سوره فاتحه + مقدمه
صفحه 1 / جز 1 / آیات 7

سوره بقره
صفحه 2 الی 49 / جزء 1 و 3 / آیات 286

سوره آل عمران
صفحه 50 الی 76 / جزء 3 و 4 / آیات 200

سوره نساء
صفحه 77 الی 106 / جزء 4 و 6 / آیات 176

سوره اعراف
صفحه 151 الی 176 / جزء 8 و 9 / آیات 206

سوره منافقون
صفحه 554 الی 555 / جزء 28 / آیات 11

سوره مزمل
صفحه 574 الی 575 / جزء 29 / آیات 20

سوره عبس
صفحه 585 / جزء 30 / آیات 42

سوره تکویر
صفحه 586 / جزء 30 / آیات 29

سوره انفطار
صفحه 587 / جزء 30 / آیات 19

سوره انشقاق
صفحه 589 / جزء 30 / آیات 25

سوره بروج
صفحه 590 / جزء 30 / آیات 22

سوره طارق
صفحه 591 الی 591 / جزء 30 / آیات 17

سوره غاشیه
صفحه 592 / جزء 30 / آیات 25

سوره فجر
صفحه 593 الی 594 / جزء 30 / آیات 30

سوره بلد
صفحه 594 / جزء 30 / آیات 20

سوره شمس
صفحه 595 / جزء 30 / آیات 15

سوره لیل
صفحه 595 الی 596 / جزء 30 / آیات 21

سوره ضحی
صفحه 596 / جزء 30 / آیات 11

سوره شرح
صفحه 596 / جزء 30 / آیات 8

سوره تین
صفحه 597 / جزء 30 / آیات 8

سوره علق
صفحه 597 / سوره علق / جزء 30 / آیات 19

سوره قدر
صفحه 598 / سوره قدر /جزء 30 / آیات 25

سوره بینه
صفحه 598 / سوره بینه/ جزء 30 / آیات 8

سوره زلزله
صفحه 599 / سوره زلزله/ جزء 30 / آیات 8

سوره عادیات
صفحه 599 / سوره عادیات/ جزء 30 / آیات 9

سوره قارعه
صفحه ۶۰۰ / قارعه / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۱۱

سوره تکاثر
صفحه ۶۰۰ / تکاثر / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی 8

سوره عصر
صفحه ۶۰۱ / عصر / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۳

سوره همزه
صفحه ۶۰۱ / همزه / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۹

سوره فیل
صفحه ۶۰۱ / فیل / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۵

سوره قریش
صفحه ۶۰۲ / قریش / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۴

سوره ماعون
صفحه ۶۰۲ / ماعون / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۷

سوره کوثر
صفحه ۶۰۲ / کوثر / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۳

سوره کافرون
صفحه ۶۰۳ / کافرون / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۶

سوره نصر
صفحه ۶۰۳ / نصر / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۳

سوره مسد
صفحه ۶۰۳ / مسد / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۵

سوره اخلاص
صفحه ۶۰۴ / اخلاص / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۴

سوره فلق
صفحه ۶۰۴ / فلق / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۵

سوره ناس
صفحه ۶۰۴ / ناس / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۶

صفحه ۲۸۲ / جزء ۱۵ / آیه ۱ الی ۷

 دانلود فایل تصویری   دانلود فایل صوتی ​  پرسش و پاسخ صفحه

تلاوت این صفحه:

صفحه ۲۸۲

بسم الله الرحمن الرحيم

به نام الله که رحمتش فراوان است و در بخشش رحمتش بی‌دریغ.

«سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلاً مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ»(إسراء/۱)

پاک و منزّه است آن کسی که شبانه بنده‌اش را حرکت داد از مسجدالحرام به سوی مسجد‌الاقصی و در این سفر شبانه او را همراهی کرد مسجدالاقصی‌ای که دور و برش را برکت دادیم تا به او از آیات خودمان نشان دهیم؛ بدون شک که او خودش شنوای بینا است.

سوره‌ی مبارکه‌ی إسراء که در مکه نازل شده و ۱۱۱ آیه دارد اولین سوره‌ی نیمه‌ی دوم قرآن و به این اسم نامگذاری شده چون أسراء در آیه‌ی اول ذکر شده و سوره‌ی إسراء است یعنی شبانه حرکت کردن. البته نام دیگر سوره به نام بنی‌اسرائیل بیان شده، و در این سوره مواردی بیان شده که در هیچ جای قرآن آن مسائل تکرار نشده و کلاً هر سوره‌ای از قرآن یک  رسالتی دارد رسالت خاص و منحصر به فرد خودش. این سوره هم به مثل بقیه‌ی سوره‌های قرآن یک حرف خاصی برای خودش دارد که سوره‌ی بسیار مهم و حساس است و سوره‌ی امروزی است، امروزه در جهان دارد اتفاقاتی می‌افتد که این سوره امکان دارد که به آن مسائل دارد اشاره می‌کند پس باید خیلی فکر و دل و حواسمان جمع باشد تا بفهمیم و  بتوانیم درک بکنیم سوره چه دارد می‌گوید و هر چه بیشتر از محتویات سوره آگاه بشویم.

می‌فرماید که پاک و منزّه است، بی‌عیب است آن الله‌ای که «أَسْرَى» یعنی حرکت کردن در شب. « بِعَبْدِهِ» بنده‌اش را بنده‌ی خودش را، و دارد بالاترین رتبه‌ای که یک انسان می‌تواند به آن برسد بیان می‌کند، بنده‌اش را شبانه حرکت داد، در یک سفر شبانه یعنی یک حسّ خیلی شیرینی دارد که الله که آفریدگار کل هستی و وجود است یکی را به عنوان بنده‌ی خودش انتخاب دارد می‌کند و او را بنده‌ی خودش معرفی می‌کند که تو مال من هستی،  بنده‌ی من هستی و بالاترین رتبه‌ای که یک انسان می‌تواند برسد که نوکر و چاکر الله باشد نه نوکر و چاکر دیگران. و می‌فرماید شبی؛ «لَيْلاً» در شبی او را حرکت داد چون امکان دارد که یک سفر شب شروع بشود «أَسْرَى» ولی پایان سفر در روز بیفتد و چون می‌خواهد برساند که شروع سفر و پایان سفر در همان یک شب بود فرمود: «لَيْلاً» در شبی او را به این سفر برد، کدام سفر؟ شروعش «مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ» که در مکه است، پایانش «إِلَى الْمَسْجِدِ الأَقْصَى»  تا مسجد دورتر. این سفرِ زمینی بود، پایان سفر زمینی که بعد از آن پیغمبر صل الله علیه وسلم می‌رود به سمت آسمان‌ها، به معراج می‌رود که حالا آن داستانش می‌آید در همین سوره و سوره‌های آینده توضیح آن می‌آید. «أَقْصَى» یعنی دورتر، چون در کل کره‌ی زمین فقط دو تا مسجد بود که به دست پیامبران خدا و مستقیم به امر خدا ساخته شده بود یکی مسجدالحرام که به امر خدا ساخته شده و مسجد‌الاقصی هم به امر خدا ساخته شده وگرنه مسجد در دنیا زیاد است و مردم می‌سازند، خودشان تصمیم می‌گیرند، اجتهاد می‌کنند و می‌بینند و کارشناسی می‌کنند و در آن مکان مسجد درست می‌کنند. آن مسجد دورتر به نسبت این مسجد که در مکه است به سوی آن مسجد دور او را برد که بعدها به نام مسجد‌الاقصی نام گرفت که در فلسطین است همان بیت‌المَقْدِس يا بيت‌المُقَدَّس است.

می‌فرماید او را در شبی برد. خب خیلی حرف است که یک آدم از نظر جسمی و فیزیکی با این سرعت حرکت بکند. اگر انسان در سرعتی حرکت بکند که فراتر از  توانش است، بدن انسان اصلاً متلاشی می‌شود از نظر فیزیک و از نظر علمی اصلاً جور در نمی‌آید که آدم با یک سرعتی حرکت بکند که در یک شب این همه مسیر برود و بعد از آن هم به آسمان‌ها، یعنی یک چیزی فراتر از سرعت نور که بدن انسان کشش چنين چیزی ندارد ولی الله می‌فرماید که این الله که چنین عظمتی دارد پاک و منزّه است یعنی چه کار خارق‌العاده‌ای انجام داد الله که در یک شب یک آدم را در این سفر با این مسافت برد. خيلی حرف است و این یک شرفی است برای همه‌ی خودمان انسان‌ها که یک نماینده‌ای از خودمان به این درجه برسد که آفریننده‌ی آسمان‌ها و زمین یک انسان از جنس خودمان را بلند کند او را به یک چنین سفری ببرد، یک چنین ظرفیت و توانی در او ايجاد کند و او را به آسمان‌ها ببرد این یعنی انسان چقدر شریف است، چقدر خدا به نسبت انسان کرامت، عزت و احترام قائل است که اینجوری با بندگانش لطف و کرم می‌کند و این خیلی خبر خوشی است، خبر پر از ایمان و پر از امید است که الله چنین نظری به بندگانش دارد به انسان‌ها دارد. فوق‌العاده نگاه الله، انتظار الله و رفتار الله با بندگان و ما انسان‌ها خیلی فراتر از حتی انتظار خودمان از خودمان است. نظر خدا به ما خیلی با احترام‌تر از این است که ما خودمان به نسبت خودمان احترام قائل  هستیم. می‌فرماید که بردیم او را در مسجد‌الاقصی آن مسجد دورتر که ما دور و برش برکت دادیم حالا هم از نظر مادّی، باغ‌ها و بوستان‌ها و میوه‌هایی که آنجا است و تین و زیتون و هم از نظر معنوی که آنجا چقدر از پیغمبران خدا مبعوث شدند و از آنجا چقدر دین خدا، کتاب‌های خدا در زمین منتشر شده محلّ پربرکتی بود. در آنجا بود که خدا با پیامبر موسی صحبت می‌کند، در آنجا بود که خيلی از انبیای خدا آنجا رسالتشان را انجام می‌دهند پس واقعاً سرزمین پربرکتی است برای کل انسان‌های کره‌ی زمین. می‌فرماید که او را بردیم در این سفر، چرا؟ «لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا»  تا به او نشان دهیم ببیند با جان و دل ببیند که عظمت الله چقدر است، و چیزهایی در این سفر دید رسول الله که بعدها البته در روایت‌های صحیح تعریف کرده که در این سفر چه چیزهایی را مشاهده کرده و همین که از این دنیای مادی و دنیای علت و معلول‌ها خارج شد و رفت به سوی عالم غیب، عالم روحانی و در این سفر فراتر از یک انسان معمولی عمل کرد و خیلی چیزها را مشاهده کرد و با جسم و روحش رفت چون  “أَسْرَى”  کسی که حرکت می‌کند نه کسی که خواب می‌بیند، کسی که خواب می‌بیند “رویا”  است ولی کسی که حرکت می‌خواهد بکند یک حرکت عملی و واقعی با جسم و روح در بیداری، با دل حاضر، با چشمان باز وقتی که حرکت می‌کند این زمان عرب به آن می‌گوید: « أَسْرَى» و بزرگی خدا اینجا، «سُبْحَانَ الَّذِي» اینجا معنا پیدا می‌کند نه اینکه شخصی در خواب چیزی ببیند، پس صد در صد در حالت بیداری و با روح و جسم پیغمبر این سفر را رفته و خیلی از آیات الله را مشاهده کردهاست. «إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ» بدون شک که او خودش شنوای بینا است. حالا البته برخی مفسّرین می‌گویند که اینجا  سمیع و بصیر صفت پیغمبر است که با چشمان باز و با گوش‌های باز رفته و این سفر را یک سفر کاملاً واقعی داشته و البته اکثریت علما می‌گویند که سمیع و بصیر مربوط به الله است که هوای بندگانش را دارد، آن‌ها را می‌بیند، می‌شنود نیازهایشان و در آن زمانی هم که پیغمبر در این سفر رفت یک زمان بسیار خفقانی بود، در اواخر عهد مکی که فشارهای روحی فراوانی روی پیغمبر وارد شده بود از عزیزانش از دست داده بود خدیجه، ابوطالب و در اوج فشار، فشار روحی، غم و ناراحتی خدا او را از روی این زمین بلند کرد و او را برد به عالم آسمان‌ها که شما زمینیانی که قدر این شخصیت را نمی‌دانید در آسمان‌ها بهتر از شما قدر این شخصیت را می‌دانند که چه شخصیت والایی است این  شخص به نام محمد صل الله علیه برد تا آسمان‌ها را هم برخوردار کند از وجود پربرکت این شخص و آن‌ها را به عالم ملائکه برد، به عالم آسمان‌ها برد و با روح انبيا آن‌ها را ملاقات ترتیب داد، با آن‌ها سلام و علیک کرد با بسیاری از پیغمبرهای خدا و در مسجد‌الاقصی پیش‌نماز انبیا شد،  همه‌ی انبیا آنجا حاضر بودند و برای آن‌ها نماز خواند و دسته جمعی در پیشگاه الله به سجده افتادند و همه‌شان اظهار عبودیت و بندگی کردند همراه با این عَبد، «بِعَبْدِهِ» همه‌ی انبیای خدا.  و این سفر یک سفر واقعاً سفر خاصی است برای کل انسان‌ها، انسان‌هایی که قدر خودشان می‌دانند، عزت و شرف خودشان و کرامت خودشان را می‌دانند، آن را حفظ می‌کنند، عزت و آبرو و کرامتشان را لگدمال نمی‌کنند، خودشان را رسوا نمی‌کنند. با ایمان، با حیا و با صداقت زندگی می‌کنند. این آیه یکی از پرافتخارترین و پرامیدترین آیه است برای هر انسانی و انسان‌های مؤمن قشنگ در همین جریان، در همین قطار قرار می‌گیرند همراه با رسول‌الله، همراه با باقی پیغمبران که البته انسان‌ها بعد از حیاتشان در این دنیا قشنگ باز می‌روند به آسمان‌ها می‌روند به ملاقات پیغمبران حتی به ملاقات خدا در جهان آخرت، این شرفی است که خدا به همه‌ی بندگانش نصیب می‌کند.

«وَآتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَجَعَلْنَاهُ هُدًى لِّبَنِي إِسْرَائِيلَ أَلاَّ تَتَّخِذُواْ مِن دُونِي وَكِيلاً»(إسراء/۲)

و ما به موسی کتاب دادیم و او را مایه‌ی هدایتی قرار دادیم برای بنی‌اسرائیل که به جز من یار و حامی‌ای نگیرید.

چون بحث مسجد‌الاقصی شد و مسجد‌الاقصی که البته آن زمان که پیغمبر می‌رود به مسجد‌الاقصی هیچ یهودی آنجا نبوده بلکه مسیحیان بودند که زندگی می‌کردند و البته که یهودیان یعنی پیروان پیامبر موسی بنابر دلایلی که حالا در کتاب‌هایشان دارند خودشان را مالک و صاحب مسجد‌الاقصی می‌خوانند و به همین خاطر این آیه در ادامه در مورد بنی‌اسرائیل بیان می‌کند و حالا رفتار بنی‌اسرائیل که مرتبط می‌شود با مسجد‌الاقصی. می‌فرماید که ما به موسی کتاب دادیم این یک، و آن کتاب را مایه‌ی هدایت و راهنمایی برای بنی‌اسرائیل قرار دادیم این دو، و خلاصه‌ی مطلب یکی از مهم‌ترین مطالب که در آن کتاب بیان شده می‌فرماید اینجا ذکر می‌کند «أَلاَّ تَتَّخِذُواْ مِن دُونِي وَكِيلاً» به غیر از من شما حامی و پشتیبان نگیرید، يعنی برای اینکه شما حفظ قدرت بکنید نروید مشرکان را، دیگران را، سایر مردم دنیا را به پشتیبانی خودتان در بیاورید و بر آن‌ها مسلط شوید، آن‌ها را با خودتان هم‌دست بکنید تا قدرت را در زیر دستانتان حفظ کنید یا قدرتمندتر بشوید. به خاطر این‌ها نروید دیگران را به پشتیبانی بگیرید و هر کاری که شما در زمین می‌کنید مدّنظرتان خدا باشد نه قدرت نه منافع. یعنی دارد بیان می‌کند که ما برای بنی‌اسرائیل چیزی کم نگذاشتیم، موسی که فرستادیم به عنوان پیغمبر، همراه پیغمبر کتاب را هم که فرستادیم تا با آن راهنمایی کنیم، آن کتاب هم که پر از راهنمایی و هدایت بود «وَجَعَلْنَاهُ هُدًى لِّبَنِي إِسْرَائِيلَ» بعد هم بارها هم برایشان تکرار کردیم که شما دست به کسان دیگر دراز نکنید، دست به سوی خدا دراز کنید، کارهایتان خدایی باشد، ظلم نکنید به خاطر قدرت، ظلم نکنید به خاطر حکومت، این را ما مفصّل برایتان بیان کردیم، به بنی‌اسرائیل بیان کرد..

«ذُرِّيَّةَ مَنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍ إِنَّهُ كَانَ عَبْدًا شَكُورًا»(إسراء/۳)

نسلی که ما همراه با نوح سوار بر کشتی کردیم، بدون شک که او بنده‌ی شکرگزاری بود.

دارد با بنی‌اسرائیل صحبت می‌کند، می‌فرماید که شما  ای بنی‌اسرائیل ذریّه‌ای هستید از بچه‌های کسانی که با نوح سوار کشتی کردیم. یعنی یک زمانی یک روزی رسید که همه‌ی مردم غرق شدند مردند ولی شما را ما نجات دادیم، سوار بر کشتی کردیم يعنی ما این لطف و مرحمت را در حق شما انجام دادیم و می‌فرماید که پیامبر نوح هم بنده‌ی شکوری بود، بنده‌ی سپاسگزاری بود، باز هم دارد می‌گوید که ما چیزی کم نگذاشتیم برای شما. نام پدر دوم همه‌ی انسان‌ها بیان می‌کند نوح  علیه السلام که بعد از آدم پدر همه‌ی انسان‌ها است چون نسل انسان در طوفان نوح رفت به افول و دوباره از نوح نسل بشر ازدیاد پیدا شد و حام و سام و یافث، این‌ها نسل بشر را ادامه دادند. یعنی شما را ما سوار کشتی کردیم يعنی ما اینقدر به فکر شما بودیم و شما آنقدر هم در ضعف بودید، اصلاً نسل شما ممکن بود که نباشد ولی ما شما را سوار کشتی کردیم و از نسل و نوادگان بچه‌های نوح شما را پیدا کردیم، ایجادتان کردیم، نوح هم که بنده‌ی شکرگزاری بود، آدم قلدر و گردن‌کشی نبود، این شما، این لطفی که از طرف ما به شما کردیم. خب چه می‌خواهد بگوید؟

«وَقَضَيْنَا إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ فِي الْكِتَابِ لَتُفْسِدُنَّ فِي الأَرْضِ مَرَّتَيْنِ وَلَتَعْلُنَّ عُلُوًّا كَبِيرًا»(إسراء/۴)

و ما به بنی‌اسرائیل قطعی کردیم در کتاب که صد در صد شما در زمین دو مرتبه فساد راه می‌اندازید و قطعاً شما در زمین بلندپروازی می‌کنید.

يعنی ما آن مرحمت‌ها را در حق شما انجام دادیم ولی در کتاب ما نوشتیم به شما گزارش دادیم ای بنی‌اسرائیل، ولی شما به جای آنکه آن هدایت‌های پیامبر موسی را، کتاب تورات را، آن بنده‌ی شکرگزار نوح را که مسیر آن‌ها را به جای اینکه بروید، به جای اینکه واقعیت‌ها را گوش بدهید ولی شما ظلم می‌کنید. يعنی خدا شما را هدایت داد، تا جایی که شما نیاز داشتید راه‌های هدایت جلوی پای شما گذاشت ولی شما در زمین بدجور بزرگ‌منشی و بلندپروازی در می‌آورید، ظلم می‌کنید در زمین و این را ما در کتاب می‌فرماید که ما قطعی کردیم و نوشتیم،  یعنی گزارش آینده‌ی شما را دادیم در کتاب شما تورات. چون خدا که از آینده می‌فهمد که این بشر به نام بنی‌اسرائیل به نام آن یهودیان هر چقدر هم لطف و مرحمت و کرم ببینند بدتر ناسپاسی می‌کنند، بدتر ظلم می‌کنند. می‌فرماید که این را ما برای شما گفتیم که شما در زمین دو بار خیلی بلندپروازی می‌کنید، «لَتَعْلُنَّ»  یعنی شما بلندپروازی می‌کنید، تباهکاری می‌کنید، سرکشی می‌کنید و یک سرکشی بسیار بزرگی، در سطح وسیع شما ظلم می‌کنید به مردم. حالا «لَتُفْسِدُنَّ فِي الأَرْضِ»  یعنی کودک می‌کشید، زن می‌کشید، پیر می‌کشید، جوان می‌کشید، نسل‌کشی می‌کنید، خانه‌ها را بمباران می‌کنید نابود می‌کنید، خانه‌ها را به آتش می‌کشید، یعنی حیوانات را می‌کشید یعنی مردم را بدبخت و ذلیل و گرفتار می‌کنید، «لَتُفْسِدُنَّ فِي الأَرْضِ»  شما این کار را انجام می‌دهید، فساد راه می‌اندازید به تمام معنا و گردن‌فرازی می‌کنید و می‌خواهید که دیگران را به استعمار بکشید، روی گُرده‌ی مردم دنیا و کشورها سوار شوید و از ملت‌ها به نفع خودتان بیگاری بکشید. «وَلَتَعْلُنَّ عُلُوًّا كَبِيرًا»  بلندپروازی زیادی روی زمین راه می اندازید، خودتان را برتر، نسل برتر، نژاد برتر می‌بینید و در این راستا همه را زیر چکمه‌هایتان له می‌کنید. دو بار شما این کار را انجام می‌دهید یعنی شما ملت متمرّد هستید و تمام آن هدایت‌هایی که خدا جلوی پای شما گذاشت زیر پا می‌گذارید، عمل نمی‌کنید و از آن اختیار که خدا به شما داده یک اختیار کامل، که البته خدا به همه‌ی بندگانش داده، شما از آن اختیارتان سوء‌استفاده می‌کنید، در مسیر خدا حرکت نمی‌کنید. دارد به ایشان بیان می‌کند که به ایشان گوشزد بکند که پس مواظب باشند و فساد نکنند، مواظب کارها، ملّتشان، مسئولان‌شان، علمایشان مواظب باشند که به این چیزی  که پیشبینی شده که در آینده شما این کار می‌کنید شما مواظب باشید. هر کسی نسل خودش کنترل بکند، اصلاحگری بکند تا آن فساد را انجام ندهد. خدا برای این به آن‌ها گفته بود که شما این کارها را می‌کنید پس باید بیشتر مواظب می‌بودند، نه تنها مواظب نشدند بلکه قشنگ همان فسادها را همان کارها را انجام دادند.

«فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ أُولاهُمَا بَعَثْنَا عَلَيْكُمْ عِبَادًا لَّنَا أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ فَجَاسُواْ خِلالَ الدِّيَارِ وَكَانَ وَعْدًا مَّفْعُولاً»(إسراء/۵)

پس زمانی که وعده‌ی یکی از آن دو تا فرا رسید ما بر می‌انگیزیم علیه شما بندگانی برای ما که دارای نیروی محکمی هستند، پس آن‌ها در خانه‌ها تجسّس می‌کنند می‌گردند جستجو می‌کنند و وعده‌ای است قطعی و شدنی.

می‌فرماید شما وقتی که بار اول در زمین فساد و تباهی راه می‌اندازید، آدم‌کشی و ظلم می‌کنید، می‌فرماید وقتی که آن وعده‌ی اولی فرا رسید واقعاً شما به خاطر قلدری، به خاطر قدرت، شهوت، حکومت می‌آیید ظلم می‌کنید. وقتی که آن بار اول فرا رسید می‌فرماید که  «بَعَثْنَا عَلَيْكُمْ»  ما هم افرادی بندگانی مال خودمان علیه شما بلند می‌کنیم، آن‌ها علیه شما شورش می‌کنند که خیلی نیرومند هستند «أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ» خیلی قدرتمند و نیرومند هستند. «فَجَاسُواْ خِلالَ الدِّيَارِ»، «جَاسُواْ» یعنی اینکه تفتیش می‌کنند، جستجو می‌کنند «خِلالَ»  لابه‌لای، « الدِّيَارِ» خانه‌ها، کوچه‌ها، داخل شهر، یعنی آن‌ها می‌آیند و کاملاً بر شما مسلّط می‌شوند. حکایت از این دارد که در مرحله‌ای از ضعف قرار می‌گیرند بنی‌اسرائیل بعد از آن ظلمشان چنان زیر دست آن دشمن ضعیف و ذلیل می‌شوند که هیچ مقاومتی نمی توانند از خودشان نشان بدهند و قشنگ آن دشمن می‌آید داخل شهرشان، روز روشن وارد کوچه‌ها می‌شود، می‌گردد، وارد خانه‌ها می‌شود، تفتیش می‌کند، آدم بیرون می‌آورد، می‌کشد، اسیر می‌گیرد و شما هیچ مقاومتی نمی‌توانید از خودتان نشان بدهید و می‌فرماید که این وعده‌ی قطعی است، شما که ظلم کردید این هم بر سرتان می‌آید. یعنی وقتی یک ملتی بخواهد که عریشه‌ی قدرت و حکومتشان را روی گُرده‌ی مردم بگذارند و به خاطر حفظ قدرتشان، حفظ منافعشان حاضر بشوند که آدم بکشند، نسل ها را نابود بکنند خب مردم که وقتی آن همه کشته دادند که سر جایشان نمی‌نشینند بالاخره خودشان یا یک ملت دیگر برای دفاع از آن ملت مظلوم  بلند می‌شوند و می‌آیند انتقام را از این‌ها می‌گیرند. حالا این ملت آمده‌اند که دشمن‌های بنی‌اسرائیل هستند و آن‌ها را تار و مار می‌کنند و این وعده‌ای است قطعی و شدنی. حالا چه برهه‌ای از تاریخ بوده این بین مورّخین اختلاف نظر است که البته اگر در قسمت سوال و جواب مطرح شد آنجا بیشتر به آن می‌پردازیم.

«ثُمَّ رَدَدْنَا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَأَمْدَدْنَاكُم بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَجَعَلْنَاكُمْ أَكْثَرَ نَفِيرًا»(إسراء/۶)

بعد از این مرحله بار دیگر برای شما فرصتی دیگر قرار می‌دهیم، بار دیگر شما را به اقتدار می‌رسانیم و زیادت می‌بخشیم برای شما به وسیله‌ی اموال و فرزندان و شما را نفراتتان را بیشتر قرار می‌دهیم.

بعد از این مرحله‌ی بدبختی و ضعف و بیچارگی و ذلّت و قتل به نسبت بنی‌اسرائیل که از کانال آن گروه دوم گروه دشمنشان بر سرشان پیاده شد، بعد از آنکه حسابی بیچارگی کشیدند. «ثُمَّ»  بعد از این مرحله «رَدَدْنَا لَكُمُ الْكَرَّةَ»  فرصت را به نفع شما چرخ می‌دهیم، یک بار دیگر فرصت به شما می‌دهیم، دیگر زمین دست شما می‌افتد و به شما قدرت می‌دهیم، «وَأَمْدَدْنَاكُم» شما را افزونی می‌بخشیم با اموال، فرزندان، قدرتمند می‌شوید، ثروتمند می‌شوید، در دنیا برای خودتان ابهتی دارید، قدرتی دارید. «وَجَعَلْنَاكُمْ أَكْثَرَ نَفِيرًا»  و تعدادتان را «نَفِیر» همان نفرات، تعدادتان را ما بیشتر قرار می‌دهیم. البته غیر از آن اموال و فرزندان، خودشان که زیاد می‌شوند و ملت یهود تعدادشان زیاد می‌شود و جمع می‌شوند، جمعشان دوباره جمع می‌شود «أَكْثَرَ نَفِيرًا» از نظر نفرات کسانی که از شما حمایت می‌کنند آن‌ها بیشتر می‌شوند يعنی در سطح منطقه یا در سطح جهانی آن کسانی که از شما حمایت می‌کنند تعداد نفرات شما بیشتر قرار می‌دهیم یعنی یک ملتی دیگر می‌آید از شما دفاع می‌کند، جانبداری می‌کند مثل امروزه که از یک ملت چند میلیونی خیلی اندک یهود خیلی از کشورهای مسیحی مثل آمریکا، اروپا از آن‌ها حمایت می‌کنند و تعداد نفرات آن‌ها بیشتر می‌شود، در سطح وسیع از آن‌ها پشتیبانی می‌شود.

«إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لأَنفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ الآخِرَةِ لِيَسُوؤُواْ وُجُوهَكُمْ وَلِيَدْخُلُواْ الْمَسْجِدَ كَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَلِيُتَبِّرُواْ مَا عَلَوْا تَتْبِيرًا»(إسراء/۷)

اگر شما خوبی کردید پس به خودتان خوبی کردید، ولی اگر بدی کردید هم به خودتان بدی کردید، پس زمانی که وعده‌ی بعدی فرا رسد تا شما را رسوا کنند و تا به مسجد داخل می‌شوند همان‌طوری که بار اول به مسجد داخل شدند، و آنچه که بر آن مسلّط می‌شوند همه را نابود می‌کنند.

می‌فرماید که خب حالا بار اول که عبرت نگرفتید، خدا، کتاب، موسی علیه‌السلام پیامبر نوح که شکرگزار بود، قدر داشته‌هایش می‌فهمید، قدر عافیتش می‌فهمید، برای خدا کار می‌کرد، به خاطر منافع خود دست به ظلم و زور نمی‌زد، هدفش خدا بود، شما که از پیامبر نوح هم یاد نگرفتید که قدر عافیتتان بدانید، قدر خدا و هدایت‌های خدا را بدانید، برای خدا زندگی کنید، شما که این انجام ندادید حالا بار اول یک بار تجربه کردید، بدی کردید در حقّ شما بدی شد، کشتید شما را کشتند، نابود کردید نابودتان کردند، حالا برای بار دوم اگر شما خوبی کردید، آدم شدید، در مسیر درست حرکت کردید، حق و حقوق سایر مردم جهان را به رسمیّت شناختید خب به خودتان خوبی کردید، در حقیقت دیگران را علیه خودتان نشوراندید که بعداً به شما ظلم بکنند و دمار از روزگارتان در بیاورند، انتقام بگیرند، پس اگر شما به مردم دنیا خوبی کردید در حقیقت به خودتان خوبی کرده‌اید ولی اگر بدی کردید، دوباره ظلم کردید، دوباره برای منافعتان دست به کارهایی زدید، دیگران را له و لورده کردید خب به ضرر خودتان این کار را انجام دادید ولی آن زمانی که وعده‌ی دومی فرا رسید، آن بار دوم که رسید که شما ظلم کردید، دوباره دست زدید به نسل‌کشی، دوباره دست زدید به غارت به چپاول به کودک‌کشی به آتش زدن به انفجار به نابودی، پس زمانی که وعده‌ی دومی فرا رسید و بگذار که شما را خوار و گرفتار و رسوا کنند و «لِيَسُوؤُواْ وُجُوهَكُمْ»  همان ملتی که بر شما مسلّط می‌شوند می‌آیند و شما را رسوا می‌کنند يعنی آبرویتان را در سطح جهانی می‌برند. شمایی که پشت رسانه خودتان را قایم کرده‌اید و ملتی با علم و فرهنگ و دانش معرفی کردید و چهره‌ای دیگر به دنیا نشان دادید می‌آیند و آنور سکه را به مردم نشان می‌دهند و «لِيَسُوؤُواْ وُجُوهَكُمْ»  شما را اندوهگین می‌کنند و شما را رسوا می‌کنند پیش مردم عالم آبروی شما را می‌برند و چهره‌ی واقعی شما را به مردم نشان می‌دهند و بگذار همین کار هم بکنند شمایی که قدر عافیتتان را نمی‌دانید و بگذار بیایند. آن‌ها می‌آیند در مسجد (مسجد منظور همان مسجد‌الاقصی است) می‌آیند مسجد همان‌طوری که بار اول آمدند. پس معلوم می‌شود که آن جنگ اولی وقتی اتفاق می‌افتد آن دشمن، دشمنی است که در فلسطین با آن‌ها می‌جنگد نه در جای دیگر و وارد مسجد‌الاقصی می‌شوند و وقتی که وارد مسجد می‌شوند دیگر با  مسجد هم بدجور تعامل می‌کنند. آن‌ها می‌آیند همان‌طوری که بار اول هم آمدند مسجد و اموال مسجد‌الاقصی را چپاول کردند، خیلی از چیزها را نیست و نابود کردند.  بار دوم هم می‌آیند مسجد همان‌طوری که بار اول آمدند و بعد «لِيُتَبِّرُواْ مَا عَلَوْا تَتْبِيرًا» هر چه که آن‌ها بر آن مسلّط شدند نیست و نابود می‌کنند مَا عَلَوْا تَتْبِيرًا، مَا عَلَوْا يعنی هر چه بر آن مسلّط شدند «وَلِيُتَبِّرُواْ و تَتْبِيرًا»  آخر یعنی نیست و نابود می‌کنند، له و نابود می‌کنند هر چه که زیر دستشان افتاد دیگر رحم نمی‌کنند همه را از بین می‌برند. بار دوم دیگر این بلا سر شما در می‌آورند ولی داستان همچنان در صفحه‌ی بعد ادامه دارد…

​