تلاوت این صفحه:
صفحه ۱۲۷
«أَعوذ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیمِ»
پناه میبرم به الله از شر شیطان رانده شده
«قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ اللَّهُمَّ رَبَّنَا أَنْزِلْ عَلَيْنَا مَائِدَةً مِنَ السَّمَاءِ تَكُونُ لَنَا عِيدًا لِأَوَّلِنَا وَآخِرِنَا وَآيَةً مِنْكَ ۖ وَارْزُقْنَا وَأَنْتَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ»(مائده/۱۱۴)
عیسی بن مریم گفت: «پروردگارا! سفرهای از آسمان بر ما نازل کن تا جشنی و موسمی برای اول و آخر ما باشد، و نشانهای از جانب تو باشد، و به ما روزی بده و تو بهترین روزی دهندگانی.
عیسی بن مریم گفت: «خدایا! پروردگارا! سفرهای از آسمان بر ما نازل کن که برای ما جشنی و موسمی باشد، برای اول ما و آخر ما، برای همه ما حاضرین و غایبین این یک یادواره و یک نشانهای از جانب تو باشد که ما هم شادی کنیم این لطف تو را در حق ما و هم این خاطره را دائماً تکرار و مرور کنیم، «تَكُونُ لَنَا عِيدًا لِأَوَّلِنَا وَآخِرِنَا» برای همهی ما، «وَآيَةً مِنْكَ» و یک نشانهای از جانب تو باشد و خدایا به ما رزق و روزی بده: «وَارْزُقْنَا» که تو بهترین روزی دهندگانی. «وَأَنْتَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ»
«قَالَ اللَّهُ إِنِّي مُنَزِّلُهَا عَلَيْكُمْ فَمَنْ يَكْفُرْ بَعْدُ مِنْكُمْ فَإِنِّي أُعَذِّبُهُ عَذَابًا لَا أُعَذِّبُهُ أَحَدًا مِنَ الْعَالَمِينَ»(مائده/۱۱۵)
الله فرمود: قطعاً من آن را بر شما نازل خواهم کرد اما کسی که بعد از آن کفر بورزد پس من چنان عذابش میدهم که هیچ احدی از جهانیان را این گونه عذاب ندادهام.
در صفحه قبل انواع نشانههای الله را بیان فرمود که آن نشانهها با وجود تمام آن نشانهها، یک نشانهای دیگر میخواهند و اینجا دارد تهدید میکند یعنی الله دارد بیان میکند که از این تقاضایشان خوشش نیامد از این تقاضایی که مؤمنان داشتند، حواریان بهترین مؤمنان زمان پیغمبر عیسی علیه السلام این تقاضا را کردند، خدا اصلاً خوشش نیامد و گفت که: «اگر همچنان اصرار دارید و حاضر نیستید از این خواستهتان صرف نظر کنید اشکال ندارد من آن را نازل میکنم ولی اگر بعد از این دیگر کسی از شما کافر شود چنان عذابش میدهم که هیچکس را چنین عذابی ندادهام. الله از این درخواست خوشش نیامد زیرا که سفره خدایی در خانه همه انسانها پهن است؛ انسانها میروند کار میکنند، میخرند، پخت و پز میکنند، میخورند اینها هم خدا برای ما گذاشته منتها ما تلاش و کار میکنیم، سفره پهن میکنیم، میخوریم اینکه وجود دارد و انسان با این اسباب و مسببات و تلاش در راستای خودش میتواند انجام دهد و انواع خوراکیها هم آن چیزهایی که خود الله در این طبیعت گذاشته از این قانونها، از این فرمولها که ما اینها را با هم ترکیب میکنیم و یک چیزی را درست میکنیم میخوریم و بهترین طعمها و مزهها را دارد ولی آنها بدون این اسباب و مسبباب و این قوانینی که الله در طبیعت گذاشته مستقیم از الله میخواهند که برایشان همه چیز آماده شود و بخورند و الله از این خوشش نیامد یعنی نمیخواهد که بندگانش اینجوری تربیت شوند و مؤمنان وظایف خودشان را رها کنند از خدا بخواهند، اسباب و مسببات را رها کنند فقط از خدا بخواهند که برایشان انجام دهد یعنی وظایف خودشان را میخواهند به خدا محول کنند از این خوشش نیامد و سوره هم اسمش مائده است. ای مسلمانان! شما همچنین انتظاری از الله نداشته باشید که ترک وظایفتان کنید و از الله بخواهید؛ اگر کسی مثلاً مشکلی دارد، مریض است، ارتباطش با یکی به هم خورده، دو نفر با هم از نظر روابط مشکل دارند سوادش را بالا ببرند، آن اسباب و مسبباتی و قوانینی که خود الله گذاشته بخوانند، یاد بگیرند، راه حلش را کشف کنند و خودشان حل کنند، برای حل آن تلاش کنند و برای اینکه حل شود علاوه بر تلاششان حالا از خدا تقاضا کنند که کمکشان کند، الله به آنها راه را نشان دهد و در مسیر کمکشان کند و در پایان هم از الله تشکر کنند. این را از مؤمنان به آنها یاد داده، این را خواسته نه به صورت معجزه آسا همه چیز را الله حل کند یا مثلاً برای معالجه و مداوا و برای کار و امرار معاش و پولدار شدن و همه اینها الله اسباب و مسببات و قوانین گذاشته والله خوشش نمیآید هیچ مؤمنی آن قوانین که گذاشته شده را نادیده بگیرد فقط متوسل به الله شود این را الله دوست ندارد نخواسته آنها را به این شکل تربیت کند به همین خاطر فرمود: «بعد از این دیگر اگر کافر شدید حور دیگر با شما برخورد میکنم و متأسفانه حالا این تفکر چقدر امکان دارد در بین ما وجود داشته باشد و البته این را یاد گرفتند، مسیحیان این را یاد گرفتند و سالهای سال تمام مشکلاتشان را از فقط الله میخواستند بدون علم، بدون تحقیق، پژوهش، از الله میخواستند و همین قرنها ادامه داشت تا اینکه بالاخره فهمیدند که این روش اشتباه است که ما همه چیز را از کلیسا بخواهیم و فقط دعا کنیم این همه داریم کشته میدهیم و مشکلات سرمان در میآید باید تلاش بکنیم (ولی من باب توضیح تکمیلی این یک مقدار شاید از توضیح یعنی از متن آیه خارج شویم) اینکه بعد از قرنها وقتی متوجه شدند که این مسیر را اشتباه رفتند، مرتکب یک اشتباه دیگر شدند و گفتند که ما خودمان همه چیز را حل میکنیم، نیازی به خدا نداریم و از آن طرف بام افتادند و دیگر از خدا هیچ چیز نمی خواهند، خدا را فقط منحصر در یک جاهای خاص دیدند در حالیکه همه این قوانین الله گذاشته و درستش این است، برای کشف آن قوانین از الله کمک بخواهند در مسیر استفاده از قوانین از الله کمک بخواهیم و در پایان وقتی نتیجه گرفتیم هم الله را بر آن شکرگزاری کنیم پس این از این قضیه که اگر کسی بعد از این کافر شد چنان عذابش میدهم که هیچ احدی را عذاب ندادهام! میخواهد آن نسل را تربیت کند که به عنوان آخرین نسل قبل از پیامبر محمد صلی الله علیه و آله و سلم بودند که بعد از پیروان پیامبر عیسی علیه السلام، رسول الله مبعوث میشود و این تربیت، این گونه تربیت و ارتباط با الله و انتظار از الله در بین مؤمنان بعدی هم به این شکل تا قیامت جا بیفتد.
«وَإِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَأَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَأُمِّيَ إِلَهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ قَالَ سُبْحَانَكَ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ مَا لَيْسَ لِي بِحَقٍّ إِنْ كُنْتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي وَلَا أَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِكَ إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوب»(مائده/۱۱۶)
و آن زمان که الله گفت: ای عیسی بن مریم! آیا تو به مردم گفتهای که من و مادرم را به غیر از آن الله دو خدا بگیرید؟ عیسی گفت: تو پاک و منزه هستی. من حق چنین حرفی ندارم بزنم، اگر من این را گفته باشم قطعاً تو میدانی، تو از درون من آگاه هستی ولی من از درون تو خدایا هیچی نمیفهمم، قطعاً که تو دانندهی غیبها هستی.
«وَإِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ» و آن زمان که الله گفت: «ای عیسی بن مریم! در همان صحنهای که الله همه پیامبران را جمع کرده «أَأَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَأُمِّيَ إِلَهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّه» آیا تو به مردم گفتی که من و مادرم را دو تا خدا به غیر از آن الله بگیرید؟ آن را ول کنید من و مادرم خدا هستیم، تو به مردم این چنین گفتی؟ «قُلْتَ لِلنَّاسِ» فقط گفتن زبانی نیست خیلی وقتها آدم با عملش یک چیزی را میگوید: مثلاً یک شخصی دارد مقدس میشود و این مجال دارد پیش میآید عمداً جلو این را مجال نمیگیرد، بگذار مقدس شود این دارد به مردم میگوید: «من را پرستش کنید.» یا مثلاً خودش دارد احساس میکند که مردم دارند نسبت به آن معتقد میشوند اجازه میدهد، جلو مردم را نمیگیرد، مردم را توجیه نمیکند که مردم متوجه قضیه نشوند و نسبت به آن اعتقاد داشته باشند یا مثلاً خودش بستر را فراهم میکند که پیش مردم مقدس و مورد احترام فوق العاده قرار بگیرد یا حتی به کسانی دیگر ممکن است بسپارد که برایش تبلیغات کنند تا مردم نسبت به آن یک احترام فوقالعاده و ویژهای داشته باشند اینها همهاش دارد به مردم میگوید: «من را پرستش کنید.» حالا پیامبر عیسی(علیه السلام) میگوید: «من به هیچ عنوان و به هیچ شکل و وجهی به مردم نگفتم من و یا مادرم را پرستش کنید.»، «قَالَ سُبْحَانَكَ» عیسی گفت: «خدایا! تو پاک و منزهای از اینکه نیازی به این چیزها داشته باشی. «مَا يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ مَا لَيْسَ لِي بِحَقٍّ». من حق ندارم چنین حرفی بزنم، من جرأت ندارن چنین حرفی بزمم إلا آن حرفی که حق باشد، این حرف ناحق من حق ندارم چنین چیزی به مردم بگویم. «إِنْ كُنْتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ» خدایا! اگر من این را گفته باشم قطعاً تو میدانی «تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي وَلَا أَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِكَ» خدایا تو از درون من آگاه هستی اگر حتی در دل من بوده اگر نیتم این بوده که من مورد پرستش مردم شوم، پیش مردم مقدس شوم اگر در دلم هم این باشد تو ته دلم را هم میفهمی. «تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي» ولی خدایا! من از درون تو هیچ چیز نمیدانم. «إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ» قطعاً که تو داننده غیبها هستی، خیلی خوب و محکم تمام پنهانها را میفهمی؛ من این حرف را نزدم.
«مَا قُلْتُ لَهُمْ إِلَّا مَا أَمَرْتَنِي بِهِ أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبِّي وَرَبَّكُمْ وَكُنْتُ عَلَيْهِمْ شَهِيدًا مَا دُمْتُ فِيهِمْ فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنِي كُنْتَ أَنْتَ الرَّقِيبَ عَلَيْهِمْ وَأَنْتَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ»(مائده/۱۱۷)
من به آنها نگفتهام جز آنچه که تو به من دستور دادی که الله را بندگی کنید که پروردگار من و پروردگار همه شما است و تا زمانی که در بینشان بودم بر آنها گواه بودم ولی وقتی تو من را از این دنیا بردی، تو بر آنها مراقب بودی و تو بر همه چیز حاضر و گواه بودی.
«مَا قُلْتُ لَهُمْ إِلَّا مَا أَمَرْتَنِي بِهِ أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبِّي وَرَبَّكُمْ» من به آنها چیزی نگفتهام جز آنچه که تو به من دستور دادهای، که الله را بندگی کنید که پروردگار خود من و پروردگار همه شما است؛ من این را به مردم گفتهام. اللهای که سازنده و آفرینندهی من، مالک و صاحب من و صاحب شما است آن را پرستش کنید؛ من این را به مردم گفتم. «وَكُنْتُ عَلَيْهِمْ شَهِيدًا مَا دُمْتُ فِيهِمْ» و بر آنها گواه بودم تا زمانی که بینشان بودم تا آن زمانی که من بینشان حضور داشتم من گواه و مواظب بودم که این تحریف اتفاق نیفتد، کسی من را خدا تصور نکند من مواظب بودم ولی «فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنِي كُنْتَ أَنْتَ الرَّقِيبَ عَلَيْهِمْ» ولی وقتی که تو مرا وفات دادی، مرا از این دنیا بردی تو بر آنها مراقب بودی، دیگر من هیچ خبری نداشتم یعنی این همه عیسیپرستان و این همه کسانی که دست به دعا به درگاه عیسی بلند میکنند که آنها را نجات دهد و کمک کند و چه بسا با اخلاص اشک میریزند و گریه میکنند و پیش عیسی دعا میکنند در طول این دوره زمانی در دنیا عیسی میگوید: «اصلاً من خبر نداشتم در آن لحظهای که من مثل الان بینشان نبودم.» اینها فکر میکنند که عیسی دارد آنها را میبیند و صدایشان را میشنود میفرماید: «من خبر از آنها نداشتم.» و این صحبتها دارد جلوی همه مردم بخصوص همین عیسی پرستان دارد انجام میدهد. «وَأَنْتَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ» و تو بر همه چیز گواه و حاضر بودی حالا این محاکمه که دارد از پیامبر عیسی علیه السلام کشیده میشود که آیا تو گفتی؟ که در انظار همه آن کارهایی را که کردند اثبات شود، هیچ استدلالی ندارند نه از جانب الله نه از جانب پیامبر الله عیسی علیه السلام و خودشان تراشیدند برای همه اثبات شود و تا عیسی تبرئه شود، هیچکس تصور نکند که رشته این کار، ایجاد کنندهاش عیسی بوده است و تا کسی تصور نکند به ظلم به جهنم دارد میرود، تا کسی فکر نکند پیامبر عیسی پشتشان را خالی کرد آن حرفهایی که در دنیا زده است پیامبر عیسی اصلاً روحش خبر نداشته، این حرفها را نزده و حالا پیامبر عیسی که مردهها را زنده میکرد و کورها را شفا میداد، از غیب میگفت، در گهواره صحبت میکرد و همه اینها پیامبر عیسی که تمام این توانمندیها را دارد ولی باز میگوید که: «من روحم خبر نداشت، خدایا! من چنین حرفی نزدم و من هیچ کاره هستم.» حالا چه برسد به کسی که هیچ کدام از این کارهای پیامبر عیسی را انجام نداده و نمیتواند، قدرتش را ندارد انجام دهد پس خودش را مقدس بدهد یا مردم آن را پرستش کنند، این محاکمه انجام میشود تا اصل قضیه برای همه مشخص شود و حقیقت واضح شود.
«إِنْ تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبَادُكَ وَإِنْ تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ»(مائده/۱۱۸)
اگر آنها را عذاب دهی پس آنها بندگان تو هستند و اگر آنها را ببخشی پس قطعاً که تو غالب و بسیار با حکمت هستی.
خدایا! اگر آنها را عذاب دهی پس آنها بندگان تو هستند، تو صاحب اختیارشان هستی، بنده تو، ساخته تو هستند اگر بخواهی به خاطر این کفر و شرکشان عذابشان دهی حق داری چنین کاری انجام دهی چون بندگان تو هستند و اگر آنها را ببخشی پس قطعاً که تو غالب و بسیار با حکمت هستی، قدرتش را داری؛ از روی عزت است نه از روی ضعف اگر بخواهی هم آنها را ببخشی و تو حکیم هستی، چکار باید با آنها انجام بدهی خودت بهتر از همه میفهمی و تو با حکمت هستی. یعنی واضح هم نمیگوید که: آنها را ببخش یا من شفاعت میکنم یا تقاضای من این است که آنها را ببخشی چون آنها مشرکند، کافر شدند و در آیات قبل قرآن فرمود که: «عیسی خدا نیست، پسر خدا هم نیست، دست بکشید.» حالا میفرماید: «خدایا! خودت میفهمی که با آنها چکار کنی، بندگان تو هستند، تو صاحب اختیار هستی.»
«قَالَ اللَّهُ هَذَا يَوْمُ يَنْفَعُ الصَّادِقِينَ صِدْقُهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ»(مائده/۱۱۹)
الله فرمود که: «امروز صادقان، صدقشان به آنها نفع خواهد داد.» برای آنها باغهایی است که نهرها از زیر آن جاری است برای همیشه در آنجا ماندگار هستند، الله از آنها راضی و خشنود است آنها هم از الله راضی و خشنود شدند؛ این است خوشبختی بسیار بزرگ.
«قَالَ اللَّهُ هَذَا يَوْمُ يَنْفَعُ الصَّادِقِينَ صِدْقُهُمْ» الله فرمود: در همان صحنه، در همان که همهی پیامبران، ملتها جمع هستند الله فرمود: «امروز صادقان، صدقشان به آنها نفع خواهند داد.» صداقتی که در دنیا داشتند با همه کس، با الله، با خودشان، صادق بودند امروز صداقتشان به آنها نفع خواهد داد. «لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا» برایشان باغهایی است که از زیر آن نهرها جاری است برای همیشه در آنجا ماندگارند (پاداش صادقان) «رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ» الله از آنها راضی و خشنود است، آنها هم از الله راضی و خشنود شدند. «ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ» این خوشبختی بسیار بزرگی است.
«لِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا فِيهِنَّ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ»(مائده/۱۲۰)
تمام پادشاهیهای آسمان و زمین و آنچه که در آنهاست از آن خداوند است و او بر هر چیزی توانمند است.
برای الله است، مال الله است تمام پادشاهیهای آسمان و زمین و آنچه که در آنها است، همه متعلق به الله است تمام آسمانها و زمین یک مالک و یک مدیر و یک صاحب دارد و آن الله است و او بر هر چیزی توانمند است.