سوره فاتحه + مقدمه
صفحه 1 / جز 1 / آیات 7

سوره بقره
صفحه 2 الی 49 / جزء 1 و 3 / آیات 286

سوره آل عمران
صفحه 50 الی 76 / جزء 3 و 4 / آیات 200

سوره نساء
صفحه 77 الی 106 / جزء 4 و 6 / آیات 176

سوره اعراف
صفحه 151 الی 176 / جزء 8 و 9 / آیات 206

سوره منافقون
صفحه 554 الی 555 / جزء 28 / آیات 11

سوره مزمل
صفحه 574 الی 575 / جزء 29 / آیات 20

سوره عبس
صفحه 585 / جزء 30 / آیات 42

سوره تکویر
صفحه 586 / جزء 30 / آیات 29

سوره انفطار
صفحه 587 / جزء 30 / آیات 19

سوره انشقاق
صفحه 589 / جزء 30 / آیات 25

سوره بروج
صفحه 590 / جزء 30 / آیات 22

سوره طارق
صفحه 591 الی 591 / جزء 30 / آیات 17

سوره غاشیه
صفحه 592 / جزء 30 / آیات 25

سوره فجر
صفحه 593 الی 594 / جزء 30 / آیات 30

سوره بلد
صفحه 594 / جزء 30 / آیات 20

سوره شمس
صفحه 595 / جزء 30 / آیات 15

سوره لیل
صفحه 595 الی 596 / جزء 30 / آیات 21

سوره ضحی
صفحه 596 / جزء 30 / آیات 11

سوره شرح
صفحه 596 / جزء 30 / آیات 8

سوره تین
صفحه 597 / جزء 30 / آیات 8

سوره علق
صفحه 597 / سوره علق / جزء 30 / آیات 19

سوره قدر
صفحه 598 / سوره قدر /جزء 30 / آیات 25

سوره بینه
صفحه 598 / سوره بینه/ جزء 30 / آیات 8

سوره زلزله
صفحه 599 / سوره زلزله/ جزء 30 / آیات 8

سوره عادیات
صفحه 599 / سوره عادیات/ جزء 30 / آیات 9

سوره قارعه
صفحه ۶۰۰ / قارعه / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۱۱

سوره تکاثر
صفحه ۶۰۰ / تکاثر / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی 8

سوره عصر
صفحه ۶۰۱ / عصر / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۳

سوره همزه
صفحه ۶۰۱ / همزه / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۹

سوره فیل
صفحه ۶۰۱ / فیل / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۵

سوره قریش
صفحه ۶۰۲ / قریش / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۴

سوره ماعون
صفحه ۶۰۲ / ماعون / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۷

سوره کوثر
صفحه ۶۰۲ / کوثر / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۳

سوره کافرون
صفحه ۶۰۳ / کافرون / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۶

سوره نصر
صفحه ۶۰۳ / نصر / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۳

سوره مسد
صفحه ۶۰۳ / مسد / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۵

سوره اخلاص
صفحه ۶۰۴ / اخلاص / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۴

سوره فلق
صفحه ۶۰۴ / فلق / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۵

سوره ناس
صفحه ۶۰۴ / ناس / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۶

صفحه ۲۱۲ / جزء ۱۱ / آیه ۲۶ الی ۳۳

 دانلود فایل تصویری   دانلود فایل صوتی   پرسش و پاسخ صفحه

تلاوت این صفحه:

صفحه ۲۱۲

«لِّلَّذِينَ أَحْسَنُواْ الْحُسْنَى وَزِيَادَةٌ وَلاَ يَرْهَقُ وُجُوهَهُمْ قَتَرٌ وَلاَ ذِلَّةٌ أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ» (یونس/۲۶)

برای کسانی که کارهای نیک انجام دادند، بهترین پاداش‌ها و بیشتر از آن است و هیچ‌گونه غبار غم و ناراحتی ونه ذلت و خواری چهره‌های آن‌ها در بر نمی‌گیرد، این‌ها یاران بهشت هستند و آن‌ها در بهشت ماندگارند.

در صفحه‌ی قبل بیان فرمود: که الله به خانه‌های سلامتی دعوت می‌کند، و در این آیه همان خانه‌ی سلامتی را به تصویر می‌کشد: آن‌هایی که فرمان‌های خدا را انجام می‌دهند، لِّلَّذِينَ أَحْسَنُواْ تحت نظارت الله کارهای نیک انجام می‌دهند یعنی دعوت الله را می‌پذیرند، به‌ ظاهر امکان دارد یکسری کارهای سختی باشد، حالا کنترل یک مقدار شهوات باشد، انجام کارهای خوب باشد، نماز خواندن باشد روزی پنج وعده، و کارهای دیگر… این می‌شود. «لِّلَّذِينَ أَحْسَنُواْ» پایبند هستند، کارهای نیک را به خاطرخدا انجام می‌دهند. در پایان که حالا آن خانه‌ی سلامتی باشد می‌فرماید: پاداش‌شان به بهترین شکل داده می‌شود.«الْحُسْنَى» یعنی پاداش بسیار خوب و بهترین پاداش، «وَزِيَادَةٌ» بهتر از آن، یعنی از آن ذهنیّت و تصوّری که می‌شود به بهترین پاداش برسند حتی از آن هم بالاتر نصیبشان می‌شود، حالا می‌شود رضای خدا، دیدار با الله و چهره‌هایشان هم می‌فرماید: نه غبار غم می‌گیرد. «قَتَر» یعنی ناراحتی، افسردگی، چهره‌ی در هم گرفته، پر از غم، پر از اندوه «ذِلَّة» هم می‌شود حقارت، ذلّت، خواری، می‌گوید: این‌ها هم شما در چهره‌هایشان اصلاً نمی‌بینید چون خب چهره آن چیزی که در درون شخص دارد اتفاق می‌افتد چهره است که داد می‌زند، زبان چهره، خودش حرف می‌زند چهره با انسان، آدم خوشحال، آدمی که دارد می‌ترسد، آدمی که غمگین است، این‌ها همه‌اش در چهره‌اش نمایان می‌شود و گویاترین زبان بدن هم زبان چهره است، می‌فرماید: که اصلاً در چهره‌هایشان چیزی از غم و ناراحتی شما نمی‌توانید پیدا کنید، آن‌ها را در بر نگرفته «وَلاَ يَرْهَقُ» یعنی در بر نگرفته، نپوشانده، این‌ها هستند اهل بهشت و در بهشت هم می‌فرماید: که ماندگار هستند، چه سعادتی! این همان خانه‌ی سلامتی بود.

«وَالَّذِينَ كَسَبُواْ السَّيِّئَاتِ جَزَاء سَيِّئَةٍ بِمِثْلِهَا وَتَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ مَّا لَهُم مِّنَ اللَّهِ مِنْ عَاصِمٍ كَأَنَّمَا أُغْشِيَتْ وُجُوهُهُمْ قِطَعًا مِّنَ اللَّيْلِ مُظْلِمًا أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ» (یونس/۲۷)

و کسانی که در پی انجام کارهای بد هستند جزای بدی مثل خودش است و ذلّت آن‌ها را در بر گرفته، چهره‌هایشان را ذلّت و خواری و حقارت پوشانده، از جانب الله هم هیچ کسی نیست برایشان که آن‌ها را نگه دارد، نجات بدهد، آن‌ها را از عذاب الله هیچ کسی نیست که نجاتشان بدهد. انگار در چهره‌هایشان یک تکه‌ای از شب تاریک است که آن را پوشانده. این‌ها اهل آتش هستند و آن‌ها در آتش ماندگارند.

بر عکس آن آیه‌ی قبل، اینجا کسانی که آن دستورات الله را، آن دعوت الله را نمی‌پذیرند، دستورات الله را نمی‌پذیرند که سرانجام به خانه‌ی سلامتی برسند، این‌ها منزلشان دیگر برعکس است. «كَسَبُواْ السَّيِّئَاتِ» یعنی انتخابشان جور دیگر است، انتخابشان بر اساس خواسته‌های الله نیست، خودشان انتخاب می‌کنند. «كَسَبُواْ السَّيِّئَات» راه‌های اشتباه، گناه، آن را انتخاب می‌کنند، و می‌فرماید: که جزای بدی هم بدی است یعنی هر کس مسئولیت بدیِ خودش که انجام داده باید به عهده بگیرد، ناچار است، خب هیچ وقت جزای بدی که خوبی۸نیست، جَزَاء «سَيِّئَةٍ بِمِثْلِهَا» مثل خودش است، «وَتَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ» در چهره‌هایشان هم ذلت و خواری نمایان است. حکایت دارد از وضعیت خیلی ناراحت‌کننده‌ای که دارند، وضعیت اسفناک، خطرناک‌، ترسناک، و الآن در چهره‌هایشان نمایان است، چهره‌هایشان دارد داد می‌زند، بلاهایی هم که سرشان می‌آید هیچ کس هم نیست که مانع بشود، «عَاصِمٍ»  کسی که نگه دارد، مانع شود، به کارشان بیاید، چهره‌هایشان می‌فرماید: «كَأَنَّمَا أُغْشِيَتْ» انگار چهره‌هایشان در بر گرفته  «قِطَعًا» یک تکه از شب تاریک، «مِّنَ اللَّيْلِ مُظْلِمًا» «مُظْلِم» یعنی تاریک، خیلی تاریک، سیاه، چهره‌هایشان سیاه است یعنی با این چهره‌ها مشخص است که وضعیت هم بیرونی خیلی خطرناک است هم وضعیت درونی‌شان خیلی آشفته است که اصلاً نمی‌شود نگاهش کرد، يعنی هیچ نشانه‌ای از امید، احترام، محبت و جایی که به نفعشان یک چیزی بشود، امیدی داشته باشند هیچی برایشان دیگر نمانده، شب تاریک چهره‌هایشان را گرفته، می‌فرماید: که این‌ها اهل آتش هستند و در آتش هم ماندگارند، این‌ها واقعی هستند. چون خدا یک قانون دارد که آدم‌های کار خوب می‌کنند با آدم‌های کار بد می‌کنند هرگز این‌ها نتیجه‌ی زندگی‌شان و سرنوشت‌شان مثل هم نیست، این همان تفاوتی است که بین آن‌ها و این‌ها وجود دارد و خدا این‌ها را انجام می‌دهد.

«وَيَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشْرَكُواْ مَكَانَكُمْ أَنتُمْ وَشُرَكَاؤُكُمْ فَزَيَّلْنَا بَيْنَهُمْ وَقَالَ شُرَكَاؤُهُم مَّا كُنتُمْ إِيَّانَا تَعْبُدُونَ» (یونس/۲۸)

و روزی که ما همه‌ی آن‌ها را گرد می‌آوریم، بعد به کسانی که شرک ورزیدند می‌گوییم:  شما و شریکانتان سر جایتان بایستید، پس ما  بین آنها جدایی می‌اندازیم  و شریکان آن‌ها می‌گویند:  شما ما را بندگی نمی‌کردید.

خب الآن صحنه‌ی پاسخگوییِ همان انتخاب‌ها و اختیارهای انسان در زندگی است. باید پاسخگو آن کارهایی که انجام داده باشد. همین‌جور نیست که مدت‌ها، سال‌ها و قرن‌ها حالا گذشته، پیر شده و مرده و تمام شده، می‌فرماید: که ما آن‌ها را جمع می‌کنیم که حالا دیگر بر دوش بگیرند آن کارهایی که در وقت جوانی برای شهواتشان  در دنیا انجام برای منافعشان آن کار را انجام می‌دادند و خدا را و آن دعوت خدا را نپذیرفته بودند، می‌فرماید: که ما همه‌ی آن‌ها را جمع می‌کنیم، باید پاسخ بدهند.  بعد به کسانی که شرک قائل شدند برای خدا می‌گوییم که شما سر جایتان بایستید، هم خودتان و هم آن‌هایی که به آن اعتقاد داشتید. «شُرَكَاء»  یعنی اعتقادات، اشتباه داشتن به کسی غیر از خدا «وَشُرَكَاء» یعنی  یک نفر مثلاً در ذهنش به نسبت یک چیزی، یک شخصی، یک شیئی، حالا زنده باشد مرده باشد، از جنس انسان باشد از جنس غیر انسان باشد، از یک مکتب فکری باشد، از یک ایدئولوژی باشد، هر چیز که شخص به آن اعتقاد پیدا می‌کند که آن چیز درستی است و باید آن را در زندگی‌اش اجرا بکند این می‌شود «شُرَكَاء»  یا مثلاً به نسبت کسی یک تعریف خاصی یک احترام خیلی خاصی و یک ابهت خاصی یک انتظار خاصی از کسی دارد و آن دیگر یک چیز فراتر از یک انسان معمولی و یک شیء معمولی است و انتظاراتی دارد که این می‌تواند خوشبختش بکند و اگر دل به آن بدهد آن به خوشبختی می‌رسد، اگر خودش را وفق خواسته‌ی او تنظیم بکند خوشبخت می‌شود، یک چنین خیالاتی و تصوراتی که شخص به نسبت کسی یا چیزی داشته باشد آن شریک آدم می‌شود. که قائل دارد می‌شود یکسری خصوصیات خدایی به او می‌دهد آن می‌شود «شُرَكَاء» شریکان خدا برای خودش گرفته، این آدم  الان شرک آورده است. حالا می‌فرماید: که ما به همین آدم‌ها که این‌جوری در دنیا برای خودشان یک چیزی شرک قرار دادند شریک خدا، می‌فرماید: که ما به ایشان می‌گوییم سر جایتان بایستید. «مَكَانَكُمْ» پس سخن از احترام الآن نیست، یک نهیب است: تکان نخورید، سر جایتان بایستید، شما و همان شریکانی که شما در دنیا به ایشان اعتقاد داشتید، بایستید حرکت نکنید چون قرار است یک مطلب مهمی این جا ردوبدل شود. آرام باشید، بی‌حرکت بایستید تا توجیه شوید، تا تفهیم شوید، تا مطلب را خوب بفهمید، در حرکت باشید و اینور و آنور خوب مطلب نمی‌فهمید، می‌فرماید: سر جایتان بایستید.  «فَزَيَّلْنَا بَيْنَهُمْ» حالا بین این‌هایی که اعتقاد داشتند و بین آن‌هایی که به عنوان شریک برای خودشان قرار داده بودند می‌فرماید: که ما بین آن‌ها جدایی می‌اندازیم. دادرسی، فریادرسی قطع می‌شود می‌فرماید: که ما قطع می‌کنیم، دیگر چیزی به نام ارتباطی که به دادشان برسند کمکشان بکنند وجود ندارد، جدایی می‌افتد. بعد آن شریکانشان می‌گویند: که شما که در دنیا ما را بندگی نمی‌کردید: «مَّا كُنتُمْ إِيَّانَا تَعْبُدُونَ».

«فَكَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ إِن كُنَّا عَنْ عِبَادَتِكُمْ لَغَافِلِينَ» (یونس/۲۹)

پس الله بین ما و شما کافی است که گواه باشد. بی‌شک که ما از عبادت شما غافل بودیم، اصلاً خبر نداشتیم.

حالا این‌هایی که شریک هستند به آن مردمی که به او اعتقاد داشتند می‌گویند: حالا هر کسی هر شخصی در زندگی خودش یک چیزی می‌شود، امکان دارد برای او شریک باشد. یعنی در حد خدایی او را قبول داشته باشد، پرستش بکند. یعنی آن کسی که توحید و ایمان به خدایش ضعیف می‌شود. چنین چیزی در زندگی‌اش هر کسی با آن شریکش امکان دارد پیش بیاید. آن شریک می‌گوید: که من اصلاً روحم خبر نداشت که تو من را این‌جوری پرستش می‌کردی، یعنی دارد خودش را پس می‌کشد و دارد خودش را دور می‌گیرد و می‌خواهد او را اصلاً تنها بگذارد، خودش و پاسخگوی اعمال خودش دیگر خودش باشد، کلاً گردن خودش بیفتد و دیگر هیچ کس نیست که کنار او باشد و به دردش بخورد و امیدی داشته باشد، این اتفاق برایش می‌افتد. «إِن كُنَّا» یعنی همانا ما،  «إِن» به معنای «إِنَّ» است تاکید است، گاه وقتی تاکید به «إنَّ» می‌آید، گاهی «أنَّ» می‌آید، گاهی «إن» می‌آید که می‌شود مخفّفه از ثقیله، می‌گوید: ما اصلاً شما ما را عبادت می‌کردید، این‌جوری ما را مقدس حساب می‌کردید. ما اصلاً روحمان خبر نداشت که شما چه کار می‌کردید، به ما چه ربطی دارد، ما کاره‌ای نیستیم.

«هُنَالِكَ تَبْلُو كُلُّ نَفْسٍ مَّا أَسْلَفَتْ وَرُدُّواْ إِلَى اللَّهِ مَوْلاهُمُ الْحَقِّ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَفْتَرُونَ» (یونس/۳۰)

آنجا آن کارهایی که قبلاً انجام داده است هر نفسی واضح و آشکار می‌شود، و به سوی الله، مولای حقیقی‌شان برگردانده می‌شوند و گم می‌شود واز آن‌ها آن افتراهایی که می‌ساختند، دروغ‌هایی که می‌ساختند گم می‌شود.

وقتی که آن‌ها این‌جور خودشان را تبرئه می‌کنند و خودشان را دور می‌گیرند و کل مسئولیت‌ها گردن آن شخصی می افتد که از خدا روی، چرخانده و برای خودش زندگی کرده و برای او و دعوت خدا را، قرآن و دین خدا را نپذیرفته، آنجا می‌فرماید: دیگر کل کارهایی که آن شخص در زندگی‌اش انجام داده «أَسْلَفَتْ» هر آنچه که در تمام زندگی‌اش قبلاً انجام داده، آنجا واضح و آشکار می‌شود:  «تَبْلُ» به چه انگیزه‌ای سراغ آن‌ها رفته، هدفش چه بوده، به قدرت، به شهوت برسد؟ دستش آزادتر بشود که هر کاری دوست داشت انجام بدهد، بخورد، بنوشد، کارهای دیگر انجام بدهد. بالا بکشد، از خدا روی گردانده که دستش آزاد شود، عذاب وجدان و از کسی ترس دیگر نداشته باشد. آنجا دیگر تمام کارهایی که انجام داده، واضح می‌شود. انگیزه‌ها و نیت‌هایشان و اهدافشان همه برملا می‌شود و به سوی الله، مولای حقیقی‌شان برگردانده می‌شوند. الله، و خودشان هستند. دیگر هیچ کس در وسط، واسطه‌ای وجود ندارد. و تمام چیزهایی که در دنیا اعتقاد به آن پیدا کرده بودند، از خیالات خودشان می‌بافتند: «يَفْتَرُونَ» آن‌ها دیگر نیستند، پا پس می‌کشند، دیگر گم می‌شوند، دیگر می‌روند برای خودشان و ذره‌ای نمی‌توانند که به داد این‌ها برسند یا به درد این‌ها بخورند.

«قُلْ مَن يَرْزُقُكُم مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ أَمَّن يَمْلِكُ السَّمْعَ وَالأَبْصَارَ وَمَن يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَيُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ ومَن يُدَبِّرُ الأَمْرَ فَسَيَقُولُونَ اللَّهُ فَقُلْ أَفَلاَ تَتَّقُونَ» (یونس/۳۱)

بگو: چه کسی است از آسمان و زمین به شما روزی می‌دهد؟ یا چه کسی مالک شنوایی و بینایی شما است؟ و چه کسی است که زنده را از مرده خارج می‌کند، وچه کسی مرده را از زنده خارج می‌کند؟  وچه کسی امور را مدیریت می‌کند؟ پس خیلی زود هم جواب می‌دهند: الله. در جواب بگو: پس چرا مراعات نمی‌کنید؟ چرا رعایت نمی‌کنید؟ تقوا را پیشه نمی‌کنید؟

آن اعتقادات باطل و مقدس شمردن چیزهایی غیر از الله و صفت خدایی را به آن‌ها دادن، حالا یک وقتی بحث عشق و دوست داشتن باشد، یک وقتی به خاطر احساسات باشد، یک وقتی به خاطر منافع باشد، یک وقتی به خاطر شهوت و موقعیت باشد، یک وقتی به خاطر قدرت باشد، شما که به آن‌ها آن اعتقادات قائل بودید، آن چیزها را می‌گفتید: خب آن‌ها برای شما در دنیا چه می‌کردند، چه داشتند، چه کسی بود که در دنیا به شما رزق می‌داد از آسمان و زمین چه کسی بود؟  الله بود یا آن‌ها بودند. حالا سؤال می‌کند آن‌ها مگر چه داشتند؟ چه نشانه‌ای از خدایی داشتند که خدا را رها کردید، دعوت خدا را رها کردید به سمت آن‌ها رفتید؟ چه کسی است که از آسمان و زمین برای شما رزق و روزی می‌دهد؟ هر روز که دارید می‌خورید یک روزی‌ای است که یا به آسمان و آب باران یا به زمین و کشتنی زمین، وصل است. می‌گوید: این‌ها چه کسی دارد به شما رزق و روزی می‌دهد؟ این شنوایی‌ و بینایی که دارید، این چه کسی است که گوش را در چهره شما گذاشته است. چه کسی چشم را در چهره شما گذاشته؟ چه کسی این‌ها را برای شما قرار داده؟ دارد می‌پرسد، سوالات بسیار آسان ولی خیلی جدی و عمیق؛ و می‌فرماید: چه کسی زنده را از مرده در آورده؟ شما که مرده بودید چه کسی شما را زنده کرد و مابقی همه‌ی زنده‌ها که از مرده در آمدند ایجاد شدند تولد شدند، و آن زنده‌هایی که می‌گشتند و بعد تبدیل به میت شدند، مرده شدند، چه کسی این پروژه را دارد پیش می‌برد، و تمام این امور را دارد چه کسی مدیریت می‌کند؟ 

 «ومَن يُدَبِّرُ الأَمْر» خورشید، ماه همه‌ی نظم و انتظاماتی که در عالم هستی حاکم است چه کسی دارد مدیریت می‌کند؟ واضح است: الله، می‌گویند: الله، ولی چرا همین الله را مراعاتش نمی‌کنید، دعوتش را اجابت نمی‌کنید؟

«فَذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمُ الْحَقُّ فَمَاذَا بَعْدَ الْحَقِّ إِلاَّ الضَّلالُ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ» (یونس/۳۲)

پس او الله است پروردگار حقیقی شما، صاحب واقعی شما، پس بعد از حق جز گمراهی چه می‌ماند؟ پس کجا می‌خواهید بروید؟ به کدام سمت می‌خواهید بچرخید، چرخ بخورید؟

واضح است جواب همه‌ی این سؤالات، همین الله، صاحب واقعی شما، همه کاره‌ی واقعی شما است. این حق. بعد از این حرف دیگر چه حرفی می‌ماند؟ هر حرفی که وجود داشته باشد گمراهی است، هر توجیه و دلیل و منطقی هم پشتش باشد گمراهی است، غیر از این حق، الله، که الله این‌ها را ایجاد کرده، بعد از این هر چه باشد همه‌اش گمراهی است هر چقدر هم لباس زیبا و لباس دین و این‌ها به خودش بپوشد، بعد از این حرف، دیگر همه‌اش هر چه می‌ماند جز گمراهی چیزی نیست. «فَمَاذَا بَعْدَ الْحَقِّ إِلاَّ الضَّلالُ» پس کدام سمت می‌خواهید بچرخید بروید؟ بمانید. الله همین است، به هیچ چیز دیگر اعتقاد پیدا نکنید، به دل خودتان به فکر خودتان اجازه ندهید، خام نشوید، گول نخورید، همين را بپذیرید، کدام سمت می‌خواهید بروید؟ الله می‌خواهید رها بکنید پیش چه کسی بروید؟ همان شرکا؟

«كَذَلِكَ حَقَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ عَلَى الَّذِينَ فَسَقُواْ أَنَّهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ» (یونس/۳۳)

این چنین کلمه‌ی پروردگارت بر کسانی که فاسق هستند محقق شده که آن‌ها ایمان نمی‌آورند.

یعنی این کلمه از طرف پروردگارت محقّق شده، این قانون دیگر اعلام شده، این‌جوری است که هر کس دلش به ایمان نیست.

«عَلَى الَّذِينَ فَسَقُواْ»  «فَسَقُواْ» کسی که نمی‌خواهد ایمان بیاورد، کسی که می‌خواهد دنبال گناه و شهوات و اغراض و اهداف خودش برود این می‌شود فَسَقُواْ  کسی که دلش به هدایت خدا نیست، می‌گوید این قانون خدا، این کلمه‌ی خدا، رفته دیگر که هر کس دلش به خدا و هدایت نیست آن‌ها ایمان نمی‌آورند. «أَنَّهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ»  این حرف‌ها هیچ چیز در دل و گوششان نفوذ نمی‌کند، هزار تا فکر دیگر از این حرف‌ها از این آیات و انگیزه‌ها و چیزهای دیگر می‌کنند. و اما و اگرها و توجیهات و تأویلات می‌آورند ولی ایمان نمی‌آورند به این آیات و این‌ها را نمی‌پذیرند.