تلاوت این صفحه:
صفحه ۱۳۳
«فَقُطِعَ دَابِرُ الْقَوْمِ الَّذِينَ ظَلَمُوا ۚ وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ»(انعام/٤٥)
پس کنده شد پشت قومی که ظلم کردند (نسل قومی که ظلم کردند) و تمام حمد و ستایشها برای الله صاحب جهانیان است.
در آیهی قبل بیان فرمود که: «ما برای اینکه مردم ستمگر را متوجه کنیم، ابتدا عذابهای کوچک، کوچک برای آنها میفرستیم اگر متوجه شدند که چه خوب، اگر متوجه نشدند آن گرفتاریها، مصیبتها از آنها برطرف میشود و برمیگردند به زندگی معمولی، زندگی مرفه و در اوج زندگی مرفه و اوج سرمستی، یکدفعه عذاب استئصال، عذاب ریشه کن بر سرشان میفرستیم که حالا این آیه پایان و نتیجهی عقوبت ستمگران در دنیا را دارد بیان میکند. میگوید بعد از آن مرحله دیگر کسانی که ظلم کردند، نسلشان قطع میشود، نسلشان از این زمین کنده میشود و حمد و ستایش هم برای الله، صاحب جهانیان است. یک موقع کسی فکر نکند که ظالمان وقتی که نابود میشوند خدا دارد در حقشان ظلم میکند بر عکس، همین قسمت که ستمگران دارند نابود میشوند باید شکر خدا را گفت چون از بین رفتن یک ظالم، یعنی رشد کردن یک نفر دیگر، یعنی آزادی و حق حیات داشتن دیگران و آدم با برطرف شدن ظلم و از بین رفتن ظالم آن موقع حمد خدا میگوید. در پایان آنها فرموده: «وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ» انتقادی هم بر الله نیست و اتفاقاً همین جا محل ستایش الله است که ظالم را بر داشت آن ظالمی که هیچ کس نمیتوانست او را بر دارد و مدتها ظلم میکرد الله او را بر داشت و الحمدلله.
«قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَخَذَ اللَّهُ سَمْعَكُمْ وَأَبْصَارَكُمْ وَخَتَمَ عَلَىٰ قُلُوبِكُمْ مَنْ إِلَٰهٌ غَيْرُ اللَّهِ يَأْتِيكُمْ بِهِ ۗ انْظُرْ كَيْفَ نُصَرِّفُ الْآيَاتِ ثُمَّ هُمْ يَصْدِفُونَ»(انعام/٤٦)
بگو: به نظر شما، که اگر الله شنوایی شما را بگیرد و بینایی شما را بگیرد و بر دلهایی شما هم مهر بزند، کدام معبود غیر از الله آنها را به شما بر میگرداند؟ نگاه کن که چطوری ما آیات را به ادبیات مختلف داریم بیان میکنیم ولی آنها چطوری رو میگردانند.
بگو: «شما چه میبینید؟» به نظر شما «أَرَأَيْتُمْ» شما نظر بدهید، بگویید ببینم چهطور میشود که اگر الله شنوایی شما را بگیرد و بینایی شما را بگیرد و بر دلهای شما هم مهر بزند، کدام معبود غیر از الله آنها را به شما بر میگرداند؟ جواب بدهید الله نعمتی را از شما گرفت، خاصتاً این بهترین نعمتها، که برای ادراک و فهمیدن است دیگر چه کسی آنها را به شما برمیگرداند؟ «انْظُرْ» نگاه کن که چطوری ما آیات را به ادبیات مختلف داریم بیان میکنیم، به زبانهای مختلف داریم بیان میکنیم (منظور هر بار از یک زاویهای داریم توضیح میدهیم) ولی باز نگاه کن که آنها چطوری رو میگردانند، از این آیات اعراض میکنند.
«قُلْ أَرَأَيْتَكُمْ إِنْ أَتَاكُمْ عَذَابُ اللَّهِ بَغْتَةً أَوْ جَهْرَةً هَلْ يُهْلَكُ إِلَّا الْقَوْمُ الظَّالِمُونَ»(انعام/٤٧)
بگو: نظر بدهید، اگر عذاب الله سمت شما، به صورت یکباره یا به صورت جهری بیاید، آیا جز قوم ظالم کسی هلاک میشود؟
بگو: نظر بدهید، به نظر شما اگر عذاب الله سمتتان بیاید به صورت یکباره (یهویی) یا به صورت جهری (آشکارا)، «بَغْتَةً» شخص متوجه نمیشود یکباره آن را بر داشت، رفت، او را برد و «جَهْرَةً» خودش دارد میبیند تا موقع کاملاً بر چیده شدنش، خودش دارد تماشا میکند و از بین رفتن خودش را میبیند. (کمکم، به صورت ظاهر، میشود: جهره) میگوید: اگر عذاب الله بیاید: «بَغْتَةً» یا«جَهْرَةً» خب آیا جز قوم ظالم کسی هلاک میشود؟ یعنی تماماً نفسهای ظالمان و ستمگران دست الله است و به هر شکلی که بخواهد، پنهانی یا آشکار آنها را از زمین بر میدارد و جز قوم ظالم هم کسی هلاک نمیشود.
«وَمَا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِينَ إِلَّا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ ۖ فَمَنْ آمَنَ وَأَصْلَحَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ»(انعام/٤٨)
و ما پیغمبران را نمیفرستیم إلا که بشارت دهنده و انذار دهنده هستند پس هر کس که ایمان آورد و تلاش کرد در آینده کارهای خود را اصلاح کند، نه بر آنها ترسی است و نه هم از چیزی اندوهگین میشوند.
میفرماید: «و ما پیغمبران را نمیفرستیم إلا که بشارت دهنده و انذار دهنده هستند.» یعنی کارشان این است که به آدمهای خوش نیت و خوش رفتار، خوش خبری بدهند و به آدمهای بد دل و بد رفتار انذار بدهند؛ ما پیغمبران را برای این میفرستیم. (فقط همین) حالا از آن طرف، یعنی پیغمبران زوری ندارند که مردم را به زور به ایمان بیاورند، (هیچ پیغمبری)، با شمشیر کسی را مسلمان کنند، هیچ پیغمبری همچنین رسالتی نداشته است. حالا از آن طرف مردم؛ پس هر کس که ایمان آورد، صحبت پیغمبران را، بشارت و انذار آنها را پذیرفت و راه درست را در پیش گرفت، اشتباهاتش را جبران کرد و تلاش کرد در آینده کارهای خود را اصلاح کند: «وَأَصْلَحَ»این مجموعه نه بر آنها ترسی است و نه هم از چیزی اندوهگین میشوند (این یک دسته) و دستهی دوم:
«وَالَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا يَمَسُّهُمُ الْعَذَابُ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ»(انعام/٤٩)
و کسانی که آیات ما را تکذیب کردند عذاب آنها را در بر میگیرد به خاطر نافرمانیهایی که انجام میدادند.
ولی کسانی که آیات ما را تکذیب کردند، دروغ پنداشتند، آن رسالت پیغمبران را باور نکردند، عذاب آنها را در بر میگیرد، به خاطر نافرمانیهایی که انجام میدادند این هم میشود عاقبت این دسته: دستهی کافر
«قُلْ لَا أَقُولُ لَكُمْ عِنْدِي خَزَائِنُ اللَّهِ وَلَا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَلَا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّي مَلَكٌ ۖ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَىٰ إِلَيَّ ۚ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الْأَعْمَىٰ وَالْبَصِيرُ ۚ أَفَلَا تَتَفَكَّرُونَ»(انعام/٥٠)
بگو: «من به شما نمیگویم که خزینههای الله نزد من است. علم غیب هم نمیدانم و نمیگویم به شما که من ملک هستم، من پیروی نمیکنم مگر آنچه که به سوی من وحی میشود. بپرس، آیا شخص کور و بینا مثل هم هستند؟ آیا تفکر نمیکنید؟
بگو: من به شما نمیگویم که خزینههای الله نزد من است. من گاهی همچنین ادعایی ندارم که خزینههای الله، گنجینههای الله دست من است، من هیچ کارهای نیستم، علم غیب هم نمیدانم «وَلَا أَعْلَمُ الْغَيْبَ» و به شما نمیگویم که من ملک هستم، من مثل شما آدم هستم هیچ کدام از این امتیازات را ندارم. من پیروی نمیکنم إلا آنچه که به سوی من وحی میشود. کسی که به من خط میدهد، وحی است، من از هیچ کسی خط نمیگیرم، إلا آنچه که از جانب الله به من وحی میشود. بپرس «قُلْ»، «هَلْ يَسْتَوِي الْأَعْمَىٰ وَالْبَصِير»آیا شخص کور و بینا مثل هم هستند؟ کسی که این هدایتهای الله را میبیند و نمیبیند، آیا مثل هم هستند؟ آیا تفکر نمیکنید؟
«وَأَنْذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَنْ يُحْشَرُوا إِلَىٰ رَبِّهِمْ ۙ لَيْسَ لَهُمْ مِنْ دُونِهِ وَلِيٌّ وَلَا شَفِيعٌ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ»(انعام/٥١)
و انذار بده به وسیلهی آن کسانی که میترسند که به سوی الله محشور میشوند، به غیر از الله هیچ دوستی و هیچ شفاعتگری برای آنها نیست، شاید به تقوا برسند.
و انذار بده به وسیلهی آن «بِهِ» به وسیلهی همین وحی، به وسیلهی همین قرآن. انذار بده، هشدار بده، کسانی که میترسند که محشور میشوند، یعنی آنهایی که از حشر خود نمیترسند یا باور ندارند که دوباره بعد از مرگ محشور میشوند، از قبر خود بلند میشوند، پیش الله جمع میشوند، آنهایی که اینها را باور ندارند خب هیچ راهی دیگر برای آنها نیست، حرفی دیگر باقی نمیماند. آنهایی که میترسند که محشور میشوند تو آنها را هشدار بده، آنها دلشان بیدار است که به سوی پروردگارشان محشور میشوند. «لَيْسَ لَهُمْ مِنْ دُونِهِ وَلِيٌّ وَلَا شَفِيعٌ» به غیر از الله هیچ دوستی و هیچ شفاعتگری برای آنها نیست، این را میدانند، حواسشان به آن روز است، آن روز را جدی میگیرند، آنها را هشدار بده تا شاید به تقوا برسند. اینها مسیر درست را، مسیر تقوا را پیدا کنند.
«وَلَا تَطْرُدِ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ ۖ مَا عَلَيْكَ مِنْ حِسَابِهِمْ مِنْ شَيْءٍ وَمَا مِنْ حِسَابِكَ عَلَيْهِمْ مِنْ شَيْءٍ فَتَطْرُدَهُمْ فَتَكُونَ مِنَ الظَّالِمِينَ»(انعام/٥٢)
و تو طرد مکن کسانی که پروردگار خود را در صبحگاه و شامگاه فرا میخوانند، او را میخواهند که حساب آنها بر تو نیست، اصلا. و حساب تو هم بر آنها نیست، اصلا. اجازه نداری که یک قدم آنها را از خودت دور کنی که اگر این کار را کردی دیگر تو آن موقع واقعاً ظالم هستی.
میفرماید: «و تو طرد مکن، آنها را از خودت دور نکن؛ کسانی که پروردگار خود را در صبحگاه و شامگاه فرا میخوانند.» که فقط رضای او را میطلبند «يُرِيدُونَ وَجْهَهُ» او را میخواهند، که حساب آنها بر تو نیست، اصلاً «مِنْ شَيْءٍ» و حساب تو هم بر آنها نیست اصلاً، مبادا که آنها را طرد کنی و در نتیجه از ظالمان شوی. حالا میفرماید که: آن کسانی که پروردگار خود را فرا میخوانند حالا اینجا خوب دقت کنید بحث چیست؟ موضوع این است که در یک جامعه خیلی طبیعی است که افرادی از نظر استعداد، هوش، کارایی، فعالیت و توانمندی در سطح اعلایی هستند، به مثل، اصلاً خود شخص رسولالله صل الله علیه و سلم و اصحابش (تعدادی از آنها، همه در یک سطح نبودند) و افراد دیگر هستند که در سطح متوسط هستند؛ از نظر توانمندی، مفید بودن و کارا بودن و خیلیها هم هستند در سطح پایین هستند، حداقل دینداری را دارند منتها از نظر علم، از نظر ثروت، از نظر تفکر، راهحل دادن و ایده پردازی این توانمندی، این استعدادها را ندارند دست خودشان هم نیست منتها یک بندهی سادهای برای الله هستند، الله را در صبح و شب یاد میکنند، نمازهایشان را میخوانند، عبادات خود را انجام میدهند، خب آنهایی که در سطح اعلا هستند امکان دارد که حواسش فقط برای همسطحهای خودش باشد، یا رئیس یک مملکت، حاکم یک مملکت، با همطرازهای خودش مشغول باشد، یک رئیس جمهور، یک امام جمعه، یک شخص مسئول، یکی که از نظر سمت دینی در حد اعلا قراردارد یا آن کسی که سمت سیاسی دارد و بعد حواسش به همطرازهای خود هست و به افراد بلند پایه و مشغول آنها است، به مثل شخص رسولالله صل الله علیه و سلم که مشغول این کارهای کلان اجتماعی بود. حالا میفرماید که: «یک موقع این مشغولیت تو سبب نشود که این افراد معمولی، مسلمانهای معمولی، که الله را یاد میکنند، بندگی میکنند، تو از آنها غافل باشی، مبادا یک وقت آنها را از خودت دور کنی، مبادا به نیازهای آنها بی توجه باشی، این کارها را انجام نده.» از هیچ چیزی هم نترس، خب آنها وقت میگیرند، آنها برای تو کار درست میکنند، برای تو مشغولیت درست میکنند، تو وظیفه داری به آنها برسی، دیگر حساب و کتاب آنها بر گردن تو نیست که آنها مگر چقدر کارا هستند، چقدر مگر ارزش دارند که برای آنها وقت گذاشته شود. حساب و کتاب تو هم بر آنها نیست، چه کار به آنها داری، اینها بندهی خدا هستند یعنی طرفشان الله است و تو مکلفی هوای مردم معمولی را داشته باشی، مکلفی به خواستههای آنها توجه کنی و اجازه نداری که یک قدم آنها را از خودت دور کنی، منظور: به نیازهای آنها بیتوجه باشی که اگر این کار را کردی «فَتَكُونَ مِنَ الظَّالِمِينَ» دیگر تو آن موقع واقعاً ظالم هستی.