دانلود فایل تصویری دانلود فایل صوتی پرسش و پاسخ صفحه
تلاوت این صفحه:
صفحه ۲۵۰
«وَيَسْتَعْجِلُونَكَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ وَقَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمُ الْمَثُلَاتُ ۗ وَإِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغْفِرَةٍ لِلنَّاسِ عَلَىٰ ظُلْمِهِمْ ۖ وَإِنَّ رَبَّكَ لَشَدِيدُ الْعِقَابِ»(رعد/۶)
و با عجله از تو بدی را قبل از خوبی تقاضا میکنند در حالی که قبل از آنها عقوبتهای مشابه گذشته است و بیشک که پروردگارت نسبت به مردم بسیارصاحب مغفرت است با وجود ظلم مردم و بدون شک که پروردگار تو شدید العقاب است.
خب بعد از اینکه در اوایل سوره مبارکه رعد از بزرگی الله، از آن کهکشانها، از عظمت آسمانها و زمین و آنچه که همه چیز در جریانند و الله دارد همه چیز را، همه عالم را به این عظمتش دارد مدیریت میکند و از همه اینها صحبت کرد؛ از زمین، از آن باغها، چشمهها، رودها که هزاران کیلومتر در زمین جریان دارند و تمام اینها را وقتی بیان فرمود، بعد گفت که حالا خیلی جای تعجب است که آدمهایی پیدا میشوند، میپرسند که آیا ما وقتی که خاک شدیم دیگر امکان دارد دوباره زنده شویم؟! چه کسی هست که ما را زنده کند؟ کدام قدرت؟ و بیان فرمود که اینها اصلاً خدا را نشناختند، به پروردگارشان کافر شدند. حالا همان آدمها میفرماید: «وَيَسْتَعْجِلُونَكَ بِالسَّيِّئَةِ»، آنها برای خودشان بدی را میخواهند یعنی تقاضای بدی میکنند، تقاضای مشکلات، دردسرها، عذابها، و اینها را از تو میخواهند یعنی خودشان را نفرین میکنند، بدی را تقاضا میکنند در حالی که خدایی به آن بزرگی را اگر میشناختند، از این خدا خوبی را میخواستند نه بدی، نه بدبختی و فلاکت را، حالا اینها اینجور با تکبر و عدم معرفت خدا این حرفها را میزنند میفرماید: «وَقَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمُ الْمَثُلَاتُ» قبل از آنها دیگر عقوبتهای مشابه خیلی گذشته. «مَثُلَاتُ»: یعنی مثل همان چیزی که الان دارند، میگویند، خب قبلاً اتفاق افتاده، بار اول نیست که بر سر اینها بیاید، خیلی آدمها مثل همینها، همین حرفها را زدند، همین راه را رفتند و عقوبت سرشان آمد، دیگر برای چه با غرور این حرفها را دارند میزنند و میفرماید که: «پروردگار تو مغفرت دارد، مغفرت! چرا این قسمت را از خدا نخواهند؟ البته «عَلَىٰ ظُلْمِهِمْ»، با وجودی که مردم خیلی ظلم میکنند، انواع ظلمها انجام میدهند در حق خودشان، دیگران، حق نشناسی، تکبر، زیر پا گذاشتن حق و حقوق با وجودی که مردم این کارها را انجام میدهند ولی الله از مغفرتش نسبت به مردم دریغ نمیکند و البته هرکس که مسیر غرور و تکبر، خدا نشناسی، ظلم و اینها برود میفرماید: «وَإِنَّ رَبَّكَ لَشَدِيدُ الْعِقَابِ»، این طور هم نیست که فقط خداوند برای مردم، مغفرت داشته باشد شدید العقاب هم هست، عدهای لیاقت مغفرت پیدا میکنند و عدهای دیگر از مردم، لیاقت شدید عذاب شدن.
«وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْلَا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِنْ رَبِّهِ ۗ إِنَّمَا أَنْتَ مُنْذِرٌ ۖ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ»(رعد/۷)
و میگویند کسانی که کافر شدهاند، چرا بر او آیهای از پروردگارش نازل نمیشود؟ بیشک که تو انذار دهندهای و برای هر قومی هدایتگری است.
همان کافرها که خدا را نشناختند، آنهایی که میگویند که چرا آیهای از طرف پروردگارش برایش نمیآید؟ یعنی واقعاً این فرستادهی پروردگارش است؟ اصلاً دارد راست میگوید؟ اصلاً پروردگاری وجود دارد؟ بالاخره برای فرافکنی و برای اذیت و تحقیر و اینها، این حرف را میزنند؛ چرا آیهای نمیآورد؟ چرا نشانهای نمیآورد؟ که ما بفهمیم که واقعاً خدا او را فرستاده که البته وقتی هم که آیه میآورد باز هم همین حرف را تکرار میکنند، دوباره چرا آیه نمیآورد؟ تمسخر است، بحث حق جویی نیست، بحث رسیدن به قناعت نیست، بحث اذیت است. اینها به این منظور این حرفها را میزنند. حالا میفرماید که: «تو کارت انذار دادن هست «إِنَّمَا أَنْتَ مُنْذِرٌ» آنها را هشدار بدهی که در مقابلشان چه خدایی وجود دارد، در جلوی رویشان (در عالم قیامت) چه روزهای سختی وجود دارد و میفرماید که: «برای هر قومی هدایتگری است.» حالا آن هدایتگر، پیغمبر در باب اولا امکان دارد کسان دیگر غیر از پیغمبر هم باشند که آنها را متوجه میکنند، آموزش میدهند، راهنمایی میکنند «هَادٍ» یعنی هدایتگر، هادی، راهنماییگر، برای هر قومی، افرادی هستند که در بین مردم اصلاح و هدایتگری انجام میدهند؛ یعنی خدا همچنین بندگان خوب و با نیت خیری در همهی شهرها و روستاها دارد.
«اللَّهُ يَعْلَمُ مَا تَحْمِلُ كُلُّ أُنْثَىٰ وَمَا تَغِيضُ الْأَرْحَامُ وَمَا تَزْدَادُ ۖ وَكُلُّ شَيْءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدَارٍ»(رعد/۸)
الله میداند آنچه که هر مادهای حمل میکند (هر مؤنثی حمل میکند) و آنچه که رحمها آن را فرو میبرد و آنچه که اضافه میکند و هر چیزی نزد او به میزان مشخصی است.
گوشهای از زندگی زاد و ولد همهی مخلوقاتی که از کانال زاد و ولد زیادی میشوند، افزایش پیدا میکنند، دارد این آیه بیان میکند. میفرماید: «اللَّهُ يَعْلَمُ مَا تَحْمِلُ كُلُّ أُنْثَىٰ» هر مادهای، مادینهای، مؤنثی که حمل میکند الله میداند، خب معلوم است که میداند چون خود الله آن را گذاشته، آن را آفریده حالا آن مادینه، جنس مؤنث از انسان باشد یا حیوانات باشد و یا هر آنچه که ما میبینیم یا نمیبینیم، یا میشناسیم یا نمیشناسیم، هر مادهای که متولد میکند.میفرماید که: «الله هر آنچه که آن ماده در خودش حمل میکند، میداند.» حالا امکان دارد خود آن بطور مثال: انسان، به عنوان یکی از مخلوقاتش که با زاد و ولد بچهدار میشود، تولید فرزند میکند، و آنچه که آن جنس مؤنث در خودش حمل میکند،چ الله میداند چون جنس مؤنث حالا خاصتاً انسان داریم در موردش حرف میزنیم، آن جنس ماده وقتی که متولد میشود یا قبل تولد، آنچه که قرار است برای مادر شدن داشته باشد از قبل تولد همراه خودش دارد؛ آن تخمکها، آنطوری که دانشمندها میگویند: یعنی نوزاد دختر قبل تولد این جزو بدنش است، یک عضوی از بدنشان (رحم و تخمدان) یک میلیون تخمک همراهش متولد میشود، یعنی هنوز متولد نشده در بدنش یک میلیون تخمک وجود دارد و در طول زندگیش تا وقتی که به سن بلوغ میرسد حالا بعد از سن بلوغ، در هر دوره، یک سیکل ماهیانه، یک تخمک آزاد میشود، از تخمدان رها میشود یعنی میآید به سمت رحم حرکت میکند و حالا میفرماید که: «آنچه که آن مؤنث حمل میکند؛ چون نر، جنس مذکر، آن را در بدن خودش حمل نمیکند، همیشه به صورت اسپرم تولید میشود ولی برای جنس مؤنث تولید نمیشود، از روز اول در بدنش حمل میکند حالا این مسئله دارد بیان میکند که در این دستگاه به حساب برای باروری مؤنث، الله میداند و آن مسائل، هر روز بدون توجه به اینکه آیا بارور شود یا نه، کار خودشان را انجام میدهند: هر ماه تخمک آزاد میشود، وارد رحم میشود یا لولهای که به رحم وصل است و آنجا آن موادی که نیاز دارد، کلسیم، آهن و مسائل دیگری که احتمالاً اگر آن بارور شود، آن جنین احتمالی به چه چیزهایی نیاز دارد، قشنگ همهی خوراکیهایش تامین میشود، آماده میشود و در دیوارهی داخلی رحم به صورت دیواره، آماده و مهیای غذادهی میشود برای آن اسپرم احتمالی که وارد شود و تبدیل به جنین شود منتظر میماند اگر آمد که آن غذاها به آن جنین تزریق میشود و آن جنین رشد پیدا میکند و بزرگ میشود و اگر نیامد آن دیوارهها ریزش پیدا میکند و از رحم دفع میشود، میآید پایین دفع میشود میفرماید: «وَمَا تَغِيضُ الْأَرْحَامُ»: چیزی که رحمها آن را فرو میبرد یعنی از دیواره رحم میآید میریزد و از رحم پایین میآید، فرو میخورد، میریزد و بعد دفع میشود این میشود «وَمَا تَغِيضُ الْأَرْحَامُ» رحمها آن را دفع میکند، «وَمَا تَزْدَادُ» و آنچه که رحمها زیاد میکند، آن غذاها را آماده میکند و بعد وقتی که آن به حساب اسپرم آمد، تولید به نوزاد شد، به جنین شد، و آن را رشد میدهد، بزرگتر میشود، و هی بزرگتر میشود، هفته به هفته و تا اینکه به یک جنین تبدیل میشود، زنده میشود، بزرگ میشود، سنگین میشود، و بعد آمادهی تولد میشود این میشود: «وَمَا تَزْدَادُ» آنچه که رحمها در خودش زیاد میکند، افزایش میدهد، آن جنین را در خودش رشد میدهد الله این را کاملاً میداند، میداند که در آن رحمها چه تخمکهایی هست، چه اسپرمهایی در آنجا دارد افزایش پیدا میکند، دارد بارور میشود، دارد بزرگ میشود؛ چون در آن رحمها که «وَمَا تَزْدَادُ» رحم دارد بزرگ میکند از میانِ، آن طوری که دانشمندان میگویند: در هر بار عمل مقاربت، دویستوپنجاه میلیون اسپرم میروند که داخل رحم و آنجا تبدیل به جنین شوند. از این دویستوپنجاه میلیون که هر کدام یک آدم است، یک آدم میتواند باشد، از میان کل آن دویستوپنجاه میلیون نفر مستقل، فقط یک نفر که آن کسی که زنده هست، که ماها باشیم، از میان آنها فقط پیروز میشوند و میتوانند که راه حیات را در پیش بگیرند، خدا آن را انتخاب میکند، همین ماها را انتخاب کرد. که آن وارد رحم شود و افزایش پیدا بکند، «وَمَا تَزْدَادُ»، بزرگ شود و متولد شود. «وَكُلُّ شَيْءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدَارٍ» همه چیز نزد پروردگار به میزان مشخص است؛ آن مقدار غذایی که جنین نیاز دارد، چه مقدار کلسیم، چه مقدار آهن، نه کمتر و نه بیشتر، هر آنچه که نیاز دارد به میزان مشخص به آن میرساند، به میزان مشخص برای غذای جنین آماده میکند و به میزان مشخص او در رحم رشد پیدا میکند، دست به یک میزان رشد پیدا میکند نه بیشتر، چشمها به یک میزان، قلب، کلیه، رودهها به یک میزانی رشد پیدا میکند (میزان مشخص) بیشتر رشد نمیکند که آن بچه نابود شود، از بین برود، خود مادر اذیت شود همه چیز نزد پروردگار میزانش مشخص است، تعریف شده است، فرمولش و قانونش معلوم است، الله طبق آنها انجامش میدهد.
«عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ الْكَبِيرُ الْمُتَعَالِ»(رعد/۹)
دانندهی پنهان و آشکار، بزرگ، بسیار بلند مرتبه.
در آن عالم جنینی در شکم مادر و در تمام پنهانها الله است که پنهانها را میفهمد، آن فرمولها و قانونها را میفهمد و آنها را به اجرا میگذارد، چیزی که ناپیداست، پنهان است، الله آن را کاملاً میفهمد، کاملاً داناست و آنچه که واضح و آشکار است، ظاهر است، دیگران میبینند، الله آنها را هم به نسبتش آگاهی دارد، داناست. الله بسیار بزرگ است و بسیار بلند مرتبه است و این بلند مرتبگی و علوّ شأن الله آنقدر است که هیچکسی به بزرگی الله نمیتواند برسد.
«الْمُتَعَالِ» باب تفاعل هست، بزرگی و تعالی و علوّ شان و عظمت و هیبت، ویژهی الله است.
«سَوَاءٌ مِنْكُمْ مَنْ أَسَرَّ الْقَوْلَ وَمَنْ جَهَرَ بِهِ وَمَنْ هُوَ مُسْتَخْفٍ بِاللَّيْلِ وَسَارِبٌ بِالنَّهَارِ»(رعد/۱۰)
یکسان است از شما کسی که صحبتش را پنهان میکند و کسی که آن را آشکار کند و کسی که به صورت مخفیانه، دزدکی در شب حرکت کند و کسی که آشکارا در روز راه را بپیماید.
دارد مثالها میزند که در ذهنها روشن شود که الله کیست، معرفت و دانایی نسبت به الله را دارد اینجا به تصویر میکشد، میفرماید: «سَوَاءٌ مِنْكُمْ» شما ای آدمها! شما همه برابرید، شکلهای زندگیتان فرق میکند، حالتهای زندگیتان فرق میکند؛ ولی پیش خدا یکسان است، همهی شما یکسان هستید حالا مثال میزند: کسی که صحبتش را پایین کند، در گوشی صحبت کند، اصلاً نه، با کسی هم صحبت نکند، با خودش حرف بزند، خود گفتگویی انجام دهد، با خودش حرف بزند، «مَنْ أَسَرَّ الْقَوْلَ»: آهسته با خودش یا فقط با یک نفر دارد حرف میزند (سرّی) و کسی که داد میزند، بلند میگوید، در یک مجلس همه میشنوند میگوید پیش الله یکسان است؛ این آدم که با خودش فقط حرف میزند و آن آدم که دارد داد میزند هر دو تا قد هم هستند، پیش الله مساوی هم هستند، از حال هردو کامل میفهمد و کسی که در شب،«مُسْتَخْفٍ» مخفیانه، مخفی، پنهانی، آن هم در شب یعنی شب خودش یک مخفیانه شدن است چون هوا تاریک است، دید کم است، هوای تاریک را در جایِچ تاریک در نظر بگیرید و کسی در همان هوای تاریک هم با احتیاط دارد میرود؛ پشت درخت، پشت دیوار، پشت یک نقاب خودش را مخفی کرده و این آدم دارد با احتیاط حرکت میکند، «وَسَارِبٌ بِالنَّهَارِ» و کسی که آشکارا در روز جلو چشمان همه دارد در روز حرکت میکند؛ هم روز روشن میکند، برملا میکند، هم خود سارب خودش را آشکارا بر ملا کرده، حرکتش را خیلی عادی جلو دید همگان دارد راه میرود، هیچ فرقی بین این دو تا پیش خدا نیست ولی پیش ماها بین این دو تا خیلی تفاوت است.
«لَهُ مُعَقِّبَاتٌ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ يَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ ۗ إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ ۗ وَإِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوءًا فَلَا مَرَدَّ لَهُ ۚ وَمَا لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَالٍ» (رعد/۱۱)
برای الله است کسانی که پشت سرهم میآیند، در تعقیب هم میآیند، به نوبت میآیند، در جلوی روی انسان از جلوی رویش و از پشت سرش یا برای انسان فرشتگانی است که پشت سر هم میآیند از جلوی رویش و از پشت سرش او را به امر الله محافظت میکنند بدون شک که الله هیچ قومی را تغییر نمیدهد تا زمانی که خودشان، خودشان را تغییر دهند و زمانی که الله به نسبت قومی ارادهی بدی کرد، ارادهی عذابی کرد پس هیچ برگشتی برای او نیست و برای شما به غیر از الله هیچ یاریگری و حمایتگری وجود ندارد.
حالا میفرماید این انسان، همین انسان که چقدر در مقابل الله غرور او را در بر میگیرد که من آیا وقتی به خاک شدم زنده میشوم؟ چه کسی هست که من را زنده کند؟ و بعد اگر واقعاً خدا وجود دارد، واقعاً قیامت وجود دارد بگذار بیاید، اصلاً بگذار بمیریم، عذاب، خدا عذاب میدهد؟ خدا کجا که دیگر عذابش بیاید؟! عذابش را بیاور ما منتظر هستیم، زود، ما عجله داریم همین انسان که دارد زندگی میکند. میفرماید که: «خدا به فکر محافظت از همین انسانهاست که در زندگی دنیا دارند میچرخند.»، «لَهُ مُعَقِّبَاتٌ»، تعقببکنندگانی، «مُعَقِّبَ» یعنی کسی که پشت سر یکی دیگر میآید، به نوبت میآیند، از جلوی روی انسان ملائکههایی است، «وَمِنْ خَلْفِهِ» و از پشت سرش هم ملائکهای هست. «يَحْفَظُونَهُ»، کارشان این است که از او محافظت میکنند، «مِنْ أَمْرِ اللَّهِ» از دستوری که از جانب الله برایشان آمده، به دستور الله از انسان محافظت میکنند در این دنیا هزاران مسئلهی خطر ساز، خطرناک وجود دارد حالا خطرهایش را در آیات بعدی هم بیان میکند و ملائکه به دستور خدا مأمورند که از این انسانها محافظت کنند آن خدا، بزرگی خدا، این هم خدمتی که خدا گذاشته از کانال ملائکه به بندگانش میرساند از آن طرف انسانها، میفرماید که: «الله هیچ قومی را وادار نمیکند که خودشان را تغییر بدهند، الله فقط توضیح میدهد، به آنها آموزش میدهد، تصمیم را به خودشان واگذار میکند که آیا تصمیم میگیرند خودشان را عوض کنند، خداشناس شوند، عدالت کنند، حرام نخورند، ظلم نکنند، آیا خودشان همچین تصمیمهایی میگیرند یا نمیگیرند؟ «إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ»، خدا هیچ قومی را تغییر نمیدهد، خود خدا برای تغییر یک قوم دست به کار نمیشود تا زمانی که خودشان، خودشان را تغییر بدهند «حَتَّىٰ يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ»، از خودشان برای تغییر شروع کنند آن موقع خدا کمکشان میکند ولی اگر تصمیم به تغییر نگرفتند، آن راه غرور و تکبرشان و ظلمشان را ادامه دادند حالا دیگر چون قرار نیست اینها خودشان را تغییر دهند خدا اراده میکند اینها را دیگر بردارد، اینها را از روی زمین بچیند و وقتی که اراده کرد خداوند یک چنین ارادهای، یک چنین قصدی کرد به نسبت یک قومی که آنها را نابود بکند، «وَإِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوءًا» هر نوع بدیای، ارادهی بدی، عذاب، شر، نابودی، «فَلَا مَرَدَّ لَهُ» دیگر هیچ کس نیست که جلو آن را بگیرد و منصرفش کند و تغییرش بدهد و شما به غیر از الله هیچ کس را پیدا نمیکنی که برای آن قوم دلسوزی کند «وَالٍ» حمایتگری، دلسوزی، کمک رساندن، امدادگری، برای آن شخص شما هیچ کسی پیدا نمیکنید که به دادش برسد و ارادهای که خدا کرده به نسبت آن، اراده بد را از سرش دفع کند.
«هُوَ الَّذِي يُرِيكُمُ الْبَرْقَ خَوْفًا وَطَمَعًا وَيُنْشِئُ السَّحَابَ الثِّقَالَ»(رعد/۱۲)
الله آن کسی است که به شما نشان میدهد برق را، از روی ترس و طمع و پدید میآورد ابرهای سنگین را.
الله را دارد معرفی میکند، در لابهلای این جهان، این هستی الله خودش را دارد معرفی میکند در همان مسائل خیلی عادی که انسان میبیند، در لابهلای همان که انسان دیگر برایش، در چشمش آن قضایا عادی شده الله بیان میکند که در توجه به آنها بشناسید که الله چه کسی است، الله همان ذاتی است که، «يُرِيكُمُ» به شما برق را نشان میدهد که هم در اثر آن برق برای شما ترس ایجاد میشود «خَوْفًا»، و هم طمع، طمع بارش باران، رعد و برق است و برق خوف برای انسان دارد چون حالا آنطوری که دانشمندان میگویند: برق خانگی دویستوبیست ولت است ولی برقی که آسمان، ابرها، که در اثر آن جریان الکتریسیته و آن ابری که بین دوتا جذب ایجاد میکند، که این دوتا با سرعت به هم میچسپند، و ابرها بارور بشوند تا بعداً بریزد، وقتی که ابرها بهم چسپیدند آنطوری که بیان میشود ولتاژ یک بار آن برقی که میزند از ده میلیون ولت تا بیست میلیون و تا میلیارد ولت برق ایجاد میشود، برق خانگی، برق شهری دوستوبیست ولت است که همهی اینها را روشن میکند این همه وسایل و دستگاه. میفرماید که: «برق هم ترس آور است که اگر بدانید و علمش را داشته باشید این برق چه حادثهای امکان دارد توسط این برق ایجاد شود موجب ترس انسان میشود.» و از آن طرف هم طمع دارد که باران ببارد. «وَيُنْشِئُ السَّحَابَ الثِّقَالَ» و ابرها را پدید میآورد که ابرها هوا هستند که در آن وسط هوا ذرات آب داخلش هستند، ذرات آب ریز ریز، آنقدر آن ذرات آب داخل آن هوا معلق هستند، داخل آن گیر هستند، در لابهلای آن هوا، که ما آن را میبینیم و بعد بادها که آن را حرکت میدهند، جریان میدهند، این طرف و آن طرف میبرند و در یک تکه ابر امکان دارد در تکه ابری که نه هم چندان بزرگ باشد، میلیاردها تُن وزن داشته باشد، وزنهای ابر که خیلیها تصور میکنند ابرها یک چیز سبکیاند، (حتی ابرهای سفید، چه بسا سفید، خاکستری، سیاه) خیلیها تصور میکنند که این سبک است که همینطور معلق این طرف و آن طرف میرود میلیاردها تن وزن این ابرها میشود میفرماید: «از صفر پدید میآورد.» اینها اصلاً از اول نیستند، الله آنها را پدید میآورد؛ آن ابرها را که خیلی سنگیناند، سنگین وزنند.
«وَيُسَبِّـحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ وَالْمَلَائِكَةُ مِنْ خِيفَتِهِ وَيُرْسِلُ الصَّوَاعِقَ فَيُصِيبُ بِهَا مَنْ يَشَاءُ وَهُمْ يُجَادِلُونَ فِي اللَّهِ وَهُوَ شَدِيدُ الْمِحَالِ»(رعد/۱۳)
و رعد تسبیح میگوید با حمد پروردگارش و ملائکه از ترس او و میفرستد صاعقهها را پس میرساند آن را به هرکس که بخواهد در حالی که آنها در مورد الله جر و بحث میکنند در حالی که الله سخت کیفر است.
در آیه قبل جریان برق را بیان فرمود و نتیجهی برق میشود رعد که در این آیه میخواهد بیان کند، برق و ابر و از تصادم ابرها به هم برق تولید میشود و برق زودتر تولید می شود چون سرعتش بالاتر است، سرعت نور بالاتر است، اول برق به زمین، به چشم ما میآید، اینجا هم دارد اول برق را بیان میکند و بعد از اندک زمانی که گذشت حالا صدای رعد میآید. «وَيُسَبِّـحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ»، میفرماید که: «رعد تسبیح پروردگارت میگوید.» و آن رعدی که در اثر دو ابر یا چند ابر غول پیکر سنگین وقتی که با هم برخورد میکنند و آنقدر ولتاژ خطرناکی برق تولید میشود و در اثر آن صدا تولید میشود این صدای مهیب رعد به این هولناکی میفرماید که: «تسبیح پروردگارش میگوید آن هم با حمد گفتن الله» یعنی پروردگارش را میستاید، آن را از عیبها دور میکند، هیچ عیبی به نسبت الله، قائل نیست (رعد)، حالا انسان میگوید که چه کسی است که من را زنده کند؟! که درباره خدا این تصورات دارد. رعد خدا را از هر عیبی پاک میداند بوسیلهی حمد گفتن الله واقعاً رعد حمد الله میگوید، و از آن طرف ملائکه باز هم تسبیح الله میگویند ولی ملائکه پاکی الله را میگویند در اثر ترسی که از الله دارند. «مِنْ خِيفَتِهِ»، با وجود اینکه ملائکه این همه موجودات عظیم الجثهای هستند، بسیار عظیمند، بسیار بزرگند ولی چون الله را میشناسند، از الله ترس دارند، از الله هیبت دارند و ملائکه هم از ترس الله تسبیح گویان هستند، تسبیح الله را میگویند. «وَيُرْسِلُ الصَّوَاعِقَ» میفرماید: «الصَّوَاعِقَ» جمع صاعقه، صاعقه را میفرستد، همان برقی که ایجاد شد، آن برق وقتی که تولید میشود، انرژی خودش را خیلی وقتها از ابر دیگری میگیرد چون باید انرژی بگیرد (جریان الکتریسیته) و جریان الکتریسیته و آن انرژی که نیاز دارد برای بار منفی و مثبت از سایر ابرها میگیرد و به سایر ابرها برخورد میکند برق آن یکی ابر میخورد به یک ابر پایینتر، به یک ابر آن طرفتر، اگر شما ببینید در آسمان وقتی که برق میزند، این برقها به یک سمت نیست، هربار به یک سمتی میرود، بالا، پایین، پخش میشود؛ چون میخواهد انرژیاش را تامین کند. برق انرژی میخواهد مثل جریان نول و برق، دوتا جریانی که تولید برق میکنند و سبب میشود که آن دستگاه روشن شود. دوتا رشته باید باشد و انرژیش را از سایر ابرها تأمین میکند، یک وقتی آن برق انرژیش را از زمین تامین میکند و به زمین میخورد و برای ما صاعقه میشود یک برق آسمانی که به زمین هدف خورده و میفرماید: «وَيُرْسِلُ الصَّوَاعِقَ»، از همان بالا برق میفرستد، صاعقه میفرستد و آن صاعقهای که میفرستد که از زمین بگیرد چه بسا بر سر یک انسانی مثل ماها برسد، «فَيُصِيبُ بِهَا» آن برق، آن صاعقه میخورد، برخورد میکند به هرکسی که خدا خواسته باشد، خدا اراده کرده باشد که آن شخص مرگش با همین صاعقه باشد میخورد بر سرش یا بر ماشینش و آن را پودر میکند، نابود میکند و خیلی تا حالا پیش آمده در همهی جاها، همهی قسمتهای مختلف جهان پیش آمده افرادی که در اثر صاعقه زغال شدهاند، مردهاند. حالا میفرماید: «وَهُمْ يُجَادِلُونَ فِي اللَّهِ»، حالا این آدم در مقابل این همه قدرت که خدا در این عالم گذاشته، در این ابرها، برقها، صاعقهها، در کل این هستی و الله که همین اینها را ایجاد کرده و دارد مدیریت میکند این انسان کوچولو آمده اینجا دارد در مورد خدا جر و بحث میکند، که خدا چه کسی باشد، فکر نکنم خدایی باشد، چرا خدا پس این کار را کرده، اینها همه الکی است، همه دروغ است که خدا را ساختهاند که از ملت سوء استفاده بکنند و خدا ساختهی اذهان آدمهای سودجوست و خدا کجا بود؟ و کجا قیامت باشد؟ و کجا محمد و کجا قرآن و کجا نماز؟ اینها همه مسخره است، همه الکی هست. «وَهُمْ يُجَادِلُونَ فِي اللَّهِ»، در مورد الله جر و بحث میکنند، مجادله میکنند، در مورد الله زبان میکشند یعنی ملائکه از ترس الله آن طوری دارد تسبیح الله میگوید، رعد به این عظمت به آن شکل دارد تسبیح الله میگوید، انسان که هیچی نبود توسط آن رحم و کارکرد رحم و همه چیز به مقدار مشخص، الله آن را همه چیز گذاشت، همین انسان از آن چیزی که الله گذاشته بود در رحم ایجاد شد، متولد شد، بزرگ شد همین انسان دارد به نسبت الله جر و بحث میکند، همان آدم بود در حالی که این آدم اگر به کار خودش، به راه خودش ادامه دهد. «وَهُوَ شَدِيدُ الْمِحَالِ»، الله خیلی سخت کیفر است، از او نمیگذرد، عقوبتش خیلی سنگین است، همه میفهمند که با چه کسی طرف هستند، این انسان اگر نفهمد که با چه کسی طرف است الله خیلی سخت کیفر است، بد جور این انسان ضرر میکند، خودش را بدبخت و بیچاره میکند.