تلاوت این صفحه:
صفحه ۱۱۴
«أَعوذ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیمِ»
پناه میبرم به الله از شر شیطان رانده شده
«يُرِيدُونَ أَنْ يَخْرُجُوا مِنَ النَّارِ وَمَا هُمْ بِخَارِجِينَ مِنْهَا ۖ وَلَهُمْ عَذَابٌ مُقِيمٌ»(مائده/۳۷)
میخواهند که از آتش خارج شوند، ولی به هیچ عنوان آنها از آتش خارج نمیشوند و برایشان عذاب ماندگار است.
میخواهند که از آتش خارج شوند، خیلی هم تلاش میکنند که از آتش نجات پیدا کنند ولی به هیچ عنوان آنها از آتش خارج نمیشوند. «وَلَهُمْ عَذَابٌ مُقِيمٌ» و برایشان عذاب ماندگار است که آن عذاب برایشان همیشگی است، اقامت دارد و آنها در عذاب مقیمند.
«وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُمَا جَزَاءً بِمَا كَسَبَا نَكَالًا مِنَ اللَّهِ ۗ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ»(مائده/۳۸)
ومرد دزد و زن دزد پس دست آن دو را قطع کنید، عقوبتی به آنچه که انجام دادهاند؛ این عقوبتی عبرتانگیز از جانب الله است و الله عزیز حکیم است و اینها ازحکمت الله است.
ومرد دزد و زن دزد «وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ» و زن دزد، «فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُمَا» پس دست آن دو را قطع کنید مرد یا زن باشد تفاوتی ندارد؛ عقوبتی به آنچه که انجام دادهاند، جزای کارشان، مکافات این دزدی که کردهاند، «بِمَا كَسَبَا» آن کسبی که کردهاند، آن عمل دزدی که انجام دادهاند این جزایشان است، مجازاتشان است این یک؛ پس مجازات دزدیشان همین است البته به شرطی که دزدی واقعاً دزدی باشد این «وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ» برشخص قطعی شده باشد یعنی اینکه طرف ازجایی که آن مال در حفظ ونگهداری است برده باشه نه اینکه از سر کوچه در جایی که فضا باز است، جایی که در جای خودش آن مال نگهداری نشده آن مال را برداشته برده؛ در جای خودش مال را برده، بعد آن مقدار مال هم قابل توجه باشه نه با صدهزار تومان، نه با دویستهزار تومان، حداقل یکونیم تا دومیلیون تومان به فرموده پیغمبر صل الله علیه و سلم ربع دینار، یا مثلاً اینکه آن شخص بالغ باشد، عاقل باشد آن شخص گرسنه نباشد از روی گرسنگی، از روی ناچاری مجبور به دزدی نشده باشد و اینکه این قطع دست هم همراه با عدالت باشد یعنی هرکس دزدی کرد دستش قطع میشود، نه فقط افرار ضعیف، حتی اگر آدمهای گردن کلفت دزدی کنند صددرصد طبق قانون دستشان قطع میشود، فرزندان آن افراد مسئول هم اگر دزدی کنند دقیقاً آن چیزی که پیغمبر فرموده که اگر فاطمه دختر محمد (که رسولالله صل الله وعلیه وسلم به عنوان حاکم و برترین رتبه اجتماعی دارد) اگر دخترم دزدی کند من صددرصد دستش را قطع میکنم اگر فرزند مسئول دزدی میکند دستش قطع میشود در آن صورت دست بقیه هم قطع میشود یعنی این چیزهایی است که برای قطع دست تحقق پیدا میکند و اگر همه اینها تحقق پیدا کرد حالا فرموده این جزای اوست به خاطر آن دزدیش (این در برابر آن) قطع دست در برابر آن، دستی که خیلی ارزشمند است، به اندازه نصف دیه یک آدم است، منتها این دست خیانت است دست خیانت که ارزش نصف آدم را ندارد، هیچ ارزشی ندارد، دست خیانت است که دارد قطع میشود و «نَكَالًا مِنَ اللَّهِ» این عقوبتی عبرتانگیز از جانب الله است، الله میخواهد عبرت بدهد که این حکم را گذاشته ««وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ» و الله غالب است، عزیز است اگر شما هم بخواهید مناقشه کنید، دلیل بیاورید، دلیل الله و حکمت این حکم که گذاشته شده الله در این میدان بر این حکم، غالب و پیروزمند است و این حکم هم ازحکمت الله سرچشمه گرفته چون وقتی که یک دست قطع میشود هزاران دست دیگر از دزدی قطع میشود، قبل از اینکه قطع شود دیگر دزدی نمیکنند چون دیگر دروازه شغلی به نام دزدی بسته میشود و اگر این دروازه باز باشد و از آن طرف مجازات خاصی درحد زندانی، در حد چند تازیانه، در حد این کارهای ساده برای آن در نظر گرفته نشود همه به سمت دزدی رو میآورند همانطور هم که خیلی از جوامع (از جوامع به حساب جامعه غیر اسلامی) به آن رو آوردهاند واگر دست دزدی قطع نشود انگیزه مردم برای کار ازبین میرود، جامعه رکود میشود؛ من برای چه کار کنم؟ برای چه بسازم که دزد ببرد؟ دیگر کسی کار نمیکند پس «وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ» و اینها ازحکمت الله است که سرچشمه گرفته و دست خائن باید قطع شود و این هم نگاه قرآن به اهمیت مال بعد از جان است (که صفحه قبل خواندیم) مال مردم برپادارنده زندگی مردم است و برای اهمیتش و برای راحتی من و شما و دیگران الله این حکم را گذاشته است.
«فَمَنْ تَابَ مِنْ بَعْدِ ظُلْمِهِ وَأَصْلَحَ فَإِنَّ اللَّهَ يَتُوبُ عَلَيْهِ ۗ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ»(مائده/۳۹)
پس کسی که بعد از ظلمش توبه کند و راه درست را در پیش بگیرد پس قطعاً که الله هم توبهاش را میپذیرد بدون شک الله درگذرنده مهرورز است.
یک نفر دزدی کرد گیر نیفتاد، دستش قطع نشد بعد از آن (بعد از آن ظلمش) ظلم دزدی توبه کرد و راه اصلاح در پیش گرفت دیگر دزدی نکرد و آن دزدی که کرده را جبران کرد، برگرداند «وَأَصْلَحَ» الله توبهاش را میپذیرد یا توبه کرد و دستش قطع شد و بعد از آن مسیرش را عوض کرد، توبه کرد، الله توبهاش را میپذیرد چون اگر توبهاش را نپذیرد یا توبه نکند یا در دنیا مجازات نشود و با گناه دزدی آنجا برود آنجا به فرموده پیغمبر بهشت برایش حرام است؛ شخص با قطع دست مسیرش ازجهنم به سمت بهشت تغییر کند یک دست نداشته باشد منتها بهشت داشته باشد رضای خداداشته باشد خب این به نفع دنیا و آخرت شخص منتهی میشود که میگوید: «إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ» این از مهرورزی الله است.
«أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يُعَذِّبُ مَنْ يَشَاءُ وَيَغْفِرُ لِمَنْ يَشَاءُ ۗ وَاللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ»(مائده/۴۰)
آیا نمیدانی که الله تمام پادشاهی آسمانها و زمین مال اوست؟!
آیا نمیدانی که الله تمام پادشاهی آسمانها و زمین مال اوست؟! یک وقت چرا دست قطع شود! چرا حکم به این سنگینی! چرا به این شکل! مگر نمیدانی که این دستها هم مال الله است، خودش داده و خودش به یک منظوری این دستها را داده و این دست برای چیزی غیر از آن منظوری که برایش آفریده شده الان استعمال شده و الله که خودش این دست را داده خودش دارد میگوید: «این دست دیگر خیانت کرده، لیاقت ماندن ندارد، باید قطع شود، آن شخص باید از این نعمت محروم شود مگر نمیدانی که پادشاهی آسمانها و زمین مال الله است و همه چیز تحت ملکیت واختیار الله است مگر دقت نکردی؟» «يُعَذِّبُ مَنْ يَشَاءُ» به هرکس خواست عذاب میدهد؛ دست قطع کردن عذاب است این حکم را گذاشته، خدا میخواهد عذاب بدهد هر کس خواست به او عذاب میدهد یا گیر میافتد و یا دستش قطع میشود و این حکم را که برای دزد به عنوان یک عذاب گذاشته هر کس خواست به او عذاب میدهد «وَيَغْفِرُ لِمَنْ يَشَاءُ» و به هر کس که خواست هم میبخشد «وَاللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» و الله بر هر چیزی قادر است.
«يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ لَا يَحْزُنْكَ الَّذِينَ يُسَارِعُونَ فِي الْكُفْرِ مِنَ الَّذِينَ قَالُوا آمَنَّا بِأَفْوَاهِهِمْ وَلَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ ۛ وَمِنَ الَّذِينَ هَادُوا ۛ سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ سَمَّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرِينَ لَمْ يَأْتُوكَ ۖ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ مِنْ بَعْدِ مَوَاضِعِهِ ۖ يَقُولُونَ إِنْ أُوتِيتُمْ هَٰذَا فَخُذُوهُ وَإِنْ لَمْ تُؤْتَوْهُ فَاحْذَرُوا ۚ وَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ فِتْنَتَهُ فَلَنْ تَمْلِكَ لَهُ مِنَ اللَّهِ شَيْئًا ۚ أُولَٰئِكَ الَّذِينَ لَمْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ ۚ لَهُمْ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ ۖ وَلَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ»(مائده/۴۱)
«يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ لَا يَحْزُنْكَ الَّذِينَ يُسَارِعُونَ فِي الْكُفْرِ مِنَ الَّذِينَ قَالُوا آمَنَّا بِأَفْوَاهِهِمْ وَلَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ» ای رسول! ای قاصد ما! مبادا تو را اندوهگین کنند کسانی که در رفتن به سوی کفر سرعت دارند «يُسَارِعُونَ فِي الْكُفْرِ»، «مِنَ الَّذِينَ قَالُوا آمَنَّا» از کسانی که گفتند: «ماایمان آوردیم.» منتها «بِأَفْوَاهِهِمْ» با زبانشان با دهانشان گفتند، سطحی گفتند: «ماایمان آوردیم.» ولی دلهایشان به ایمان نرسیده «وَلَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ»، به زبان گفتند، نماز هم امکان دارد نماز هم میخوانند، روزه هم میگیرند ولی بعد تو را اندوهگین میکنند، تو را در منگنه قرار میدهند مثلاً همین حکمی که چرا باید کشته شود شخصی که محارب باشد، کسی که زنا انجام داده باشد و متأهل است؟ چرا دست دزد باید قطع شود؟ و بخواهد با تو جر و بحث کند، تو را ناراحت کند، اینها تو را ناراحت نکند اینهایی که ایمان سطحی آوردهاند. «وَمِنَ الَّذِينَ هَادُوا» از کسانی که یهودی هستند که پشت قضیه هستند، تحریک میکنند، گرم میکنند، به آنها خط میدهند؛ آنها هم تو را اندوهگین نکنند. «سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ سَمَّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرِينَ لَمْ يَأْتُوكَ» اینها خیلی گوش میدهند، «سَمَّاعُونَ» با دقت به حرفهای تو گوش میدهند اما برای دروغ که ازحرفهایت دروغ دربیاورند، بادل ناپاکشان به این نیت به حرفهایت گوش میدهند که ببینند کجا درلابلای حرف تو امکان دارد چند کلمه دروغ به آن اضافه شود تا علیه خودت از صحبتهایت استفاده کنند، اینها به صحبتهایت به قصد دروغ و دروغگویی گوش میدهند. «سَمَّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرِينَ» اینها خیلی بادقت گوش میدهند ولی برای قومی دیگر، که «لَمْ يَأْتُوكَ» که آنها نزد تو نیامدند، حاضرنشدند، اینها گوش میدهند تا به آنها از این و از شریعت تو به گوش آنها برسانند تا آنها با آن صحبتها بیایند چیزهایی بسازند و برای تضعیف مسلمانها، برای تخریب عقیده مسلمانها تبلیغات کنند، اینها برای آنها دارند گوش میدهند (برای جاسوسی) برای اینکه به آنها برسانند «يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ مِنْ بَعْدِ مَوَاضِعِهِ» چکار میکنند؟ کلمات را از بعضی جاهایشان تحریف میکنند، کلمات را از جای اصلیشان تحریف میکنند(هست، نیست؛ تحریف شد. نیست، هست؛ تحریف شد) و وقتی که کلمات از جایشان عوض شد، ارزشها هم عوض میشود زشت، زیبا میشود، زیبا، زشت میشود اینها هم برای این کار به صحبتهایت گوش میدهند دنبال این هستند «يَقُولُونَ إِنْ أُوتِيتُمْ هَٰذَا فَخُذُوهُ وَإِنْ لَمْ تُؤْتَوْهُ فَاحْذَرُوا» میگویند همینها با خودشان، همین مجموعه، همینهایی که همکار و همدلند، همفکرند میگویند: «اگر به شما به این شکل گفته شد، این به شما داده شد، این جواب به شما داده شد از طرف پیغمبر، ازطرف متخصصین دینی «فَخُذُوهُ» پس بگیرید، اما اگر آن جواب به شما داده نشد، جواب دیگر به شما دادند «فَاحْذَرُوا» رهایش کنید.» مثلاً اگر رفتید برای قضاوت کسی که دزدی کرده و گیر افتاده یا شخص متأهل مرتکب زنا شده و گیر افتاده و اقرار کرده حالا میخواهند جوابش را بشنوند حکمش چیست؟ چه مجازاتی است؟ حالا میگویند: «بروید.» منتها اگر فلان جواب را به شما دادند که مثلاً چند تا ضربه شلاق و رهایش کنید یا مثلاً صورتش را با زغال سیاه کنید رهایش کنید اگر همچنین جوابهایی دادند خب «فَخُذُوهُ» بگیرید، اما اگر این جوابها را ندادند گفتند: «بکشید، دست قطع کنید.» این دیگر رها کنید، اینها گوش نمیدهند «وَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ فِتْنَتَهُ فَلَنْ تَمْلِكَ لَهُ مِنَ اللَّهِ شَيْئًا» وکسی که الله اراده فتنهی او را دارد، الله اراده کرده او را در فتنه و عذاب بیندازد پس تو برای آن ازجانب الله هیچ کاری نمیتوانی بکنی، مالک هیچ چیزی برایشان ازجانب الله نیستی، هیچ کاری از دست تو برنمیآید، کسی که اینجور دلش خراب است تو بخواهی برایش کاری بکنی نمیتوانی کاری بکنی. «أُولَٰئِكَ الَّذِينَ لَمْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ» اینها کسانی هستند که الله بنا ندارد که دلشان را پاک کند، خودشان خواهان پاکی نیستند خدا هم اصلاً بنا ندارد دلشان را از این نیتهای خراب پاک کند، «لَهُمْ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ» برایشان در دنیا گرفتاری وخواری، «وَلَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ» و برایشان در آخرت عذاب هولناکی مهیاست.