تلاوت این صفحه:
صفحه ۱۴۵
«وَلِكُلٍّ دَرَجَاتٌ مِمَّا عَمِلُوا ۚ وَمَا رَبُّكَ بِغَافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ»(انعام/١٣٢)
و برای هرکسی درجاتی است، از آنچه که انجام دادهاند و پروردگارت اصلا غافل نیست (بیخبر نیست) از آنچه که انجام میدهند.
درست است که در دنیا اقوام مختلف از دنیا میروند، هلاک میشوند و با عذاب از بین میروند ولی آیا سطحشان در روز آخرت همه مثل هم است؟ میفرماید که: «نه! هر کدام از آنها درجات اعمالشان متناسب با اعمالشان، آنجا درجاتشان متفاوت است.» به همین خاطر آدمهای خوب، آدمهای بدکار، آدمهایی که مجرم در سطح بالا هستند، هر کدام، خدا میفرماید که: «از کارهای آنها غافل نیست و هر کدام را در درجهای از روز قیامت قرار میدهد.» یعنی عذابهایشان با هم دیگر مثل هم نیست. این حساب و کتاب هم دست الله است و الله از کارهایشان غافل نیست.
«وَرَبُّكَ الْغَنِيُّ ذُو الرَّحْمَةِ ۚ إِنْ يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَيَسْتَخْلِفْ مِنْ بَعْدِكُمْ مَا يَشَاءُ كَمَا أَنْشَأَكُمْ مِنْ ذُرِّيَّةِ قَوْمٍ آخَرِينَ»(انعام/١٣٣)
و پروردگارت بی نیاز صاحب رحمت است (دارای رحمت است) اگر بخواهد شما را میبرد و بعد از شما جایگزین میکند هر کس را که بخواهد همانطوری که شما را از ذریهی قوم دیگر (نسل قومی دیگر) پدید آورد (جایگزین کرد)
حالا وقتی فرمود که: «مردم بعد از غفلت، بعد از مسیر هدایت اگر همچنان به کفرشان ادامه دادند، خب نابود میشوند و پروردگار از این آدمهای کافر، مغرض، متکبر، خداوند غنی است، به آنها نیازی ندارد، هلاکشان میکند.» و به نگاهی دیگر وقتی که انسان حق را بپذیرد خدا غنی است، چه نیازی دارد که آنها را عذاب بدهد؟ منتها؛ در هر دو صورت الله بر اساس رحمت با بندگانش مواجه میشود و برخورد میکند: «وَرَبُّكَ الْغَنِيُّ ذُو الرَّحْمَة» و اینکه الله از بندگان خود بی نیاز است سبب نمیشود که به آنها کوچکترین ستمی انجام بدهد، یا حقوقشان را نادیده بگیرد، صاحب رحمت است، دارای رحمت است: «ذُو الرَّحْمَة» اگر بخواهد شما را میبرد: «يَشَأْ يُذْهِبْكُم» کاملاً جسم شما، وجود شما را از اینجا میبرد و بعد از شما کسانی دیگر را میآورد چه کسی را میآورد؟ هر کس را که بخواهد به سادگی، به راحتی میتواند شما را ببرد شمایی که الان هستید میگوید: «به خودتان دقت کنید» «كَمَا أَنْشَأَكُمْ مِنْ ذُرِّيَّةِ قَوْمٍ آخَرِينَ»به خودتان دقت کنید، یک زمانی یک آدمهایی زندگی میکردند اثری از شما وجود نداشت، آن اقوام رفتند شما آمدید به همین سادگی هم امکان دارد هر لحظه شما بروید اقوام دیگر، جای شما را بگیرند، شهرتان را بگیرند و زندگی کنند یا اینکه اقوامی که در طول تاریخ در اثر عذابهای سماوی نابود شدند و آنها از بین رفتند؛ حالا از قوم عاد گرفته، قوم لوط، قوم ثمود و حتی امکان دارد خیلی شهرها، اگر شما مثلاً از پیران شنیده باشید امکان دارد در منطقهی شماها همچنین چیزی وجود داشته باشد؛ مثلاً صد سال قبل، مثلاً هشتاد سال قبل، مثلاً دویست سال قبل، که یک بقایایی از خانههای خیلی قدیمی مانده، مثلاً یک در اینقدر سال قبل یک سیلی آمده، یک زلزلهای آمده و کلاً اسم آن شهر دیگر در تاریخ، در برخی اذهان فقط مانده است هیچ شخصی دیگر در آن شهر نیست هیچ کس نمانده و در کنار آن یک روستا و شهر دیگر به وجود آمده و شما الان دارید در آن شهر جدید زندگی میکنید و آن قبلی، شما خبر ندارید که چه تاریخی بر سر آنها گذشت. میگوید: «همین به خودتان نگاه کنید، چطوری جایگزین اقوام دیگر شدید. مواظب باشید، به همین سادگی خدا شما را میبرد و قوم دیگر را جای شما میآورد، پس این را هیچ وقت فراموش نکنید.» الله دارد اخطار میدهد!
«إِنَّ مَا تُوعَدُونَ لَآتٍ ۖ وَمَا أَنْتُمْ بِمُعْجِزِينَ»(انعام/١٣٤)
قطعاً آنچه که وعده داده میشوید، صددرصد آمدنی است. و شما عاجز کننده نیستید.
«لَآتٍ» یعنی قطعاً میآید. شما از این قانون نمیتوانید در بروید، خدا به شما قول میدهد: «إِنَّ مَا تُوعَدُونََ» به شما قول داده میشود، به شما وعده داده میشود که شما خواهید مرد، اگر این کارها کنید عذاب داده میشوید، بعد از مردن دوباره زنده میشوید، اینها قول است، اینها وعده است. حالا میفرماید که: هر آنچه که به شما وعده داده می شود. «ِلَ» یعنی صددرصد، «آتٍ» یعنی آمدنی است.» شک هم نکنید شما هم هیچ کاری از دستتان بر نمیآید: «وَمَا أَنْتُمْ بِمُعْجِزِينَ» راه گریزی هم ندارید حتما آن قول و وعدهها بر سر شما پیاده میشود شما هم به ناچار باید آنها را بپذیرید و خدا را نمیتوانید عاجز کنید در اینقولهایی که داده، در انجام قولها هیچ کس نمیتواند الله را عاجز کند.
«قُلْ يَا قَوْمِ اعْمَلُوا عَلَىٰ مَكَانَتِكُمْ إِنِّي عَامِلٌ ۖ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَنْ تَكُونُ لَهُ عَاقِبَةُ الدَّارِ ۗ إِنَّهُ لَا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ»(انعام/١٣٥)
بگو: «ای قوم من! شما بر موقعیت خودتان ادامه بدهید. من هم کار خودم را میکنم. بعدا خواهید فهمید که سرنوشت این منزل به نفع چه کسی تمام میشود. بدون شک قانون این است که آدمهای ظالم خوشبخت نمیشوند.»
بگو: ای قوم من شما بر موقعیت خودتان ادامه بدهید «اعْمَلُوا عَلَىٰ مَكَانَتِكُمْ» یعنی بر موضع خودتان پافشاری کنید. بر همان سبکی و روشی که دارید پیش میروید پیش بروید، اشکالی ندارد «إِنِّي عَامِلٌ» من هم کار خودم را میکنم، من هم به شیوهی خودم پیش میروم؛ همین آگاهی دادن، بیدارگری، روشنگری برای مردم، من این کار را انجام میدهم. «فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ» بعداً خواهید فهمید که «مَنْ تَكُونُ لَهُ عَاقِبَةُ الدَّارِ» که سرنوشت این منزل به نفع چه کسی تمام میشود یعنی چه کسی هست که پیروز از این میدان بیرون میآید، بعداً میفهمید! «إِنَّهُ لَا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ» بدون شک که قانون این است، آدمهای ظالم خوشبخت نمیشوند، این یک قانون است. «إِنَّهُ» ضمیر شأن است و این قانون را دارد اعلام میکند.
«وَجَعَلُوا لِلَّهِ مِمَّا ذَرَأَ مِنَ الْحَرْثِ وَالْأَنْعَامِ نَصِيبًا فَقَالُوا هَٰذَا لِلَّهِ بِزَعْمِهِمْ وَهَٰذَا لِشُرَكَائِنَا ۖ فَمَا كَانَ لِشُرَكَائِهِمْ فَلَا يَصِلُ إِلَى اللَّهِ ۖ وَمَا كَانَ لِلَّهِ فَهُوَ يَصِلُ إِلَىٰ شُرَكَائِهِمْ ۗ سَاءَ مَا يَحْكُمُونَ»(انعام/١٣٦)
و قرار دادند برای الله از آنچه که خود الله آن را پدید آورد؛ از کشتنیها و چهارپایان، دسته بندی کردند که این دسته مال الله است از ذهن خودشان دارند میبافند و این دسته مال شریکان ما است، هر چه که سهم این شریکان است به الله نمیرسد، آن که سهم خدا است آن سهم به شرکاء میرسد. چقدر بد اینها قضاوت میکنند.
و قرار دادند برای الله از آنچه که خود الله آن را پدید آورد؛ از کشتنیها و از چهارپایان، «مِنَ الْحَرْث» کشتنیها، چیزی که از زمین بیرون میآید. «وَالْأَنْعَامِ» چهارپایان، دامها، این چهار جفت: شتر، گاو، بز و گوسفند. میگویند: «همینهایی که خود الله آنها را به وجود آورده است «مِمَّا ذَرَأَ»آنها را آفریده، خلقشان کرده است، آمدند دسته بندی کردند.» چه چیزی گفتند؟ «نَصِيبًا» پس دسته بندی کردند، سهمیه بندی کردند. پس گفتند: «هَٰذَا لِلَّهِ» این دسته مال الله است. البته «بِزَعْمِهِمْ» اصلاً الله همچنین چیزی نگفته، من درآوردی است، از ذهن خودشان دارند میبافند که اینها ویژهی الله است و به جای الله دارند تعیین تکلیف میکنند. «وَهَٰذَا لِشُرَكَائِنَا» و این دسته مال شریکان ما است؛ شریکان ما، یعنی کسانی که به جای خدا میآمدند و قانونگذاری میکردند همان روحانیانشان در زمان جاهلیت، یعنی کسانی که میآمدند، قانون وضع میکردند برای اینکه مردم مثلاً خداپرست شوند ولی خودشان (جامعهی روحانیتشان) شرک زده بود و آنها میآمدند تعیین تکلیف میکردند که این سهم خدا است، این سهم همان روحانیون شرک زدهی زمان نزول قرآن است. «وَهَٰذَا لِشُرَكَائِنَا» که شامل بتها میشود و کسانی که حامیان آن بتها، آن مقدسات هستند، برای آن تبلیغات میکنند، حمایت میکنند و به این سیستم نظم میدهند، این میشود: «شُرَكَائِنَا» اینها هم از جیب مردم سهم دارند. حالا: «فَمَا كَانَ لِشُرَكَائِهِمْ فَلَا يَصِلُ إِلَى اللَّهِ» هر چه که سهم این شریکان است، این روحانیونشان است آنها به الله نمیرسد، اینها دیگر حق همان بتها و حامیان بتها است اینها اگر هم یک موقع هم اضافه شود به خدا نمیرسد، چون سهم خدا باید بین مستضعفین، فقرا، اینها باید پخش شود و از آن طرف «وَمَا كَانَ لِلَّهِ فَهُوَ يَصِلُ إِلَىٰ شُرَكَائِهِمْ» اما آنکه سهم خدا است، آن سهم به شرکاء میرسد؛ یک موقع کم آوردند، یک وقتی به حساب سیر نشدند، چیزهای دیگر نیاز داشتند، از سهم خدا بر میدارند اشکال ندارد که به جیب اینها برود. خب برای استبداد دینی، برای اینکه مردم را زیر سلطهی خودشان بکشانند از نظر اقتصادی قدرتمند شوند تا هر چه بیشتر و بیشتر سلطهی آنها اضافه شود. از طرف خدا، سهم خدا میشود که به این سمت بیاید. «سَاءَ مَا يَحْكُمُونَ» چقدر بد اینها قضاوت میکنند. آن فقرا، آن ضعفا خوب بود که از این طرف به آنها میرفت که البته اینجا سهم حقیقی که ندارند ولو که به زور است، ارتزاق از جیب ملت است، ولی کاش که از این طرف به فقرا میرفت نه اینکه حق فقرا یا سهم خدا به این طرف بیاید. چقدر بد دارند قضاوت میکنند! «سَاءَ مَا يَحْكُمُونَ».
«وَكَذَٰلِكَ زَيَّنَ لِكَثِيرٍ مِنَ الْمُشْرِكِينَ قَتْلَ أَوْلَادِهِمْ شُرَكَاؤُهُمْ لِيُرْدُوهُمْ وَلِيَلْبِسُوا عَلَيْهِمْ دِينَهُمْ ۖ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا فَعَلُوهُ ۖ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ»(انعام/١٣٧)
و اینچنین برای بسیاری از مشرکان کشتن فرزندانشان را مزین کرد، آن شرکاء این را در ذهن مردم زیبا جلوه میدهند تا آنها را بدبخت کنند و تا دینشان را برایشان بپوشاند و اگر الله میخواست هم انجامش نمیدادند پس آنها را رها کن با همان چیزهایی که دارند از آن خرافات میبافند.
و اینچنین (یعنی باز از کارهایشان) مزین کرد برای بسیاری از مشرکان (یعنی تودهی مشرکان، یعنی عامهی مشرکان) کشتن فرزندانشان، یعنی قشنگ جلوه داد در اذهان مشرکان کشتن فرزندانشان برایشان چیز خوشآیندی و مورد پسند قرار داد چه کسانی؟ همان «شُرَكَاؤُهُمْ» همان روحانیون شرک زدهی آنها، برای مردم توجیه میکردند، توضیح میدادند، سخنرانی میکردند، وعظ میدادند که شما اگر بخواهید خدا را راضی کنید، شما اگر بخواهید که بلاهای آسمانی از سرتان برطرف شود، شما باید بچههای خود را برای خدا قربانی کنید، برای این بتها قربانی کنید و در آن زمان تمام این قضایا که میگوید، از آن زمان بوده و قبل از آن تا حالا و تا قیامت خواهد بود و چقدر هم در طول تاریخ، با این توجیهها (به حساب آن) بچههای مردم را به کشتن دادند و مردم در ذهنشان! اصلاً دین یعنی این، خداپرستی و مذهب یعنی این و میآمدند بچههایشان را میکشتند، حاضر بودند حالا او را در رودخانه بیندازند (اقوامی که حالا اخیراً هم هست) که مثلاً رودخانه طغیان نکند، تا طبیعت خشم نگیرد. مثلاً دختران را باید میکشتند (سر میبریدند) و در طول تاریخ این شرکاء، این قوم شرک زده، خیلی از بچههای مردم را به کشتن دادند و از آنور دین و خدا دارد مانع این میشود که اینها بچههای خود را نکشند. (حالا توضیح اضافه خدمت شما بگویم) در طول تاریخ از جانب دین خدا، دین واقعی، دینی که پیغمبران آوردند، تنها فقط یک مورد ابراهیم علیه السلام که خواب دید بچهاش را قربانی کند و خواست این کار را انجام دهد وحی آمد که دیگر تمام شد، دیگر نیاز نیست بیشتر از این مرحله پیش بروی و تو تسلیم خدا شدی و دیگر به جای آن قربانی شد، حیوانی قربانی شد و عید قربان شد یعنی یک مورد که فقط برای امتحان بود هیچ بچهای در دین آسمانی، در طول تاریخ کشته نشده است و اتفاقاً هم در دین خدا، قرآن و ادیان قبلی آسمانی، چقدر از بچهها را از کشته شدن نجات داده است ولی در دین شرک زده، خرافات زده، چقدر از بچههای مردم کشته شدند؛ این تفاوت دینی که از جانب الله میآید و دینی که انسانها میسازند و هدف از آمدن دین الله در بین مردم که چه نقشی دارد، اینجا میشود واضح واضح دید یعنی اینجا جان آدم در خطر است اگر دین خدایی نباشد. «لِيُرْدُوهُمْ وَلِيَلْبِسُوا عَلَيْهِمْ دِينَهُمْ» آن شرکاء این را در ذهن مردم زیبا جلوه میدهند تا آنها را بدبخت کنند، آخر کسی با دست خودش بچهاش را میکشد؟ «لِيُرْدُوهُمْ» تا آنها را تباه و نابود کنند، بدبخت و بیچاره کنند، حیوان هم با دست خودش بچهی خودش را نمیکشد. «وَلِيَلْبِسُوا عَلَيْهِمْ دِينَهُمْ»و تا دینشان را برایشان بپوشاند، بر سرشان دینشان را خراب کند و دین شرک و خرافی جایگزین آن شود. «وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا فَعَلُوهُ» خیلی درد آور است! و اگر الله میخواست هم انجامش نمیدادند ولی الله اختیار گذاشته، حق انتخاب را برای بندگانش گذاشته و نمیخواهد به زور جلو گناهان انسان را بگیرد چون بنا نیست که در دنیا زوری از جانب الله باشد؛ میدان دنیا، میدان انتخاب و امتحان است. «فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُون» پس آنها را رها کن با همان چیزهایی که دارند از آن خرافات میبافند.