تلاوت این صفحه:
صفحه ۴۹
«أعُوذ بِٱللَّهِ مِنَ ٱلشَّيْطَـٰنِ ٱلرَّجِيمِ»
پناه میبرم به الله از شیطان رانده شده.
«وَإن كُنتُمْ عَلَىٰ سَفَرٍ وَلَمْ تَجِدُواْ كَاتِبًا فَرِهـٰنٌ مَّقْبُوضَةٌ فَإِنْ أَمِنَ بَعْضُكُم بَعْضًا فَلْيُؤَدِّ ٱلَّذِى ٱؤْتُمِنَ أَمَـٰنَتَهُ وَلْيَتَّقِ ٱللَّهَ رَبَّهُ وَلَا تَكْتُمُواْ ٱلشَّهَـٰدَةَ وَمَن يَكْتُمْهَا فَإنَّهُ ءَاثِمٌ قَلْبُهُ وَٱللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيم» (بقره/۲۸۳)
و اگر شما در سفر بودید و نویسندهای را نیافتید؛ پس رهن هست که گرفته میشود، پس اگر بعضی از شما به بعضی دیگر اعتماد کرد پس حتما باید آن کسی که به او اعتماد شده، امانتش را به نحو احسن بر بگرداند و باید تقوای الله که پروردگارش هست را داشته باشد و شهادت را کتمان نکنید (هر زمان که جایی شاهد بودید.) و هر کس که شهادت را کتمان کند، (بیان نکند) قلبش گنهکار است و الله به آنچه شما انجام میدهید بسیار داناست.
در ادامهی آیهی قبل که شما هر کاری را که بر عهده گرفتید در آینده آن را انجام دهید، بنویسید و شاهد بگیرید در تکملهی آن یک وقتهایی وضعیت به گونهای میشود که نمیتوان نوشت، آیه در این تبصره صحبت میکند. «وَإن کُنتُمْ عَلَىٰ سَفَرٍ» و اگر شما در سفر بودید، به هر حال در شرایطی بودید که امکان نوشتن برایتان نبود. «وَلَمْ تَجِدُواْ كَاتِبًا فَرِهَـٰنٌ مَّقْبُوضَةٌ» ونویسندهای را نیافتید پس رهن هست که گرفته میشود؛ یعنی دارد حکم جایگزین را بیان میکند، امکان دارد دو نفر در یک شهرستان، شهرستان دیگر، در یک کشور دیگر با هم ملاقات کنند، آنها همدیگر را میشناسند، یکی از آنها نیاز به پول دارد و بالفرض یکی از آنها میگوید :« این مقدار پول را کم آوردم، نیاز به میلیون دارم» نویسندهای هم نیست یا دفتر اسنادی هم وجود ندارد یا زبان آن کشور متفاوت هست، چکار کنند؟ خودشان هم تجربهی نوشتن ندارند یا شاهد برایشان نیست، به هر دلیلی آنها نوشتن و سند درست کردن برایشان مقدور نیست، چکار کنید! رهن بگیرید. مثلاً با خانواده هستند، میخواهد پنجاه تومان بگیرد، یکی دوتا تکه النگو به عنوان رهن پیش شخص میگذارد که هر زمان پولش را داد، آن را به او پس دهد یا اینکه از او چک یا سفته بگیرد یا به هر شکلی که آن مسئله را برایش تضمین کند که بدهیاش را بدهد. (به عنوان وثیقه.) «فَإٍنْ أَمِنَ بَعْضُكُم بَعْضًا فَلْيُؤَدِّ ٱلٌَذِى ٱؤْتُمِنَ أَمَـٰنَتَهُ وَلْيَتٌَقِ ٱللٌَهَ رَبَّهُ» پس اگر بعضی از شما به بعضی دیگر اعتماد کرد، پس حتما باید آن کسی که به او اعتماد شده امانتش را به نحو احسن بر بگرداند و باید تقوای الله که پروردگارش هست را داشته باشد. حالا بحث دین و نوشتن پایانبخش این مبحث است و فرمود که یک وقتهایی امکان دارد به هم اعتماد کنید و نیاز نبینید که بنویسید اگر چنین شد، آن کسی که الان بر گردنش هست، باید از خدا بترسد و به نحو احسن، حقش و آن دین را ادا کند، خیلی وقتها فرهنگ یک جامعه اجازه نمیدهد که نوشته شود. کسی این صفحه را بلده، ترجمهاش را خوانده، قرآن را میفهمد، اگر دو طرف بفهمند، این صفحات را خوانده باشند به راحتی میپذیرند، اگر به او گفته شود: بیا بنویسیم، یا چیزی را رهن بگذار، چشم، من این مبلغ را به تو میدهم، چک بده یا یک چیز قیمتدار به عنوان وثیقه بگذار، طرف ناراحت نمیشود، به او بر نمیخورد. چرا؟! چون حکم الله است و این یعنی، باید فرهنگ جامعه شود و حالا تمام این قضایا برای این هست که طرف نمیخواهد پول کسی را بخورد، منتهی وقتی دید نه شاهدی، نه نوشتهای و نه وثیقهای، یکدفعه ممکن است به ذهنش بیاید که من میتوانم سوءاستفاده کنم و تمام این آیات برای اینست که جلوگیری شود از اینکه از مالش سوءاستفاده شود.
« وَلَا تَكْتُمُواْ ٱلشَّهَـٰدَةَ» و شهادت را کتمان نکنید، هر زمان که جایی شاهد بودید و کسی که شهادت را کتمان کند و با کتمان آن سبب شود که حق و ناحق شود. « فَإِنَّهُ ءَاثِمٌ قَلْبُهُ» قلبش گنهکار است، مستقیم، قلبش را هدف قرار میدهد؛ چون در قیامت فقط کسانی که قلبشان سالم مانده به بهشت میروند. « إِلَّا مَنْ أَتَى ٱللَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ» این پایانبخش بحث بود و سه آیهی دیگر به عنوان خاتمهی سورهی بقره هست که خیلی مهم است.
« لِلَّهِ مَا فِى ٱلسَّمَـٰوَ ٰتِ وَمَا فِى ٱلْأَرْضِ وَإِن تُبْدُواْ مَا فِىٓ أَنْفُسِكُمٍ أَوٍ تُخْفُوهُ يُحَاسِبْكُم بِهِ ٱللَّهُ فَيَغْفِرُ لِمَن يَشَآءُ وَيُعَذٌّبُ مَن يَشَآءُ وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍ قَدِيرٌ»( بقره/۲۸۴) برای الله است آنچه که در آسمانها و آنچه که در زمین وجود دارد و اگر آشکار کنید آنچه که در دلتان است یا آشکار نکنید؛ الله شما را به وسیلهی آن محاسبه میکند. ( مواخذه میکند) پس میبخشد برای هر کس که بخواهد و عذاب میدهد هر کس را که بخواهد و الله بر هر چیزی قادر است.
یعنی بعد از تمام مباحثی که در سوره مبارکه بقره بیان کرد، از این که نماز بخوانید، سر وقت بخوانید، با خشوع بخوانید، روزه بگیرید، انفاق کنید، ربا نخورید، موقع معامله بنویسید و تمام این احکام با جزییاتش را الله دارد بیان میکند که« لِلَّهِ مَا فِىٓ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَمَا فِى ٱلْأَرْضِ» یعنی از بندگانش مطلع است، از روح و روانشان آگاه است که دارد این احکام را بیان میکند. حال شما اگر میخواهید اینها را بپذیرید یا نپذیرید یا جور دیگری در مورد احکام الله فکر میکنید، در مورد این احکام در دلتان چیزهایی میآید، نمیخواهید بپذیرید، اصلا معترضید، منتقدید، اگر ایرادگیر هستید، همهی این چیزهایی که در دلتان میآید. حال، چه بگویید، چه با این مسایل مشکل داشته باشید و در دلتان نگه داشته باشید، الله شما را محاسبه میکند. حال تمام جزئیاتی را که بیان کرد این از یک طرف، از طرف الله برای بندگانش میباشد، حالا از طرف بندگان در مقابلش چه چیزی است؟!
«ءَامَنَ ٱلرَّسُولُ بِمَآ أُنزِلَ إِلَيْهِ مِن رَّبِّهِ وَٱلْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ ءَامَنَ بٍٱللَّهِ وَمَلَٓـٰئِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لَا نُفَرٍّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِِّن رُّسُلِهِ وَقَالُواْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا غُفْرَانَكَ رَبَّنَا وَإٍلَيْكَ ٱلْمَصِيرُ»( بقره/۲۸۵)
پیامبر، به هر آنچه از جانب پروردگارش به سوی او نازل شده ایمان آورد و همچنین مؤمنان، همهی آنها اقرار کردند که به الله و ملایکه و کتابهایش و همهی پیامبرانش ایمان آوردیم، بین هیچکدام از پیامبرانش فرق نمیگذاریم و گفتند: «شنیدیم و اطاعت کردیم.
پروردگارا، بخشش تو را میخواهیم و بازگشت همهی ما به سوی توست.»
«ءَامَنَ ٱلرَّسُولُ بٍمَا أُنزِلَ إِلَيْهِ مِن رَّبِّهِ وَٱلْمُؤْمِنُونَ»ایمان آورد، تصدیق کرد، پذیرفت.رسول،خود پیامبر، به هر آنچه از جانب پروردگارش به سوی خودش نازل شده است، از جان و دل آنها را پذیرفت و برای اجرای آنها رفت و همچنین مؤمنان، باید قضیه دو طرفه باشد.
«كُلٌّ»همهی آنها مؤمنان، و رسول.(رئیس مؤمنان)
« لَا نُفَرِّقّ بَيْنَ أَحَدٍ مِّن رُّسُلِهِ» بین هیچکدام از پیامبرانش فرق نمیگذاریم، همه از جانب الله برایمان دستوراتش را آوردهاند، همهی آنها را پذیرفتهایم. «وَقَالُواْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا» و گفتند: «گوش دادیم، با جان و دل شنیدیم و اطاعت کردیم.» این موضع پیامبر و مؤمنان است، یعنی اینگونه باید باشد! «وَإِلَيْكَ ٱلْمَصِيرُ»نخواهیم بپذیریم، بخواهیم معترض باشیم، خردهگیر باشیم، ای خدایا! بازگشت همهی ما به سوی توست.
«لَا يُكَلِّفُ ٱللَّهُ نَفْسًا إلَّا وُسْعَهَا لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَيْهَا مَا ٱكْتَسَبَتْ رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَآ إِن نَّسِينَآ أوْ أَخْطَأْنَا رَبَّنَا وَلَاتَحْمِلْ عَلَيْنَآ إِصرًا كَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى ٱلَّذِينَ مِن قَبْلِنَا رَبَّنَا وَلَا تُحَمِّلْنَا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِ وَٱعْفُ عَنَّا وَٱغْفِرْ لَنَا وَٱرْحَمْنَآ أَنْتَ مَوْلَىـٰنَا فَٱنصُرْنَا عَلَى ٱلْقَوْمِ ٱلْكَـٰفِرِينَ»( بقره/۲۸۶)
الله هیچ نفسی را به اندازهی توانش تکلیف نمیکند، برای اوست (به نفعش است) هر آنچه را انجام دهد و به ضرر اوست هر آنچه انجام دهد، پروردگارا! ما را مؤاخذه نکن اگر فراموش کردیم یا خطایی کردیم، خدایا! بار سنگین بر ما مگذار، همانگونه که بر کسانی که قبل از ما بودن، گذاشتی. پروردگارا! به آنچه که ما طاقتش را نداریم، ما را تحمیل نکن.(تکلیف نکن) ما را عفو کن، گناهان ما را ببخش و به حال ما رحم کن، تو مولای مایی پس ما را بر قوم کافر نصرت بده.
تمام آن احکام با آن همه جزئیات آمد، بنویسید، شاهد و تمام این مسائل منتهی نترسید، فکر نکنید که کار ساقی هست و از تحمل شما بیشتر است. «لَهَا مَا کَسَبَتْ وَعَلَیْهَا مَا ٱکْتَسَبَتْ»برای هر کسی هست، به نفعش هست هر چه را انجام دهد و به ضررش هست هر آن گناهانی، تخلفاتی را که انجام دهد، ضررش به خدا نمیرسد. «وَعَلَیْهَا»به خودش میرسد پس تمام اینهایی که بیان کرد به نفع خودتان است، نتیجهاش هم به خودتان برمیگردد. «رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَآ إن نَّسِینَآ أَوْ أَخْطَأْنَا»پروردگارا! ما را مؤاخذه نکن، اگر گاهی فراموش کردیم یا خطایی کردیم، به اشتباه کاری را انجام دادیم. «رَبَّنَا ولَا تَحْمِلْ عَلَیْنَآ إصْرًا کَمَا حَمَلْتَهُ عَلَی ٱلَّذِینَ مِن قَبْلِنَا»خدایا! بار سنگین بر ما مگذار، تکالیف سخت بر ما مگذار؛ همانگونه که بر کسانی که قبل از ما بودند گذاشتی، ما را از تکالیف سخت، معاف کن. مثلاً خواندیم که هر کس از این نهر خورد، از ما نیست، آب خوردن در اوج تشنگی، یک تکلیف سخت است، آنها امتحان شدند؛ چون یک کارهایی انجام داده بودند که باید همینگونه میشدند. «رَبَّنَا ولَا تُحَمِّلْنَا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِ»پروردگارا! ما را تحمیل نکن به آنچه که طاقتش را نداریم، مافوق طاقت ماست ما را بر آن تحمیل نکن که انجامش دهیم. این صحبتهای شما، خدایا، انفاق، دین، پرهیز از ربا، درست نماز خواندن و همهی آن اخلاقیات و عبادات، خدایا، ما انجامش میدهیم ولی آنچه که بالاتر از طاقت و توان و وسعت و وقت ماست، ما را مؤاخذه نکن، بیش از آن ما را تکلیف نکن. اوج تواضع و موضع بندگی، اقرار بندگی و اقرار ضعف در پیشگاه الله. (با تواضع اینگونه میگوید) حالا بعد از جایی که نتوانست، از خدا عذرش را خواسته، خواسته که او را ببخشد. «أَنتَ مَوْلَىـٰنَا»تو مولای مایی، تو محبوب قلب مایی، تو همهکارهی مایی. «فَٱنصُرْنَا عَلَى ٱلْقَوْمِ ٱلْكَـٰفِرِينَ»پس ما را بر قوم کافر نصرت بده. قوم کافری که نمیخواهد ما باشیم، میخواهند ما هم مثل خودشان باشیم. خدایا! از دین و احکام تو خرده میگیرند، به احکام و کتابت، نگاه تحقیر دارند، آنها احکام تو را برای زمان قدیم و هزار و چهارصد سال قبل میدانند و میخواهند با فرهنگ غیر قرآنی و غیر دینی بر ما پیروز شوند. خدایا! آنها با ما میجنگند، ما را بر آنها پیروز بگردان که بتوانیم بر فرهنگ قرآن و احکام تو باقی بمانیم و قوت و نیرو و سواد و علم و عمل ما را غالب کن و اینگونه ما را بر قوم کافر نصرت بده.