تلاوت این صفحه:
صفحه 165
«وَقَالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ أَتَذَرُ مُوسَىٰ وَقَوْمَهُ لِيُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ وَيَذَرَكَ وَآلِهَتَكَ ۚ قَالَ سَنُقَتِّلُ أَبْنَاءَهُمْ وَنَسْتَحْيِي نِسَاءَهُمْ وَإِنَّا فَوْقَهُمْ قَاهِرُونَ»(اعراف/۱۲۷)
و گروهی از بزرگان قوم فرعون گفتند:«آیا تو موسی و قومش را همینطور به حال خودشان رها میکنی تا در زمین فساد کنند و تو و خدایان تو را رها کنند. به زودی پسرانشان را به قتل میرسانم و زنانشان را زنده نگه میدارم و ما کاملا بر آنها مسلط هستیم.
و گفتند گروهی از قوم بنیاسرائیل، بزرگانشان ، وزیر وزرایشان، آنهایی که دارای سمت و پست و مقام بودند، درباریان، گفتند: «ای فرعون! آیا تو موسی و قومش را همینجور به حال خودشان رها میکنی! «أَتَذَرُ» ولشان میکنی، رهایشان میکنی و قومش را تا در زمین فساد بکنند؟» فساد بکنند یعنی اینکه همینجوری ایمان به الله را ترویج بدهند و مردم جذبشان بشوند و این سیستم تو، این قدرت تو، کم و کمتر بشود، همینجور ولشان میکنی و اجازه میدهی که تو را و خدایان تو را رها بکنند. «وَيَذَرَكَ» تو را رها بکنند، «وَآلِهَتَكَ» معبودان تو، البته که فرعون بت نمیپرستید یعنی خیلی باهوشتر از این حرفها بوده که اعتقاد به اینها داشته باشد که اینها کارهای هستند. برای مردم تعیین تکلیف میکرده که این خدای فلانی برای فلان چیز است، این خدای فلان است آن خدای فلان است، برای مردم رسمیت میداده، تبلیغ میکرده که این خدایان، اینها مقدسند، پرستش بکنید «وَآلِهَتَكَ» همان معبودان تو که آنها را رسمیت دادی و انتخابشان کردی و حالا چه بسا هم که خود فرعون برای عوام فریبی جلو آن بتها هم سر خم بکند. میگوید: «رهایشان میکنید که اینها از این خدایان بربگردند!» دارند فرعون را توبیخ میکنند و فرعون میگوید: «قَالَ سَنُقَتِّلُ أَبْنَاءَهُمْ» غصه نخورید من خیلی زود این دستور را میدهم، این کار را میکنم، به زودی پسرانشان را به قتل میرسانم و زنانشان را زنده نگه میدارم و ما بر سرشان کاملاً مسلطیم غصه نخورید اینها از من در نمیروند. و بعد از این هم واقعاً انجام میداد؛ مأمورانشان را میفرستاد و تو خانههای مردم میرفتند، روزی چند خانواده همینجور ورود به خانهها مثلاً یک خانهی شش، هفت نفری هر چه فرزند پسر است جلو پدر و مادر سر میبریدند، جلو دختران خانواده و همینجور لاشههایشان را روی زمین میانداختند و خانهی بعدی میرفتند. واقعاً فرعون این کار را انجام میداد. حالا داریم چه میخوانیم! ما سورهی مبارکهی اعراف هستیمها. اول سوره الله فرمود که کتاب فرستاده، برای همه مردم پیغمبر فرستاده، از مردم سؤال میکند، از پیغمبران سؤال میکند، ای مردم! آیا آیات الله برایتان آمد؟ نیامد؟ بعد خواندیم: آن داستان اعراف، گفت و گوی اهل بهشت، اهل جهنم، اهل جهنم چه وضعیتی داشتند! یک مقدار به ما آب بدهید، غذا بدهید. آنها زندگیشان تو دنیا اینجوری بوده دارد، الان دارد برای ما بیان میکند (آن ستمگرانی که تو جهنم هستند) که بفهمیم مشکل اصلی کجاست که آنها الان گرفتار جهنم شدند. حال دارد پسرانشان را میکشد، دخترانشان را زنده نگه میدارد؛ حالا برای استفاده از هر چیزی به عنوان کلفت، به عنوان کنیز و از آنور میگوید: «وَإِنَّا فَوْقَهُمْ قَاهِرُونَ» من کاملاً بر آنها مسلطم یعنی قدرت نظامی، قدرت سیاسی، تسلیحات، اینها دارم و میتوانم نفس آنها را ببرم و از قدرت قاهرهی خودش استفاده میکند و زورگویان دنیا تا حالا هم به همین شکل از قدرتشان استفاده میکنند. (برای سرکوب) غصه نخورید. «وَإِنَّا فَوْقَهُمْ قَاهِرُونَ»
«قَالَ مُوسَىٰ لِقَوْمِهِ اسْتَعِينُوا بِاللَّهِ وَاصْبِرُوا ۖ إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُهَا مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ ۖ وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ»(اعراف/۱۲۸)
موسی به قومش گفت: «شما از الله کمک بخواهید، صبر کنید، بدون شک که زمین مال الله است، آن را به هر کس از بندگانش که خواست به ارث میگذارد و عاقبت خوب ازان متقیان است.»
موسی به قومش گفت:«شما از الله کمک بخواهید «اسْتَعِينُوا بِاللَّهِ وَاصْبِرُوا ۖ » و صبر کنید بدون شک که زمین مال الله است آن را به هر کس از بندگانش که خواست واگذار میکند به ارثش میگذارد «يُورِثُهَا مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ ۖ » و سرنوشت خوب، عاقبت خوب ازان متتقیان است.» متقیان هستند که دست آخر پیروز از میدان در میروند. در جلسات ایمانی، جلسات خصوصی که با قومش داشته الان دارد این صحبت را میکند، دارد آنها را تقویت ایمانی میکند، آنها را سفارش میکند، دارد پرورش میدهد که ای قوم من! صبر بکنید، از الله کمک بخواهید که به شما صبر بدهد و از این وضعیت وحشتناک، از این سختیها بتوانید به سلامتی عبور بکنید. زمین مال خداست هر زمان خواست آنها را نابود میکند و شما را جایگزین آنها میکند.
«قَالُوا أُوذِينَا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَأْتِيَنَا وَمِنْ بَعْدِ مَا جِئْتَنَا ۚ قَالَ عَسَىٰ رَبُّكُمْ أَنْ يُهْلِكَ عَدُوَّكُمْ وَيَسْتَخْلِفَكُمْ فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرَ كَيْفَ تَعْمَلُونََ»(اعراف/۱۲۹)
به موسی گفتند: «ما قبل از اینکه تو بیایی و بعد از اینکه آمدی اذیت شدیم.» گفت امید است پرودگار شما دشمن شما را نابود کند و شما را در زمین جایگزین کند. پس نگاه میکند که چگونه عمل میکنید.
قوم موسی گفتند در همان جلسه گفتند که: «ما اذیت شدیم، قبل از اینکه تو بیایی و بعد از اینکه آمدی.» موسی گفت: «امید است پرودگار شما که دشمن شما را نابود کند. «أَنْ يُهْلِكَ عَدُوَّكُمْ» و شما را در زمین جایگزین کند. «وَيَسْتَخْلِفَكُمْ فِي الْأَرْضِ» پس نگاه میکند که چهجوری عمل میکنید. آنها گفتند که: «حالا ما صبر بکنیم دقیقاً بار اولمان هم نیست که این فرعون دارد در حقمان ستم میکند قبل از اینکه تو اصلاً پیغمبر بشوی، سمت ما بیایی، همین آزار و اذیتها را ما از فرعون داشتیم؛ بچههای مردم را سر میبرید، به دار میآویخت، بیگناه اعدام میکرد. میگوید: «قبل از اینکه بیایی این مصیبتها ما داشتیم.» و کلاً ستم یک حاکم وقتی که خودش را قدرت برتر میبیند خیلی چیز عادی هست که به مردم ظلم میکند میگوید: «این سابقه داشته، فرعون این کارها را انجام داده، بعد از اینکه آمدی هم ادامه دارد میدهد.» پیامبر موسی علیه السلام به آنها گفت: «ولی امید است که با همین صبوری شما این بار دیگر خداوند دشمن شما را نابود کند برای همیشه و شما را در زمین بگذارد.» نگاه میکند که شما چه کار میکنید آیا از این تهدید و ارعاب آیا میترسید و عقب نشینی میکنید؟ یا صبوری میکنید راه ایمان را ادامه میدهید؟ الله شما را دارد نگاه میکند که چهطور عمل میکنید.
«وَلَقَدْ أَخَذْنَا آلَ فِرْعَوْنَ بِالسِّنِينَ وَنَقْصٍ مِنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ»(اعراف/۱۳۰)
و قطعاً ما آل فرعون را به وسيله قحطی و کاستی از میوهها گرفتیم تا شاید متذکر شوند.
و قطعا ما آل فرعون را گرفتیم به وسيله قحطی خشکسالی «السِّنِينَ» قحطی و خشکسالی و کاستی از میوهها «نَقْصٍ مِنَ الثَّمَرَاتِ» میوهها، محصولات کشاورزی، کم کردیم تا شاید متذکر بشوند؛ یعنی حاصل دسترنجشان در کشاورزی مثلاً یک سال مصیبتی مشکلی میآمد، سیلی، چیزی از بین میرفت یا آفت میگرفت، محصولات از بین میرفت، خشکسالی میآمد، بیبارانی بود که شاید بفهمند که یک خبری هست، بفهمند که این دنیا صاحبی دارد و پیامبر موسی دارد راست میگوید. «لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ»