصرانی، خودتان را منتسب نکنید به ابراهیم، قیچی کنید. منتسب به ابراهیم نیستید که ابراهیم نه یهودی بود نه نصرانی. اما ابراهیم حنیف بود، حقگرا بود، هر جا حق را میشنید تابعش میشد، تسلیم بود، مسلمان بود و از مشرکان نبود.
«إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْرَاهِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ وَهَذَا النَّبِيُّ وَالَّذِينَ آمَنُواْ وَاللَّهُ وَلِيُّ الْمُؤْمِنِينَ» (آلعمران/۶۸)
بدون شک که اولیترین مردم به ابراهیم قطعاً کسانی هستند که از ابراهیم تبعیت کردند و این پیغمبر و کسانی که ایمان آوردند و الله دوست و یاریگر مؤمنان است.
بدون شک که اولیترین مردم به ابراهیم، نزدیکترین و سزاوارترین مردم به ابراهیم، قطعاً کسانی هستند که از ابراهیم تبعیت کردند (این یک، تا قبل از پیامبر)، «وَهَذَا النَّبِيُّ» و بعد این پیغمبر (که رسول الله(ص) باشد)، «وَالَّذِينَ آمَنُواْ» و کسانی که ایمان آوردند به همین پیغمبر، اینها سزاوارند که خودشان را به ابراهیم منتسب کنند، «وَاللَّهُ وَلِيُّ الْمُؤْمِنِينَ» و الله دوست و یاریگر مؤمنان است.
«وَدَّت طَّائِفَةٌ مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ يُضِلُّونَكُمْ وَمَا يُضِلُّونَ إِلاَّ أَنفُسَهُمْ وَمَا يَشْعُرُونَ» (آلعمران/۶۹)
دوست دارند گروهی از اهل کتاب که کاش شما را گمراه بکنند، منتها هیچکس را جز خودشان گمراه نمیکنند، اما این را درک نمیکنند.
دوست دارند گروهی از اهل کتاب که کاش شما را گمراه بکنند، کاش میشد شما را گمراه کنند، جزو آرزوهایشان است و تلاش میکنند برای گمراهیتان منتها هیچکس را جز خودشان گمراه نمیکنند اما این را درک نمیکنند، نمیدانند. مردم را گمراه میکنند، درسته، خیلیها هم گمراه میشوند اما نتیجه این است که خودشان دارند بیشتر گمراه و گمراهتر میشوند.
«يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَأَنتُمْ تَشْهَدُونَ» (آلعمران/۷۰)
ای اهل کتاب چرا شما به آیات الله کافر میشوید در حالی که شما گواه هستید، شاهد هستید، میفهمید که این آیات الله درست است، حقیقت دارد، دیگر چرا به آن کافر میشوید؟