تلاوت این صفحه:
صفحه ۴۴
《وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ رَبِّ أَرِنِی کَیْفَ تُحْیِی الْمَوْتَى》و آنگاه که ابراهیم گفت: پروردگارا! به من نشان بده که چطوری مردگان را زنده میکنی؟ نشانم بده.《قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِن》مگه تو ایمان نداری؟ مگر هنوز باورت نشده؟
《قَالَ بَلَى وَلَکِن لِّیَطْمَئِنَّ قَلْبِی》گفت بله ولی تا دلم تسکین پیدا کند، آرام بشود.
《قَالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِّنَ الطَّیْرِ》گفت: پس چهار پرنده بگیر(این یک)
《فَصُرْهُنَّ إِلَیْکَ》بعد آن ها را ریز ریز کن، تکه تکه کن، در هم بیامیز، آنها را به سمت خودش جمعشان کن، تکهها را.
《ثُمَّ اجْعَلْ عَلَى کُلِّ جَبَلٍ مِّنْهُنَّ جُزْءاً》بعد از هر کدام از آن پرنده، هر قسمتیاش را روی یک کوهی بگذار که چهار تا پرنده اگر قرار باشد هر قسمتیاش روی یک کوهی گذاشته شود، میشود چهار تا کوه. هر قسمتی را روی یک کوهی قرار بده. 《ثُمَّ ادْعُهُنَّ》بعد صدایشان بزن.
《یَأْتِینَکَ سَعْیاً》به طرفت می آیند با عجله و شتاب، سریع می آیند پیش تو حاضر می شوند.
《وَاعْلَمْ أَنَّ اللّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ》(بقره/۲۶۰) و بدان که الله بسیار غالب و قدرتمند است و حکیم.
خوب ما آنجا خواندیم در دو صفحه قبل از پیروان پیامبران که بعد از پیغمبران جنگ را به راه میانداختند و آن خارج از مشیت الله نبود شاید کسی تصور میکرد که الله رها کرده است، مداخله نمیکند، ورود ندارد ولی آن جزء سنتهای الله است که اختیار بده، آزادی بده به بندگانش و همین حق انتخاب و اختیار است که میتوانند بکشند، انگار قابیل وقتی هابیل را کشت، الله می توانست کاری بکند که قابیل، هابیل را نکشد ولی اجازهی خدا بود و رفت کشت؛ چون قرار است در این دنیا انسانها آزاد باشند اما این نشانهی این نیست که الله حضور ندارد، الله اینقدر پررنگ حضور دارد و تنها چیزی که حالا دست آدم را می گیرد که جزء 《وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا》 باشد نه 《وَالَّذِينَ كَفَرُوا》توجه به همین که الله دوباره انسانها را زنده می کند در این آیات دارد نمونه میدهد که در همین دنیا الله انسانها را زنده کرده، چه برسد به قیامت که وعدهاش هم داد. در این دنیا که وعده نداده، دارد زنده می کند پس توجه به قیامت سبب میشود که پیروان ادیان علیه
همدیگر نجنگند تنها این مسئله مشکل را حل میکند و قضیه را از همین دنیا شروع کرده و تا حالا البته چند مورد داشتیم مثلاً (مورد اول) خواندهایم در مورد آن کسی که با قسمتی از گاو زدند بر بدنش و زنده شد، بعد خواندهایم آن هزاران نفر که از ترس مرگ رفتند مردند و در همین دنیا دوباره زنده شدند (سوم) خوب آنکه شخص گفت: چطوری این شخص مرده را زنده می کند بعد الاغش زنده شد با خودش، اما خوب نشد که زنده شدن خودش را که نمیتوانست ببیند، ندید ولی زنده شدن الاغش را دید (این سه مورد) و(مورد چهارم) این چهار پرنده و دارند جلوی چشمان ابراهیم زنده می شوند. خوب اینها فقط برای ابراهیم نیست، فقط برای شخص نیست این گزارش برای همه انسانهاست که الله اینجور مسلط بر خودشان ببینند، خودشان را دوباره بعد از مرگ زنده ببینند که زنده میشوند این سبب می شود که پیروان کافر نشوند یا به جان هم نیفتند یا مردم دست از لجاجت با دین خدا بردارند، این آیات برای اين میآید و دارد شخص را به يقين میرساند که زنده شدنش قطعی است، دیگر حالا فهمیدی که چی شد؟
《وَاعْلَمْ أَنَّ اللّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ》(بقره۲۶۰) بدان که الله بسیار قدرتش زیاد است غالب بر همه چیز است و مسلط و بسيار هم با حکمت.
《مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ 》(بقره/۲۶۱)
حالا بحث انفاق را مطرح میکند که جبههی حق باید تقویت بشوند خودشان، جامعهشان از نظر روحی، اقتصادی، امکانات، سواد از هر لحاظ تقويت باید بشوند حالا بحث انفاق مطرح میکند که موتور هر جامعه است میفرمايد: مثال کسانی که انفاق می کنند اموالشان در راه الله.
《مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ》
《كَمَثَلِ حَبَّةٍ》به مثل یک دانه ای است، یک هسته، یک دانه
《أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ》که میروید هفت تا خوشه.
《فِي كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ ۗ》در هر خوشهای صد تا دانه وجود دارد که میشود هفت صد تا.
《وَاللَّهُ يُضَاعِفُ لِمَنْ يَشَاءُ》و الله دو و چند برابر میکند این هفتصد را؛ یعنی به توان بالا میبرد آن را برای هر کسی که بخواهد.
《وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ》(بقره/۲۶۱)
و الله بسیار وسعت دهنده است، پیش خدا هیچ چیز کم نیست، این را مضاعف میکند و داناست که برای چه کسی آن را مضاعف بکند؛ یعنی یک آدم با برکت که تبدیل میشود به هفتصد آدم و چندین برابر بیشتر، کسی که ایمان آورده و انفاق میکند، هم خودش با برکت میشود و هم کارهایش اینجوری با برکت میشود، البته به شرط و شروطی، کدام شرط؟
《الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ》
آن کسانی که اموالشان را در راه الله انفاق میکنند.
《ثُمَّ لَا يُتْبِعُونَ مَا أَنْفَقُوا مَنًّا وَلَا أَذًى》 بعد از انفاق کردنشان به پشت آن منت و اذیت نمیآورند، منت به رخ طرف نمیکشند، یادآوریش نمیکنند، اذیت هم نمیکنند حالا که کمکش کرده انتظار در آن به وجود بیاید یک جایی به دردش بخورد، وقت بهش بدهد، برایش کار مجانی بکند، برایش تبلیغات بکند و کارهای دیگر، اذیت هم نمیکنند اینها.
《لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ》اینها اجرشان نزد پروردگارشان است، آنجا محفوظ نزد الله میماند، هیچ کس هم نمیتواند به آنجا دستبرد بزند، پیش الله هم گم نمیشود، نزد پروردگارشان اجرشان محفوظ است.
《وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ》(بقره/۲۶۲)
و نه ترسی به آنها است و نه از چیزی اندوهگین میشوند، چیزی وجود ندارد که نگرانشان کند.
《قَوْلٌ مَعْرُوفٌ وَمَغْفِرَةٌ خَيْرٌ مِنْ صَدَقَةٍ يَتْبَعُهَا أَذًى ۗ وَاللَّهُ غَنِيٌّ حَلِيمٌ》(بقره/۲۶۳)
گفتار نیک و بخشش بهتر از صدقهای که به پشتش اذیت باشد، گفتار نیک، در او پول نیست، یک صحبت است ولی صحبت محترمانه. مغفرت، بخشش، عفو و گذشت در آن پول نیست اما یک عزت است، یک احترام است می گوید: اینها بهتراند از صدقه که الآن بحث پول است ولی به پشتش اذیت میآید نگاه قرآن؛ هر پولی به درد بخور نیست، پولی که کرامت انسان را حفظ بکند آن ارزش دارد اگر قرار داشته باشد کرامت را از میان ببرد، گفتاری که کرامت را حفظ می کند بهتر از پول است یعنی دارد میگويد که به هر قیمتی کمک نکنید، به هر قیمتی کمک نگیرید.《وَاللَّهُ غَنِيٌّ حَلِيمٌ》و الله،غنی است اگر الآن نیاز دارد زیر بار اذیت و منت نروید به خاطر پول، الله غنی است، شما را هم بینیاز می کند حلیم، بردبار و صبوری، شما هم صبور باشید، در گذر زمان مشکل شما هم حل میشود.《یا الَّذِينَ آمَنُوا》
ای کسانی که ایمان آورديد.
《لَا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَالْأَذَىٰ 》(بقره/۲۶۴)
صدقههایتان را به وسیلهی منت و اذیت باطل نکنید.
آیهی (۲۶۲) فرمود که: اجرشان نزد پروردگارتان محفوظ باقی میماند، دیگر آنجا ضمانت دارد برای تعمیرش، برای حفظش میگوید: اگر اذیت و منت گذاشتید و اذیت کردید دیگر پیش خدا محفوظ نمیشود چه میشود؟ باطل میشود، میرود، می گوید: شما به وسیلهی منت و اذیت صدقههایتان را باطل نکنید، دیگر خدا آنجا هیچ مسئولیتی ندارد که صدقههایتان را حفظ کند که بعدا به شما بر بگرداند.
《كَالَّذِي يُنْفِقُ مَالَهُ رِئَاءَ النَّاسِ》(بقره/۲۶۴)
به مثل کسی که اموالشان را انفاق می کند، برای نمایش مردم، برای خودنمایی پیش مردم، شما به مثل این آدم نباشید.
《 وَلَا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الأخر》
این آدم به الله رسول و آخرت ایمان ندارد، شما که ایمان دارید.
《 يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا》شما به مثل کافران نباشید موقع انفاق کردن که برای خودنمایی انفاق بکنید.
《 فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفْوَانٍ عَلَيْهِ تُرَابٌ》
پس مثال آن به مانند یک سنگی است، سنگ سخت، چرب.
《عَلَيْهِ تُرَابٌ》یک لایهای از خاک بر روی آن نشسته.
《فَأَصَابَهُ وَابِلٌ》یک بارانی میآید.《فَتَرَكَهُ صَلْدًا》
آن را صاف و چرب دوباره رها میکنند، باران آمد آن لایه خاک را برد، الآن این لایهی خاک انگار که آمادهی زراعت و کشت است؛ چون خاک است به مثل آیهی (۲۶۱) که یک دانه آمادهی کشت شد هفتتا خوشه و هفتصدتا (این یکی) ولی روی سنگ است، آن لایه خاک را هم باد برد، باران برد ریشه هم نمیتواند داخل سنگ برود، می گوید: صدقهای که بدون منت باشد برای خدا باشد آنطور میشود.(۲۶۱)
صدقهای که با منت و اذیت باشد اینجور میشود به مثل لایهی روی سنگ، خاکش هم رفت.
《لَا يَقْدِرُونَ عَلَىٰ شَيْءٍ مِمَّا كَسَبُوا》اصلا قادر نیستند بر هیچ کدام از چیزهایی که انجام دادند، زحمت کشیدند، خرج کردند ولی الآن حاصل بکنند روزی که نیاز دارند موقع مرگ، بعد از مرگ، قیامت، اصلا نمیتوانند حاصلش بکنند؛ چون پیش الله محفوظ نیست که کسی برایشان نگهداری نکرده، برای مردم دادند، مردم هم که نمیتوانند بر بگردانند بهش، پاداشش بدهند، پیش خدا هم که پاداش ندارد هیچی دیگر، آن زحمتهایش بر باد میرود.
《لَا يَقْدِرُونَ عَلَىٰ شَيْءٍ مِمَّا كَسَبُوا ۗ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ》(بقره۲۶۴) و الله قوم کافر را هدایت نمیدهد. قومی که طبق برنامه های الله،پیش نمی روند آنها،الله هدایتشان نمی دهد،و به راه درست آنها را راهنمایی نمی کند.