تلاوت این صفحه:
صفحه ۳۷
«أَعُوذُ بِٱللَّهِ مِنَ ٱلشَّیۡطَـٰنِ ٱلرَّجِیمِ»
«وَإِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ سَرِّحُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ ۚ وَلَا تُمْسِكُوهُنَّ ضِرَارًا لِّتَعْتَدُوا ۚ وَمَن يَفْعَلْ ذَٰلِكَ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ ۚ وَلَا تَتَّخِذُوا آيَاتِ اللَّهِ هُزُوًا ۚ وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَمَا أَنزَلَ عَلَيْكُم مِّنَ الْكِتَابِ وَالْحِكْمَةِ يَعِظُكُم بِهِ ۚ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌَ» (بقره/ ۲۳۱)
(آیات توضیحات فراوانی دارد. در بحث خانواده است. بیایید چکار کنید، این قانون را بگویم: یک روش هست، شما بیایید آیات را جزء، جزءش کنید. یعنی سعی کنید عبارتهای یک آیه را تشخیص بدهید و بعد برای هر عبارت الان بدانید که چهچیزی میگوید. مثلا: یک آیه امکان دارد ۵ تا عبارت داشته باشد، ۵ جمله داشته باشد، ۶تا ، ۴تا.
وآن جملات وعبارت را به صورت مجزا بدانید، که چه میگوید و بعد به هم دیگر ربطشان بدهید. این خودش یک روش است برای یادگیری ترجمه قرآن کریم. حالا مثلا همین آیه در پایان ببنیم چند تا عبارت دارد و وقتی ما به این شکل قرآن را میخوانیم چقدر فهم قرآن آسان میشود.)
«وَإِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ سَرِّحُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍَ»
(تا اینجا مثلا یک جمله)
می گوید که: و هر گاه شما زنانتان را طلاق دادید و هرگاه شما همسرانتان را طلاق دادید. پس به پایان عده رسیدند، پس آنها را به نیکی و شایستگی بگیرید یا هم به شایستگی و احترام از همدیگر جدا بشوید. (آنها را رها کنید، یعنی شما حق ندارید که اگر تصمیم ندارید زندگی درستی را با همسرانتان شروع بکنید، حق ندارید آنها را به خانه برگردانید، چون مرد میتواند زن را قبل از اتمام عده به خانه برگرداند. یا با خیر و خوشی با آنها زندگی کنید، یا هم با خیر و خوشی از آنها جدا شوید. اذیتشان نکنید. آنها را مورد رنج و عذاب قرار ندهید. این یک نکنه)
«وَلَا تُمْسِكُوهُنَّ ضِرَارًا لِّتَعْتَدُواَ»
آنها را برای آنکه به ایشان آسیب بزنید، به حق و حقوقشان تعدی کنید، انتقام بگیرید و این کارها، شما بااین قصد آنها را نگیرید، برگردانید.
« وَمَن يَفْعَلْ ذَٰلِكَ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهَُ» (این سوم)
و کسی که این کار را انجام بدهد، در حقیقت به خودش ظلم کرده است.(خیلی در جامعه اتفاق میافتد. خیلیها هستند می گویند حالا کاری سرش در بیارم، این من را اذیت میکند نه، این فلان کار کرده نه، حالا من طلاقش میدهم. در ایام عده تا قبل از اینکه تمام بشود دوباره برش میگردانم، دوباره زندگی جهنمی دوباره طلاق، دوباره عده، قبل از اینکه تمام بشود، دوباره برش میگردانم و زن زیر دست مرد اسیر و ذلیل میشود. امکان دارد آیا کسی این کار را انجام دهد؟ بله، آدمهای بیتقوا، خدا نترس، امکان دارد اینکار را با زن انجام بدهند. حالا امکان دارد که زن هم واقعا تقصیراتی داشته باشد ولو که تقصیر دارد هم، حق ندارد این کار را انجام دهد. میگوید: هر مردی که اینکار را انجام داد، دارد به خودش ظلم میکند)
بعد: «وَلَا تَتَّخِذُوا آيَاتِ اللَّهِ هُزُوًا َ»
و آیات الله را به مسخره نگیرید. (الله این امکان را گذاشته برای مرد، از این موقعیتش سوء استفاده نکند و این به مسخره گرفتن آیات خدا است، اگر مرد همچنین کاری انجام بدهد.)
« وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَمَا أَنزَلَ عَلَيْكُم مِّنَ الْكِتَابِ وَالْحِكْمَةَِ»
و به یادتان بیاورید نعمتهای الله را بر شما.(فکر کنید چقدر الله به شما نعمت داده شما هم چقدر ناسپاسی کردید. پس خدا هم همچنان دارد در حقتان لطف میکند، پس شما خجالت بکشید، اینهمه نعمتهای الله را دارید استفاده میکنید، بعد آیات الله را به مسخره میگیرید، برای انتقام و اینکه دلتان مثلا خنک بشود.)
«وَمَا أَنزَلَ عَلَيْكُم مِّنَ الْكِتَابِ وَالْحِكْمَةَِ»
و به یادتان بیاورید که برایتان نازل کرده است از کتاب و حکمت. (آموزش عملی دین که سنتهای پیامبر(ص) باشد: حکمت.)
«يَعِظُكُم بِهِ »
الله شما را به وسیله آنها موعظه میدهد.(شما را متذکر میکند به آنها، اینها را فراموش نکنید. حالا که در لج و لجبازی افتادید.)
«وَاتَّقُوا اللَّهََ»
الله را مد نظر قرار دهید و از الله بترسید.
«وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ»
و بدانید که الله نسبت به هر چیزی دانش دارد، آگاه است. (شما میگویید که من قصد زندگی دارم، ولی از ته دلتان آگاه است. از نیتهایتان آگاه است، که شما چرا این کار را دارید انجام میدهید. حالا پس چه شد این یک عبارت که تا:
«أَوْ سَرِّحُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍَ» بعد: «وَلَا تُمْسِكُوهُنَّ ضِرَارًا لِّتَعْتَدُوا َ» این دو تا.
این دو تا حکم است. و بعد از آن دیگر مجازاتهای کسی که این حکم را رعایت نکند.
مجازات اول: «وَمَن يَفْعَلْ ذَٰلِكَ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ َ»
مجازات دوم: «وَلَا تَتَّخِذُوا آيَاتِ اللَّهِ هُزُوًاَ»
برای آنکه دستش را از اینکار نگه دارد.
سوم: «وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ»
تا مرد این تذکر را جدی بگیرد و اذیت نکند.
چهارم: «وَمَا أَنزَلَ عَلَيْكُم مِّنَ الْكِتَابِ وَالْحِكْمَة يَعِظُكُم بِهَِ»
و پنجم: «وَاتَّقُوا اللَّهَ»
اینها همش دارد پشت سر هم مثل رگبار میآید، که مرد به هر شیوهای شده دست از اذیت زن بردارد.
و بعدی: «وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌَ»)
«وَإِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلَا تَعْضُلُوهُنَّ أَن يَنكِحْنَ أَزْوَاجَهُنَّ إِذَا تَرَاضَوْا بَيْنَهُم بِالْمَعْرُوفِ ۗ ذَٰلِكَ يُوعَظُ بِهِ مَن كَانَ مِنكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ۗ ذَٰلِكُمْ أَزْكَىٰ لَكُمْ وَأَطْهَرُ ۗ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونََ» (بقره/۲۳۲)
و هرگاه شما زنان را طلاق دادید، پس آنها به پایان عدهشان رسیدند. رو به اتمام رسید عدهشان.
«فَلَا تَعْضُلوهنَ»
شما مانع نشوید. که آنها با همسرانشان ازدواج بکنند. زمانی که خودشان راضی هستند و بین هم توافق و صلح کردند، به شایستگی.
(آیه اول، یعنی آیه: ۲۲۱ در مورد مردها بود.شوهران، با شوهرها صحبت میکرد، که شما این کار را انجام ندهید.
آیه: ۲۲۲ با خانوادهٔ زن و مرد دارد صحبت میکند؛ با خانوادهشان، برادر زن، پدر زن یا برادر شوهر، پدر شوهر. شما حق ندارید که مانع بشوید که دوباره آنها که کارشان به طلاق رسیده میخواهند دوباره باهم خوب بشوند، شما مانع نشوید. این را دارد میگوید)
و «ذَٰلِكَ يُوعَظُ بِهِ مَن كَانَ مِنكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرَ»
این چیزی است که موعظه داده میشود به کسی که ایمان به الله و روز آخرت دارد. پس شما مانع ازدواج مجددشان نشوید.(حالا در عده باشند یا حتی بعد از پایان عده، دوباره میخواهند با یک عقد جدید با هم ازدواج کنند. شما ای خانوادهها مانعشان نشوید اگر ایمان به الله و روز آخرت دارید)
«ذَٰلِكُمْ أَزْكَىٰ لَكُمَ»
این برایتان پاکیزهتر است.
«وَأَطْهَرَُ»
و بهتر است و پاکتر است.(برای خانوادهتان، برای حفظ پسران و دخترانتان، حفظ عفتشان، حفظ آرامششان و روحیهشان، این به نفعشان است. پس ای خانوادهها، مانع نشوید؛ که چقدر متاسفانه به این حکم عمل نمیشود و خانوادهها مانع به هم رسیدنشان میشوند.)
«وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونََ»
(ممکن است توجیه بکنند، نه اینها نباید باهم زندگی کنند و این حرفها) الله میداند و شما نمیدانید. این حرفها و توجیهات دیگر در نیاورید الله میداند، شماها نمیدانید. پس مانعشان نشوید.
«وَالْوَالِدَاتُ يُرْضِعْنَ أَوْلَادَهُنَّ حَوْلَيْنِ كَامِلَيْنِ ۖ لِمَنْ أَرَادَ أَن يُتِمَّ الرَّضَاعَةَ ۚ وَعَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَكِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ ۚ لَا تُكَلَّفُ نَفْسٌ إِلَّا وُسْعَهَا ۚ لَا تُضَارَّ وَالِدَةٌ بِوَلَدِهَا وَلَا مَوْلُودٌ لَّهُ بِوَلَدِهِ ۚ وَعَلَى الْوَارِثِ مِثْلُ ذَٰلِكَ ۗ فَإِنْ أَرَادَا فِصَالًا عَن تَرَاضٍ مِّنْهُمَا وَتَشَاوُرٍ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِمَا ۗ وَإِنْ أَرَدتُّمْ أَن تَسْتَرْضِعُوا أَوْلَادَكُمْ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِذَا سَلَّمْتُم مَّا آتَيْتُم بِالْمَعْرُوفِ ۗ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌَ» ( بقره/۲۳۳)
(این آیه دارد با پدر و مادرها صحبت میکند که بچه دارند. امکان دارد حاصل آن ازدواج بچه باشد و الان کارشان به طلاق رسیده است)
میگوید:«وَالْوَالِدَاتَ»
مادران.
«يُرْضِعْنَ أَوْلَادَهُنَّ»
فرزندانشان را شیر میدهند.
«حَوْلَيْنِ كَامِلَيْنََِ»
دو سال کامل.
(حالا هم بعد از طلاق است و هم اصلا در یک خانوادهٔ معمولی که طلاقی و اختلافی هم وجود ندارد. آین آیه دارد تقسیم مسئولیت میکند. میگوید: وظیفه مادرانِ که به بچههایشان شیر بدهند، اگر میخواهند که دو سال کامل شیر بدهند)
«لِمَنْ أَرَادَ أَن يُتِمَّ الرَّضَاعَة»
هر کس میخواهد که رضاعت را کامل بکند.(ایام شیر خوارگی فرزندش را)
« وَعَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَكِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ»
و برکسی که بچه مال اوست(بچه برایش متولد شده است. یعنی پدر آن فرزند، بر آنچه مسولیتی هست؟)
«رِزْقُهُنَّ وَكِسْوَتُهُنَّ»
مخارجش: رزقش، هزینش، از خوراکی و چیزهای دیگر و پوشش: لباس و پوشاک آن بچه.
«بِالْمَعْرُوفِ»
به شایستگی. حالا هم فرزند و هم مادر فرزند، که زنش باشد. بر پدر این مسولیت گذاشته شده، تامین هزینهها.
« لَا تُكَلَّفُ نَفْسٌ إِلَّا وُسْعَهَا»
هیچ کسی مکلف نمیشود الا به توانش.
(هم آن مادر که میخواهد شیر بدهد. یک وقتی واقعا در توانش نیست، وضعیتش حالا به هر شکلی، یک وقتی پدر حالا در آن حد تامین کردن هزینهها در توانش نیست. میگوید: هیچ کس جز به اندازهی توانش مکلف نمیشود)
«لَا تُضَارَّ وَالِدَةٌ بِوَلَدِهَا وَلَا مَوْلُودٌ لَّهُ بِوَلَدِه»
نه مادر به خاطر فرزندش باید ضرر ببیند، نه هم کسی که فرزند برایش متولد شده است.(پدر فرزند، آن هم نباید به خاطر فرزند آسیب ببیند. ببینید حالا دارد نگاه میدهد، بینش میدهد، یعنی بین فرزند و پدر و مادر، پدر و مادر بر فرزند مقدم هستند، آن ها نباید به خاطر مخارج فرزند که میشود طور دیگر حلش کرد به خاطر شیردهی فرزند که میشود طور دیگر حلش کرد و بچه هم آسیب نمیبیند، اینجا دیگر پدر و مادر نباید فدا بشوند و آسیب ببینند. به فکر پدر و مادر هم هست چون اصل هستند. این ها نباید آسیب ببینند.)
«وَعَلَى الْوَارِثِ مِثْلُ ذَٰلِك»
و بر وارث هم به مثل آن است. (اگر مثلا پدر فرزند از دنیا رفته، خوب وارث هست.حالا هر کس وارث هست میآید چکار میکند؟
مخارج آن فرزند را تامین میکند. تقسیم می کنند بین خودشان و هزینهی فرزند را میآید تامین می کند. بر وارث هم به مثل آن واجب است که جای پدر یا مادر را بگیرند، اگر یکی از این دو از این دنیا رفتند. دارد پیشبینی همه چیز را میکند)
«فَإِنْ أَرَادَا فِصَالًا عَن تَرَاضٍ مِّنْهُمَا وَتَشَاوُرٍ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِمَا»
پس اگر اراده کردند که فرزند را از شیر بگیرند، از روی رضایت هر دو نفر و با مشورت.(مشاوره و مشورت و بررسی که فرزند واقعا این جا آسیب جدی نمیبینند و میشود از شیرش گرفت.)
« فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِمَا»
مشکلی نیست که فرزند را از شیر بگیرند، گناهی بر آن دو نیست.(این خودش دارد، یعنی یک مثال را بیان میکند. که نباید پدر و مادر برای فرزند، به خاطر فرزند آسیب ببینند. یک وقتی ممکن است که زن به خاطر موقعیت شغلیاش، خانوادگی، جسمی، به هر شکلی مسول جایی است، رئیس شرکتی است مثلا نمیتواند مدام هر روز ، هر ساعت بیاید به بچه شیر بدهد. بچه شیر خوار است، چند روزه است، چند ماهه است. خوب آن مادر نباید ضرر ببیند، موقعیتش را از دست بدهد. پدر امکان دارد بخواهد درست و حسابی فرزند را تامین بکند خودش گرفتار میشود دیگر ندارد بخورد، کل درآمدش باید بدهد به فرزند، یا اصلا نمیتواند کار بکند در رنج و زحمت میافتد. اینها دارد حل میکند و یک مثال، مثلا برای فرزند که مادر نمیتواند شیر بدهد، اشکال ندارد، اگر مشورت کردید مثلا متخصص تغذیه، مثلا آن کسی که متخصص کودک هست و رسیدید به اینکه این فرزند اگر شیر مادر نخورد، مثلا شیر قوطی بخورد اشکالی ندارد آسیب جدی نمیبیند، خیلی از فرزندان به این شکل بزرگ میشوند. میگوید: گناهی بر شما نیست، پس مادر به خاطر فرزند ضرر نبیند.
یا مثلا: جدا شدند زن خواستگار دارد. میگوید: بچه همراهت نباشد، با تو ازدواج میکنم همدیگر را دوست دارند، حالا گیر داده به فرزندش، اگر فرزند باشد با آن خانم ازدواج نمیکند. در حالی که آن خانم حق ازدواج دارد، حق زندگی دارد. میگوید: مادر ضرر نبیند. بچه را از شیر بکند یا چی؟)
«وَإِنْ أَرَدتُّمْ أَن تَسْتَرْضِعُوا أَوْلَادَكُمْ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ»
و اگر خواستید که برای فرزندتان مادر شیرده بگیرید.(یک خانمی که به آن شیر بدهد که مادر شیریاش میشود. یک خانم دیگر کرایه بگیرد که به فرزندتان شیر بدهد، چون این زن میخواهد ازدواج کند یا موقعیت و شغل و اینها دارد) اشکالی و گناهی بر شما نیست.
« إِذَا سَلَّمْتُم مَّا آتَيْتُم بِالْمَعْرُوف»
زمانی که پرداخت کنید، آنچه که با همدیگر قرار گذاشتهاید، به شایستگی. (به همان مادر که قرار گذاشتید که بهش این مقدار بدهید به عنوان دست مزد، حق و زحمه، شما مادامی که به آنها این حق را میدهید. آنهم به شایستگی و احترام، دارد زحمت میکشد، دارد فرزند تو را نگهداری میکند، حق و حقوق آنها را میدهید گناهی بر شما نیست، این برنامه هم میتوانید بریزید و پدر و مادر به خاطر فرزند ضرر نبیند)
«وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ»
و تقوای الله پیشه کنید و بدانید که الله به هر چه که شما انجام میدهید بیناست.(یعنی در هر تصمیمی که میگیرید با تقوای الله تصمیم بگیرید؛ یعنی اگر بچه واقعا آسیب میبیند، نباید تصمیم بگیرید که بچه آسیب ببیند اگر واقعا زن آسیب میبیند باید خدا را مد نظر قرار بدهید و این کار را انجام ندهید، یعنی رعایت حال زن بکنید، رعایت حال مرد بکنید و همهٔ این تصمیمات مشورتها از سر انداختن نباشد، با توجه به تقوای الله باشد که الله همهٔ کارهایتان را دارد میبیند