دانلود فایل تصویری   دانلود فایل صوتی ​  پرسش و پاسخ صفحه

تلاوت این صفحه:

 

صفحه ۲۳۵

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

«الر ۚ تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْمُبِينِ» (یوسف/١)

الف- لام- را این آیات کتاب روشن‌گر است.

سوره‌ی مبارکه‌ی یوسف، باز هم به مثل سوره‌ی قبل با حروف مقطعه شروع شده و بعدش داستان پیغمبران که در سوره‌ی قبلی خواندیم، در این سوره کاملا داستان پیغمبر است؛ منتها سوره‌ی قبل چند پیغمبر و این سوره فقط یک پیغمبر ولی به‌طور مفصل از آن صحبت می‌کند. داستان پیغمبر یوسف عَلِیه السلام از بچگی‌ او تا نزدیک‌های پایان عمرش‌. و می‌فرماید که این که می‌خواهی الان بخوانی از داستان پیامبر یوسف (ع) (در مکه هم نازل شده) می‌فرماید که این آیات کتاب است، این‌ها همین‌طوری نیست آیات کتاب است، کتاب روشن‌گر که همه چیز را واضح بیان می‌کند.

«إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ» (یوسف/٢)

ما آن را قرآنی عربی، خواندنی عربی، واضح  نازل کردیم تا که شما تعقل کنید.

این آیات کتاب که الان دارید می‌خوانید و می‌خواهد داستان یوسف شروع شود، این کتاب ما آن را به صورت قرآن، یعنی خواندنی نازل کردیم‌. یعنی فقط کتاب نیست، قرآن هم هست. کتاب: نوشته شده، قرآن:  خواندنی، یعنی ما آن را به عنوان خواندن نازل کردیم که مدام بخوانید، مرور کنید. و به زبان عربی نازل کردیم و عربی یعنی واضح، بدون هیچ گونه ابهامی؛ این یعنی «عَرَبِيًّا»، چرا این‌طوری؟ هم کتاب است؛ نوشتاری که در دسترس انسان‌ها باشد، هم خواندنی است که انسان‌ها بشنوند و حفظ کنند و در قلب خود جا دهند و به آموزه‌های آن‌ها اضافه شود. واضح هم هست. چرا؟ «لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ» تا شما تعقل کنید، یعنی تا شما راه درست را انتخاب کنید، خودتان را تزکیه و پاک کنید از همین کتاب، از همین قرآن، تا این‌که رفتار خود را بر اساس آن تنطیم کنید: «لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ»

که تعقل و اجرا هدف این کتاب است.

«نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِمَا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ هَٰذَا الْقُرْآنَ وَإِنْ كُنْتَ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الْغَافِلِينَ» (یوسف/٣)

 ما بر تو قصه می‌کشیم، بهترین قصه‌ها را به آن چه که وحی کرده‌ایم به سوی تو این قرآن را و هر چند که قبل از آن تو از غافلان بودی.

و می‌فرماید که ما بر تو بهترین قصه را تعریف می‌کنیم: «أَحْسَنَ الْقَصَصِ» یعنی بهترین قصه‌ها را، که یوسف یکی از آن‌ها است. همه‌ی قصه‌های قرآن  بهترین قصه‌ها هستند، چون واقعی و عبرت انگیز هستند. به آن‌چه که ما به سوی تو در این قرآن وحی کردیم و این داستان که می‌خواهیم برای تو بیان کنیم، تو قبل از این از غافلان بودی، یعنی تو ای پیغمبر، تو اصلا این‌ها بلد نبودی، از کجا می‌خواهی بلد باشی. پیغمبر که سواد نداشت بخواند، تاریخ دان نبود، بعد نه هم می‌توانست کتاب بنویسد. یعنی سوادی نداشت که بخواهد چیزی یاد بگیرد. تو قبل از این کاملا عافل بودی، اصلا هیچ اطلاعی از این داستان‌ها نداشتی، حالا ما می‌خواهیم برای تو بخوانیم. حالا گوش کن!

«إِذْ قَالَ يُوسُفُ لِأَبِيهِ يَا أَبَتِ إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَبًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِي سَاجِدِينَ» ( یوسف/٤)

آن زمانی که یوسف به پدرش گفت: ای پدر من یازده‌ تا ستاره و ماه و خورشید دیدم. دیدم آن‌ها را که برای من سجده می‌کنند.

یوسف (ع) در آن سن نوجوانی، کوچکی، دارد برای پدرش تعریف می‌کند که ای پدر، با یک هیجانی، با یک حس خاصی، با یک خوشحالیی، که من دیدم یازده ‌تا ستاره به‌علاوه خورشید و به‌علاوه ماه آن‌ها را دیدم و دیدم آن‌ها را که برای من دارند سجده می‌کنند. «رَأَيْتُهُمْ» دو بار تکرار شده  «رَأَيْتُ» و «رَأَيْتُهُمْ» آن‌ها دارند برای من سجده می‌کنند. چه کیفی، چه علاقه‌ای و الان پیامبر یوسف (ع) با این خواب دارد حظ می‌کند، به وجد آمده و دارد برای پدرش تعریف می‌کند که من چه خواب خوشی دیدم.