دانلود فایل تصویری دانلود فایل صوتی پرسش و پاسخ صفحه
تلاوت این صفحه:
صفحه ۲۲۳
«أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ ۖ قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَيَاتٍ وَادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ»(هود/۱۳)
یا میگویند که آن را از خودش بافته، بگو: «پس شما هم ده تا سوره به مثل آن بیاورید (همان سورههای بافته شده، ساخته شده) و فرا بخوانید برای همکاری با شما به غیر از خدا هر کس را که دستتان میرسد اگر واقعاً راست میگویید.»
در آیه قبل بیان فرمود که آنها پیامبر صل الله علیه وسلم را مورد آزار زبانی قرار میدادند؛ تو اگر واقعاً پیغمبری، اگر قرآن واقعاً کلام خداست تو چرا ملک و مال دنیا نداری؟ چرا گنج و گنجینه نداری؟ چرا با تو فرشته نیست؟ و از این حرفها برای این که کلاً آنها با چیزی که پیامبر آورده بود، درگیر بودند. اول سوره که هدف از کتابی که آیاتش محکم، قاطع و اصل مطلب را بیان میکند و در مورد آن توضیح وتفسیر میکند و پیامبری که انذار میکند و بشارت میدهد حالا این، با وجودشان درگیر میشود یعنی آنها را ناراحت میکند، خشمگینشان میکند، با یکسری هواهایشان و خواستههایشان، مزاحمشان میشود به همین خاطر دارند جلوی پیغمبر گارد میگیرند و نمیخواهند تسلیم شوند و هم نمیخواهند کم بیاورند. آیه قبل فرمود که آنها میگویند: «چرا ملک نیست؟ چرا آدم پولداری نیست؟» و اینجا علتیابی میکند که چرا آنها دارند این حرفها را میزنند؟ میفرماید: «أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ» شاید علتش این است که آنها فکر میکنند که پیغمبر قرآن را از خودش بافت، شاید این دلیل اصلی است که آنها دارند بهانهجویی میکنند که چرا ملک نیست و چرا فلان نیست، شاید این حرف را میخواهند بزنند، این فکر را دارند خب اگر کسی اینگونه فکر میکند که پیامبر یک شخص باهوشی بوده و از باهوشی و ذکاوتش بوده که این کتاب را ساخته و گفته و بعد آن را به خدا نسبت داده است که امروزه این جمله خیلی تکرار میشود که پیغمبر شخص باهوشی بود و از باهوشیش بود که اینها را به خدا نسبت داد خب باشد اگر واقعاً پیغمبر اینها را از خودش بافته و به خدا نسبت داده پس شما هم همین سورههایی که بافته و ساخته شده را بیاورید او آدم بوده، شما هم آدم هستید، شما هم ده تا سوره به مثل این قرآن بیاورید و فراخوان دهید «وَٱدۡعُوا۟» فراخوان دهید، هر کسی را که دستتان میرسد دعوت کنید «مَنِ ٱسۡتَطَعۡتُم» آدمهای خوش ذوق، شاعران، آدمهای بلیغ، دانا و درس خوانده، آنها را فرا بخوانید و از همه کمک بخواهید. «مِّن دُونِ ٱللَّهِ» به غیر از خدا، یعنی دیگر شما حق ندارید از سبک خدا و قرآن تقلید کنید غیر از سبک خدایی، شما خودتان ده تا سوره به مثل قرآن بیاورید اگر واقعاً شما راست میگویید و امروزه هم که دنیا جهانی شده، دهکده شده، خیلی راحت میشود از تمام نقاط جهان، آدمها را دعوت کرد و از آنها خواست که ده تا سوره به مثل قرآن بیاورند.
«فَإِلَّمْ يَسْتَجِيبُوا لَكُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّمَا أُنْزِلَ بِعِلْمِ اللَّهِ وَأَنْ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ فَهَلْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ»(هود/۱۴)
پس اگر برای شما اجابت نکردند پس بدانید که آن به علم الله نازل شده (از علم الله نشأت گرفته) و این که هیچ معبودی جز خودش نیست پس آیا شما مسلمان میشوید؟
حالا اگر شما از آنها خواستید این را انجام دهند و انجامش ندادند «فَإِلَّمۡ یَسۡتَجِیبُوا۟ لَكُم»، پس همه شما بفهمید که این قرآن به علم الله نازل شده است؛ نه به علم پیغمبر و نه به علم کسی، از علم الله، نشأت گرفته و نازل شده است. صحبتهایی که در این قرآن میشود، نمیتواند صحبتهای آدم باشد چون از یک چیزهایی خبر میدهد که هیچ آدمی از آن مطلع نیست؛ از گذشته و خلقت آفرینش که بیان فرمود به چه شکل خلق شده، آفرینش از کجا شروع شده و چیزهایی از آینده میگوید، از هزاران سال بعد، از پایان عمر دنیا، از خیلی چیزهای دیگر صحبت میکند که آن موقع هیچ انسانی از آن مطلع نبود و خیلی مسائل دیگر که هنوز هم این انسانها از آن صحنههای آینده مطلع نیستند حالا اگر اجابت نکردند بفهمید که این قرآن، از علم خدا نازل میشود و خلاصه حرف قرآن این است که «وَأَنْ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ»: که بفهمید فقط معبود، الله است حالا چی! تسلیم میشوید یا نه هنوز میخواهید رو موضع خودتان اصرار کنید و همان نفسیت خودتان را میخواهید حاکم کنید.
«مَنْ كَانَ يُرِيدُ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا نُوَفِّ إِلَيْهِمْ أَعْمَالَهُمْ فِيهَا وَهُمْ فِيهَا لَا يُبْخَسُونَ»(هود/۱۵)
کسی که اراده زندگی دنیا و زینت آن (شهوات و تجملات آن) را داشته باشد، و ما اعمال شان را در زندگی دنیا به طور کامل برایشان می دهیم و آنها در آن زندگی چیزی از حقشان کم نمیشود، (کسر نمیشود.)
و آنها موضع گرفتند در مقابل قرآن و بشارت پیغمبر و انذار پیغمبر و قیامتی هست و این دین خداست و همهی اینها. چرا؟ باز هم علت دیگر، علت یابی؛ اینها یک علتش دنیاست که دنیا را می خواهند چون اگر تن به آخرت بدهند خیلی از لذات و شهوات را باید از آن دست بکشند آنهایی که حرام است؛ آن ارتباطات و آن کارهای دیگر و حرام خوردنها و خیلی کارهای دیگر که باید از آن دست بکشند خوب شاید علت این است، حالا میفرماید: کسی که هدفش دنیا باشد «يُرِيدُ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا» زندگی دنیایش را میخواهد که خیلی عالی باشد و کیف و لذتشان تخت باشد این را می خواهند. «وَزِينَتَهَا» و تجملات دنیا و خواهشات، نفسیات، و لذات و همهی اینها را میخواهند. خدا میفرماید: «ما هم اذیتشان نمیکنیم آنها که همین را میخواهند ما به آنها می دهیم.» «نُوَفِّ إِلَيْهِمْ أَعْمَالَهُمْ» یعنی هر چه که زحمت کشیدند ما نتیجه اعمالشان را به آنها میدهیم. «وَهُمْ فِيهَا لَا يُبْخَسُونَ» واز حقشان چیزی کسر نمیشود. بخس یعنی چیزی کم شدن یعنی هر چه تلاش کردند به آن دست پیدا خواهند کرد، به هر چه دنبال رفتند به آن خواهند رسید. خدا میگوید: «ما این را به آنها می دهیم» یعنی خدا دارد به آنها قول میدهد که دنیا خواهان به آنها دنیا را بده، البته وقتی که عمل داشته باشند. «أَعْمَالَهُمْ» فرموده: یعنی باید مکانیزم آن، راه و روش آن و قانون و اصول کار آن را باید رعایت بکنند، علمش را باید لحاظ بکنند، یاد بگیرند و انجامش بدهند و حالا وقتی که آن کار را در پیش گرفتند حتماً به همان نتیجه خواهند رسید.
«أُولَٰئِكَ الَّذِينَ لَيْسَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ إِلَّا النَّارُ ۖ وَحَبِطَ مَا صَنَعُوا فِيهَا وَبَاطِلٌ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ»(هود/ ۱۶)
اینها کسانی هستند که برایشان در آخرت هیچ چیزی نیست الا آتش و نیست و نابود می شود آن چه که در آن ساختند و باطل است هر آنچه که انجام می دادند.
خب آنهایی که هدفشان یعنی غایتشان دنیا و دنیا طلبی است نه اینکه دنیا را بخواهند و اصالتشان آخرت باشد، در دنیا دارند زندگی میکنند، از لذات حلال دنیا، امکانات حلال دنیا استفاده میکنند بدون اینکه به کسی ضربهای، صدمه ای بزنند از دنیا برخوردارند و هدفشان که البته خدا و آخرت است (آن که هیچی موضوع آیه نیست.) یعنی کسی كه هدف و غاییاش دنیاست یعنی به خاطر دنیا حاضر است هر کاری انجام بدهد می فرماید: «این دسته آدم ها در آخرت هیچ سهمی ندارند الا آتش جهنم و هر آنچه که در دنیا ساختند حبط میشود.» یعنی نیست و نابود میشود: «وَحَبِطَ مَا صَنَعُوا فِيهَا»، «صَنَعُوا» یعنی تلاش کردند و پایان تلاش به یک دستاوردهایی رسیدند و «مَا صَنَعُوا»: یعنی نتیجه کار، حاصل کار، نتیجه زحماتشان به چه چیزی رسیدند؟ به همان چیزهایی که رسیدند در اوج دستاورد خیلی بالا و خیلی عالی ولی تمام آن دستاورد ها همه نابود میشود چون دنیا که نابود شد هر آنچه که متعلق دنیاست هم همراه دنیا نابود میشود و چه میماند کارهایی که انجام داده بودند؛ یکسری کارهای خوب، کارها کمک به دیگران، کارهای مفید، آن کارهایی که انجام هم میدادند آنها هم باطل میشود، «وَبَاطِلٌ» آن هم دیگر معلوم است باطل است هر آن چیزی که انجام دادند هم خب برای دنیا بوده حتی کمکی که به دیگران کردند برای دنیا بوده کارهای خوبی که انجام دادند برای دنیا بوده هر آنچه که زحمت کشیدند چون هدف و غایت برای دنیا بوده همراه دنیا آن کارهایشان هم نابود میشود، باطل میشود یعنی چیزی برایشان حاصل ندارد که تبدیل به بهشت، رضای خدا، سعادت آخرت بشود.
«أَفَمَنْ كَانَ عَلَىٰ بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَيَتْلُوهُ شَاهِدٌ مِنْهُ وَمِنْ قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَىٰ إِمَامًا وَرَحْمَةً ۚ أُولَٰئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ ۚ وَمَنْ يَكْفُرْ بِهِ مِنَ الْأَحْزَابِ فَالنَّارُ مَوْعِدُهُ ۚ فَلَا تَكُ فِي مِرْيَةٍ مِنْهُ ۚ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يُؤْمِنُونَ»(هود/۱۷)
آیا پس کسی که بر دلیل روشنی از جانب پروردگارش باشد و به دنبال آن شاهدی هم از جانب او بیاید و از قبل آن هم، کتاب موسی باشد که امام است و رحمتی (پیشوا و رهبر است و رحمتی از جانب خدا)، اینها به آن ایمان میآورند و کسی که به آن کافر شد از تمام گروهها پس آتش موعد اوست (جایگاه اوست) پس تو در شک و تردید از آن مباش که آن حق از جانب پروردگارت است ولی اکثریت مردم این را باور نمیکنند.
میفرماید: با این منطق توضیح بده چون تفسیر است، بعد از مطلب اساسی، توحید خدا و بعد از آن بشارت و انذار، حالا به زبانهای مختلف دارد توضیح میدهد. میفرماید که: «یک آدمی را در نظر بگیرید«أَفَمَن كَانَ» که آن آدم، «عَلَىٰ بَیِّنَةࣲ مِّن رَّبِّهِ» بر دلیلهای روشنی هست از جانب پروردگارش، یعنی آن شخص قوهی ادراک و تشخیص دارد، تعقل میکند، به زمین، آسمان، خودش و اطرافش نگاه میکند و از این دلیلهای روشن که خدا گذاشته، از جانب پروردگارش هست به آنها توجه دارد و به خدا پی میبرد از همین دلیلهایی که خدا گذاشته است یعنی از درونش، از تفکرش، از اندیشهاش و توجه به پیرامون به خدا پی میبرد (مورد اول). «وَیَتۡلُوهُ شَاهِدࣱ مِّنۡهُ» از بیرون هم شهادت میدهد که از جانب خدا، پیغمبر خدا هست و کتاب خدا هست و او دارد از خدا میگوید، اثبات میکند، دلیل میآورد و برای خدا شهادت میدهد (مورد دوم). «وَمِن قَبۡلِهِۦ كِتَـٰبُ مُوسَىٰۤ إِمَامࣰا وَرَحۡمَةًۚ» کتاب موسی، از همان زمانهای قدیم هست که یکی از ادیان زنده دنیاست که مسحیت هم زیر مجموعهی همین کتاب موسی قرار میگیرد. آن کتاب هم پیشوا هست و هم رحمت، یعنی در کتاب موسی هم از خدا صحبت شده است. از این پیغمبر و کتاب صحبت شده است (مورد سوم). میگوید: اگر کسی، این سه تا را داشته باشد «أُولَٰئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ» اینها به آن ایمان میآورند ولی هر کس از گروههای مختلف «وَمَنْ يَكْفُرْ بِهِ مِنَ الْأَحْزَابِ» احزاب: هر گروهی یک حزب میشود، مشرکین، یا یهودیان، یا نصارا، یا خدا ناباوران و همه مجموعههای دیگر مردم، هر مجموعه به مجموعه دیگر احزاب میشود. میگوید: هر یک از این مجموعهها که به خدا و قرآن کافر شوند «فَٱلنَّارُ مَوۡعِدُهُ» آتش، موعدگاهش است.» اما تو که داری این قرآن را میشنوی هیچ وقت نسبت به قرآن شک به دلت راه نده که آن از جانب پروردگار حق است ولی امکان دارد اکثریت مردم این حرف را باور نداشته باشند و به قرآن ایمان نیاورند.
«وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَىٰ عَلَى اللَّهِ كَذِبًا ۚ أُولَٰئِكَ يُعْرَضُونَ عَلَىٰ رَبِّهِمْ وَيَقُولُ الْأَشْهَادُ هَٰؤُلَاءِ الَّذِينَ كَذَبُوا عَلَىٰ رَبِّهِمْ ۚ أَلَا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ»(هود/۱۸)
و کیست ظالمتر از کسی که بر الله دروغ ببندد؟! آاینها بر پروردگارشان عرضه میشوند و شاهدان میگویند: «اینها کسانی بودند که بر پروردگارشان دروغ بستند، آگاه باشید! لعنت خدا باد بر ظالمان!
اول صفحه آیه سیزده، آنها گفتند که: «این پیامبر باهوش بوده و کلام خودش را به خدا نسبت داده است.» حالا در این آیه خود پیامبر میگوید که: «چه کسی ظالمتر از کسی که بر خدا دروغ ببندد؟!» خدا به پشتیبانی پیامبر میگوید و پیامبر هم اینها را به مردم میگوید و برای مردم میخواند که چه کسی از کسی که بر خدا دروغ ببندد، ظالمتر! و اینها روز قیامت بر پروردگارشان عرضه میشوند، باید جلوی خداوند بایستند، بعد رسوای عالم میشوند و همهی شاهدان میآیند و میگویند که اینها بر خداوند دروغ بستند، یعنی هرکس به نحوی بر خدا دروغ ببندد، آنجا رسوای عالم میشود؛ همهی شاهدان، آدمهای خوب، آدمهای درست، حتي همین دست و پا و زبان خود شخص بر علیه او شهادت میدهد که این همانی بود که در دنیا بر خدا دروغ بسته بود حالا هر کسی به شکلی از خدا سوء استفاده کند و به اسم خدا چیزهایی را به مردم بگوید، این بلا روز قیامت سرش میآید، همه علیه او گواهی میدهند، خودش ایستاده با کمال شرمندگی و بدبختی و همه هم میگویند که لعنت خدا بر تویی که ظالم هستی باد! و چنین شخصی دیگر هیچ وقت روی خوشبختی را نمیبیند.
«الَّذِينَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَيَبْغُونَهَا عِوَجًا وَهُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ كَافِرُونَ»(هود/۱۹)
کسانیکه از راه الله مانع میشوند و آن را کج میخواهند و آنها نسبت به آخرتشان کافرند.
این ظالمان، این افراد، رسوا میشوند کسانیکه از راه خدا مانع میشوند، «يَصُدُّونَ»، مانع میشوند، نمیگذارند مردم به راه خدا بیایند، همیشه در فکر حقّهای، نیرنگی، برنامهای، جلسهای، یک چیزی هست که مردم را مشغول کند که مردم به سمت خدا نیایند، مانع میشوند یا کسی که دارد مردم را به سمت راه خدا راهنمایی میکند آن شخص را مورد اذیت قرار میدهند، او را از بین میبرند یا به هر شیوهای. «وَيَبْغُونَهَا عِوَجًا»: و راه خدا را کج میخواهند یعنی همیشه در حال ایراد وارد کردن هستند که دین خدا این و آن گفت و چیزهای کج را به خدا نسبت میدهند تا در ذهن مردم آن دین کج بیاید، آن دین ناکارآمد بیاید و نسبت به آخرتشان کافرند و اصلاً باور به آخرت ندارند؛ اینها رسوای عالم میشوند.