تلاوت این صفحه:
صفحه ۵۰
«أَعُوذُ بِٱللَّهِ مِنَ ٱلشَّیۡطَـٰنِ ٱلرَّجِیمِ»
«بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ»
«الم»(آلعمران/۱)
الف لام میم
«اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ»(آل عمران/۲)
«الله»،ه معبودی جز او نیست. زنده است و پابرجاست. (همه چیز را سرپا نگه داشته است و مدیریت می کند«الْقَيُّومُ»).
«نَزَّلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ وَأَنْزَلَ التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ»(آل عمران/۳)
بر تو کتاب را به حق نازل کرد. تصدیق کننده است به آنچه که جلوی رویش قرار دارد (تمام کتاب های آسمانی قبل را) و تورات و انجیل را نازل فرمود.
«مِنْ قَبْلُ هُدًى لِلنَّاسِ وَأَنْزَلَ الْفُرْقَانَ ۗ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ ۗ وَاللَّهُ عَزِيزٌ ذُو انْتِقَامٍ»(آل عمران/۴)
تورات و انجیل را که از قبل نازل کرد برای مردم هدایتگر است و فرقان را نازل فرمود، بدون شک کسانی که به آیات الله کافر شدند، برایشان عذابی سخت است و الله غالب و مسلط است و صاحب انتقام.
تورات و انجیل را از قبل نازل کرد. برای مردم هدایتگر است و فرقان را نازل فرمود که بین حق و باطل جدایی می افکند. بدون شک کسانی که به آیات الله کافر شدند، «لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ» برایشان عذابی سخت است. «وَاللَّهُ عَزِيزٌ ذُو انْتِقَامٍ» و الله غالب است، مسلط است و صاحب انتقام، کیفر.
خوب، یک توجه داشته باشیم که آیات اولیه سوره، دارد موضوعی را باز میکند و آن موضوع، اصل و محور آن سوره است و سوره یعنی دیوار، یک چیزی که دورش حصار کشیده شده و آن سوره الان یک سری محتویاتی دارد، مفاهیم ارزشمندی دارد که میخواهد از اول تا آخر سوره به آن مفاهیم برسد و آن مفاهیم را به بندگان القا کند و تمام آن مفاهیم که دور آن حصار هست، به بندگان در این سوره القا میشود.
ما الان میخواهیم بفهمیم الله در این سوره چه میخواهد به ما القا کند. در مورد الله و عبودیت الله، درمورد نزول کتابها بیان فرمود: قرآن، تورات، انجیل و سایر کتابها و همچنین در مورد کافران که کافران را الله عذاب میدهد، از آنها انتقام میگیرد، آنها را کیفر میدهد. خب، انتقام هم یعنی به سزای کارهای بد رساندن هست، یعنی کافران را عفو نمیکند، کیفرشان می دهد. این را دارد به ما یاد می دهد، متذکر میشود، غالب و مسلط هست و کافران را کیفر میدهد. کافرانی که کِی کافر شدند؟ کی میشود به آنها گفت کافر؟ زمانی که بگویند، نیازی به الله و به کتاب الله ندارند «إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ اللَّهِ» و بعد این کتابهای خدا که درِ ارتباطی هست بین بندگان و الله، این در را ببندند، محکم قفلش کنند، این میشود کفر. دروازه گذاشتند تا این حائلی بشود و ارتباط بین بنده و الله قطع بشود. هر کس این کار را انجام داد، به الله کافر شده است و حالا چرا پشت آن در میروند و آن در را میبندند؟ تا پشت درهای بسته، در غیاب الله، هر کاری دلشان خواست، انجام بدهند. کافر هدفش این است. دیگر هر چی دلش خواست، بازی کند با مردم و پول مردم و جان مردم و ناموس مردم و به هر شکلی از مردم، برای منانع خودش، سوءاستفاده کند. و این کافر میشود و حالا می گوید کافران را عفو نمی کند، از آنها انتقام میگیرد، کیفرشان می دهد.یعنی ما بندگان، در دنیا مکلف به عفو هستیم الا در جاهایی که خود الله بیان فرموده است مثل جنگ و جهاد، مثل قصاص، اینهایی که خود الله اجازه دادهاست و خود الله هم ارتباطش با بندگانش در همه جا، بر اساس رحمت و عفو است حتی رحمت به نسبت کافران تا به مرحلهای که آنها مسیرشان را بر اساس کفر بستهاند و دیگر راهی برای برگشت و برای در باز کردن، برای ایمان وجود ندارد. حالا وقتی به این مرحله رسیدند که زندگیشان کفر و اذیت و سودجویی و سوءاستفاده شد، حالا میگوید الله کاملا مسلط هست و کیفرشان میدهد. دیگر این افراد را عفو نمی کند. بیش از نود و نه درصد رحم و رحمت و عفو و مابقی اینان که لیاقت شان را از دست دادهاند، الله از آنها انتقام میگیرد و کیفر دادن و انتقام گرفتن مخصوص الله است چون انسان وقتی انتقام میگیرد میخواهد دلش را خنک بکند، میخواهد به خاطر یک سری قضایا که براش پیش آمده است، آن دلش که الان دلشوره دارد به خاطر آن مشکلاتی، چیزهایی که سرش درآمده است، میخواهد که دلش را تسکین بدهد. این برای بندگان هست و بندگان معمولا در همچین مواقعی ظلم میکنند، بیش از حد کیفر میکنند منتها الله که این خصلت ویژه الله است، بدون اینکه ظلمی در حق بندگان انجام بدهد، در حد و قیاسی که آنها ظلم کردند، آنها را کیفر میدهد. خب آنها میخواهند پشت درهای بسته خودشان را مخفی بکنند تا هر چه دلشان میخواهد، انجام بدهند منتها؛
«إِنَّ اللَّهَ لَا يَخْفَىٰ عَلَيْهِ شَيْءٌ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي السَّمَاءِ»(آل عمران/۵)
بدون شک هیچ چیزی در زمین و نه در آسمان از الله مخفی نمیشود.
بدون شک که الله از او مخفی نمیشود هیچ چیزی در زمین و نه در آسمان. هیچ چیزی، برایش مخفی نمیشود. علمش به همه چیز احاطه دارد.
«هُوَ الَّذِي يُصَوِّرُكُمْ فِي الْأَرْحَامِ كَيْفَ يَشَاءُ ۚ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ»(آل عمران/۶)
الله آن کسی که شما را در رحمها صورتبندی و ترکیب کرد، هیچ معبودی جز او نیست. بسیار غالب و مسلط و بسیار با حکمت است.
الله آن کسی که شما را در رحمها صورتبندی کرد، ترکیب داد، شکل و شمایل چهرهتان، استخوان بندیتان، هیکلتان، شما را، در رحمهای مادران ترکیب داد. همه شمارا، الله این است. هیچ معبودی جز او نیست. دیگرغیر از الله، دیگر هیچ کسی همچین قدرتی ندارد که در زمین و آسمان چیزی برایش مخفی نباشد و مردم را در شکم مادرانشان صورت بندی کند. دیگر کسی غیر از الله همچین قدرتی ندارد، هیچ پیغمبری، هیچ مَلَکی، هیچ بزرگی، همچین قدرتی ندارد. پس«لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ» هیچ معبودی جز او نیست، «الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ» بسیار غالب و مسلط و بسیار با حکمت است.
«هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ ۖ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ ۗ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ ۗ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا ۗ وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ»(آل عمران/۷)
الله کسی هست که بر تو کتاب را نازل کرد. مجموعه ای از آن کتاب آیاتی هستند محکم، استوار، که آنها اساس و محور کتاب هستند. مجموعه دیگر کتاب، آن آیات متشابه اند.
الله کسی هست که بر تو کتاب را نازل کرد. مجموعه ای از آن کتاب «مِنْهُ»آیاتی هستند محکم استوار. «هُنَّ أُمُّ الْكِتَاب» آنها اساس کتاب هستند. آنها مرجع و محور و مدار کتاب هستند. محور اصلی کتاب هستند«أُمُّ الْكِتَابِ» «وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ ۖ » مجموعه دیگر کتاب، آن آیات متشابه اند. شبیه می زنند، مانند چیزهای دیگر هستند که با نگاه اول نمیشود فهمید که کدامشان حقیقیاند، کدام یک معنای اصلی هستند. پس محکم شد آن که معانی اصلیاش با یک نگاه واضح است مثل همین که هیچ چیزی بر الله مخفی نمیماند مثل اینکه انسانها در شکم مادرانشان صورتبندی می شوند. غیر از الله یگانه، معبود دیگری وجود ندارد که سازنده باشد. این معانی در نگاه اول واضح است که آفریننده فقط الله است. بعضی آیات با یک نگاه اول معلوم نمیشود با یک سری چیزهایی مشابهت دارد. میگوید یک مجموعه از آیات به این شکل هستند.«وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ». «فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ» میگوید پس اما کسانی که در دلشان انحراف وجود دارد، از درون مشکل دارند، آنها آنچه که مشابه هست، دنبال میکنند، آنچه که غیر اصلی است، مراد غیر اصلی است، آنها را دنبال می کنند، به خاطر ایجاد فتنه و به خاطر دست یافتن به معنای آن چیزی که معنای اصلی نیست. دست یافتن به معنای غیر اصلی. دنبال اینها می روند. مثال بزنیم معنا واضح بشود. مثلا شما تصور بکنید، الله میفرماید که «وَكَانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمَاءِ»(هود/۷) یا «اسْتوى عَلَى العَرْشِ»(اعراف/۵۴) الله بر عرش استوار کرد، قرار گرفت. الله نه ذاتی است که ما تصور بکنیم یعنی چگونگی اش را. ذات الله قابل تصور نیست، عرش الله را ما تا به حال ندیدهایم که تصور کنیم، اما میفرماید الله بر عرش قرار دارد. چطوری؟ این عظمت الله و سلطه الله بر جهانیان، بر کل عالم هستی میرساند. این را می فهمیم منتها چگونگیاش را هیچکس نمیفهمد. حالا آن کسی که در دلش انحراف وجود دارد، همه آن آیات، همه آن اخلاق، آن ایمان، آن نماز، آن روزه را رها میکند، میچسبد به همین: منظور چیست؟ چطوری است؟ و هی میخواهد فقط مشغول همین شود و مشغول همین کند و دیگران را وارد چالش کند و به انحراف بکشاند یا مثلا این امکان دارد هیچ کس حتی عالمان بزرگ هم نفهمند که در ادامه میفرماید «وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ ۗ » در حالیکه عمق آن معنایش هیچ کس نمیفهمد به الا خود الله که چه دارد. برای ما یک سری معنا واضح میشود، کل معنا برایمان واضح نمیشود متشابه است «وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ» و راسخان در علم آنهایی که در علم راسخ هستند، قوی و محکم هستند، رسوخ دارند در علم، یک علم پایدار دارند آنها میگویند خدایا ما بهش ایمان داریم. بس. همین که شما فرمودی، الله بر عرش قرار دارد، ما به آن ایمان داریم. دیگر بیشتر از آن درتوان ما نیست. ما در آن غوطهور نمیشویم اما یک سری معانی از متشابهات، در نگاه اول، یک معنا می رساند که آن معنا، معنای اصلی نیست و کسی اگر در دلش مشکل داشتهباشد، انحراف قلبی داشته باشد، سر وقت همان میرود که نتیجهاش میشود فتنه و گمراهی و دور شدن از دین و به چالش کشاندن دیگران. مثلا الله میفرماید« يُضِلُّ بِهِ كَثِيرًا وَيَهْدِي بِهِ كَثِيرًا ۚ »(بقره/۲۶) یا « يُضِلُّ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي مَنْ يَشَاءُ ۚ »(نحل/۹۳) هر کس را که الله بخواهد، هدایت میدهد، هر کس را که الله بخواهد، الله گمراهش میکند یعنی هدایت را الله میدهد، گمراهی را الله میهد، هر کس را که بخواهد. این یک آیه از قرآن. بعد میگوید: خوب پس ما چرا تلاش بکنیم پس چرا ما باید نماز بخوانیم؟ مایی که الان نماز نمیخوانیم، خدا این را برایمان خواستهاست. آن کسی که دزدی می کند، آن کسی که هزار خلاف میکند، فحشا میکند، هزار کار می کند، میگوید خدا این را برای ما خواسته است.ما هر چقدر هم تلاش کنیم، جون بکنیم، نمیتوانیم هدایت بشویم .این هم آیه قرآن است و این آیه به مثل این آیه متشبهات شبیه این آیات .خیلی آیات دیگر هم وجود دارد این یکی که معنای اصلی نیست همین رو به عنوان معنای اصلی میگیرد میرود برای فتنهجویی تا این کار خودش را و دیگران را از دین دور کند به خودش توجیه کند حق دارد دین دار نباشد در حالیکه در آیات دیگر«وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ»آنهایی رسوخ دارند، وقتی که میخوانند، جای دیگر هم الله میفرماید که «هر کس بخواهد خودش میتواند راه هدایت برود و هر بخواهد، خودش، آدمها میتوانند به گمراهی بروند، هدایت و گمراهی به خودشان واگذار شده است» « فَمَنْ شَاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَمَنْ شَاءَ فَلْيَكْفُرْ»(کهف/۲۹) هر کس میخواهد مومن شود و هر کس میخواهد کافر شود. پس چه شد، دست آدم خودش است، آنجا که گفت دست الله است، اینجا میگوید دست آدم خودش است. بعد هم میگوید هر کس که هدایت خواست، اگر متواضع باشد، خدا هدایتش میدهد. به آدمهای متکبر، هدایت نمیدهد. کسانی که تلاش میکنند، راه هدایت را حتما پیدا میکنند، خدا کمکشان میکند. تمام آن آیات که شبیه این هستند و با هم میشوند محکم، رها میکند یک قسمت که میشود متشابه، آن را میگیرد و در نتیجه میرسد به فتنه و گمراهی و چالش برای زندگی خودش و دیگران. خب آیه را بفهمیم چه میگوید، بعد از آن عبور کنیم. این ها تو ضیحات اضافه نیست، اینها درون آیه است که ما بدانیم و حالا بعضی مطالب راسخان در علم میدانند مثل این دومی تفهیم میکنند که اینجور نیست که شما تلاشتان فایده نداشته باشد اتفاقا تلاش شماست که خدا بهتان نتیجه میدهد، به سمت خوبی، خوب و بدی، بد و بعضی مسائل به مثل آن عرش، چیزهای غیبی، حتی راسخان در علم هم نمیدانند حالا این هر دو وجهاش حالا این ایستادن بر الله واجب است یا نیست هر دو تا وجه اش اینجا وجود دارند، حالا برویم جلوتر«وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا ۗ وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ» و راسخان در علم میگویند، ما به آن ایمان آوردیم، همهشان از جانب پروردگارمان است و متذکر نمیشوند الا صاحبان خرد. آنهایی که اهل فهم و ادراک هستند جز آنها کسی متوجهاش نمیشود.
«رَبَّنَا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً ۚ إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ»(آلعمران/۸)
پروردگار ما، دلهای ما را بعد از این که ما را هدایت دادی، منحرفش مکن میشود، از جانب خودت به ما رحمتی ببخش که قطعا که تو بسیار بخشندهای.
پروردگار ما، دلهای ما را بعد از این که ما را هدایت دادی، منحرفش مکن. آدم یک لحظه منحرف میشود، با یک تفکر، با یک صحبت. دلهای ما را بعد از این که راه هدایت را بهمان دادی، دل هایمان را کج نکن و از جانب خودت به ما رحمتی ببخش«إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ» که قطعا که تو بسیار بخشندهای هدیه را و رحمتت را برکاتت را میبخشی به بندگانت به ما هم ببخش.
«رَبَّنَا إِنَّكَ جَامِعُ النَّاسِ لِيَوْمٍ لَا رَيْبَ فِيهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ لَا يُخْلِفُ الْمِيعَادَ»(آلعمران/۹)
ای پرودگار ما قطعا که تو جمعکنندهی مردم هستی، در روزی که هیچ شکی در آن نیست، بدون شک که الله هرگز خلاف وعده نمیکند
ای پرودگار ما قطعا که تو جمعکنندهی مردم هستی، در روزی که هیچ شکی در آن نیست که مردم دوباره جمع میشوند، تو جمعشان میکنی بدون شک که الله هرگز خلاف وعده نمیکند و آن روز را میآورد و مردم را در آن روز برای حساب و کتاب جمع میکند.