تلاوت این صفحه:
صفحه۱۱۱
«أَعوذ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیمِ»
پناه میبرم به الله از شر شیطان رانده شده
«وَقَالَتِ الْيَهُودُ وَالنَّصَارَى نَحْنُ أَبْنَاءُ اللَّهِ وَأَحِبَّاؤُهُ قُلْ فَلِمَ يُعَذِّبُكُمْ بِذُنُوبِكُمْ بَلْ أَنْتُمْ بَشَرٌ مِمَّنْ خَلَقَ يَغْفِرُ لِمَنْ يَشَاءُ وَيُعَذِّبُ مَنْ يَشَاءُ وَلِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ»(مائده/۱۸)
و یهود و نصارا گفتند: «ما فرزندان خدا و دوستداران او هستیم.» بگو: «پس چرا شما را به خاطر گناهانتان عذاب میدهد؟» بلکه شما هم بشری از جمله آنهایی که آنها را آفریده، هر کس را که بخواهد میآمرزد، هر کس را که بخواهد عذاب میدهد و پادشاهی آسمانها و زمین و هر آنچه که میان آنها است از آن الله است و بازگشت همه چیز به سوی اوست.
«وَقَالَتِ الْيَهُودُ وَالنَّصَارَى نَحْنُ أَبْنَاءُ اللَّهِ وَأَحِبَّاؤُهُ قُلْ فَلِمَ يُعَذِّبُكُمْ بِذُنُوبِكُمْ بَلْ أَنْتُمْ بَشَرٌ مِمَّنْ خَلَقَ» و یهود و نصارا گفتند: «ما فرزندان خدا و دوستداران او هستیم.» بگو: «پس چرا شما را به خاطر گناهانتان عذاب میدهد؟» بلکه شما هم بشری از جمله مخلوقات دیگر هستید، از جمله آنهایی که آنها را آفریده، هرکس را که بخواهد میآمرزد و هر کس را بخواهد عذاب میدهد. «وَلِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ» و پادشاهی آسمانها و زمین ازآن الله است و هر آنچه که میان آسمانها و زمین وجود دارد از کهکشانها، و بازگشت همه چیز به سوی اوست. صفحهی قبل خواندیم که نصارا میگفتند که: «عیسی فرزند خدا است.» و اصلاً وقتی یک چیزی خراب شد، دیگر همینطور خراباتش ادامه پیدا میکند یعنی یک چیزی شریک خدا قرار گرفت، اولی که آمد دومی هم میآید، سومی هم میآید، دهمی هم میآید، هزارمی هم میآید و به همین خاطر کافیست یک، تبدیل به دو شود دیگر همه چیز خراب میشود؛ آنجا گفتند که: «عیسی مسیح خداست.» حالا دیگر نوبت خودشان است و هر کس دروازهی شرک را باز کرد فردا خودش هم ادعا میکند که با خدا کارهای هست، نسبتی دارد مثل الان یهود و نصارا، بعد از آن مرحله به مقدس شمردن خودشان رسیدند که گفتند ما فرزندان خدا هستیم، ما دوستداران خدا هستیم، خدا ما را خیلی دوست دارد، محبوبان خدا هستیم. میگوید که: «پس به آنها بگو چرا الله شما را به خاطر گناهانتان عذاب میدهد؟!» شما که گناه دارید و گناه انجام میدهید، فرزندان خدا و خدا که نباید گناه بکنند، شما که گناه انجام میدهید تازه عقوبت آن را هم میکشید، این همه در دنیا سختی متحمل میشوید پس چرا اینطوری است؟! پس این حرف را کنار بگذارید که شما به مثل سایر مخلوقات، بشری بیشتر نیستید و به مثل بقیه آدم های معمولی هستید. حالا هر کس را که بخواهد میبخشد و هر کس را که بخواهد عذاب میدهد و همه چیز در آسمانها و زمین از آن الله است و تعیین تکلیف همه چیز هم به الله برمیگردد، شما لطفاً تعیین تکلیف نکنید که شما کارهای نیستید، این ادعاها و خودپسندیها و خود مقدس جلوه دادنها را کنار بگذارید.
«يَا أَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءَكُمْ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ عَلَى فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ أَنْ تَقُولُوا مَا جَاءَنَا مِنْ بَشِيرٍ وَلَا نَذِيرٍ فَقَدْ جَاءَكُمْ بَشِيرٌ وَنَذِيرٌ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ»(مائده/۱۹)
ای اهل کتاب! قطعاً فرستادهی ما به سراغ شما آمد که برای شما قضایا را روشن کند بعد از یک فاصلهی خیلی طولانی از پیامبران، که میگویید: به سمت ما هیچ بشارتدهنده و انذاردهندهای نیامد! قطعاً که بشارت دهنده و انذاردهندهای به سراغ شما آمد و الله بر هر چیزی توانمند هست.
ای اهل کتاب! قطعاً فرستادهی ما سراغ شما آمد، که برای شما قضایا را روشن کند، بعد از یک فاصلهی خیلی طولانی از پیامبران، با یک فرجه، با یک فاصلهی زیاد، پیامبر ما الان سراغ شما آمد و بعد از این همه مدت طولانی، «فَتْرَةٍ» میشود مدت طولانی که حدوداً ششصد سال از زمان تولد پیامبر عیسی علیه السلام و تولد رسولالله صلیالله علیه وسلم پانصدوهفتاد سال تا بعثت ایشان طول میکشد، ششصدوده سال، این میشود «فَتْرَةٍ»، میگوید بعد از یک مدت طولانی، حالا برای شما و به سمت شما پیامبر آمد، ای اهل کتاب، یهودیان، نصارا و همهی مردم! بعد از این مدت طولانی آمد که الان باید مردم دلشان تنگ شده باشد با پیامبر، ششصد سال پیامبر روی کرهی زمین نیامده است، کسی انتخاب نشده است، الان باید مردم دلتنگ شده باشند، الان میگوید: «اهل کتاب! پیامبر ما سراغ شما آمد.» الان میخواهد قضایا را برای شما جا بیندازد، توضیح بدهد بعد از این همه مدت که بین پیامبران فاصله بود. «أَنْ تَقُولُوا مَا جَاءَنَا مِنْ بَشِيرٍ وَلَا نَذِيرٍ» که میگویید: «به سمت ما هیچ بشارتدهنده و انذاردهندهای نیامد، شما میگویید، این بهانه را میآورید که نیامد، حالا آمد تا نگویید که کسی نیامد. «فَقَدْ جَاءَكُمْ بَشِيرٌ وَنَذِيرٌ » قطعاً که بشارت دهنده و انذاردهندهای سراغ شما آمد. «وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» والله بر هر چیزی توانمند هست، الله هست که تصمیم میگیرد و تصمیم نهایی از آن اوست و توان همه چیز را او دارد، چه کسی را انتخاب کند، به سمت چه کسی، در چه زمانی… و همهی اینها در اختیارات الله است.
«وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جَعَلَ فِيكُمْ أَنْبِيَاءَ وَجَعَلَكُمْ مُلُوكًا وَآتَاكُمْ مَا لَمْ يُؤْتِ أَحَدًا مِنَ الْعَالَمِينَ»(مائده/۲۰)
آن زمانی که موسی به قومش گفت: «ای قوم من! شما نعمتهای الله را برخودتان به یادتان بیاورید خصوصاً آن زمانی که بین شما پیامبرانی قرار داد وشما را پادشاهانی قرار داد و چیزهایی به شما داد که خدا به هیچ احدی از جهانیان نداده بود.»
آن زمانی که موسی به قومش گفت: «ای قوم من شما نعمتهای الله را برخودتان به یاد بیاورید خصوصاً آن زمانی که بین شما پیامبرانی قرار داد.» «إِذْ جَعَلَ فِيكُمْ أَنْبِيَاءَ» این یک، دوم: «وَجَعَلَكُمْ مُلُوكًا» و شما را پادشاهانی قرار داد قبل از آنکه برده بودید، هیچ اختیاری از زندگی خودتان نداشتید، اختیار زن و بچهی خودتان را هم نداشتید، اختیار هیچ چیزی را نداشتید، اصلاً زیر دست فرعون برده بودید الان شما پادشاهی دارید زندگی میکنید، آزاد هستید، زن، بچه، ثروت، خدمتگزار، خدمتکار، همه چیز دارید و به شما پادشاهی داد، این زندگی را به شما بخشید. و سوم: «وَآتَاكُمْ مَا لَمْ يُؤْتِ أَحَدًا مِنَ الْعَالَمِينَ » و چیزهایی به شما داد که خدا به هیچ احدی از جهانیان نداده بود، آنها را به شما داد مثلاً همین که دریا شکافته شود، شما وسط دریا بروید عبور کنید، این همچنین چیزی، همچنین نعمتی به چه کسی داده است، خیلی راحت از دست دشمنتان نجات پیدا کنید با این وضعیت که از وسط دریا عبور کنید، چیزهایی به شما داده که به هیچ کس نداده است، اینها را به یادتان بیاورید. حالا بعد از یادآوری نعمتها
«يَا قَوْمِ ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ الَّتِي كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ وَلَا تَرْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِكُمْ فَتَنْقَلِبُوا خَاسِرِينَ»(مائده/۲۱)
ای قوم من! شما در سرزمین مقدس داخل شوید، آن سرزمینی که الله برایتان نوشته است و به عقب برنگردید که خسارت زده میشوید.
ای قوم من! شما در سرزمین مقدس داخل شوید، آن سرزمینی که الله برایتان نوشته این حق شما است، در این سرزمین وارد شوید؛ سرزمین مقدس، خب حالا میشود؛ منطقهی شام، فلسطین و آن طرفها که میفرماید: «الله برای شما نوشته و حق شما است.» چون بنیاسرائیل که فرزندان پیامبر یعقوب علیه السلام میباشند و پیامبر یعقوب که میدانید در کنعان زندگی میکرد نزدیک فلسطین امروزی بود، در سرزمین شام، در منطقهی شام، و وقتی که خشکسالی شد و یوسف هم به مصر برده شد و آنجا خزانهدار دولت شد و بعد از آن خشکسالی، بلند شد و کنعان را ترک کرد (یعنی سرزمین اصلی آنها) و رفت وارد مصر شد و آنجا، یعقوب و تمام فرزندان و نوادگانش زندگی خود را شروع کردند که در زمان پیامبر موسی آنها را نجات میدهد و از آن رود نیل عبور میکنند و این طرف میآیند یعنی از مصر که قارهی آفریقا باشد، به قارهی آسیا میآیند و الان که بخواهند برگردند به آنجا که زندگی کنند که حق آنها است و برای این کار هم خیلی اهداف گذاشته شده است؛ برای ترویج دین و چیزهای دیگر، الان دارد به آنها میگوید که «آن سرزمین مقدسی که الله برای شما نوشته، برای شما انتخاب کرده، وارد این سرزمین شوید. «وَلَا تَرْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِكُمْ» و به عقب برنگردید، عقب نشینی نکنید، فرار نکنید. «فَتَنْقَلِبُوا خَاسِرِينَ» که خسارت بار میشوید، خسارت زده میشوید اگر فرار کردید چون این امر خدا است و خودتان بیچاره میشوید، گرفتار میشوید.
«قَالُوا يَا مُوسَى إِنَّ فِيهَا قَوْمًا جَبَّارِينَ وَإِنَّا لَنْ نَدْخُلَهَا حَتَّى يَخْرُجُوا مِنْهَا فَإِنْ يَخْرُجُوا مِنْهَا فَإِنَّا دَاخِلُونَ»(مائده/۲۲)
گفتند: «ای موسی! همانا که در آنجا قومی ستمگر هستند و ما هرگز به آنجا پا نمیگذاریم و داخل نمیشویم تا وقتی که آنها از آنجا خارج شوند، وقتی که از آنجا خارج شدند ما داخل میشویم.
«قَالُوا يَا مُوسَى إِنَّ فِيهَا قَوْمًا جَبَّارِينَ» گفتند: «ای موسی! همانا که در آنجا قومی ستمگر هستند، قومی ظالم وبی رحم در آنجا زندگی میکنند ما که رفتیم، جای ما اقوام دیگری ساکن شدند.» (میگویند که عمالقه بودند.) «وَإِنَّا لَنْ نَدْخُلَهَا حَتَّى يَخْرُجُوا مِنْهَا فَإِنْ يَخْرُجُوا مِنْهَا فَإِنَّا دَاخِلُونَ» و ما هرگز به آنجا نمیرویم، پا نمیگذاریم تا وقتی که آنها از آنجا خارج شوند، حالا وقتی که از آنجا خارج شدند «فَإِنْ يَخْرُجُوا مِنْهَا فَإِنَّا دَاخِلُونَ» حالا میآییم.
«قَالَ رَجُلَانِ مِنَ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمَا ادْخُلُوا عَلَيْهِمُ الْبَابَ فَإِذَا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّكُمْ غَالِبُونَ وَعَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ»(مائده/۲۳)
دو مرد از کسانی که میترسیدند و دو مرد که الله برای آنها نعمت داده بود گفتند: «شما بروید برآنها وارد شوید پس وقتی که شما وارد شهر شدید شما پیروز میشوید و بر الله توکل کنید اگر شما واقعاً مؤمن هستید.»
دو مرد از کسانی که میترسیدند و دو مرد که الله برای آنها نعمت داده بود گفتند، حالا این دو مرد بنا بر صفحهی قبل که فرمود: الله برایشان نقبایی (نقیب) انتخاب کرده بود، دوازده نقیب که به عنوان فرماندهی آنها بودند، پیشوا و الگو بودند، دو نفرشان که خدا در حقشان نعمت داده بود، یعنی الله آنها را انتخاب کرده بوده چون آن نقیبها را خدا انتخاب کرده بوده، حالا یا مستقیم یا بر زبان پیامبر، غالبا بر زبان پیامبر انتخاب کرده بود، حالا آنها که بزرگتر بودند و احساس مسئولیت داشتند و از نافرمانی میترسیدند، گفتند: «ادْخُلُوا عَلَيْهِمُ الْبَابَ» شما بروید برآنها وارد شوید، از در شهر، داخل شهر بروید نترسید، «فَإِذَا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّكُمْ غَالِبُونَ» پس وقتی که شما وارد شهر شدید شما غالب میشوید، شما پیروز میشوید، «وَعَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ» و بر الله توکل کنید اگر شما واقعاً مؤمن هستید، خدا کمکتان میکند پس بروید و نترسید.