تلاوت این صفحه:
صفحه ۴۵
《وَمَثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللَّهِ وَتَثْبِيتًا مِّنْ أَنفُسِهِمْ كَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصَابَهَا وَابِلٌ فَآتَتْ أُكُلَهَا ضِعْفَيْنِ فَإِن لَّمْ يُصِبْهَا وَابِلٌ فَطَلٌّ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ》(بقرة/۲۶۵)
و مثال کسانی که اموالشان را انفاق میکنند به خاطر به دست آوردن رضایت الله و استحکام و تثبیت و قدرت از جانب خودشان به مثل باغی است در ارتفاعات که باران تندی به آن میرسد و ثمرش را دو چندان میدهد و اگر باران تندی بهش نرسید، باران نمنم و الله به آنچه انجام میدهید بیناست.
مثال دیگری است قبلاً خواندیم مَثَل کسانی که انفاق میکنند مانند یک دانهی پر برکت که هفت تا خوشه و هر خوشه صد تا دانه توسعه پیدا میکند و الآن مثال دیگر است برای کسانی که اموالشان را انفاق میکنند به خاطر رضای الله و برای ثبوت شخصیتشان، برای اینکه شخصیتشان محکم و استوار شود، شخصیتشان ریشه داشته باشد(خیلی بحث مفصلی است این بحث و تَثْبيتاً مِّنْ أَنفُسِهِم). چنین آدمهایی به مثل یک باغی هستند که این باغ بر روی تپهها در ارتفاعات است، خاکش حاصلخیز است از نظر رطوبت خاکش حسابی رطوبت دارد و وقتی باران تند و خوب بر آن میبارد حاصلش را دو چندان میدهد حتی اگر باران سبک و نمنم هم ببارد از بس که خودِ آن باغ موقعیت و خاکش عالی است همان باران نمنم هم کافی است که به بهترین شکل و شیوه ثمرش را بدهد.
و الله به آنچه انجام میدهید بیناست پس انفاق را انجام بدهید به این دو انگیزه: رضای الله و ثبوت شخصیت.
کلاً آدم که انفاق میکند، یک وقتی ممکن است چشمش توی آن پول باشد، امکان دارد چشمش به طرف باشد که چه کرد؟ چطور شد؟ من بهش کمک کردم! امکان دارد چشمش به تعریف و تمجید خودش باشد، امکان دارد نگاهش به الله و رضای الله باشد و نگاهش به تغییر شخصیتی خودش باشد که شخصیت خوب و قوی و پایدار داشته باشد و به آن برسد.
کلاً این آیات میخواهد سهتای اولی را منهدم کند؛ شخص دنبال پول، طرف و تعریف نباشد فقط نگاهش معطوف شود به الله و رشد و شکوفایی شخصیتش، روحیهاش را پرورش بدهد و شخصیتش را به کمال برساند.
《أَيَوَدُّ أَحَدُكُمْ أَن تَكُونَ لَهُ جَنَّةٌ مِّن نَّخِيلٍ وَأَعْنَابٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ لَهُ فِيهَا مِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ وَأَصَابَهُ الْكِبَرُ وَلَهُ ذُرِّيَّةٌ ضُعَفَاء فَأَصَابَهَا إِعْصَارٌ فِيهِ نَارٌ فَاحْتَرَقَتْ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ》(بقرة/۲۶۶)
آیا یکی از شما دوست دارد که باشد برای او باغی از خرما و انگور که از زیرش هم نهرها جاری است (علاوه بر خرما و انگور که اصل درآمد باغ است) برای کیف و عیش و نوش خود صاحب باغ هم انواع درختها کاشته تا لذّت ببرد و الآن به پیری رسیده و ذریههای ضعیفی دارد( مثلاً یکی کوچک است، یکی مریض است، یکی مشکل جسمی داردو… به هر حال ضعیفند، کاری نیستند) یکدفعه یک باد تندی میآید که در آن آتش است و آن باغ را میسوزاند؟ این چنین الله آیاتش را برای شما واضح و روشن بیان میکند تا اندیشه کنید.
میپرسد آیا شما دوست دارید سرنوشتتان اینجوری باشد؟ سه چیز را بیان کرد: خود شخص، بچههایش، باغ. امکان دارد بچهها ضعیف باشند، آدم خودش قوی باشه، باغ بسوزد، اشکال ندارد دوباره از نو جبران میکند. یک وقتی خودش ضعیف است، باغ میسوزد اما بچههای قوی دارد دوباره باغ را میسازد و جبران میکند. یک وقتی خودش پیر و ضعیف است، بچههایش ضعیف هستند اما باغ خوبی دارد، این باغ سبب میشود که هم این پیرمرد را یا پیرزن را هم بچههای خردسال را تأمین بکند تا آنها قوی شوند بالاخره خیالشان راحت است باغی هست اما خودش پیر شده،هم بچهها ضعیف هستند، هم باغ رفته، آیا دوست دارید سرنوشتتان اینگونه باشد؟ یعنی بدترینِ شرایط و در موقع سختترین نیازها شما آنچه را که نیاز دارید یکدفعه از دست بدهید، دوست دارید اینطوری باشید؟ صدقهای که با منّت و اذیت میدهند، برای رضای خدا نیست، برای شخصیتسازی خودشان نیست، مثل این است، روز مبادا که به آن نیاز دارند هیچکس هم به دردشان نمیخورد اینها ثمراتشان را از دست میدهند، در قیامت دست خالی.
《يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَنفِقُواْ مِن طَيِّبَاتِ مَا كَسَبْتُمْ وَمِمَّا أَخْرَجْنَا لَكُم مِّنَ الأَرْضِ وَلاَ تَيَمَّمُواْ الْخَبِيثَ مِنْهُ تُنفِقُونَ وَلَسْتُم بِآخِذِيهِ إِلاَّ أَن تُغْمِضُواْ فِيهِ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ》(بقرة/۲۶۷)
ای کسانی که ایمان آوردید(به صحبتهای الله اعتماد دارید)، از پاکیهایی که به دست میآورید انفاق کنید و از آنچه که ما از زمین برایتان خارج کردیم(حالا ذخایر زیرزمینی باشد و یا درختان باشد مثل سیب، پرتقال، موز، زیتون، جو، گندم و…) و شما سراغ چیزهای ناپاک و نامرغوب نروید که انفاقش کنید در حالیکه خودتان هم حاضر نیستید آن را بگیرید، برای خودتان مگر اینکه با تساهل و تسامح چشمپوشی کنید تا بخواهید آن را بگیرید(نمیخواهید و دوست ندارید آنها را پس به مردم هم ندهید) و بدانید الله بسیار غنی است و ستوده شده.(چیزهای قابل ستایش را دوست دارد)
طَيِّبَتِ: پاکیها، نه هر چیز بدست بیارید، بر عکس مثلاً نظام سرمایهداری که میگوید هر چیزی بدست بیاورید.
مَا كَسَبْتُم: بر عكس نظام سوسیالیستی که میگوید هر آنچه که کسب کردید مال شما نیست، اشتراکی است، قرآن میگوید مال خودتان است ولی فقط پاکیها را به دست بیاورید.
این آیات خیلی حرف دارد من فقط اشاره میکنم.
پس ای کسانی که ایمان آوردید از پاکیهایی که به دست آوردید، درآمد حاصل کردید، انفاق بکنید، امکان دارد با تولیدی باشد، (کسبتم هست) امکان دارد خدماتی باشد با بدنش کار میکند، (کسبتم هست) معامله میکند(کسبتم هست)
《الشَّيْطَانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَيَأْمُرُكُم بِالْفَحْشَاء وَاللَّهُ يَعِدُكُم مَّغْفِرَةً مِّنْهُ وَفَضْلاً وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ》(بقرة/۲۶۸)
شیطان به شما وعدهی فقر میدهد و شما را به فحشا امر میکند و الله به شما وعدهی مغفرت و رزق و روزی میدهد از جانب خودش و الله واسع و بسیار داناست.
شیطان میگوید نده، فقیر میشوی یا کسی ندارد و به خاطر فقرش به طرف فحشا میرود و یکی پول زیاد جمع میکند و انفاق نمیکند و به فحشا کشیده میشود، الله ظرفیت و گشایش میدهد در زندگی و بنابر علم این کار را انجام میدهد.
《يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَن يَشَاء وَمَن يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْرًا كَثِيرًا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ》(بقرة/۲۶۹)
حکمت را به هر کس بخواهد میدهد و هر کس به او حکمت داده شد پس او خیر زیادی نصیبش شده ولی متوجّه و متنبّه نمیشوند مگر کسانی که اهل خرد و اندیشه و تفکرند.
این حرفها را که فهم بکنند حکمت است، به هر کس بخواهد اینها را بهش میفهماند که چهجور زندگی کند، چه جور رفتار و گفتارش را و صدقاتش را تنظیم کند، کجا صرف کند، به چه نیّتی صرف کند.